پایین‌ترین سرزمین در ماجرای روم

پیشگویی جغرافیایی یا تفسیر پسینی از قرآن؟

پایین‌ترین سرزمین در ماجرای روم یکی از پرسر‌وصدا‌ترین ادعاهای اعجاز علمی قرآن است. مبلغان مذهبی سال‌هاست تکرار می‌کنند که قرآن در ماجرای شکست روم از ایران، نه‌فقط یک خبر تاریخی داده، بلکه به یک «واقعیت جغرافیایی شگفت‌انگیز» هم اشاره کرده است: این‌که نبرد در «پایین‌ترین نقطهٔ زمین» رخ داده و منظور، همان ناحیهٔ دریای مرده بوده است. اما وقتی خود آیه را می‌خوانیم، ترجمه‌های رایج را می‌بینیم، تفسیرهای کلاسیک را مرور می‌کنیم و داده‌های تاریخی را کنار هم می‌گذاریم، این ادعا مثل خیلی از نمونه‌های دیگر اعجاز علمی از هم باز می‌شود. آنچه باقی می‌ماند، نه یک کشف خارق‌العاده، بلکه یک تفسیر پسینی و تبلیغاتی است که معنای طبیعی آیه را قربانی هیجان معجزه‌سازی کرده است.

آیات اصلیِ مرتبط

سوره روم، آیات ۲ تا ۵

غُلِبَتِ الرُّومُ ۝ فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ ۝ فِي بِضْعِ سِنِينَ ۗ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَمِنْ بَعْدُ ۚ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ ۝ بِنَصْرِ اللَّهِ يَنْصُرُ مَنْ يَشَاءُ ۖ وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ

ترجمه فولادوند:
«روميان شكست خوردند. در نزديكترين سرزمين، و[لى] بعد از شكستشان در ظرف چند سالى به زودى پيروز خواهند گرديد. فرمان از آنِ خداست، چه پيش از آن و چه پس از آن، و در آن روز مؤمنان به يارى خدا شادمان مى‌گردند. هر كه را بخواهد يارى مى‌كند و اوست شكست‌ناپذير مهربان.» [1]

همین ترجمهٔ فولادوند به‌تنهایی بخش بزرگی از نمایش اعجاز را خراب می‌کند. چرا؟ چون او «أدنى الأرض» را «نزدیک‌ترین سرزمین» ترجمه می‌کند، نه «پایین‌ترین نقطهٔ زمین». [1]

در ترجمهٔ رایج Quran.com هم همین معنا آمده و آیه به‌صورت “in a nearby land” ترجمه شده است. [3] یعنی حتی در ترجمه‌های رایج و متعارف، فهم اصلی آیه از جنس نزدیکی جغرافیایی است، نه کمترین ارتفاع از سطح دریا. 

این نکته مهم است، چون کل ادعای اعجاز دقیقاً روی همین تحریف کوچک اما سرنوشت‌ساز سوار می‌شود: واژه‌ای که در بستر طبیعی‌اش «نزدیک‌تر» فهمیده شده، ناگهان به «پایین‌تر» ترجمه می‌شود، و بعد روی همین لغزش، یک برج تبلیغاتی کامل می‌سازند.

ادعای اعجازگرایان دقیقاً چیست؟

در تبلیغات معاصر اسلامی، آیه معمولاً این‌طور بازخوانی می‌شود: «أدنى الأرض» یعنی «پایین‌ترین سرزمین»، و چون ناحیهٔ دریای مرده امروز به‌عنوان پایین‌ترین نقطهٔ طبیعی خشکی زمین شناخته می‌شود، پس قرآن ۱۴ قرن پیش به این واقعیت علمی اشاره کرده است.  بعضی از این متون حتی پا را فراتر می‌گذارند و طوری حرف می‌زنند که انگار قرآن محل دقیق نبرد را با نوعی اعجاز نقشه‌برداری مشخص کرده بوده است. [2]

اما مشکل این ادعا این است که تقریباً همهٔ قطعاتش شل و وصله‌پینه‌ای است. آیه خودش نامی از دریای مرده نمی‌برد. تفسیرهای کلاسیک «أدنى» را عمدتاً به معنای «أقرب» یعنی نزدیک‌تر گرفته‌اند. محل نبرد هم در سنت تفسیری قدیم به‌صورت کلی در ناحیهٔ شام و پیرامون آن فهمیده شده، نه با آن دقت اغراق‌آمیزی که امروز در بروشورهای اعجاز علمی می‌بینیم. [3] [5]

یعنی چه؟ یعنی این «معجزه جغرافیایی» را خود آیه فریاد نمی‌زند. این مفسر مدرن است که بعد از دانستن یک واقعیت جغرافیایی جدید، به عقب برمی‌گردد و آن را در دهان متن می‌گذارد.

تفسیرهای کلاسیک چه می‌گویند؟

اینجا ستون اصلی ادعای اعجاز فرو می‌ریزد. چون اگر قرآن واقعاً از «پایین‌ترین نقطهٔ زمین» خبر داده بود، انتظار می‌رفت مفسران کلاسیک که به زبان و فضای متن نزدیک‌تر بودند، دست‌کم نشانه‌ای روشن از این معنا ببینند. اما آنچه در تفاسیر کهن می‌بینیم، به طرز آزاردهنده‌ای برای اعجازگرایان، خلاف این است.

در تفسیر جلالین، عبارت «فِي أَدْنَى الْأَرْضِ» صریحاً این‌گونه توضیح شده است: «أَيْ أَقْرَب أَرْض الرُّوم إِلَى فَارِس»؛ یعنی نزدیک‌ترین سرزمین روم به فارس. [3] این تفسیر خیلی مهم است، چون یکی از مشهورترین و موجزترین تفاسیر سنتی است و نشان می‌دهد که مفسر، «أدنى» را در این مقام به معنای نزدیک‌تر فهمیده، نه پایین‌تر. [3]

طبری هم همین خط را ادامه می‌دهد و ذیل آیه می‌نویسد: «فِي أَدْنَى الأرْضِ مِنْ أَرْضِ الشَّامِ إِلَى أَرْضِ فَارِس»؛ یعنی در نزدیک‌ترین بخش زمین، از ناحیهٔ شام به سرزمین فارس. [4] این تعبیر کاملاً بر جغرافیای سیاسی-نظامی تکیه دارد، نه بر سنجش ارتفاع از سطح دریا. طبری اصلاً دنبال این نیست که بگوید این منطقه «پست‌ترین نقطهٔ خشکی زمین» بوده؛ او فقط از نزدیک‌ترین جبههٔ نبرد در نسبت با قلمرو فارس سخن می‌گوید.

بغوی حتی از این هم روشن‌تر حرف می‌زند. او در شرح سبب نزول آیه می‌گوید دو سپاه در أذرعات و بُصرى با هم روبه‌رو شدند، و آن ناحیه را «أدنى الشام إلى أرض العرب والعجم» می‌نامد؛ یعنی نزدیک‌ترین بخش شام به سرزمین عرب و عجم.  این گزارش دو نکته‌ی مهم دارد: نخست این‌که محل درگیری را در سنت تفسیری قدیم به‌طور کلی در ناحیهٔ شام و اطراف أذرعات و بصرى می‌فهمیدند؛ دوم این‌که «أدنى» را در معنای نزدیک‌تر بودن به حوزه‌های عرب و فارس به کار می‌بردند، نه در معنای پست‌ترین گودی زمین. [5]

پس اگر معیار، فهم مفسران اولیه و میانهٔ اسلامی باشد، ادعای «پایین‌ترین نقطهٔ زمین» تقریباً روی هواست. تفاسیر کلاسیک، که از نظر زبانی و تاریخی به متن نزدیک‌تر بودند، آیه را عمدتاً دربارهٔ نزدیک‌ترین جبههٔ نبرد فهمیده‌اند، نه یک کشف ژئوفیزیکی. [3] [5]

تاریخ واقعی جنگ روم و ایران چه می‌گوید؟

از نظر تاریخی، زمینهٔ آیه روشن است. در سال‌های ۶۱۳ و ۶۱۴ میلادی، نیروهای ساسانی پیشروی بزرگی علیه بیزانس داشتند؛ در ۶۱۳ یک سپاه رومی را شکست دادند، سوریه و شمال فلسطین را اشغال کردند، و در ۶۱۴ وارد اورشلیم شدند. این همان دوره‌ای است که موقعیت بیزانس در شام و فلسطین عملاً فرو می‌ریزد و آیات آغازین سوره روم به آن واکنش نشان می‌دهند. [8]

بعداً اوضاع عوض شد. بریتانیکا می‌گوید هراکلیوس از ۶۲۲ وارد ضدحمله شد، در ۶۲۷ نیروی اصلی ایران را در نینوا درهم شکست، و در ۶۳۰ صلیب مقدس را با شکوه به اورشلیم بازگرداند. [10] یعنی هستهٔ اصلی آیه، یک خبر سیاسی-نظامی درباره شکست و سپس بازگشت روم است، نه یک اعلامیهٔ علمی درباره پایین‌ترین نقطهٔ طبیعی خشکی جهان. [8]

این نکته را نباید دست‌کم گرفت. متن آیه خودش روی شکست روم و پیروزی دوبارهٔ آن در چند سال بعد تمرکز دارد. اما اعجازگرایان، مرکز ثقل آیه را کنار می‌زنند و از یک تعبیر کش‌دار، یک «معجزهٔ جغرافیایی» بیرون می‌کشند. این همان بیماری مزمن این نوع تفسیرهاست: اصل ماجرا را رها می‌کنند و روی چیزی سوار می‌شوند که بشود بیشتر تبلیغش کرد.

آیا ناحیهٔ دریای مرده واقعاً پایین‌ترین نقطهٔ طبیعی خشکی زمین است؟

بله. ناحیهٔ دریای مرده امروز به‌عنوان پایین‌ترین نقطهٔ طبیعیِ سطح خشکی زمین شناخته می‌شود. بریتانیکا می‌گوید دریای مرده بیش از ۱۴۰۰ فوت، یعنی بیش از ۴۳۰ متر، پایین‌تر از سطح دریا قرار دارد و پایین‌ترین نقطهٔ طبیعی سطح زمین است.  این بخش از ماجرا از نظر جغرافیایی درست است. [7]

اما درست بودن این واقعیت بیرونی، به‌خودی‌خود معجزه درست نمی‌کند. این‌جا همان لغزش رایج رخ می‌دهد که انسان‌ها خیلی دوستش دارند: یک چیز بیرون از متن درست است، پس لابد متن هم همان را گفته. نه، چنین نتیجه‌ای خودکار نیست. برای این‌که چیزی معجزه شود، باید نشان داده شود که قرآن دقیقاً همین معنا را قصد کرده و مخاطب نخستین هم می‌توانسته آن را همین‌طور بفهمد. در حالی که تفسیرهای کلاسیک چنین چیزی را تأیید نمی‌کنند و خود آیه هم نامی از دریای مرده، دره اردن یا اندازه‌گیری ارتفاع نمی‌آورد. [3] [5]

بین این دو گزاره فاصله‌ای جدی وجود دارد:

  • «دریای مرده پایین‌ترین نقطهٔ طبیعی خشکی زمین است.» [7]
  • «پس آیهٔ قرآن حتماً همین را گفته است.»

اعجازگرایان این فاصله را با تخیل پر می‌کنند، نه با استدلال.

مشکل اصلی کجاست؟

مشکل اصلی این است که خوانش معاصر، آیه را از معنای طبیعی و تاریخی‌اش جدا می‌کند و بعد با دانسته‌های جغرافیایی جدید دوباره مونتاژ می‌کند. اگر «أدنى الأرض» در سنت تفسیری غالباً به معنای «نزدیک‌ترین سرزمین» فهمیده شده باشد، تبدیل کردن آن به «پایین‌ترین نقطهٔ خشکی زمین» دیگر یک ترجمهٔ بی‌طرف نیست؛ یک بازنویسی جهت‌دار و تبلیغاتی است.

حتی از نظر تاریخی هم این ادعا مشکل دارد. مفسران قدیم محل درگیری را به‌طور کلی در ناحیهٔ شام، أذرعات و بصرى ذکر می‌کنند. [5] این با ادعای فوق‌دقیق و متأخر «حاشیهٔ دریای مرده، پایین‌ترین نقطهٔ زمین» یکی نیست. پس مدافعان اعجاز، هم معنای واژه را جابه‌جا کرده‌اند، هم محل رویداد را به‌نفع نظریهٔ خود دوباره بازسازی کرده‌اند. [2]

این دیگر تفسیر طبیعی متن نیست. این شبیه آن است که اول جواب را از جغرافیا بگیری، بعد برگردی سراغ قرآن و آن‌قدر واژه را بپیچانی تا شبیه آن جواب شود.

نتیجه نهایی

آیات آغازین سوره روم، پیش از هر چیز، یک خبر سیاسی-تاریخی هستند: رومیان شکست خورده‌اند و پس از چند سال دوباره پیروز خواهند شد. عبارت «أدنى الأرض» در ترجمهٔ فولادوند «نزدیک‌ترین سرزمین» آمده و در تفسیرهای کلاسیکی چون جلالین، طبری و بغوی نیز عمدتاً به همین معنا، یعنی نزدیک‌ترین ناحیهٔ روم به فارس یا به سرزمین عرب، فهمیده شده است. این‌که امروز برخی مدافعان اصرار دارند آیه از «پایین‌ترین نقطهٔ زمین» خبر داده، بیشتر یک تفسیر پسینی است تا معنای طبیعی متن. 

بله، ناحیهٔ دریای مرده واقعاً پایین‌ترین نقطهٔ طبیعی خشکیِ زمین است. اما از این واقعیت بیرونی، بدون پشتوانهٔ جدی زبانی و تفسیری، نمی‌توان نتیجه گرفت که قرآن چنین کشفی را پیشاپیش بیان کرده است. در این پرونده هم، مثل بسیاری از نمونه‌های دیگر اعجاز علمی، چیزی که به‌عنوان «معجزه» فروخته می‌شود، در عمل چیزی جز ترجمهٔ جهت‌دار، انتخاب گزینشی داده‌ها، و تحمیل معنای مدرن بر متن کهن نیست.

منابع

[1]. متن آیات ۳۰:۲ تا ۳۰:۵ و ترجمهٔ فولادوند که «فِي أَدْنَى الْأَرْضِ» را «در نزدیکترین سرزمین» ترجمه می‌کند. (parsquran.com)

[2]. نمونه‌ای از خوانش اعجازگرایانهٔ معاصر که «أدنى الأرض» را «lowest land» می‌گیرد و آن را به ناحیهٔ دریای مرده پیوند می‌دهد. (islamreligion.com)

[3]. تفسیر جلالین بر آیه ۳۰:۳: «أقرب أرض الروم إلى فارس بالجزيرة»؛ یعنی نزدیک‌ترین سرزمین روم به فارس. (Quran.com)

[4]. تفسیر طبری بر آیه ۳۰:۳: «في أدنى الأرض من أرض الشام إلى أرض فارس»؛ یعنی نزدیک‌ترین بخش زمین، از ناحیهٔ شام به سرزمین فارس. (Quran.com)

[5]. تفسیر بغوی بر آیه ۳۰:۳ که محل درگیری را أذرعات و بصرى می‌داند و آن را «أدنى الشام إلى أرض العرب والعجم» معرفی می‌کند. (Quran.com)

[6]. تفسیر معارف‌القرآن که آیه را در قالب خبر از جنگ روم و فارس و پیروزی دوبارهٔ روم شرح می‌دهد و ترجمهٔ «nearby land» را بازتاب می‌دهد. (Quran.com)

[7]. بریتانیکا دربارهٔ درهٔ اردن و دریای مرده: بیش از ۴۳۰ متر پایین‌تر از سطح دریا و پایین‌ترین نقطهٔ طبیعی سطح زمین. (Encyclopedia Britannica)

[8]. دانشنامهٔ ایرانیکا دربارهٔ خسرو دوم: شکست سپاه روم در ۶۱۳، اشغال سوریه و شمال فلسطین، و ورود به اورشلیم در ۶۱۴. (Encyclopaedia Iranica)

[9]. بریتانیکا دربارهٔ فلسطین در دورهٔ رومی: حملهٔ خسرو دوم در ۶۱۱ و تصرف اورشلیم در ۶۱۴. (Encyclopedia Britannica)

[10]. بریتانیکا دربارهٔ هراکلیوس: آغاز ضدحمله در ۶۲۲، پیروزی نهایی در ۶۲۷، و بازگرداندن صلیب مقدس به اورشلیم در ۶۳۰. (Encyclopedia Britannica)

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *