تاریکی اعماق دریا و امواج درونی در قرآن: یک شب توفانی، نه یک درس اقیانوسشناسی
در ۱۹۷۶ موریس بوکای، جراح فرانسوی و پدر اعجاز علمی مدرن، آیههای دریایی قرآن را مرور کرد و نوشت در قرآن حتی یک گزاره درباره دریاها نیست که بتوان آن را با دادههای علمی سنجید. بوکای خواننده سختگیری نبود. در همان کتاب، از کیهانشناسی تا جنینشناسی، هر جا شباهتی دید ثبتش کرد. اگر در آیه ۴۰ نور خبری از تاریکی اعماق دریا و امواج درونی بود، او میدید.
چند سال بعد، همان آیه دو کشف اقیانوسشناسی در خود داشت. کمیسیون نشانههای علمی عبدالمجید زندانی آن را جلوی دوربین به دانشمندان غربی نشان میداد، صحنهای که در اعجاز علمی قرآن چیست؟ آوردهایم. امروز در هر جزوه تبلیغی هست: قرآن چهارده قرن پیش گفته است که ژرفای دریا تاریک است و زیر موجهای سطحی موجهای دیگری هست.
این نوشته از مجموعه «زمین، دریا و پدیدههای طبیعی» در مرتدین (Mortadin) آیه را سر جای خودش برمیگرداند. آیه نیمه دوم یک تمثیل دوتایی است. صحنهاش شبی توفانی بر سطح دریاست. همین صحنه با همین واژهها در خود قرآن، در مزامیر و در شعر جاهلی هست. و هر دو «کشف» را یک واژه ساخته است: «لاجرم».
فهرست مطالب
- آیه ۴۰ نور چه میگوید؟ دو تمثیل برای یک گروه
- ادعا: دو کشف در یک آیه
- صحنه آیه: شب، توفان و کشتی
- تاریکی اعماق دریا: چه کسی نمیدانست؟
- امواج درونی: از «موج روی موج» تا مرز چگالی
- آزمون کنترل: یونس و مزامیر زودتر گفته بودند
- معجزهای که بوکای ندید
- کارنامه «تاریکی اعماق دریا و امواج درونی» در جدول آزمون
- قویترین دفاع: «مردی از بیابان از دریا چه میدانست؟»
- جمعبندی: آنچه دریانورد میدید
- پرسشهای رایج درباره تاریکی اعماق دریا و امواج درونی در قرآن
- منابع
- مطالعه بیشتر در مجموعه زمین، دریا و پدیدههای طبیعی
آیه ۴۰ نور چه میگوید؟ دو تمثیل برای یک گروه
وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَسَرَابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاءً حَتَّىٰ إِذَا جَاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئًا وَوَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسَابَهُ ۗ وَاللَّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ
«و کسانی که کفر ورزیدند، کارهایشان چون سرابی در زمینی هموار است که تشنه، آن را آبی میپندارد، تا چون بدان رسد آن را چیزی نیابد و خدا را نزد خویش یابد و حسابش را تمام به او دهد و خدا زودشمار است.» (نور، ۲۴:۳۹)
أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحَابٌ ۚ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا ۗ وَمَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِنْ نُورٍ
«یا [کارهایشان] مانند تاریکیهایی است که در دریایی ژرف است که موجی آن را میپوشاند [و] روی آن موجی [دیگر] است [و] بالای آن ابری است. تاریکیهایی است که بعضی بر روی بعضی قرار گرفته است. هر گاه [غرقه] دستش را بیرون آورد، به زحمت آن را میبیند، و خدا به هر کس نوری نداده باشد او را هیچ نوری نخواهد بود.» (نور، ۲۴:۴۰)
دو آیه یک جفتاند. اولی کار کافران را به سراب مانند میکند و دومی، که با «یا» آغاز میشود، به تاریکی. یکی در بیابان است و دیگری در دریا، دو جایی که مسافر در آن گم میشود. هر دو هم قرینه تمثیل چهار آیه پیشترند، آیه نور، که نور خدا را به چراغی در چراغدان مانند میکند و میگوید نُورٌ عَلَىٰ نُورٍ، روشنی بر روی روشنی. مؤمن نور روی نور دارد و کافر ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ، تاریکی روی تاریکی.
آیه خودش میشمارد که این تاریکیها کداماند: دریا، موج، موجی روی آن، و ابر. طبری همینطور میخواند: يَغْشَى الْبَحْرَ مَوْجٌ، موجی دریا را میپوشاند، روی آن موج موجی دیگر است، و روی موج دوم ابر. بعد تمثیل را باز میکند: دریای ژرف دل کافر است و موجها و ابر پردههای نادانی بر آن. به روایت او، ابنعباس میگفت «ظلمات» کارهای کافر است و «بحر لجی» دل او، و ابی بن کعب میگفت کافر در پنج تاریکی میغلتد: سخنش، کارش، درآمدنش، بیرون رفتنش، و سرانجامش در آتش. ابنکثیر دو تمثیل را میان دو گروه تقسیم میکند: سراب مثل کسانی است که نادانی مرکب دارند و گمان میکنند چیزی میدانند، و تاریکی مثل پیروان مقلدی که نادانیشان ساده است.
طبری جملهای هم دارد که ادعای اعجاز باید از رویش رد شود. درباره عبارت لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا بحثی زبانی میکند و در پایان مینویسد این تعبیر اینجا رواست،
لِأَنَّ ذَلِكَ مَثَلٌ لَا خَبَرٌ عَنْ كَائِنٍ كَانَ
«چون این تمثیل است، نه خبر از چیزی که بوده است.»
مفسر سده سوم هجری آیه را گزارش نمیدانست. تمثیل میدانست، و تمثیل برای آنکه کار کند باید تصویری آشنا داشته باشد.
ادعا: دو کشف در یک آیه
جزوه «راهنمای مصور کوتاه برای فهم اسلام» مینویسد تاریکی دریاها از ژرفای حدود ۲۰۰ متر آغاز میشود و زیر ۱۰۰۰ متر هیچ نوری نیست، انسان بی تجهیزات بیش از چهل متر پایین نمیرود، و دانشمندان این تاریکی را «تازه» و با زیردریایی یافتهاند. درباره موجها میگوید آبهای ژرف را موجهایی پوشانده و بالای آنها موجهای دیگری است. دومیها موج سطحیاند و اولیها امواج درونی، که در مرز لایههای با چگالی متفاوت پدید میآیند و دانشمندان آنها را هم «تازه» کشف کردهاند.
به فارسی، پژوهشکده اعجاز قرآن دانشگاه شهید بهشتی همین را میگوید و استدلالش را هم نوشته است: «بالای موج دوم ابر است، بنابراین موج دوم، از امواج سطحی دریاست و موج اول که زیر این موج قرار دارد، نیز لاجرم باید از امواج داخلی دریا باشد.»
همه ادعا در همان «لاجرم» است. به آن برمیگردیم. اول باید دید صحنه آیه کجاست.
صحنه آیه: شب، توفان و کشتی
چهار نشانه در خود متن هست.
اول، ابر. آیه ابر را یکی از لایههای تاریکی میشمارد. ابر فقط چیزی را تاریک میکند که زیر آسمان باشد: ماه و ستاره را از چشم کسی که روی آب است میپوشاند. در ژرفای هزار متری، ظهر تابستان و زیر آسمان صاف هم سیاه است، و ابر چیزی به آن نمیافزاید. اگر موضوع آیه تاریکی ژرفا بود، ابر زائد بود. ابر در آیه هست چون بیننده در سطح است.
دوم، شب. قرطبی لایهها را چنین میشمارد:
ظُلْمَةُ السَّحَابِ وَظُلْمَةُ الْمَوْجِ وَظُلْمَةُ اللَّيْلِ وَظُلْمَةُ الْبَحْرِ، فَلَا يُبْصِرُ مَنْ كَانَ فِي هَذِهِ الظُّلُمَاتِ شَيْئًا وَلَا كَوْكَبًا
«تاریکی ابر و تاریکی موج و تاریکی شب و تاریکی دریا. پس کسی که در این تاریکیهاست نه چیزی میبیند و نه ستارهای.»
کسی که ستاره نمیبیند زیر آسمان است، نه زیر هزار متر آب.
سوم، کاربرد خود قرآن. عبارت «تاریکیهای خشکی و دریا» سه بار در قرآن آمده است (انعام، ۶:۶۳ و ۶:۹۷؛ نمل، ۲۷:۶۳). در یکی از آنها خدا ستارگان را آفریده تا مردم فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ راه خود را بیابند. تاریکی دریا در زبان قرآن تاریکیای است که در آن با ستاره راه میجویند: تاریکی دریانورد.
چهارم، موج. فعل و اسم آیه ۴۰ نور در آیه دیگری هم کنار هم آمدهاند: وَإِذَا غَشِيَهُمْ مَوْجٌ كَالظُّلَلِ، و چون موجی مانند سایبانها آنان را بپوشاند. «آنان» سرنشینان کشتیاند. طبری میگوید موج را به سایبان مانند کرده فِي شِدَّةِ سَوَادِ كَثْرَةِ الْمَاءِ، برای سیاهی شدید آب انبوه، و چون موجها پیاپی میآیند و يَرْكَبُ بَعْضُهُ بَعْضًا، بر پشت هم سوار میشوند. در آیه ۲۲ یونس هم بر سرنشینان کشتی وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ، موج از هر سو میآید، و کشتی نوح فِي مَوْجٍ كَالْجِبَالِ، در موجی مانند کوهها، میرود.
پس «موجی که میپوشاند»، در زبان خود قرآن، موج توفان است بر سر دریانورد، و «موج روی موج» موجهایی است که بر پشت هم سوار شدهاند. صحنه کامل است: دریای باز، شب، توفان، آسمان پوشیده، و مردی که دستش را جلوی چشم میآورد و به زحمت میبیند. هر کس یک شب بد را در دریای سرخ گذرانده بود این را میشناخت.
تاریکی اعماق دریا: چه کسی نمیدانست؟
علم امروز عدد دارد. به نوشته سازمان ملی اقیانوسی و جوی آمریکا، نور خورشید در شرایط مناسب تا حدود ۱۰۰۰ متر در آب پیش میرود، اما پایینتر از ۲۰۰ متر به ندرت نور معناداری میماند. ۲۰۰ متر بالایی را منطقه روشن مینامند، از ۲۰۰ تا ۱۰۰۰ متر را منطقه گرگومیش، و پایینتر را منطقه بینور.
از اینها هیچچیز در آیه نیست. آیه نه عمقی میگوید، نه از فرو رفتن نور در آب حرف میزند، نه سازوکاری میدهد. تنها واژه مربوط فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ است، «در دریایی ژرف». پس ادعا به این برمیگردد که خود این دانسته، که آب ژرف تاریک است، در سده هفتم در دسترس نبود. سه شاهد خلافش را نشان میدهد.
شاهد اول فخر رازی است، که در سده ششم هجری و بی هیچ زیردریایی، تمثیل را چنین شرح میدهد:
أَنَّ الْبَحْرَ اللُّجِّيَّ يَكُونُ قَعْرُهُ مُظْلِمًا جِدًّا بِسَبَبِ غُمُورَةِ الْمَاءِ، فَإِذَا تَرَادَفَتْ عَلَيْهِ الْأَمْوَاجُ ازْدَادَتِ الظُّلْمَةُ، فَإِذَا كَانَ فَوْقَ الْأَمْوَاجِ سَحَابٌ بَلَغَتِ الظُّلْمَةُ النِّهَايَةَ الْقُصْوَى
«ته دریای ژرف، به سبب انبوهی آب، بسیار تاریک است. چون موجها پیاپی بر آن بیایند تاریکی بیشتر میشود، و چون بالای موجها ابر باشد تاریکی به نهایت میرسد.»
رازی این را کشف نمیداند. آن را مقدمهای بدیهی میگیرد که تمثیل بر آن سوار است. و توجه کنید که موجهای او روی دریا هستند و تاریکی را از بالا بیشتر میکنند.
شاهد دوم خود قرآن است. این کتاب میداند از دریا «مروارید و مرجان» بیرون میآید (الرحمن، ۵۵:۲۲) و مردم از آن «پیرایهای» درمیآورند که میپوشند (نحل، ۱۶:۱۴؛ فاطر، ۳۵:۱۲). حرفهاش را هم میشناسد: شیاطین برای سلیمان يَغُوصُونَ لَهُ، غواصی میکنند، و در میانشان كُلَّ بَنَّاءٍ وَغَوَّاصٍ، هر بنا و غواصی، هست. مروارید را غواص میآورد، و غواص همان را میداند که هر شناگری میداند: هر چه پایینتر بروی، تاریکتر میشود.
شاهد سوم از خود مدافعان است. پژوهشکده اعجاز قرآن دانشگاه شهید بهشتی، پس از شرح نور در آب، مینویسد پیشینه غواصی به چند هزار سال میرسد و غواصان میدانستند با رفتن به ژرفای بیشتر محیط تاریکتر میشود. و نتیجه میگیرد: «همین که امکان دستیابی به مطلب علمی در آن عصر وجود داشته باشد، اثبات اعجاز علمی را ناممکن مینماید.» نیمی از ادعا را مدافعان فارسیزبانش پس گرفتهاند.
جزوه انگلیسی میگوید انسان بی تجهیزات بیش از چهل متر پایین نمیرود، پس محمد نمیتوانست بداند. اما برای دانستن اینکه آب ژرف تاریک است لازم نیست کسی به هزار متری برسد، همانطور که برای دانستن اینکه چاه عمیق تاریک است لازم نیست کسی ته آن بنشیند. و آیه هم تاریکی مطلق را وصف نمیکند. میگوید مرد دستش را لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا، و طبری آشکارترین معنای این تعبیر را در کاربرد عرب این میداند که آن را دید، ولی پس از سختی. فولادوند هم نوشته «به زحمت آن را میبیند». در منطقه بینور دست «به زحمت» دیده نمیشود. اصلا دیده نمیشود.
امواج درونی: از «موج روی موج» تا مرز چگالی
امواج درونی واقعیاند. به توضیح موسسه اقیانوسشناسی وودز هول، دریا لایههایی با چگالی متفاوت دارد و این موجها روی مرز میان دو لایه حرکت میکنند، همانطور که موج سطحی روی مرز آب و هوا. بلندیشان در دریای چین به حدود شصت متر میرسد. با چشم دیده نمیشوند و تنها ردشان بر سطح خطی از آب صاف است.
«تازه» هم نیستند. همان پژوهشکده شهید بهشتی، که در نتیجهگیریاش شناسایی آنها را به «یافتههای علمی دهههای اخیر» نسبت میدهد، چند بند بالاتر مینویسد نخستین گزارش از مشاهدهشان به سالهای ۱۸۳۸ تا ۱۸۴۴ برمیگردد. فریتیوف نانسن در ۱۸۹۳ با کشتی فرام به «آب مرده» برخورد، آبی که کشتی را بی دلیل پیدا کند میکرد، و اکمان در ۱۹۰۴ نشان داد علتش موجی است که کشتی در مرز آب شیرین و شور زیر خود میسازد. مرسیه و همکارانش یادآوری میکنند که تاسیتوس هم در سده یکم از دریایی در شمال اسکاتلند نوشته بود که در آن پارو پیش نمیرفت.
حالا «لاجرم». استدلال این است: روی موج دوم ابر است، پس موج دوم سطحی است، پس موج اول زیر سطح است، پس موج درونی است. سه چیز این زنجیره را پاره میکند.
اول، فعل آیه. موج اول دریا را «میپوشاند»: يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحَابٌ. پوشاندن از بالاست. موجی که درون آب و دهها متر زیر سطح حرکت میکند چیزی را نمیپوشاند. همین فعل در آیه ۳۲ لقمان برای موجی است که بر سر سرنشینان کشتی میآید. موج اول آیه روی دریاست، و موج دوم روی آن: موجهایی که، به تعبیر طبری، بر پشت هم سوار میشوند.
دوم، کار موج در تمثیل. هر جزء این صحنه یک لایه تاریکی است. رازی میشمارد: تاریکی دریا، تاریکی موجها، تاریکی ابر. موج توفان تاریک میکند، چون دیواری از آب سیاه میان چشم و افق میگذارد. موج درونی چیزی را تاریک نمیکند. آب زلالی است که در آب زلال جابهجا میشود. خوانشی که موج را از تاریک کردن بازدارد تمثیل را از کار میاندازد.
سوم، واژه «فوق». آیه دو واژه بعد میگوید «تاریکیهایی که بعضی فوق بعضی است». کسی از این جمله لایهبندی فیزیکی تاریکی را نمیفهمد. «روی هم» در این آیه یعنی انباشته، چنان که «نور بر نور» در آیه ۳۵ یعنی روشنی فراوان. «موج روی موج» در فارسی امروز هم همین معنا را دارد.
آنچه میماند شباهت یک واژه است. دانشمندان موج زیر سطح یافتهاند، آیه دو بار گفته موج، و مبلغ یکی را برای زیر سطح برداشته است.
آزمون کنترل: یونس و مزامیر زودتر گفته بودند
اگر این روش معتبر باشد، باید روی متنهای دیگر هم جواب بدهد. و میدهد، بهتر از قرآن.
یونس از شکم ماهی دعا میکند: «مرا به ژرفا افکندی، به دل دریا، و سیلاب مرا در میان گرفت. همه خیزابها و موجهایت از سرم گذشت.» دو واژه جدا برای موج، بر سر مردی در دل دریا. مزمور ۸۸ میگوید: «مرا در ته گودال نهادهای، در تاریکترین جاها، در ژرفاها. خشمت بر من سنگینی میکند و با همه خیزابهایت مرا میآزاری.» تاریکی، ژرفا و موج، در یک جمله، برای کسی که خدا رهایش کرده است.
مزمور ۴۲ از ژرفایی میگوید که ژرفا را میخواند و از خیزابها و موجهایی که از سر میگذرند. خدا در کتاب ایوب میگوید دریا را با درها بست، آن را «در ابر پوشاند» و «در ابر انبوه قنداق کرد». و سفر پیدایش در دومین جملهاش میگوید «تاریکی بر روی ژرفا بود». با روش اعجاز علمی، یونس دو گونه موج دریا را کشف کرده و مزمور ۸۸ منطقه بینور را.
کسی چنین نمیگوید، چون روشن است اینها چیست: تصویر ایستاده خاور نزدیک برای دوری از خدا. آدم رهاشده در آب تاریک و ژرف است و موج از سرش میگذرد. قرآن همین تصویر را برای کافر برداشته است.
عرب هم پیوند موج و تاریکی را میشناخت. مشهورترین بیت شب در شعر جاهلی از معلقه امرؤالقیس است:
وَلَيْلٍ كَمَوْجِ الْبَحْرِ أَرْخَى سُدُولَهُ / عَلَيَّ بِأَنْوَاعِ الْهُمُومِ لِيَبْتَلِي
«و چه شبی که مانند موج دریا پردههایش را بر من فرو انداخت، با همه گونه اندوه، تا مرا بیازماید.»
شبی مانند موج دریا، با پردههایی که فرو میافتند. تاریکیهای روی هم آیه ۴۰ نور پیش از قرآن در زبان بود.
معجزهای که بوکای ندید
تاریخ این خوانش کوتاه است. طبری در سده سوم هجری آیه را «تمثیل، نه خبر» خواند. رازی تاریکی ته دریا را مقدمهای بدیهی گرفت. قرطبی شب را به لایهها افزود. هیچ مفسری در این سدهها موجی زیر آب ندید.
بوکای در ۱۹۷۶ همه آیههای دریا را بررسی کرد و نوشت در قرآن حتی یک گزاره درباره دریاها نیست که بتوان آن را با دادههای علمی سنجید. تنها حرفش این بود که این آیهها اسطورههای زمانه را ندارند.
پس از ۱۹۸۴ کمیسیون زندانی آیه ۴۰ نور را به سراغ دانشمندان غربی برد. ویلیام هی، زمینشناس دریایی، حدس زد محمد چنین چیزی را از دریانوردان شنیده باشد. به او گفتند پیامبر هرگز به بندری نرفته بود. هی بعدها به خبرنگار والاستریت ژورنال گفت: «در آن تله افتادم.» خوانش «امواج درونی» از دل اقیانوسشناسی سده بیستم بیرون آمد و به آیه برده شد، به دست کسانی که دنبالش میگشتند. این دقیقا الگویی است که در خطای پسنگرانه در تفسیر قرآن شرح دادهایم.
کارنامه «تاریکی اعماق دریا و امواج درونی» در جدول آزمون
هشت معیار این جدول در معیارهای معجزه علمی شرح داده شده است.
| معیار | نتیجه |
|---|---|
| ۱. تعین | مردود. آیه عمق، نور، چگالی یا لایه نمیگوید. «موج روی موج» هم توفان سطحی خوانده شده است و هم، از دهه ۱۹۸۰، موج درونی. |
| ۲. تقدم مستند | مردود. طبری آیه را «تمثیل، نه خبر» میخواند، هیچ مفسری موج زیر سطح نفهمید، و بوکای در ۱۹۷۶ نوشت قرآن درباره دریا گزاره سنجشپذیری ندارد. |
| ۳. نوبودن | مردود. تاریکی آب ژرف را هر غواصی میدانست و رازی آن را بدیهی میگیرد. پژوهشکده اعجاز قرآن شهید بهشتی هم اثبات اعجاز را در این بخش «ناممکن» میداند. |
| ۴. دقت انطباق | مردود. موج درونی دریا را نمیپوشاند و چیزی را تاریک نمیکند. در ژرفای بینور ابر بیاثر است و دست به زحمت دیده نمیشود، اصلا دیده نمیشود. |
| ۵. حسابداری متقارن | مردود. «موج روی موج» اقیانوسشناسی شمرده میشود و «تاریکیهای خشکی و دریا» که ستارگان راهنمای آناند، یا شیاطین غواص سلیمان، به حساب نمیآید. |
| ۶. ابطالپذیری | مردود. اگر دریا لایهبندی نداشت، آیه همان توفان سطحی میماند که مفسران میگفتند و کسی خطایی در آن نمیدید. |
| ۷. باروری پیشبینانه | مردود. امواج درونی را دریانوردان و فیزیکدانان سده نوزدهم و بیستم یافتند، از نانسن تا اکمان. هیچ خواننده قرآن پیش از آنان دنبالش نگشت. |
| ۸. آزمون کنترل | مردود. یونس در «دل دریا» زیر «خیزابها و موجها»ست و مزمور ۸۸ از «تاریکترین جاها، ژرفاها» میگوید. با همین روش، هر دو اقیانوسشناسیاند. |
قویترین دفاع: «مردی از بیابان از دریا چه میدانست؟»
دفاعی که در جلسههای کمیسیون زندانی به کار رفت این بود: حتی اگر آیه فقط توفان دریا را وصف کند، محمد مرد مکه بود و دریا ندیده بود. این وصف زنده را از کجا آورد؟
اول، متن خودش مخاطبانی دریادیده را فرض میگیرد. قرآن به شنوندگانش میگوید حَتَّىٰ إِذَا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ، «تا وقتی که در کشتیها باشید»، با ضمیر دوم شخص. میگوید پروردگارتان کشتی را در دریا برای شما میراند تا از فضل او بجویید، و چون در دریا به شما آسیبی برسد جز او را از یاد میبرید (اسراء، ۱۷:۶۶ و ۶۷). میگوید از دریا گوشت تازه میخورید و زیور بیرون میآورید و کشتیها را میبینید که آب را میشکافند (نحل، ۱۶:۱۴). این زبان خطاب به مردمی بازرگان است که دریا بخشی از زندگیشان بود، چه خود گوینده سوار کشتی شده باشد و چه نه.
دوم، تمثیل ناآشنا را با آشنا روشن میکند. اگر شنوندگان نمیدانستند شب توفانی دریا چه شکلی است، آیه چیزی به آنان نمیگفت. آیه کار میکرد چون تصویرش همگانی بود. همان چیزی که ادعای اعجاز را لازم دارد، یعنی ناشناخته بودن صحنه، تمثیل را بیمعنا میکند.
سوم، بار اثبات. مدافع باید نشان دهد هیچ راه انسانی این تصویر را به گوینده نمیرساند: نه دریانوردان، نه بازرگانان، نه شاعران، نه یهودیان و مسیحیانی که مزامیر و یونس را میخواندند. این یک نفی کلی است، و با گفتن «او به بندر نرفته بود» ثابت نمیشود. چهار پایهای را که چنین ادعایی باید بر آن بایستد در اعجاز علمی قرآن چیست؟ شمردهایم.
عقبنشینی دیگری هم هست. پژوهشکده شهید بهشتی، پس از آنکه میپذیرد اعجاز در بخش تاریکی ثابتشدنی نیست، مینویسد آیه دستکم «اشاره علمی دقیقی» به تاریکی اعماق دریا دارد. اما اشارهای که نه عدد دارد، نه سازوکار، نه اصطلاح، و همان را میگوید که هر غواص مروارید میدانست، اشاره علمی نیست. وصف است.
جمعبندی: آنچه دریانورد میدید
آیه ۴۰ نور جفت آیه سراب است و قرینه آیه نور. میخواهد بگوید کافر در تاریکی روی تاریکی است، و برای این کار سیاهترین صحنهای را میآورد که شنوندگانش میشناختند: دریای باز، شب، موج روی موج، آسمان ابری، و دستی که به زحمت دیده میشود. طبری نوشت این تمثیل است، نه خبر. قرآن در جاهای دیگر همین موج را بر سر سرنشینان کشتی میآورد و همین تاریکی را جایی میداند که در آن با ستاره راه میجویند.
دو «کشف» از این صحنه بیرون کشیده شده است. تاریکی اعماق دریا را هر غواصی میدانست، رازی آن را بدیهی گرفت، و مدافعان فارسیزبان هم اعجاز بودنش را پس گرفتهاند. امواج درونی حاصل یک «لاجرم» است: موجی که آیه میگوید دریا را میپوشاند، به زیر سطح برده شده تا با کتاب درسی جور شود.
بوکای در ۱۹۷۶ این آیه را خواند و چیزی برای مقایسه با علم در آن ندید. او درست دیده بود. آنچه پس از او به آیه افزوده شد از اقیانوسشناسی آمد، نه از قرآن. همین تصویر، با همین تاریکی و ژرفا و موج، در دعای یونس و مزمور ۸۸ هست، و هیچکس آنها را درس اقیانوسشناسی نمیداند.
پرسشهای رایج درباره تاریکی اعماق دریا و امواج درونی در قرآن
آیا قرآن از تاریکی اعماق دریا خبر داده است؟
آیه ۴۰ نور کار کافران را به تاریکیهایی در دریایی ژرف مانند میکند و خودش میگوید این تاریکی از چیست: موج، موجی دیگر، و ابر. عمق، نور و سازوکاری در آن نیست. اینکه آب ژرف تاریک است را هر غواصی میدانست.
«موج من فوقه موج» در آیه ۴۰ نور همان امواج درونی است؟
نه. آیه میگوید موج دریا را «میپوشاند»، و پوشاندن از بالاست. طبری آن را موجی روی موج دیگر و ابر روی هر دو میخواند، و قرآن در آیه ۳۲ لقمان همین تعبیر را برای موج توفان بر سر سرنشینان کشتی به کار میبرد.
مفسران قدیم آیه ۴۰ نور را چگونه فهمیدند؟
به عنوان تمثیل. طبری مینویسد این «مثل است، نه خبر از چیزی که بوده»، و دریا را دل کافر و موج و ابر را پردههای نادانی میداند. قرطبی لایههای تاریکی را ابر، موج، شب و دریا میشمارد.
امواج درونی دریا چیست و از کی شناخته شد؟
موجهایی است که روی مرز لایههای آب با چگالی متفاوت حرکت میکنند. نخستین گزارشها از سده نوزدهم است، نانسن در ۱۸۹۳ اثرشان را بر کشتی دید و اکمان در ۱۹۰۴ سازوکارش را شرح داد.
آیا محمد میتوانست از دریا خبر داشته باشد؟
قرآن بارها با مخاطبانش از سوار شدن بر کشتی، توفان دریا، ماهی و مروارید سخن میگوید و حتی از غواص نام میبرد. تصویر شب توفانی دریا در مزامیر و شعر جاهلی هم هست. برای داشتن این تصویر به دانش فرابشری نیازی نبود.
منابع
منابع اولیه و سنتی
- قرآن، متن عربی و ترجمه محمدمهدی فولادوند، از پایگاه AlQuran Cloud.
- محمد بن جریر طبری، «جامع البیان عن تأویل آی القرآن»، ذیل نور ۲۴:۴۰ و لقمان ۳۱:۳۲. نور · لقمان
- فخرالدین رازی، «مفاتیح الغیب»، ذیل نور ۲۴:۴۰. متن در tafsir.app
- محمد بن احمد قرطبی، «الجامع لأحکام القرآن»، ذیل نور ۲۴:۴۰. متن در tafsir.app
- اسماعیل بن عمر ابنکثیر، «تفسیر القرآن العظیم»، ذیل نور ۲۴:۴۰. متن در tafsir.app
- امرؤالقیس، معلقه. متن در ویکینبشته عربی
- کتاب مقدس عبری: پیدایش ۱:۲؛ یونس ۲:۴؛ مزامیر ۴۲:۸ و ۸۸:۷ و ۸؛ ایوب ۳۸:۸ و ۹. پیدایش · یونس · مزمور ۴۲ · مزمور ۸۸ · ایوب
- پژوهشکده اعجاز قرآن دانشگاه شهید بهشتی، «تاریکی و امواج داخلی دریا از منظر قرآن و علم». متن
منابع پژوهشی و گزارشها
- Maurice Bucaille, The Bible, the Qur’an and Science (French original: Paris, Seghers, 1976), section “The Water Cycle and the Seas.” English text
- I. A. Ibrahim, A Brief Illustrated Guide to Understanding Islam, 2nd ed., Houston: Darussalam, 1997, “The Quran on Deep Seas and Internal Waves.” Text
- Daniel Golden, “Western Scholars Play Key Role in Touting ‘Science’ of the Quran,” The Wall Street Journal, 23 January 2002.
- NOAA National Ocean Service, “How far does light travel in the ocean?” Text
- Leslie G. Baehr, “The Waves Within the Waves,” Oceanus, Woods Hole Oceanographic Institution, 18 December 2014. Text
- M. J. Mercier, R. Vasseur and T. Dauxois, “Resurrecting dead-water phenomenon,” Nonlinear Processes in Geophysics 18 (2011): 193–208. DOI
مطالعه بیشتر در مجموعه زمین، دریا و پدیدههای طبیعی
- ابرها، باران و چرخه آب در قرآن: آبی که فقط پایین میآید
- سقف محفوظ در قرآن: سقفی که محافظت میشود، نه سقفی که محافظت میکند
- برزخ میان دو دریا در قرآن: دو آبی که قرار نبود بیامیزند و میآمیزند
- پایینترین سرزمین در ماجرای روم: «ادنی الارض» نزدیکترین بود، نه پستترین
- کوهها و لرزش زمین در قرآن: لنگر برای زمینی که کشتی نیست
- کوهها بهعنوان میخهای زمین در قرآن: میخ خیمه، نه ریشه کوه
- آیا قرآن کروی بودن زمین را گفته است؟ سیزده آیه برای گستردن، هیچ واژه برای کره
پایه روشی این مجموعه در چهار نوشته «مبانی و روش نقد اعجاز قرآن» آمده است: اعجاز علمی قرآن چیست؟، قرآن و علم، معیارهای معجزه علمی و خطای پسنگرانه در تفسیر قرآن. مجموعه پیشین، «کیهانشناسی و آفرینش»، با آیا قرآن به بیگ بنگ اشاره کرده است؟ آغاز میشود. درباره منطق کلی استدلال از معجزه، نقد برهان معجزه؛ چرا خبر شکافتن ماه، وجود خدا را ثابت نمیکند؟ را بخوانید.

۱ دیدگاه
[…] تاریکی اعماق دریا و امواج درونی در قرآن: یک شب توفانی، ن… […]