کوهها و لرزش زمین در قرآن: لنگر برای زمینی که کشتی نیست
هشت قرن پیش، فخر رازی به آیهای رسید که میگوید خدا کوهها را در زمین افکند تا زمین آدمیان را نجنباند: کوهها برای جلوگیری از لرزش زمین. توضیح رایج را نوشت. زمین مثل کشتی بر آب بود و تاب میخورد، خدا کوههای سنگین را بر آن گذاشت و آرام گرفت. بعد سه ایراد فیزیکی گرفت. زمین از آب سنگینتر است و باید در آن فرو برود، نه اینکه رویش شناور بماند. اگر کوه زمین را نگه میدارد، آب زیر زمین را چه نگه میدارد؟ و اگر کل زمین بجنبد، کسی که روی آن است حس نمیکند، مثل مسافر کشتی.
راهحل خودش این بود: زمین کره است، کره صاف با کمترین سبب میچرخد، و کوهها مثل میخهایی در کره نمیگذارند بچرخد. امروز میدانیم زمین میچرخد، با همه کوههایش.
ادعای اعجاز علمی همین آیه را جور سومی میخواند: کوهها پوسته زمین را پایدار میکنند و مانع لرزش زمیناند، و این را زمینشناسی تازه فهمیده است. این نوشته از مجموعه «زمین، دریا و پدیدههای طبیعی» در مرتدین (Mortadin) نشان میدهد که هر سه خوانش یک سرنوشت دارند. آیه تصویری کهن دارد، زمینی گسترده که بی لنگر کج میشود، و هر دورهای علم خودش را به آن بسته است. خوانش امروز از دو تای پیشین هم بدتر است: زلزلهخیزترین جاهای زمین کوهستاناند.
فهرست مطالب
- آیهها چه میگویند؟
- «رواسی» و «تمید»: دو واژه از زبان کشتی
- نخستین خوانندگان: زمینی که روی آب تاب میخورد
- فخر رازی: سه ایراد، و راهحلی که بدتر شد
- ادعای امروز: «کوهها مانع لرزش زمین میشوند»
- علم چه میگوید: کوه و زلزله فرزند یک فرایندند
- خود قرآن: کوهنشینانی که زلزله گرفت
- تصویر از کجا میآید؟
- کارنامه «کوهها و لرزش زمین» در جدول آزمون
- قویترین دفاع: «ریشه کوهها پوسته را متعادل نگه میدارد»
- جمعبندی: لنگر برای زمینی که کشتی نیست
- پرسشهای رایج درباره کوهها و لرزش زمین
- منابع
- مطالعه بیشتر در مجموعه زمین، دریا و پدیدههای طبیعی
آیهها چه میگویند؟
وَأَلْقَىٰ فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ وَأَنْهَارًا وَسُبُلًا لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ
«و در زمین کوههایی استوار افکند تا شما را نجنباند، و رودها و راهها [قرار داد] تا شما راه خود را پیدا کنید.» (نحل، ۱۶:۱۵)
وَجَعَلْنَا فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِهِمْ وَجَعَلْنَا فِيهَا فِجَاجًا سُبُلًا لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ
«و در زمین کوههایی استوار نهادیم تا مبادا [زمین] آنان [=مردم] را بجنباند، و در آن راههایی فراخ پدید آوردیم، باشد که راه یابند.» (انبیاء، ۲۱:۳۱)
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ۖ وَأَلْقَىٰ فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ وَبَثَّ فِيهَا مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ ۚ وَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ
«آسمانها را بیهیچ ستونی که آن را ببینید خلق کرد و در زمین کوههای استوار بیفکند تا [مبادا زمین] شما را بجنباند، و در آن از هر گونه جنبندهای پراکنده گردانید، و از آسمان آبی فرو فرستادیم و از هر نوع [گیاه] نیکو در آن رویانیدیم.» (لقمان، ۳۱:۱۰)
عبارت أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ، «مبادا شما را بجنباند»، سه بار در قرآن آمده و هر سه بار پس از واژه «رواسی» است. خود «رواسی» در نه آیه آمده، و یک بار هم فعلش: وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا. فعل آیهها هم گویاست. چهار بار «افکندن» است، و آیه ۱۰ فصلت میگوید کوهها را مِنْ فَوْقِهَا نهاد، از بالای زمین. دو آیه افکندن کوه را کنار گستردن زمین میگذارند: وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ، زمین را گستردیم و در آن رواسی افکندیم.
پس تصویر این است: زمینی گسترده، کوههایی که از بالا در آن افکنده شدهاند، و نتیجهای برای ساکنانش: زمین دیگر آنان را نمیجنباند. دو واژه کلید است، «رواسی» و «تمید»، و هر دو از دریا میآیند.
«رواسی» و «تمید»: دو واژه از زبان کشتی
ریشه «رسو» یعنی ایستادن و لنگر انداختن. قرآن آن را برای کشتی نوح به کار میبرد: مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا، روانشدنش و لنگرانداختنش. فولادوند در ترجمه آیههای کوه بارها همین واژه را میگذارد: «لنگرآسا»، «مانند لنگر»، و در آیه ۳۲ نازعات، «کوهها را لنگر آن گردانید».
واژه «مید» را مفسران با کشتی معنا میکنند. طبری مینویسد: مَادَتِ السَّفِينَةُ تَمِيدُ مَيْدًا إِذَا تَكَفَّأَتْ بِأَهْلِهَا وَمَالَتْ، میگویند کشتی «ماد» وقتی با سرنشینانش کج شود و بغلتد. بغوی میافزاید:
وَالْمَيْدُ: هُوَ الِاضْطِرَابُ وَالتَّكَفُّؤُ، وَمِنْهُ قِيلَ لِلدَّوَّارِ الَّذِي يَعْتَرِي رَاكِبَ الْبَحْرِ: مَيَدٌ
«مید همان ناآرامی و کجشدن است، و از همین است که به سرگیجهای که مسافر دریا میگیرد «مید» میگویند.»
قرطبی آن را الِاضْطِرَابُ يَمِينًا وَشِمَالًا میداند، تابخوردن به راست و چپ، و مثال میزند که شاخهها «مادت»، خم شدند. این تکان زلزله نیست. تابخوردن چیزی شناور است.
قرآن برای زلزله واژه دارد و هیچکدام را اینجا نیاورده است: «زلزله» (زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ)، «رجفه» که قوم ثمود را گرفت، «رج» (رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا)، و «خسف»، فروبردن زمین. آیههای کوه از هیچیک حرف نمیزنند. از کجشدن حرف میزنند.
نخستین خوانندگان: زمینی که روی آب تاب میخورد
روایتهای طبری ذیل آیه ۱۵ نحل یک داستان میگویند. از قیس بن عباد: خدا که زمین را آفرید، زمین تاب میخورد، و فرشتگان گفتند این کسی را بر پشت خود نگه نمیدارد. صبح که شد، کوهها در آن بود. از علی: زمین جستوخیز کرد و گفت پروردگارا، آدمیان را بر من میگذاری که بر من گناه کنند؟ پس خدا کوهها را بر آن لنگر کرد. قرطبی همین را از وهب بن منبه میآورد:
خَلَقَ اللَّهُ الْأَرْضَ فَجَعَلَتْ تَمِيدُ وَتَمُورُ، فَقَالَتِ الْمَلَائِكَةُ: إِنَّ هَذِهِ غَيْرُ مُقِرَّةٍ أَحَدًا عَلَى ظَهْرِهَا فَأَصْبَحَتْ وَقَدْ أُرْسِيَتْ بِالْجِبَالِ
«خدا زمین را آفرید و زمین کج میشد و تاب میخورد. فرشتگان گفتند: این کسی را بر پشت خود آرام نمیگذارد. بامداد که شد، با کوهها لنگر شده بود.»
ترمذی همین را حدیث پیامبر میآورد: لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ الْأَرْضَ جَعَلَتْ تَمِيدُ فَخَلَقَ الْجِبَالَ، چون خدا زمین را آفرید زمین تاب میخورد، پس کوهها را آفرید و بر آن نهاد و آرام گرفت. خودش حدیث را «غریب» میخواند. در منابع شیعی هم همین هست. پژوهشکده اعجاز قرآن دانشگاه شهید بهشتی حدیثی از امام صادق از پیامبر نقل میکند که خدا کوهها را بر پشت زمین «همچون میخهایی ثابت ساخت» و زمین «ساکن شد».
و چرا زمین تاب میخورد؟ چون بر چیزی شناور بود. طبری ذیل آیه نخست سوره قلم از ابنعباس میآورد:
وَبُسِطَتِ الْأَرْضُ عَلَى ظَهْرِ النُّونِ، فَاضْطَرَبَ النُّونُ، فَمَادَتِ الْأَرْضُ، فَأُثْبِتَتْ بِالْجِبَالِ
«زمین بر پشت ماهی گسترده شد. ماهی جنبید و زمین کج شد، پس با کوهها استوارش کردند.»
همین تصویر در شعری هست که سنت اسلامی به زید بن عمرو بن نفیل نسبت میدهد، یکتاپرست مکی که به گفته سعید بن مسیب پنج سال پیش از بعثت مرد. ابنکثیر آن را از ابناسحاق میآورد:
دَحَاهَا فَلَمَّا اسْتَوَتْ شَدَّهَا سَوَاءً وَأَرْسَى عَلَيْهَا الْجِبَالَا
«آن را گسترد، و چون هموار شد محکمش کرد و کوهها را بر آن لنگر ساخت.»
درستی انتساب شعرهای حنیفان محل بحث است. اما هر دو حالت به یک جا میرسد. اگر شعر اصیل است، این تصویر پیش از قرآن در مکه بود. اگر ساخته مسلمانان نخستین است، نشان میدهد آنان آیه را چگونه میفهمیدند: زمینی گسترده که کوه لنگرش میشود.
فخر رازی: سه ایراد، و راهحلی که بدتر شد
رازی خوانش رایج را به «جمهور» نسبت میدهد و چنین خلاصه میکند: کشتی بر آب به این سو و آن سو کج میشود، و چون بار سنگین در آن بگذارند آرام میگیرد. زمین هم بر آب تاب میخورد و خدا کوههای سنگین را بر آن آفرید. بعد مینویسد این توضیح از چند جهت مشکل دارد. سه ایرادش را در آغاز آوردیم.
در میان بحث، خودش پای زلزله را پیش میکشد و کنار میگذارد. میپرسد مگر نه اینکه بخارهای حبسشده در درون زمین آن را هنگام زلزله میجنبانند؟ و پاسخ میدهد آن بخارها در تکه کوچکی از زمین حبساند و فقط همان تکه میجنبد، مثل پریدن عضوی از تن. برای رازی زلزله چیز دیگری است، با علتی دیگر، و آیه درباره آن نیست.
راهحل خودش را با دانش روزگارش میسازد:
ثَبَتَ بِالدَّلائِلِ اليَقِينِيَّةِ أنَّ الأرْضَ كُرَةٌ، وثَبَتَ أنَّ هَذِهِ الجِبالَ عَلى سَطْحِ هَذِهِ الكُرَةِ جارِيَةٌ مَجْرى خُشُوناتٍ تَحْصُلُ عَلى وجْهِ هَذِهِ الكُرَةِ
«با دلیلهای یقینی ثابت شده که زمین کره است، و ثابت شده که این کوهها بر سطح این کره مانند زبریهاییاند بر روی آن.»
کره صاف، میگوید، با کمترین سبب به دور خودش میچرخد. کوهها با سنگینیشان رو به مرکز جهان فشار میآورند و مثل میخ نمیگذارند کره بچرخد. نتیجه: کوهها زمین را مِنَ الحَرَكَةِ المُسْتَدِيرَةِ بازداشتهاند، از حرکت چرخشی.
این هوشمندانهترین خوانش علمی آیه در تفسیرهای کهن است، و نادرست است. زمین هر شبانهروز یک بار به دور خودش میچرخد، در استوا با سرعتی بیش از ۱۶۰۰ کیلومتر در ساعت، و کوهها کاری با آن ندارند. رازی درست میگفت که کوهها «زبری»اند: بلندترین کوه زمین کمتر از نه کیلومتر است و شعاع زمین بیش از شش هزار کیلومتر. اما از همین نتیجهای گرفت که آیه را با کیهانشناسی زمینمرکز روزگارش جور کند. الگو همان است که در خطای پسنگرانه در تفسیر قرآن دیدهایم: هر قرن علم خودش را در آیه پیدا میکند.
ادعای امروز: «کوهها مانع لرزش زمین میشوند»
موریس بوکای در ۱۹۷۶ آیهها را چنین خواند: چینخوردگیها به کوهها «پی» میدهند، پایداری پوسته زمین «نتیجه همین چینهاست»، و آیهها «کاملا با دادههای زمینشناسی سازگارند». خودش کمی پیشتر در همان بخش نوشته بود که پایداری پوسته یکنواخت نیست و «مناطقی هست که در آنها زمینلرزه رخ میدهد». نگفت آن مناطق کجاست.
جزوه «راهنمای مصور کوتاه برای فهم اسلام» (۱۹۹۷) صریحتر است: کوهها «نقش مهمی در پایدارکردن پوسته زمین دارند» و «مانع لرزش زمین میشوند». جزوه بحث را با کتاب درسی «زمین»، نوشته پرس و سیور، آغاز میکند. اما جمله اصلی، اینکه کوهها مانع لرزشاند، پانویسش به آن کتاب نیست. به کتابی است از النجار با عنوان «مفهوم زمینشناختی کوهها در قرآن»، یعنی به یک اثر اعجاز علمی دیگر. ادعا با نام یک کتاب درسی آغاز میشود و با سند یک مدافع تمام میشود.
به فارسی، پژوهشکده اعجاز قرآن دانشگاه شهید بهشتی در نوشته «میخوارگی کوهها از منظر قرآن و علم» بخشی دارد با عنوان «حفاظت زمین از لرزش و زلزله»، و نتیجه میگیرد: این تعبیر قرآن نشان میدهد که «کوهها مانع از نوسانات و لرزشهای زمین میشوند».
علم چه میگوید: کوه و زلزله فرزند یک فرایندند
پوسته زمین از صفحههایی ساخته شده که آهسته حرکت میکنند. سازمان زمینشناسی آمریکا (USGS) زلزله را چنین توضیح میدهد: صفحهها در لبههایشان به سبب اصطکاک گیر میکنند، و وقتی تنش از اصطکاک بیشتر شود، لغزشی ناگهانی رخ میدهد و انرژیاش به صورت موج در پوسته پخش میشود. کوههای بزرگ در همان لبهها ساخته میشوند، جایی که دو صفحه به هم فشار میآورند. کوه و زلزله دو نتیجه یک فشارند.
هیمالیا نمونه روشن آن است. به نوشته USGS، هند حدود چهل تا پنجاه میلیون سال پیش به آسیا خورد، هیمالیا هنوز سالی بیش از یک سانتیمتر بالا میآید، و برخی از ویرانگرترین زلزلههای تاریخ به همین فرایند برمیگردد. کمربند زلزله آلپی، که از جاوه و سوماترا تا هیمالیا و مدیترانه کشیده شده، به گفته همین نهاد حدود هفده درصد بزرگترین زلزلههای جهان را دارد. در مسیر این کمربند، رشتهکوههای هیمالیا و زاگرس و البرز و آلپ نشستهاند.
فهرست تلفات هم همین را میگوید. بر پایه پایگاه داده زلزلههای مهم NOAA: نپال، ۲۰۱۵، بزرگی ۷/۸، در دامنه هیمالیا، ۸۹۵۷ کشته. کشمیر، ۲۰۰۵، بزرگی ۷/۶، بیش از ۷۶ هزار کشته. و در ایران: رودبار و منجیل در البرز، ۱۳۶۹، بزرگی ۷/۳، چهل هزار کشته. بم، ۱۳۸۲، بزرگی ۶/۶، سی و یک هزار کشته. کرمانشاه در زاگرس، ۱۳۹۶، بزرگی ۷/۳، ۶۳۰ کشته. ایران سرزمین کوههاست و سرزمین زلزله.
اگر کوهها زمین را از لرزش نگه میداشتند، باید زلزلهها از کوهستان دور میبودند. نقشه برعکس است. کوه نشانه جایی است که پوسته زیر فشار است، نه داروی آن.
دو جزء دیگر تصویر آیه هم با زمینشناسی نمیخواند. کوهها «افکنده» نشدهاند و «از بالا» نیامدهاند. از پایین و از پهلو بالا رانده شدهاند، با فشاری که هنوز ادامه دارد. و زمین بی کوه کج نمیشد. زمین روی چیزی شناور نیست که تاب بخورد.
خود قرآن: کوهنشینانی که زلزله گرفت
نکتهای هست که ادعای امروز را با خود قرآن هم ناسازگار میکند. قوم ثمود، به گفته قرآن، وَتَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُيُوتًا، از کوهها خانه میتراشیدند. چهار آیه بعد: فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ. فولادوند ترجمه میکند: «زمینلرزه آنان را فرو گرفت.» در جهان قرآن، کوه مردم را از زلزله نگه نمیدارد. خدا هر وقت بخواهد زمین را میلرزاند: فَإِذَا هِيَ تَمُورُ، و ناگاه زمین تاب میخورد. در قیامت هم زمین و کوه با هم میلرزند: يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَالْجِبَالُ.
پس «کوهها مانع زلزلهاند» حتی حرف قرآن نیست. حرف قرآن چیز دیگری است و کهنتر: زمین در آغاز تاب میخورد و کوهها آن را برای زیستن آرام کردند. مدافع امروز میان دو گزاره مانده است. گزارهای که آیه میگوید نادرست است، چون زمین کشتی نیست. گزارهای که او به آیه میبندد هم نادرست است، چون کوهستان جای زلزله است.
تصویر از کجا میآید؟
زمینی که بر آب گسترده شده و باید محکم شود تا نلرزد، تصویر مشترک خاور نزدیک باستان است. مزامیر میگوید خدا زمین را «بر اقیانوس بنیاد نهاد» (۲۴:۲) و «بر آب گسترد» (۱۳۶:۶)، و آن را «بر پایههایش استوار کرد تا هرگز نلغزد» (۱۰۴:۵). «جهان استوار است و نمیجنبد» (۹۳:۱). زمین ستون دارد. خداست که ستونهایش را محکم نگه میدارد (مزامیر ۷۵:۴)، یا زمین را از جا میجنباند تا ستونهایش بلرزد (ایوب ۹:۶). کوهها هم پایه دارند: حکمت میگوید پیش از آنکه پی کوهها فرو برده شود زاده شد (امثال ۸:۲۵)، و یونس تا «بن کوهها» فرو میرود (یونس ۲:۷).
قرآن همین جهان را دارد: زمینی که گسترده شده، آسمانی که سقف است، عرشی که بر آب است. اینها را در آفرینش آسمان و زمین در قرآن و سقف محفوظ در قرآن باز کردهایم. کوه در این جهان همان کاری را میکند که بار سنگین در ته کشتی میکند: نمیگذارد چیز گسترده و سبک تکان بخورد. برای مردمی که با کشتی سفر میکردند، این تصویر توضیح نمیخواست. قرآن خودش به شنوندگانش میگوید شما سوار کشتی میشوید، و این را در تاریکی اعماق دریا و امواج درونی در قرآن آوردهایم.
کارنامه «کوهها و لرزش زمین» در جدول آزمون
هشت معیار این جدول در معیارهای معجزه علمی شرح داده شده است.
| معیار | نتیجه |
|---|---|
| ۱. تعین | مردود. «تمید» را کجشدن کشتی، چرخش کره و لرزش پوسته خواندهاند. آیه نه گسل میگوید، نه صفحه، نه زلزله. |
| ۲. تقدم مستند | مردود. مفسران کهن زمینی شناور بر آب یا بر پشت ماهی فهمیدند و رازی زمینی که نباید بچرخد. خوانش پوستهای در نیمه دوم سده بیستم پیدا شد. |
| ۳. نوبودن | مردود. زمین استوارشده بر آب در مزامیر هست، و لنگرشدن زمین با کوه در شعر منسوب به زید بن عمرو، که پیش از بعثت مرد. |
| ۴. دقت انطباق | مردود. کوهها مانع لرزش نیستند. کمربند آلپی، از هیمالیا تا مدیترانه، هفده درصد بزرگترین زلزلهها را دارد. کوهها هم از بالا افکنده نشدهاند. |
| ۵. حسابداری متقارن | مردود. «رواسی» زمینشناسی شمرده میشود، و زمین گسترده، کوه افکنده از بالا، و زمینی که بی کوه کج میشد، به حساب نمیآید. |
| ۶. ابطالپذیری | مردود. وقتی زمین را ساکن میدانستند، کوهها نمیگذاشتند بچرخد. حالا که میچرخد و میلرزد، کوهها «تعادل پوسته» را نگه میدارند. هر علمی بیاید، آیه با آن جور میشود. |
| ۷. باروری پیشبینانه | مردود. تکتونیک صفحهای را زمینشناسان سده بیستم ساختند. رازی از همین آیه نتیجه گرفت که زمین نمیچرخد. |
| ۸. آزمون کنترل | مردود. مزمور ۱۰۴ میگوید خدا زمین را بر پایههایش استوار کرد «تا هرگز نلغزد». با همین روش، مزامیر هم زمینشناسی است. |
قویترین دفاع: «ریشه کوهها پوسته را متعادل نگه میدارد»
دفاع فنیتر به ایزوستازی تکیه میکند. کوهها ریشه دارند، ریشه در گوشته فرو رفته، و این پوسته را متعادل میکند. پس «رواسی» درست است، حتی اگر کوه جلوی زلزله را نگیرد. درباره ریشه و تشبیه «میخ» در کوهها بهعنوان میخهای زمین در قرآن جداگانه بحث میکنیم. اینجا سه نکته بس است.
اول، ایزوستازی نگهداشتن نیست، شناوری است. بریتانیکا آن را تعادلی میداند که در آن تکههای بزرگ سنگکره چناناند که گویی «بر لایه چگالتر زیرین شناورند»، و کوه بلند ریشهای کمچگال و ژرف دارد. ریشه نتیجه وزن کوه است، مثل بخش زیر آب کوه یخ. کوه یخ دریا را آرام نمیکند.
دوم، آیه کارکردی برای آدمها میگوید: مبادا زمین شما را بجنباند. تعادل شناوری یک رشتهکوه چنین کاری نمیکند. همان رشتهکوه، چنانکه دیدیم، جایی است که زمین آدمها را بیش از هر جای دیگر میجنباند.
سوم، طنز ماجرا. اگر تشبیهی در این بحث به علم نزدیک باشد، تشبیه مفسران کهن است، نه مدافعان امروز: پوسته واقعا بر چیزی شناور است. اما در آن تصویر، کوه بار کشتی بود که نمیگذاشت کج شود. در ایزوستازی، کوه خودش تکهای از کشتی است که بیشتر در آب فرو رفته. بار و لنگری در کار نیست.
استدلال چهارپایهای که هر ادعای اعجاز علمی باید بر آن بایستد در اعجاز علمی قرآن چیست؟ آمده است. اینجا پایه سوم وارونه است. علم نشان نداده که کوهها مانع لرزش زمیناند. نشان داده که کوه و زلزله از یک جا میآیند.
جمعبندی: لنگر برای زمینی که کشتی نیست
سه آیه قرآن میگویند خدا کوهها را در زمین افکند تا زمین ساکنانش را نجنباند. واژهها از دریا آمدهاند: «رواسی» از لنگر انداختن و «تمید» از کجشدن کشتی. نخستین خوانندگان همین را فهمیدند. زمین بر آب یا بر پشت ماهی گسترده بود، تاب میخورد، و کوهها آرامش کردند. همین تصویر در مزامیر و در شعر منسوب به زید بن عمرو هست.
این تصویر سه بار با علم روز تطبیق داده شده است. مفسران نخستین آن را با زمین شناور خواندند. رازی، که میدانست زمین کره است و کوهها بر آن زبریاند، نتیجه گرفت کوهها نمیگذارند کره بچرخد. مدافعان امروز میگویند کوهها پوسته را پایدار میکنند و مانع لرزش زمیناند. زمین بر آب شناور نیست، میچرخد، و در کوهستانهایش بیش از هر جا میلرزد.
آیه چیزی درباره زمینشناسی نمیگوید. میگوید مردم سده هفتم میلادی، و قرنها پیش از آنان، زمین زیر پایشان را چگونه تصور میکردند: چیزی پهن که باید با وزنه نگهش داشت.
پرسشهای رایج درباره کوهها و لرزش زمین
آیا قرآن میگوید کوهها مانع لرزش زمین هستند؟
سه آیه میگویند خدا «رواسی» را در زمین افکند، مبادا زمین ساکنانش را بجنباند. واژه «تمید» کجشدن و تابخوردن است، همان که برای کشتی میگویند، نه زلزله. قرآن برای زلزله واژههای دیگری دارد.
آیا کوهها از نظر علمی جلوی زلزله را میگیرند؟
نه. کوههای بزرگ در مرز صفحههای زمین ساخته میشوند، همانجا که زلزله رخ میدهد. کمربند آلپی، از هیمالیا تا مدیترانه، حدود هفده درصد بزرگترین زلزلههای جهان را دارد.
«رواسی» در قرآن یعنی چه؟
جمع «راسیه» است، از ریشه ایستادن و لنگر انداختن. قرآن همین ریشه را برای لنگرانداختن کشتی نوح به کار میبرد، و فولادوند در ترجمه آیههای کوه بارها واژه «لنگر» را میآورد.
مفسران قدیم «ان تمید بکم» را چگونه فهمیدند؟
به گزارش فخر رازی، بیشترشان زمین را مانند کشتی بر آب میدانستند که بی بار سنگین کج میشود. طبری روایتهایی دارد که زمین پس از آفرینش تاب میخورد، و روایتی که آن را بر پشت ماهی میگذارد.
فخر رازی درباره این آیه چه گفت؟
سه ایراد فیزیکی به خوانش رایج گرفت و خودش نتیجه گرفت کوهها نمیگذارند کره زمین به دور خود بچرخد. امروز میدانیم زمین میچرخد.
آیا ایزوستازی ادعای اعجاز را نجات میدهد؟
نه. ایزوستازی تعادل شناوری پوسته بر گوشته است. ریشه کوه نتیجه وزن آن است و چیزی را از لرزش نگه نمیدارد.
منابع
منابع اولیه و سنتی
- قرآن، متن عربی و ترجمه محمدمهدی فولادوند، از پایگاه AlQuran Cloud.
- محمد بن جریر طبری، «جامع البیان عن تأویل آی القرآن»، ذیل نحل ۱۶:۱۵ و قلم ۶۸:۱. نحل · قلم
- فخرالدین رازی، «مفاتیح الغیب»، ذیل نحل ۱۶:۱۵. متن در tafsir.app
- محمد بن احمد قرطبی، «الجامع لأحکام القرآن»، ذیل نحل ۱۶:۱۵. متن در tafsir.app
- حسین بن مسعود بغوی، «معالم التنزیل»، ذیل نحل ۱۶:۱۵. متن در tafsir.app
- محمد بن عیسی ترمذی، «الجامع»، حدیث ۳۳۶۹. متن در sunnah.com
- اسماعیل بن عمر ابنکثیر، «البدایة والنهایة»، جزء دوم، «زید بن عمرو بن نفیل». متن در ویکینبشته عربی
- کتاب مقدس عبری: مزامیر ۲۴:۲، ۷۵:۴، ۹۳:۱، ۱۰۴:۵ و ۱۳۶:۶؛ ایوب ۹:۶؛ امثال ۸:۲۵؛ یونس ۲:۷. مزمور ۲۴ · مزمور ۷۵ · مزمور ۹۳ · مزمور ۱۰۴ · مزمور ۱۳۶ · ایوب · امثال · یونس
- پژوهشکده اعجاز قرآن دانشگاه شهید بهشتی، «میخوارگی کوهها از منظر قرآن و علم». متن
منابع پژوهشی و گزارشها
- Maurice Bucaille, The Bible, the Qur’an and Science (French original: Paris, Seghers, 1976), section “The Earth’s Relief.” English text
- I. A. Ibrahim, A Brief Illustrated Guide to Understanding Islam, 2nd ed., Houston: Darussalam, 1997, “The Quran on Mountains.” Text
- U.S. Geological Survey, “What is an earthquake and what causes them to happen?” Text
- U.S. Geological Survey, “Where do earthquakes occur?” Text
- U.S. Geological Survey, This Dynamic Earth, “The Himalayas: Two continents collide.” Text
- NOAA National Centers for Environmental Information, Global Significant Earthquake Database. Database
- Encyclopaedia Britannica, “Isostasy.” Text
مطالعه بیشتر در مجموعه زمین، دریا و پدیدههای طبیعی
- ابرها، باران و چرخه آب در قرآن: آبی که فقط پایین میآید
- سقف محفوظ در قرآن: سقفی که محافظت میشود، نه سقفی که محافظت میکند
- تاریکی اعماق دریا و امواج درونی در قرآن: یک شب توفانی، نه یک درس اقیانوسشناسی
- برزخ میان دو دریا در قرآن: دو آبی که قرار نبود بیامیزند و میآمیزند
- پایینترین سرزمین در ماجرای روم: «ادنی الارض» نزدیکترین بود، نه پستترین
- کوهها بهعنوان میخهای زمین در قرآن: میخ خیمه، نه ریشه کوه
- آیا قرآن کروی بودن زمین را گفته است؟ سیزده آیه برای گستردن، هیچ واژه برای کره
پایه روشی این مجموعه در چهار نوشته «مبانی و روش نقد اعجاز قرآن» آمده است: اعجاز علمی قرآن چیست؟، قرآن و علم، معیارهای معجزه علمی و خطای پسنگرانه در تفسیر قرآن. مجموعه پیشین، «کیهانشناسی و آفرینش»، با آیا قرآن به بیگ بنگ اشاره کرده است؟ آغاز میشود. درباره منطق کلی استدلال از معجزه، نقد برهان معجزه؛ چرا خبر شکافتن ماه، وجود خدا را ثابت نمیکند؟ را بخوانید.

2 دیدگاه
[…] آیا کوهها مانع لرزش زمین هستند؟ […]
[…] […]