پایینترین سرزمین در ماجرای روم: «ادنی الارض» نزدیکترین بود، نه پستترین
پژوهشکده اعجاز قرآن دانشگاه شهید بهشتی صفحهای دارد به نام «دریای مرده». صفحه میگوید قرآن در آغاز سوره روم، چهارده قرن پیش، پایینترین سرزمین روی زمین را نشان داده است: رومیان «در ادنی الارض» شکست خوردند، ادنی یعنی پستترین، و پستترین خشکی جهان کرانه بحرالمیت است. چند سطر پایینتر، زیر عنوان «سوالات تحقیق»، همین صفحه میپرسد: آیا واژه «ادنی» در زمان نزول به معنای پایینتر به کار میرفته است؟ محل جنگ از نظر جغرافیایی کجا بوده؟ آیا در بحرالمیت یا پیرامونش نشانی از جنگی یافت شده است؟
این سه پرسش حاشیه نیستند. کل ادعا روی پاسخ آنها ایستاده است، و صفحه پاسخی نمیدهد. پاسخها در دسترس است: نه، جای دیگر، و نه.
این نوشته از مجموعه «زمین، دریا و پدیدههای طبیعی» در مرتدین (Mortadin) هر سه را با سند میدهد. واژه «ادنی» دوازده بار در قرآن آمده و در یازده بار دیگر هیچجا معنای ارتفاع ندارد. قرآن برای «پایینتر» واژه دیگری دارد. مفسران، از طبری تا ابنعاشور در سده بیستم، «نزدیکترین سرزمین» فهمیدند و جایش را اذرعات و بصری گفتند، دو شهر بر فلاتی صدها متر بالای سطح دریا. و چون این ادعا بر دوش ادعای کهنتری سوار است، یعنی پیشگویی پیروزی روم، آن را هم میسنجیم. روایتهای خود سنت میگویند ابوبکر بر سر آن شرط بست و باخت.
فهرست مطالب
- آیههای آغاز سوره روم چه میگویند؟
- «ادنی» در عربی و در خود قرآن
- مفسران: نزدیکترین به کجا؟
- نبرد کجا بود؟ از فلات حوران تا کرانه بحرالمیت
- پیشگویی پیروزی روم: چهار گره
- تاریخ ادعا: معجزهای که سیزده قرن کسی ندید
- کارنامه «پایینترین سرزمین» در جدول آزمون
- قویترین دفاع: «واژه هر دو معنا را دارد»
- جمعبندی: دو جابهجایی
- پرسشهای رایج درباره پایینترین سرزمین و سوره روم
- منابع
- مطالعه بیشتر در مجموعه زمین، دریا و پدیدههای طبیعی
آیههای آغاز سوره روم چه میگویند؟
غُلِبَتِ الرُّومُ ﴿۲﴾ فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ ﴿۳﴾ فِي بِضْعِ سِنِينَ ۗ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَمِنْ بَعْدُ ۚ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ ﴿۴﴾ بِنَصْرِ اللَّهِ ۚ يَنْصُرُ مَنْ يَشَاءُ ۖ وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿۵﴾
«رومیان شکست خوردند، (۲) در نزدیکترین سرزمین، و[لی] بعد از شکستشان، در ظرف چند سالی، به زودی پیروز خواهند گردید. (۳) [فرجام] کار در گذشته و آینده از آن خداست، و در آن روز است که مؤمنان از یاری خدا شاد میگردند. (۴) هر که را بخواهد یاری میکند، و اوست شکستناپذیر مهربان. (۵)» (روم، ۳۰:۲ تا ۵)
ترجمه از فولادوند است، و او هم «نزدیکترین سرزمین» نوشته است. متن چهار چیز میگوید: رومیان شکست خوردند، در «ادنی الارض»، پس از شکست پیروز خواهند شد، در «بضع سنین»، چند سالی. و آن روز مؤمنان شاد میشوند. از دشمن روم، از شهر، از سال و از ارتفاع چیزی نمیگوید.
دو ادعای اعجاز روی این چند واژه سوار شده است. ادعای کهن میگوید این پیشگویی غیبی است که درست درآمد. ادعای تازه میگوید «ادنی الارض» یعنی پایینترین سرزمین، و قرآن ارتفاع بحرالمیت را میدانست. دومی موضوع اصلی این نوشته است، اما بدون اولی نمیایستد.
«ادنی» در عربی و در خود قرآن
ریشه «دنو» یعنی نزدیکی. راغب اصفهانی، که پژوهشکده شهید بهشتی خودش به او استناد میکند، میگوید این واژه برای نزدیکی در مکان، در زمان و در منزلت به کار میرود. «ادنی» صفت برتر آن است: نزدیکتر، و در گسترش معنا، کمتر و فروتر. «دنیا»، نام این جهان، مؤنث همین واژه است: جهان نزدیکتر، در برابر آخرت.
این صورت دوازده بار در قرآن آمده است. یک بار فاصله است: قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَىٰ، به اندازه دو کمان یا نزدیکتر. پنج بار به معنای «نزدیکتر به فلان نتیجه» آمده، بیشتر در ترکیب «ذلک ادنی ان» (بقره ۲:۲۸۲، نساء ۴:۳، مائده ۵:۱۰۸، احزاب ۳۳:۵۱ و ۵۹). دو بار مقدار است: کمتر از دوسوم شب (مزمل ۷۳:۲۰)، و نه کمتر و نه بیشتر از آن شمار (مجادله ۵۸:۷). دو بار در برابر چیز بزرگتر یا دورتر است: عذاب نزدیکتر پیش از عذاب بزرگتر (سجده ۳۲:۲۱) و کالای این جهان نزدیک (اعراف ۷:۱۶۹). یک بار ارزش است: چیز فروتر به جای چیز بهتر، درباره خوراک (بقره ۲:۶۱). و یک بار همین آیه. در هیچکدام پای ارتفاع در میان نیست.
قرآن برای «پایین» واژه دارد: «اسفل». این ریشه در هشت آیه آمده است، از الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ، پایینترین طبقه دوزخ، تا أَسْفَلَ سَافِلِينَ. و آیهای هست که هر دو واژه را کنار هم میگذارد. آیه ۴۲ انفال جای سه گروه را در نبرد بدر میگوید: إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيَا وَهُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوَىٰ وَالرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ، آنگاه که شما در کرانه نزدیکتر بودید و آنان در کرانه دورتر، و کاروان پایینتر از شما. فولادوند هم همین سه واژه را میگذارد: نزدیکتر، دورتر، پایینتر.
در یک جمله، «دنیا» در برابر «قصوی» است، نزدیک در برابر دور، و برای پستی زمین «اسفل» آمده است. اگر گوینده سوره روم میخواست بگوید رومیان در پستترین زمین شکست خوردند، واژهاش را داشت.
قرطبی، در سده هفتم هجری، بحث را در سه واژه میبندد: أَدْنَى مَعْنَاهُ أَقْرَبُ، ادنی یعنی نزدیکتر. زمخشری قرائتی هم ثبت کرده که راه را بر هر معنای دیگری میبندد: «فی ادانی الارض»، در نزدیکهای زمین، به صیغه جمع.
مفسران: نزدیکترین به کجا؟
اختلاف مفسران بر سر معنای واژه نبود. بر سر این بود که نزدیکترین به چه کسی. طبری مینویسد نزدیکترین زمین مِنْ أَرْضِ الشَّامِ إِلَى أَرْضِ فَارِسَ، از سرزمین شام به سرزمین فارس. زمخشری و رازی «الارض» را سرزمین عرب میگیرند. رازی دلیل میآورد: لِأنَّ الألِفَ واللّامَ لِلتَّعْرِيفِ، والمَعْهُودُ عِنْدَهم أرْضُهم، چون الف و لام برای چیز شناخته است، و زمین شناخته نزد آنان زمین خودشان بود. و معنا را چنین باز میکند: ناتوانی رومیان به جایی رسید که دشمن تا راه حجاز پیش آمد.
جای نبرد را هم نام بردهاند. ابنکثیر از یحیی بن یعمر میآورد که دو سپاه بِأَذْرُعَاتَ وبُصرى به هم رسیدند، وَهِيَ أَدْنَى الشَّامِ إِلَيْكُمْ، و آن نزدیکترین جای شام به شماست. خودش جمع میبندد که نبرد میان اذرعات و بصری بود، وَهِيَ طَرَفُ بِلَادِ الشَّامِ مِمَّا يَلِي بِلَادَ الْحِجَازِ، لبه سرزمین شام از سوی حجاز. بغوی سه نام دیگر هم میآورد: کسکر از عکرمه، جزیره از مجاهد، و اردن و فلسطین از مقاتل. ابنعاشور، مفسر تونسی سده بیستم، هنوز همین را مینویسد: أيْ أدْنى بِلادِ الرُّومِ إلى بِلادِ العَرَبِ، نزدیکترین سرزمین روم به سرزمین عرب، میان بصری و اذرعات.
سیزده قرن تفسیر، چهار نام برای جای نبرد، و یک معنا برای واژه. هیچکس «پستترین» نخواند و هیچکس نام بحرالمیت را نبرد.
نبرد کجا بود؟ از فلات حوران تا کرانه بحرالمیت
اذرعات شهر درعای امروز است، مرکز حوران در جنوب سوریه، نزدیک مرز اردن. بصری صد و هشت کیلومتر در جنوب دمشق است و به گفته بریتانیکا مرکز استان رومی «عربیه» و دژ اصلی روم در شرق رود اردن بود. هر دو بر فلاتاند. بر پایه مدل ارتفاعی کوپرنیکوس، درعا نزدیک ۴۸۰ متر و بصری نزدیک ۸۵۰ متر بالای سطح دریاست. کرانه بحرالمیت نزدیک ۴۳۰ متر زیر سطح دریاست. میان جایی که مفسران گفتند و جایی که ادعا میخواهد، دستکم نهصد متر اختلاف ارتفاع است.
بزرگترین رویداد آن جنگ در فلسطین، سقوط اورشلیم در ۶۱۴ بود. اورشلیم هم بر کوه است، نزدیک ۷۴۰ متر بالای سطح دریا. برای نبردی بر کرانه بحرالمیت سندی عرضه نشده است. هارون یحیی، به نقل همان صفحه شهید بهشتی، فقط میگوید «حقیقت این است که جنگ در بحر المیت … واقع شده». محمدسامی محمدعلی، باز به نقل همان صفحه، مینویسد در آنجا «سپاه روم بر امپراتوری فارس پیروز گشت»، یعنی برنده و بازنده را هم جابهجا میکند. و خود صفحه، چنانکه دیدیم، میپرسد آیا اصلا نشانی از جنگی در آنجا هست.
عددها هم با هم نمیخوانند. در همان یک صفحه، ژرفای بحرالمیت سه جور آمده است: ۳۹۲ متر از محمدسامی، ۳۳۹ متر از هارون یحیی، و ۳۹۷ تا ۴۳۲ متر از دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. متن انگلیسی هارون یحیی ۳۹۵ متر میگوید. بریتانیکا توضیح میدهد چرا عدد ثابتی در کار نیست: سطح دریاچه در ۱۸۹۶ به ۳۸۹ متر زیر سطح دریا رسید، در میانه سده بیستم نزدیک ۴۰۰ متر بود، و با برداشت آب رود اردن تا میانه دهه ۲۰۱۰ به حدود ۴۳۰ متر افتاد و هر سال نزدیک یک متر پایینتر میرود. «پستترین نقطه خشکی» در کمی بیش از یک قرن چهل متر جابهجا شده است.
هارون یحیی مینویسد ارتفاع بحرالمیت را فقط با فنون اندازهگیری جدید میشد دانست. این درست است و بیربط. آیه ارتفاعی نمیگوید. ارتفاع را خواننده قرن بیستم، پس از آنکه نقشهبرداران عدد را به دست دادند، به واژهای افزود که معنایش نزدیکی بود.
پیشگویی پیروزی روم: چهار گره
ادعای کهنتر این است که آیه پیروزی روم را پیش از وقوع گفت. زمخشری آن را از نشانههای روشن درستی نبوت میشمارد. این ادعا را باید جدا سنجید، چون «پایینترین سرزمین» فقط وقتی معجزه دوم است که معجزه اولی در کار باشد. چهار گره در آن هست، و هر چهار را خود منابع اسلامی ثبت کردهاند.
گره اول: زمان مبهم است. «بضع» عدد نیست. بغوی سه معنا میآورد: سه تا هفت، سه تا نه، و کمتر از ده. رازی خودش ایراد را میبیند: أبْهَمَ الوَقْتَ مَعَ أنَّ المُعْجِزَةَ في تَعْيِينِ الوَقْتِ أتَمُّ، وقت را مبهم گذاشت، با آنکه معجزه با تعیین وقت کاملتر است. پاسخش این است که خدا وقت دقیق را به پیامبر گفته بود و اجازه آشکارکردنش را نداده بود.
گره دوم: شرط باخته شد. ترمذی از نیار بن مکرم روایت میکند که ابوبکر با قریش بر سر این آیه شرط بست و شش سال مهلت گذاشت.
فَمَضَتِ السِّتُّ سِنِينَ قَبْلَ أَنْ يَظْهَرُوا فَأَخَذَ الْمُشْرِكُونَ رَهْنَ أَبِي بَكْرٍ
«شش سال گذشت پیش از آنکه رومیان پیروز شوند، و مشرکان گروی ابوبکر را گرفتند.»
در روایت ابنعباس مهلت پنج سال است و باز نمیرسد. در روایتی که ابنکثیر میآورد هفت سال است: فَمَضَتِ السَّبْعُ وَلَمْ يَكُنْ شَيْءٌ، هفت سال گذشت و چیزی نشد، مشرکان شاد شدند و بر مسلمانان گران آمد. واکنش به باخت در روایتها یکی است: باید مهلت را بیشتر میگرفتی، چون «بضع» تا نه است. در یکی پیامبر به ابوبکر میگوید: أَلَّا احْتَطْتَ يَا أَبَا بَكْرٍ، چرا احتیاط نکردی؟ پیشگویی را کشسانی واژهاش نجات داد، آن هم پس از آنکه در آزمون نخست رد شد.
گره سوم: دو تاریخ برای تحقق. سنت نمیداند پیروزی کی بود. ابوسعید خدری آن را روز بدر میگذارد، سال ۶۲۴. عکرمه و زهری و قتاده سال حدیبیه میگویند، ۶۲۸. تاریخ بیرونی جنگ چنین است: ایرانیان در ۶۱۴ سوریه و فلسطین را گرفتند و اورشلیم را گشودند. هراکلیوس در ۶۲۲ از قسطنطنیه بیرون آمد و دو سال بعد را در ارمنستان و خاک ایران جنگید. در ۶۲۶ سپاه ایران هنوز تا بسفر پیش میآمد و قسطنطنیه را تهدید میکرد. نبرد تعیینکننده در دسامبر ۶۲۷ نزدیک نینوا رخ داد، خسرو در ۶۲۸ سرنگون شد، و صلیب در ۶۳۰ به اورشلیم برگشت. به نوشته کلایو فاس، نیروهای ایران تا همان ۶۳۰ از سوریه بیرون نرفته بودند.
از ۶۱۴ تا بدر ده سال است و تا نینوا سیزده سال. هیچکدام در «سه تا نه» نمیگنجد، مگر آنکه یکی از دو سر را جابهجا کنیم. یا «پیروزی» را از پیروزی جنگ به نخستین کامیابیهای هراکلیوس پایین بیاوریم، که دو سال پس از آن ایرانیان تا تنگه بسفر، روبهروی پایتخت روم، پیش آمده بودند. یا نزول آیه را جلو بکشیم. هارون یحیی دومی را برمیگزیند و آیه را به «حدود ۶۲۰» میبرد، نزدیک هفت سال پس از شکست، تا با نینوا جور شود. اما روایتهای شرطبندی آیه را پاسخ خبر تازه شکست میدانند، و مهلتهای پنج و شش و هفتسالهاش را سپریشده.
گره چهارم: قرائتی که پیشگویی را وارونه میکند. خط کهن قرآن حرکتگذاری نداشت. همین حروف را ابنعمر، ابوسعید خدری، حسن و عیسی بن عمر جور دیگری میخواندند: غَلَبَتِ الرُّومُ، رومیان پیروز شدند، و سَيُغْلَبُونَ، شکست خواهند خورد. بغوی معنا را مینویسد: رومیان بر فارس پیروز شدند، و مسلمانان در چند سال بر آنان پیروز میشوند. ترمذی روایتی از ابوسعید میآورد که میگوید آیه روز بدر نازل شد، وقتی روم پیروز شده بود، و خودش میافزاید: وَيُقْرَأُ غَلَبَتْ وَغُلِبَتْ، به هر دو صورت خوانده میشود.
بغوی قرائت نخست را درستتر و قول بیشتر مفسران میداند. اما نکته جای دیگری است. متنی که با دو حرکتگذاری هم پیروزی روم را پیشگویی میکند و هم شکستش را، و سنت برای هر دو شأن نزول دارد، پیشگویی آزمونپذیری نیست. نادیا ماریا الشیخ، که تاریخ تفسیر این آیهها را بررسی کرده، نشان میدهد فهم سوره روم با فراز و فرود رابطه دولت اسلامی و بیزانس عوض میشد.
و نکتهای درباره یگانگی. تومازو تزی استدلال میکند که این پیشگویی همانندهای نزدیکی دارد در پیشگوییهای دیگری که در نیمه نخست سده هفتم میلادی درباره همین جنگ در خاورمیانه دست به دست میشد. جنگ روم و ایران بزرگترین خبر آن روزگار بود. گفتن اینکه امپراتوری شکستخورده برمیگردد، آن هم با مهلتی کشسان، به دانش غیب نیاز نداشت. به طرفداری نیاز داشت، و آیه خودش میگوید مؤمنان آن روز شاد میشوند.
تاریخ ادعا: معجزهای که سیزده قرن کسی ندید
خوانش «پایینترین سرزمین» در هیچ تفسیری که برای این نوشته دیدیم نیست: طبری، زمخشری، بغوی، رازی، قرطبی، ابنکثیر، و ابنعاشور که در ۱۹۷۳ درگذشت. موریس بوکای هم در بخش «قرآن و دانش جدید» کتاب ۱۹۷۶، که پایه اعجاز علمی مدرن است، از آن نامی نمیبرد. نمونههایی که پژوهشکده شهید بهشتی نقل میکند از هارون یحیی و محمدسامی محمدعلی است، دو نویسنده عامهپسند اعجاز در دهههای اخیر.
ترتیب رویدادها گویاست. نخست نقشهبرداران ارتفاع بحرالمیت را اندازه گرفتند. بعد کسی دید «ادنی» را در بافتی دیگر میشود «فروتر» هم معنا کرد. بعد نبرد از حوران به کرانه بحرالمیت برده شد. هیچ مرحلهای از متن آغاز نشد. این همان چیزی است که در خطای پسنگرانه در تفسیر قرآن شرح دادهایم: دانسته امروز به واژه دیروز برده میشود و بعد از آن بیرون کشیده میشود.
کارنامه «پایینترین سرزمین» در جدول آزمون
هشت معیار این جدول در معیارهای معجزه علمی شرح داده شده است.
| معیار | نتیجه |
|---|---|
| ۱. تعین | مردود. «ادنی الارض» نام جایی نیست و مفسران چهار جا برایش گفتهاند. «بضع سنین» هم سه معنا دارد، از سه تا هفت تا کمتر از ده. |
| ۲. تقدم مستند | مردود. از طبری تا ابنعاشور همه «نزدیکترین» خواندند. خوانش «پستترین» پس از اندازهگیری ارتفاع بحرالمیت پیدا شد. |
| ۳. نوبودن | مردود. شکست رومیان در شام خبر روز بود، و پیشگوییهای همانندی درباره همین جنگ در همان سالها دست به دست میشد. |
| ۴. دقت انطباق | مردود. درعا و بصری و اورشلیم هر سه صدها متر بالای سطح دریایند. نبردی بر کرانه بحرالمیت سند ندارد. |
| ۵. حسابداری متقارن | مردود. «ادنی» را در این یک آیه پستترین میخوانند و در یازده آیه دیگر نه. شرط باخته ابوبکر و قرائت وارونه هم به حساب نمیآید. |
| ۶. ابطالپذیری | مردود. با دو حرکتگذاری، متن هم پیروزی روم را میگوید و هم شکستش را. با مهلت سه تا نه سال و دو تاریخ تحقق، هیچ نتیجهای آن را رد نمیکرد. |
| ۷. باروری پیشبینانه | مردود. هیچ خوانندهای از روی آیه به سراغ ارتفاع بحرالمیت نرفت. عدد را نقشهبرداران دادند و بعد به آیه افزوده شد. |
| ۸. آزمون کنترل | مردود. تزی همانندهای این پیشگویی را در پیشگوییهای دیگر همان دههها مییابد. هیچکس آنها را وحی نمیداند. |
قویترین دفاع: «واژه هر دو معنا را دارد»
سنجیدهترین صورت دفاع را خود پژوهشکده شهید بهشتی مینویسد: «ادنی الارض» میتواند نزدیکترین سرزمین به سرزمین عرب «و همچنین» پایینترین سطح خشکیهای جهان باشد. یعنی لازم نیست مفسران خطا کرده باشند. آیه دو لایه دارد، و لایه دوم را زمان آشکار کرد.
سه ایراد بر این دفاع هست. اول، معنای دوم باید در زبان باشد تا در آیه باشد. «ادنی» به معنای فروتر در قرآن یک بار آمده و درباره ارزش خوراک است، نه بلندی زمین. همان صفحه در فهرست پرسشهایش میپرسد آیا «ادنی» به معنای پستتر بر پستی جغرافیایی دلالت میکند یا پستی ارزشی، و پاسخ نمیدهد. دوم، حتی اگر معنا را بپذیریم، جا درست نیست. آیه میگوید رومیان «در» آن زمین شکست خوردند، و شکست در حوران و اورشلیم بود، نه بر کرانه بحرالمیت.
سوم، هزینه روش. اگر هر واژه بتواند همزمان همه معناهای واژهنامه را داشته باشد و هر کدام که با دانستهای تازه جور شد به حساب گوینده نوشته شود، هیچ متنی نیست که معجزه نباشد. با همین روش میشود گفت «الارض» یعنی کره زمین، «ادنی» یعنی نزدیکترین، و آیه از نزدیکترین نقطه زمین به خورشید خبر داده است. معیار تعین برای بستن همین در است.
میماند عقبنشینی آخر: «دستکم پیشگویی پیروزی روم درست درآمد.» این ادعای دیگری است، با چهار گرهی که دیدیم، و ربطی به ارتفاع ندارد. استدلال چهارپایهای که هر ادعای اعجاز علمی باید بر آن بایستد در اعجاز علمی قرآن چیست؟ آمده است. اینجا پایه اول در کار نیست: آیه گزارهای درباره ارتفاع نمیگوید. منطق کلی استدلال از پیشگویی و معجزه را هم در نقد برهان معجزه سنجیدهایم.
جمعبندی: دو جابهجایی
آیه سوم سوره روم میگوید رومیان «در نزدیکترین سرزمین» شکست خوردند. فولادوند همین را ترجمه کرده، سیزده قرن تفسیر همین را فهمیده، و قرآن در یازده جای دیگر «ادنی» را به معنای نزدیکتر و کمتر و فروتر به کار برده است، نه گودتر. برای گودی واژه «اسفل» را دارد و در آیه ۴۲ انفال هر دو را کنار هم میآورد.
ادعای «پایینترین سرزمین» با دو جابهجایی ساخته شده است. واژه از «نزدیکترین» به «پستترین» برده شد، و نبرد از فلات حوران، که مفسران نام بردهاند، به کرانه بحرالمیت، که هیچ تفسیری نام نبرده است. میان این دو جا نهصد متر اختلاف ارتفاع است. پژوهشکدهای که ادعا را به فارسی عرضه میکند، خودش میپرسد آیا واژه این معنا را داشت و آیا جنگی آنجا بود.
پیشگوییای که ادعا بر دوشش سوار است هم محکم نیست. مهلتش کشسان است، شرط نخست بر سرش باخته شد، سنت دو تاریخ برای تحققش دارد، و قرائتی کهن همان حروف را وارونه میخواند. آنچه میماند آیهای است درباره خبر روز، با امید به پیروزی طرفی که مسلمانان دوستش داشتند.
پرسشهای رایج درباره پایینترین سرزمین و سوره روم
آیا «ادنی الارض» در قرآن به معنای پایینترین سرزمین است؟
نه. «ادنی» از ریشه نزدیکی است و در یازده کاربرد دیگرش در قرآن معنای نزدیکتر، کمتر یا فروتر دارد، نه گودتر. فولادوند «نزدیکترین سرزمین» ترجمه کرده و قرطبی مینویسد ادنی یعنی اقرب.
رومیان کجا از ایرانیان شکست خوردند؟
مفسران اذرعات و بصری را نام بردهاند، در حوران جنوب سوریه، و برخی جزیره یا اردن و فلسطین را. درعا نزدیک ۴۸۰ متر و بصری نزدیک ۸۵۰ متر بالای سطح دریاست. برای نبردی بر کرانه بحرالمیت سندی عرضه نشده است.
آیا بحرالمیت پایینترین نقطه خشکی زمین است؟
بله. کرانهاش پستترین خشکی روی زمین است، امروز نزدیک ۴۳۰ متر زیر سطح دریا. اما این عدد ثابت نیست و در کمی بیش از یک قرن حدود چهل متر پایین رفته است. آیه هم از ارتفاع چیزی نمیگوید.
آیا پیشگویی پیروزی روم در قرآن درست درآمد؟
روم در ۶۲۷ و ۶۲۸ پیروز شد، سیزده تا چهارده سال پس از شکست ۶۱۴. آیه «چند سال» میگوید، که سه تا نه معنا شده است. روایتهای اسلامی میگویند ابوبکر شرط نخست را باخت، و سنت تحقق را هم به بدر میبرد و هم به حدیبیه.
قرائت دیگر «غلبت الروم» چیست؟
قرائتی است از ابنعمر، ابوسعید خدری و دیگران که فعل را معلوم میخواند: رومیان پیروز شدند، و پس از آن شکست خواهند خورد. ترمذی مینویسد آیه به هر دو صورت خوانده میشود. با این قرائت، پیشگویی وارونه است.
منابع
منابع اولیه و سنتی
- قرآن، متن عربی و ترجمه محمدمهدی فولادوند، از پایگاه AlQuran Cloud.
- محمد بن جریر طبری، «جامع البیان عن تأویل آی القرآن»، ذیل روم ۳۰:۲ تا ۴. آیه ۳ · آیه ۴
- محمود بن عمر زمخشری، «الکشاف»، ذیل روم ۳۰:۲ تا ۴. متن در tafsir.app
- حسین بن مسعود بغوی، «معالم التنزیل»، ذیل روم ۳۰:۲ تا ۴. متن در tafsir.app
- فخرالدین رازی، «مفاتیح الغیب»، ذیل روم ۳۰:۲ تا ۴. متن در tafsir.app
- محمد بن احمد قرطبی، «الجامع لأحکام القرآن»، ذیل روم ۳۰:۲ تا ۴. متن در tafsir.app
- اسماعیل بن عمر ابنکثیر، «تفسیر القرآن العظیم»، ذیل روم ۳۰:۲ تا ۴. متن در tafsir.app
- محمد طاهر ابنعاشور، «التحریر والتنویر»، ذیل روم ۳۰:۲ تا ۴. متن در tafsir.app
- محمد بن عیسی ترمذی، «الجامع»، کتاب تفسیر القرآن، حدیثهای ۳۱۹۱ تا ۳۱۹۴. ۳۱۹۱ · ۳۱۹۲ · ۳۱۹۳ · ۳۱۹۴
- پژوهشکده اعجاز قرآن دانشگاه شهید بهشتی، «دریای مرده». متن
منابع پژوهشی و گزارشها
- Harun Yahya, “The Victory of Byzantium,” reposted at Evidences of Creation, 24 April 2012. Text
- Nadia Maria El Cheikh, “Sūrat al-Rūm: A Study of the Exegetical Literature,” Journal of the American Oriental Society 118, no. 3 (1998): 356 ff. DOI
- Tommaso Tesei, “‘The Romans Will Win!’ Q 30:2–7 in Light of 7th c. Political Eschatology,” Der Islam 95, no. 1 (2018): 1–29. DOI
- Clive Foss, “The Persians in the Roman Near East (602–630 AD),” Journal of the Royal Asiatic Society 13, no. 2 (2003): 149–170. DOI
- Encyclopaedia Britannica, “Heraclius,” “Dead Sea,” “Battle of Badr,” “Pact of Al-Ḥudaybiyah,” “Daraa” and “Bostra.” Heraclius · Dead Sea · Badr · Hudaybiyah · Daraa · Bostra
- A. Shapur Shahbazi, “Byzantine-Iranian Relations,” Encyclopaedia Iranica. Text
- Open-Meteo Elevation API, based on the Copernicus DEM GLO-90 (elevations of Daraa, Bosra, Jerusalem and the Dead Sea shore). Documentation
- Maurice Bucaille, The Bible, the Qur’an and Science (French original: Paris, Seghers, 1976), part “The Qur’an and Modern Science.” English text
مطالعه بیشتر در مجموعه زمین، دریا و پدیدههای طبیعی
- ابرها، باران و چرخه آب در قرآن: آبی که فقط پایین میآید
- سقف محفوظ در قرآن: سقفی که محافظت میشود، نه سقفی که محافظت میکند
- تاریکی اعماق دریا و امواج درونی در قرآن: یک شب توفانی، نه یک درس اقیانوسشناسی
- برزخ میان دو دریا در قرآن: دو آبی که قرار نبود بیامیزند و میآمیزند
- کوهها و لرزش زمین در قرآن: لنگر برای زمینی که کشتی نیست
- کوهها بهعنوان میخهای زمین در قرآن: میخ خیمه، نه ریشه کوه
- آیا قرآن کروی بودن زمین را گفته است؟ سیزده آیه برای گستردن، هیچ واژه برای کره
پایه روشی این مجموعه در چهار نوشته «مبانی و روش نقد اعجاز قرآن» آمده است: اعجاز علمی قرآن چیست؟، قرآن و علم، معیارهای معجزه علمی و خطای پسنگرانه در تفسیر قرآن. مجموعه پیشین، «کیهانشناسی و آفرینش»، با آیا قرآن به بیگ بنگ اشاره کرده است؟ آغاز میشود.
