سقف محفوظ در قرآن: سقفی که محافظت می‌شود، نه سقفی که محافظت می‌کند

در قرآن شهاب‌ها از آسمان محافظت می‌کنند. تیرهایی‌اند که به سوی شیاطین پرتاب می‌شوند تا کسی از سقف جهان بالا نرود و سخن فرشتگان را نشنود. در ادبیات اعجاز علمی، آسمان از ما در برابر شهاب‌ها محافظت می‌کند. جهت حفاظت در این فاصله وارونه شده است، و ادعای «سقف محفوظ در قرآن» چیزی نیست جز همین وارونگی.

ناصر مکارم شیرازی می‌نویسد آسمان در آیه ۳۲ انبیاء «می‌تواند اشاره به هوایی باشد که گرداگرد زمین را فرا گرفته» و به اندازه «یک سقف فولادین به ضخامت ده متر» مقاومت دارد. هارون یحیی آیه را «سقفی محفوظ و محافظت‌شده» ترجمه می‌کند و نتیجه می‌گیرد خدا قرن‌ها پیش خبر داده که جو زمین «سپر محافظ» ماست. پژوهشکده اعجاز قرآن دانشگاه شهید بهشتی هم آیه را «از مصادیق اعجاز علمی قرآن» می‌شمارد.

این نوشته از مجموعه «زمین، دریا و پدیده‌های طبیعی» در مرتدین (Mortadin) چهار چیز را نشان می‌دهد. «محفوظ» در عربی یعنی حفظ‌شده، نه حافظ. قرآن خودش در جای دیگر گفته آسمان از چه حفظ شده است. سقف قرآن سقفی واقعی است که در دارد، شکاف ندارد و ممکن است بیفتد. و آنچه امروز واقعا از ما محافظت می‌کند نه سقف است و نه، در بخش بزرگی، آسمان.

فهرست مطالب

آیه ۳۲ انبیاء چه می‌گوید؟

وَجَعَلْنَا السَّمَاءَ سَقْفًا مَحْفُوظًا ۖ وَهُمْ عَنْ آيَاتِهَا مُعْرِضُونَ ﴿۳۲﴾ وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ ۖ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ﴿۳۳﴾

«و آسمان را سقفی محفوظ قرار دادیم، و[لی‌] آنان از [مطالعه در] نشانه‌های آن اعراض می‌کنند. (۳۲) و اوست آن کسی که شب و روز و خورشید و ماه را پدید آورده است. هر کدام از این دو در مداری [معین‌] شناورند. (۳۳)» (انبیاء، ۲۱:۳۲ و ۳۳)

آیه در میان یک فهرست ساخت‌وساز آمده است. آیه ۳۰ می‌گوید آسمان‌ها و زمین به هم پیوسته بودند و جدا شدند. آیه ۳۱ می‌گوید کوه‌ها در زمین نهاده شد تا زمین مردم را نجنباند، و راه‌هایی در آن باز شد. آیه ۳۲ سقف را می‌آورد و آیه ۳۳ شب و روز و خورشید و ماه را. کف، لنگر، راه، سقف، چراغ. این همان خانه‌ای است که در آفرینش آسمان و زمین در قرآن صحنه به صحنه دیدیم.

آیه می‌گوید مردم از «نشانه‌های» این سقف رو می‌گردانند. طبری می‌گوید این نشانه‌ها شَمْسُهَا وَقَمَرُهَا وَنُجُومُهَا، خورشید و ماه و ستارگان آسمان‌اند، و همین را از مجاهد نقل می‌کند. آیه بعد هم بی‌فاصله از خورشید و ماه می‌گوید. پس «سماء» در این آیه آسمانی است که خورشید و ماه و ستاره در آن است. نخستین گره ادعا همین‌جاست: خورشید درون جو زمین نیست.

«محفوظ» اسم مفعول است

حافظ یعنی نگهدارنده. محفوظ یعنی نگه‌داشته‌شده. آیه می‌گوید سَقْفًا مَحْفُوظًا، سقفی که حفظ شده است. نمی‌گوید «سقفا حافظا». قرآن این واژه را یک بار دیگر هم به کار برده است، برای جایی که خودش در آن نگهداری می‌شود: فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ، «در لوحی محفوظ». هیچ مترجمی آن را «لوح محافظ» نخوانده است.

ادبیات اعجاز این را می‌داند و هر کدام از نویسندگانش راهی برای دور زدنش دارد. هارون یحیی کار را در ترجمه تمام می‌کند: آیه را «سقفی محفوظ و محافظت‌شده» برمی‌گرداند و چند سطر بعد از «سپر محافظ» حرف می‌زند، انگار همان واژه است. مکارم می‌نویسد سقف «محفوظ از نفوذ موجودات خارجی» است، یعنی چیزی از آن رد نمی‌شود، و از اینجا به محافظت از زمین می‌رسد.

پژوهشکده اعجاز قرآن دانشگاه شهید بهشتی صریح‌تر است. اول می‌نویسد «محفوظ» اسم مفعول است و «معنای آیه این می‌شود که خداوند آسمان را سقفی نگه داشته شده قرار داده است». بعد می‌پذیرد که در آیه آسمان خودش «حفظ شده» و «مصون از آسیب» معرفی شده است. و سرانجام گره را با یک جمله باز می‌کند: «استعمال اسم مفعول (محفوظ) به معنای اسم فاعل (حافظ) بر سبیل مجاز عقلی، خالی از اشکال» است.

با این جواز هر متنی هر چیزی می‌گوید. مظلوم می‌شود ظالم و مقتول می‌شود قاتل. اگر نویسنده‌ای می‌خواست بگوید آسمان سقفی نگهدارنده است، عربی واژه‌اش را داشت. آیه واژه دیگر را برگزیده است.

قرآن خودش گفته آسمان از چه حفظ شده است

لازم نیست حدس بزنیم. ریشه «حفظ» درباره آسمان سه بار دیگر در قرآن آمده است، و هر سه بار در کنار آراستن آسمان با ستارگان:

وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِي السَّمَاءِ بُرُوجًا وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِينَ ﴿۱۶﴾ وَحَفِظْنَاهَا مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ ﴿۱۷﴾ إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مُبِينٌ ﴿۱۸﴾

«و به یقین، ما در آسمان برجهایی قرار دادیم و آن را برای تماشاگران آراستیم. (۱۶) و آن را از هر شیطان رانده‌شده‌ای حفظ کردیم. (۱۷) مگر آن کس که دزدیده گوش فرا دهد که شهابی روشن او را دنبال می‌کند. (۱۸)» (حجر، ۱۵:۱۶ تا ۱۸)

إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ ﴿۶﴾ وَحِفْظًا مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ مَارِدٍ ﴿۷﴾ لَا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ وَيُقْذَفُونَ مِنْ كُلِّ جَانِبٍ ﴿۸﴾ دُحُورًا ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ ﴿۹﴾ إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ ﴿۱۰﴾

«ما آسمان این دنیا را به زیور اختران آراستیم! (۶) و [آن را] از هر شیطان سرکشی نگاه داشتیم! (۷) [به طوری که‌] نمی‌توانند به انبوه [فرشتگان‌] عالم بالا گوش فرا دهند، و از هر سوی پرتاب می‌شوند. (۸) با شدت به دور رانده می‌شوند، و برایشان عذابی دایم است. (۹) مگر کسی که [از سخن بالاییان‌] یکباره استراق سمع کند، که شهابی شکافنده از پی او می‌تازد! (۱۰)» (صافات، ۳۷:۶ تا ۱۰)

و بار سوم در آیه ۱۲ فصلت: آسمان نزدیک را با چراغ‌ها آراستیم وَحِفْظًا، «و برای نگهبانی». در دو آیه از سه آیه متمم فعل هم آمده است: وَحَفِظْنَاهَا مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ، آن را از هر شیطان رانده‌شده حفظ کردیم، و وَحِفْظًا مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ مَارِدٍ، برای نگهبانی از هر شیطان سرکش. سازوکار هم گفته شده است: شیاطین برای دزدیده شنیدن بالا می‌روند و شهاب دنبالشان می‌کند.

طبری آیه ۳۲ انبیاء را با همین آیه‌ها معنا می‌کند. آسمان سَقْفًا لِلْأَرْضِ مَسْمُوكًا، سقفی برافراشته برای زمین، است، و «محفوظ» یعنی حَفِظْنَاهَا مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ: آن را از هر شیطان رانده‌شده حفظ کرده‌ایم. این تفسیر قرآن با قرآن است، روشی که مفسران مسلمان معتبرترین روش می‌دانند. کل ماجرای استراق سمع و شهاب را در ستارگان در قرآن: زینت آسمان یا ابزار رجم شیاطین؟ آورده‌ایم، و پیشینه بازیگرانش را در جن: از جهان عربی نادیدنی تا جامعه‌ای صاحب ایمان و کفر و ابلیس و شیطان: تاریخ دو نام و شکل‌گیری یک دشمن.

شش معنای مفسران و جای خالی جو زمین

قرطبی در سده هفتم هجری هر چه را پیش از او درباره «محفوظ» گفته بودند فهرست کرده است. کنار طبری، بغوی، رازی و ابن‌کثیر، حاصل این است:

آسمان از چه محفوظ است؟ گوینده
از شیاطین، با شهاب یا با فرشتگان طبری، فراء، بغوی، رازی، قرطبی
از افتادن بر زمین بغوی، رازی، قرطبی
از ویرانی، و از اینکه کسی به آن دست یابد ابن‌کثیر، قرطبی
از نیاز به ستون قرطبی
«محفوظ» یعنی برافراشته مجاهد، به نقل طبری
از شرک و گناه قرطبی

شش معنا، و در هر شش معنا آسمان چیزی است که حفظ می‌شود. در هیچ‌کدام آسمان از زمین یا از ساکنانش محافظت نمی‌کند.

جزئیات گفته‌ها گویاتر از فهرست است. رازی می‌نویسد سَمَّى السَّمَاءَ سَقْفًا لِأَنَّهَا لِلْأَرْضِ كَالسَّقْفِ لِلْبَيْتِ، آسمان را سقف نامید چون برای زمین مانند سقف برای خانه است، و محفوظ یعنی مَحْفُوظٌ مِنَ الْوُقُوعِ وَالسُّقُوطِ اللَّذَيْنِ يَجْرِي مِثْلُهُمَا عَلَى سَائِرِ السُّقُوفِ: محفوظ از افتادن و فروریختنی که بر سر سقف‌های دیگر می‌آید. ابن‌کثیر می‌گوید آسمان كَالْقُبَّةِ عَلَيْهَا، مانند گنبدی بر زمین، است، «بنا» را برپا کردن خیمه معنا می‌کند، چنان که عرب‌ها می‌شناسند، و محفوظ را عَالِيًا مَحْرُوسًا أَنْ يُنَالَ می‌داند: بلند و نگهبانی‌شده، تا دست کسی به آن نرسد.

قتاده، به نقل طبری، تعبیر دیگری دارد: سَقْفًا مَرْفُوعًا، وَمَوْجًا مَكْفُوفًا، سقفی برافراشته و موجی مهارشده. همین تعبیر در جامع ترمذی به خود محمد نسبت داده شده است. ابری می‌گذرد، محمد از یارانش می‌پرسد می‌دانید بالای سرتان چیست، و پاسخ می‌دهد:

فَإِنَّهَا الرَّقِيعُ سَقْفٌ مَحْفُوظٌ وَمَوْجٌ مَكْفُوفٌ

«آن رقیع است، سقفی محفوظ و موجی مهارشده.»

و می‌افزاید فاصله‌اش تا زمین پانصد سال راه است. ترمذی حدیث را «غریب» می‌خواند و یادآوری می‌کند که گفته‌اند حسن بصری از ابوهریره نشنیده است، و محققان بعدی سندش را ضعیف دانسته‌اند. ابن‌کثیر هم ذیل همین آیه روایتی می‌آورد که مردی پرسید این آسمان چیست و پاسخ شنید مَوْجٌ مَكْفُوفٌ عَنْكُمْ، موجی است که از شما بازداشته شده، و خودش سند آن را «غریب» می‌نامد.

ارزش این گزارش‌ها به درستی انتسابشان نیست. نشان می‌دهند راویان سده‌های نخست از «سقف محفوظ» چه می‌فهمیدند: توده‌ای موج‌گونه که بالای سر نگه داشته شده تا فرو نریزد.

سقفی که در دارد، شکاف ندارد و ممکن است بیفتد

بغوی و قرطبی برای معنای «محفوظ از افتادن» به این آیه استناد می‌کنند:

أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ وَالْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَيُمْسِكُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ

«آیا ندیده‌ای که خدا آنچه را در زمین است به نفع شما رام گردانید، و کشتیها در دریا به فرمان او روانند، و آسمان را نگاه می‌دارد تا [مبادا] بر زمین فرو افتد، مگر به اذن خودش [باشد]. در حقیقت، خداوند نسبت به مردم سخت رئوف و مهربان است.» (حج، ۲۲:۶۵)

این تنها آیه نیست. خدا آسمان‌ها و زمین را «نگاه می‌دارد تا نیفتند» (فاطر، ۳۵:۴۱)، و نگهداری آن دو خسته‌اش نمی‌کند: وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا. همان ریشه «حفظ»، و آسمان باز مفعول آن است.

تکه‌ای از این سقف هم می‌تواند بیفتد:

وَإِنْ يَرَوْا كِسْفًا مِنَ السَّمَاءِ سَاقِطًا يَقُولُوا سَحَابٌ مَرْكُومٌ

«و اگر پاره‌سنگی را در حال سقوط از آسمان ببینند می‌گویند: «ابری متراکم است.»» (طور، ۵۲:۴۴)

ترجمه فولادوند می‌گوید «پاره‌سنگی» که از آسمان می‌افتد. عربی آیه می‌گوید كِسْفًا مِنَ السَّمَاءِ سَاقِطًا: تکه‌ای از آسمان که فرو می‌افتد. طبری همین را می‌نویسد، قِطَعًا مِنَ السَّمَاءِ سَاقِطًا، و زمینه را هم می‌گوید: قریش از محمد خواسته بودند تکه‌ای از آسمان را بر سرشان بیندازد. فولادوند همین واژه «کسف» را در همان درخواست، در آیه ۹۲ اسراء، درست برگردانده است: «آسمان را پاره پاره بر سر ما فرو اندازی». و در آیه ۱۸۷ شعراء: «پاره‌ای از آسمان بر سر ما بیفکن». «سنگ» فقط در دو آیه‌ای پیدا می‌شود که گوینده خود خداست.

معنای آیه ۴۴ طور هم با سنگ جور نیست. می‌گوید اگر تکه‌ای از آسمان را در حال افتادن ببینند، از سر لجاجت می‌گویند ابر انباشته است. پس آسمان چیزی است جز ابر، و سخت‌تر از ابر.

بقیه مشخصات سقف هم در متن هست. شکاف ندارد: وَمَا لَهَا مِنْ فُرُوجٍ. بی ستونی که دیده شود برافراشته شده است (رعد، ۱۳:۲). در دارد: درهایش برای تکذیب‌کنندگان باز نمی‌شود (اعراف، ۷:۴۰)، برای توفان نوح «به آبی ریزان» باز شد (قمر، ۵۴:۱۱)، و در قیامت «گشوده و درهایی می‌شود» (نبأ، ۷۸:۱۹). در پایان جهان مانند طومار در هم پیچیده می‌شود، كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ، و مانند پوست کنده می‌شود، كُشِطَتْ. و وقتی قرآن واژه «سقف» را برای خانه آدم‌ها به کار می‌برد، آن سقف فرو می‌ریزد: فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ.

چیزی که در دارد، می‌تواند شکاف بردارد، تکه‌اش می‌افتد، پیچیده و کنده می‌شود، و باید نگهش داشت تا نیفتد، جسم است. طبقه‌هایش را در هفت آسمان در قرآن: لایه‌های جو، هفت سیاره یا جهان‌های نادیدنی؟ و هفت آسمان؛ عددی که چشم غیرمسلح ساخت دیده‌ایم، و آبی را که از درهایش می‌ریزد در ابرها، باران و چرخه آب در قرآن.

این سقف از کجا آمده است؟

از همان‌جا که بقیه خانه. سفر پیدایش در روز دوم آفرینش چیزی را «در میان آب‌ها» می‌گذارد تا آب زیر را از آب بالا جدا کند، و خدا آن را آسمان می‌نامد. نام عبری‌اش «راقیع» است، که ترجمه‌ها آن را فلک، گنبد یا گستره برگردانده‌اند. حدیث ترمذی آسمان بالای سر را «رقیع» می‌خواند. کتاب ایوب آسمان را «سخت، مانند آینه‌ای از فلز ریخته» وصف می‌کند، و اشعیا می‌گوید خدا آسمان‌ها را «مانند خیمه‌ای برای سکونت» گسترده است. این همان خیمه‌ای است که ابن‌کثیر در آیه دید.

سقف سخت بالای زمین، با آب بر فرازش و نگهبان بر درهایش، دارایی مشترک خاور نزدیک باستان است. قرآن آن را نساخته و اصلاحش هم نکرده است. برای بررسی دانشگاهی این تصویر، پژوهش‌های طباطبایی و میرصدری، یانوس و دشارنو را در فهرست منابع ببینید.

جو زمین چه می‌کند و چه نمی‌کند

جو زمین برای زندگی لازم است، و بخشی از خطرهای فضا را می‌گیرد. این درست است. اما مدافعان چهار ادعای جدا را به یک واژه بسته‌اند، و هر چهار تا می‌لنگد.

جو سقف نیست و کسی نگهش نداشته است

سقف مرز دارد. جو ندارد. به نوشته ناسا مرز روشنی میان پایان جو و آغاز فضا نیست، و هوا با بالا رفتن فقط رقیق‌تر می‌شود. سقف را باید نگه داشت تا نیفتد. جو را گرانش پایین کشیده است و روی زمین نشسته. فشار هوا همان وزن جو است که بر سر ما سنگینی می‌کند. جمله «آسمان را نگاه می‌دارد تا بر زمین نیفتد» درباره جو معنا ندارد: جو نمی‌افتد، چون افتاده است.

عدد مکارم را هم می‌شود حساب کرد. فشار هوا در سطح دریا حدود ۱۰۱ هزار پاسکال است، یعنی روی هر متر مربع حدود ده تن هوا نشسته است. این هم‌وزن ده متر آب است، یا حدود یک متر و سی سانتی‌متر فولاد. «سقف فولادین به ضخامت ده متر» نزدیک هشت برابر اغراق دارد، و تازه هوا مثل فولاد جلوی چیزی را نمی‌گیرد. فقط آن را کند می‌کند و می‌سوزاند، اگر به اندازه کافی کوچک باشد.

شهاب‌سنگ: سقفی که درست جای خطر سوراخ است

به برآورد ناسا هر روز حدود ۴۸ تن ماده شهابی به زمین می‌رسد، و بیشتر سنگ‌های کوچک‌تر از یک زمین فوتبال در جو از هم می‌پاشند. اما خطر از سنگ‌های بزرگ است، و آن‌ها رد می‌شوند. در فوریه ۲۰۱۳ سنگی به اندازه یک خانه بر فراز چلیابینسک روسیه منفجر شد، با انرژی حدود ۴۴۰ هزار تن تی‌ان‌تی، و بیش از ۱۶۰۰ نفر زخمی شدند. در ۱۹۰۸ تونگوسکا بود. و ۶۵ میلیون سال پیش برخوردی که به نابودی حدود سه‌چهارم جانوران زمین، از جمله دایناسورها، کمک کرد.

مکارم خودش به تونگوسکا اشاره می‌کند و می‌نویسد: «گویا خداوند به این وسیله اخطار می‌دهد» که اگر هر روز بمباران می‌شدید چه وضعی داشتید. پس سنگی که در جو بسوزد شاهد «سقف محفوظ» است، و سنگی که به زمین برسد هم شاهد آن. ادعایی که با هر دو نتیجه تایید شود چیزی درباره جهان نمی‌گوید.

همان متن می‌گوید شهابی به وزن یک هزارم گرم نیرویی «معادل نیروی ذرات بمب اتمی» دارد. انرژی جنبشی یک هزارم گرم ماده با سرعت ۵۰ کیلومتر بر ثانیه حدود ۱۲۵۰ ژول است، در حد گلوله یک تفنگ. منبع این عددها هم دیدنی است: متن آن‌ها را از «فرانک آلن» نقل می‌کند و پانوشت همان صفحه از کتاب «نجوم برای همه»، نوشته ماکسول رید، چاپ ۱۳۳۵.

پرتو فرابنفش: سقفی که با گاز یخچال سوراخ شد

لایه اوزون بخشی از پرتو فرابنفش خورشید را می‌گیرد. به نوشته سازمان جهانی بهداشت، فرابنفش نوع سی کامل جذب می‌شود و بیشتر نوع بی هم، اما نوع آ می‌گذرد و حدود ۹۵ درصد فرابنفشی است که به زمین می‌رسد. سرطان پوست در دهه‌های اخیر به شدت بیشتر شده است.

و این سپر چنان «محفوظ» نبود. به گزارش آژانس حفاظت محیط زیست آمریکا، از آغاز دهه ۱۹۸۰ هر بهار بر فراز جنوبگان حفره‌ای در لایه اوزون باز می‌شود، و عاملش گازهایی است که در یخچال، کولر و اسپری به کار می‌رفت. برنامه محیط زیست سازمان ملل می‌گوید با پیمان مونترال و حذف نزدیک به ۹۹ درصد این مواد، لایه اوزون جنوبگان حدود سال ۲۰۶۶ به وضع ۱۹۸۰ برمی‌گردد. سقفی که خدا محفوظ خوانده بود با گاز یخچال و اسپری آسیب دید و با یک پیمان بین‌المللی ترمیم می‌شود.

ذره‌های باردار: سپر زیر پای ماست

پژوهشکده شهید بهشتی «حفاظت زمین از بادهای خورشیدی» را در فهرست نقش‌های حفاظتی جو می‌آورد، و هارون یحیی فوران‌های خورشیدی را، که به نوشته او هر کدام برابر صد میلیارد بمب اتمی است. اما آنچه زمین را از ذره‌های پرانرژی خورشید و کیهان حفظ می‌کند مگنتوسفر است، و به نوشته ناسا میدان مغناطیسی زمین از حرکت آهن مذاب در هسته بیرونی سیاره پدید می‌آید. همین میدان نمی‌گذارد باد خورشیدی جو را بفرساید. سپر اصلی از زیر پا می‌آید، نه از بالای سر. و جو، اگر بخواهیم واژه آیه را جدی بگیریم، واقعا «محفوظ» است: حفظ‌شده، به دست هسته زمین.

جهت حفاظت چگونه وارونه شد

حالا دو تصویر را کنار هم بگذاریم. در قرآن ستارگان چراغ‌های سقف‌اند و «مایه طرد شیاطین» (ملک، ۶۷:۵). جن‌ها خودشان گزارش می‌دهند که آسمان را «پر از نگهبانان توانا و تیرهای شهاب» یافته‌اند (جن، ۷۲:۸). شهاب سلاح نگهبانان سقف است و هدفش بیرون نگه داشتن مزاحم. در ادبیات اعجاز، شهاب خود مزاحم است و سقف هدفش را عوض کرده: به جای حفظ اسرار آسمان از شیاطین، ساکنان زمین را از سنگ حفظ می‌کند.

برای ساکنان زمین، آسمان قرآن بیشتر سرچشمه تهدید است تا سرپناه:

أَأَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ أَنْ يَخْسِفَ بِكُمُ الْأَرْضَ فَإِذَا هِيَ تَمُورُ ﴿۱۶﴾ أَمْ أَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ أَنْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا ۖ فَسَتَعْلَمُونَ كَيْفَ نَذِيرِ ﴿۱۷﴾

«آیا از آن کس که در آسمان است ایمن شده‌اید که شما را در زمین فرو برد، پس بناگاه [زمین‌] به تپیدن افتد؟ (۱۶) یا از آن کس که در آسمان است ایمن شده‌اید که بر [سر] شما تندبادی از سنگریزه فرو فرستد؟ پس به زودی خواهید دانست که بیم دادن من چگونه است (۱۷)» (ملک، ۶۷:۱۶ و ۱۷)

صاحب‌خانه بالای سقف نشسته است و می‌تواند از همان‌جا سنگ بباراند، یا تکه‌ای از سقف را بیندازد (سبأ، ۳۴:۹). سقف دژ اوست، نه سپر ما.

تاریخ این وارونگی را هم می‌شود نشان داد. از طبری تا قرطبی هیچ مفسری جو نخواند. موریس بوکای، که در ۱۹۷۶ هر شباهتی را ثبت می‌کرد، در کتابش بخشی به نام «جو زمین» دارد و آیه ۳۲ انبیاء در آن نیست. خوانش جوی وقتی پیدا شد که لایه اوزون و کمربندهای تابشی به کتاب‌های عمومی راه یافته بود. منبع علمی مکارم یک کتاب نجوم همگانی است. معجزه بعد از کشف آمد، همان الگویی که در خطای پس‌نگرانه در تفسیر قرآن شرح داده‌ایم.

کارنامه «سقف محفوظ» در جدول آزمون

هشت معیار این جدول در معیارهای معجزه علمی شرح داده شده است.

معیار نتیجه
۱. تعین مردود. قرطبی برای «محفوظ» شش معنا می‌شمارد. مدافعان امروزی «سماء» را هم جو می‌گیرند و هم همه اجرام آسمانی، و «محفوظ» را هم حفظ‌شده و هم حافظ.
۲. تقدم مستند مردود. هیچ مفسری پیش از سده بیستم جو زمین نخواند. بوکای هم در ۱۹۷۶ در بخش «جو زمین» کتابش به این آیه استناد نکرد.
۳. نوبودن مردود. آسمان به مثابه سقف، گنبد و خیمه در پیدایش، ایوب و اشعیا هست، و اینکه سقف سرپناه است دانش هر خانه‌نشینی است.
۴. دقت انطباق مردود. نشانه‌های این سقف خورشید و ماه و ستارگان‌اند، در دارد، تکه‌اش می‌افتد و باید نگهش داشت تا نیفتد. جو هیچ‌کدام از این‌ها نیست.
۵. حسابداری متقارن مردود. «سقف محفوظ» سپر اوزون خوانده می‌شود و «از هر شیطان رانده‌شده حفظش کردیم» از دفتر پاک می‌شود.
۶. ابطال‌پذیری مردود. سنگی که در جو بسوزد شاهد حفاظت است و سنگی که به زمین برسد «اخطار خدا». هیچ رخدادی ادعا را نقض نمی‌کند.
۷. باروری پیش‌بینانه مردود. لایه اوزون، مگنتوسفر و کمربندهای تابشی را فیزیک‌دانان یافتند. هیچ مفسری از این آیه به وجود هیچ‌کدام نرسید.
۸. آزمون کنترل مردود. ایوب آسمان را «سخت مانند آینه‌ای از فلز ریخته» و اشعیا «مانند خیمه‌ای برای سکونت» می‌خواند. با همین روش، هر دو جو زمین را گفته‌اند.

قوی‌ترین دفاع: «سقف خودش یعنی سرپناه»

بهترین دفاع از ادعا دست به دامن «مجاز عقلی» نمی‌شود. می‌گوید آیه آسمان را سقف خوانده، سقف یعنی آنچه ساکنان خانه را می‌پوشاند، و سقفی که خودش از آسیب محفوظ باشد ساکنانش را هم حفظ می‌کند. پژوهشکده شهید بهشتی همین را می‌نویسد: نقش حفاظتی آسمان «خود به خود از ترکیب دو واژه سقف و محفوظ استنباط می‌شود».

این استدلال درست است، و به همین دلیل به کار ادعا نمی‌آید.

اول، این معنا را هر شنونده سده هفتم هم می‌فهمید. سقف سرپناه است. برای فهمیدنش نه اوزون لازم است و نه مگنتوسفر. همه محتوای علمی، یعنی پرتو فرابنفش و ذره باردار و سنگ آسمانی، را خواننده امروزی از بیرون می‌آورد. اگر واژه «سقف» به تنهایی معجزه باشد، خیمه اشعیا و هر فرهنگی که آسمان را طاق و گنبد خوانده همان معجزه را دارد.

دوم، سقف با چه چیزی سرپناه است؟ با سخت بودن و نیفتادن. این دقیقا خوانش مفسران کهن است: رازی نوشت محفوظ از فروریختنی که بر سر سقف‌های دیگر می‌آید. هر چه استعاره سقف را جدی‌تر بگیریم، به گنبد سخت نزدیک‌تر می‌شویم و از لایه‌ای گاز دورتر.

سوم، دفاع «هر دو معنا» خودش را خنثی می‌کند. پژوهشکده می‌گوید آسمان این آیه هم جو زمین است و هم «اجرام آسمانی یا فضای حاوی آن‌ها»، و «محفوظ» هم حفظ‌شده است و هم حافظ. اگر سماء جو باشد، خورشید و ماه و ستارگان، که نشانه‌های همین سقف‌اند، باید درون جو باشند. اگر سماء کل کیهان باشد، سقف نیست و از کسی محافظت نمی‌کند. و متنی که همه معناها را با هم داشته باشد هیچ‌چیز را منع نمی‌کند.

جمع‌بندی: سقفی با نگهبان

آیه ۳۲ انبیاء یک جمله ساده درباره خانه جهان است. آسمان سقف آن است، و این سقف نگهبانی می‌شود. قرآن در جای دیگر گفته از چه: از شیاطینی که برای شنیدن بالا می‌روند. مفسران پنج معنای دیگر هم افزوده‌اند، از نیفتادن تا بی‌نیازی از ستون، و در هر شش معنا چیزی که حفظ می‌شود خود آسمان است.

ادعای سقف محفوظ در قرآن برای رسیدن به جو زمین سه جابه‌جایی لازم دارد. اسم مفعول باید اسم فاعل شود. آسمانی که خورشید و ماه در آن است باید لایه‌ای صد کیلومتری از هوا شود. و شهاب، که سلاح نگهبانان سقف بود، باید دشمنی شود که سقف جلویش را می‌گیرد. هر سه جابه‌جایی پس از آن رخ داد که علم خبر اوزون و مگنتوسفر را آورد، و هیچ‌کدام پیش از آن.

جو واقعی هم به وصف آیه نمی‌خورد. مرز ندارد، کسی نگهش نداشته، سنگ‌های بزرگ از آن می‌گذرند، بیشتر فرابنفشی که به زمین می‌رسد از آن رد می‌شود، و سپر اصلی ما در برابر باد خورشیدی از هسته زمین می‌آید. سقفی که قرآن وصف می‌کند محکم‌تر و ساده‌تر است: گنبدی بر فراز زمین، با چراغ، در و نگهبان.

پرسش‌های رایج درباره سقف محفوظ در قرآن

«سقف محفوظ» در آیه ۳۲ انبیاء یعنی چه؟

یعنی سقفی که حفظ شده است. «محفوظ» اسم مفعول است، و قرآن در آیه ۱۷ حجر و آیه ۷ صافات می‌گوید آسمان از هر شیطان حفظ شده است. طبری آیه را با همین معنا تفسیر می‌کند.

آیا سقف محفوظ در قرآن همان جو زمین است؟

نه. نشانه‌های این سقف، به گفته طبری و مجاهد، خورشید و ماه و ستارگان‌اند، و هیچ‌کدام درون جو نیستند. این سقف در دارد، تکه‌اش می‌تواند بیفتد و خدا آن را نگاه می‌دارد تا بر زمین نیفتد.

مفسران قدیم «سقف محفوظ» را چگونه فهمیدند؟

قرطبی شش معنا می‌شمارد: محفوظ از شیاطین، از افتادن، از ویرانی و دست‌یابی، از نیاز به ستون، به معنای برافراشته، و محفوظ از شرک و گناه. در هیچ‌کدام آسمان محافظ زمین نیست.

آیا جو زمین واقعا از ما محافظت می‌کند؟

تا حدی. بیشتر سنگ‌های کوچک در آن می‌سوزند و لایه اوزون بخشی از فرابنفش را می‌گیرد. اما سنگ‌های بزرگ می‌گذرند، بیشتر فرابنفش رسیده به زمین از نوع آ است، و سپر ما در برابر ذره‌های باردار میدان مغناطیسی زمین است، نه جو.

خوانش «جو زمین» از چه زمانی پیدا شد؟

در نیمه دوم سده بیستم. هیچ مفسری پیش از آن چنین نخواند، و موریس بوکای هم در کتاب ۱۹۷۶ خود در بخش «جو زمین» به این آیه استناد نکرد.

منابع

منابع اولیه و سنتی

  • قرآن، متن عربی و ترجمه محمدمهدی فولادوند، از پایگاه AlQuran Cloud.
  • محمد بن جریر طبری، «جامع البیان عن تأویل آی القرآن»، ذیل انبیاء ۲۱:۳۲، حج ۲۲:۶۵ و طور ۵۲:۴۴. انبیاء · حج · طور
  • فخرالدین رازی، «مفاتیح الغیب»، ذیل انبیاء ۲۱:۳۲. متن در tafsir.app
  • حسین بن مسعود بغوی، «معالم التنزیل»، ذیل انبیاء ۲۱:۳۲. متن در tafsir.app
  • محمد بن احمد قرطبی، «الجامع لأحکام القرآن»، ذیل انبیاء ۲۱:۳۲. متن در tafsir.app
  • اسماعیل بن عمر ابن‌کثیر، «تفسیر القرآن العظیم»، ذیل انبیاء ۲۱:۳۲. متن در tafsir.app
  • جامع ترمذی، حدیث ۳۲۹۸. متن در sunnah.com
  • کتاب مقدس عبری: پیدایش ۱:۶ تا ۸؛ ایوب ۳۷:۱۸؛ اشعیا ۴۰:۲۲. پیدایش · ایوب · اشعیا
  • ناصر مکارم شیرازی، «توصیف آسمان به سقف محفوظ»، به نقل از «پیام قرآن»، ج ۲، ص ۱۷۱. متن
  • پژوهشکده اعجاز قرآن دانشگاه شهید بهشتی، «سقف محفوظ از منظر قرآن و علم». متن

منابع پژوهشی و گزارش‌ها

  • Harun Yahya, “The Protected Roof,” in Miracles of the Qur’an. Text
  • Maurice Bucaille, The Bible, the Qur’an and Science (French original: Paris, Seghers, 1976), section “The Earth’s Atmosphere.” English text
  • NASA, “Earth’s Atmosphere: A Multi-layered Cake,” 2019. Text
  • NASA, “Meteors and Meteorites: Facts.” Text
  • NASA, “Five Years after the Chelyabinsk Meteor: NASA Leads Efforts in Planetary Defense,” 2018. Text
  • NASA, “Magnetospheres.” Text
  • World Health Organization, “Radiation: Ultraviolet (UV) radiation.” Text
  • U.S. Environmental Protection Agency, “Basic Ozone Layer Science.” Text
  • UN Environment Programme, “Ozone layer recovery is on track, helping avoid global warming by 0.5°C,” 9 January 2023. Text
  • Mohammad Ali Tabataba’i and Saida Mirsadri, “The Qur’ānic Cosmology, as an Identity in Itself,” Arabica 63, no. 3–4 (2016): 201–234. DOI
  • Damien Janos, “Qur’ānic cosmography in its historical perspective: some notes on the formation of a religious worldview,” Religion 42, no. 2 (2012): 215–231. DOI
  • Julien Decharneux, Creation and Contemplation: The Cosmology of the Qur’ān and Its Late Antique Background, Berlin: De Gruyter, 2023. DOI

مطالعه بیشتر در مجموعه زمین، دریا و پدیده‌های طبیعی

پایه روشی این مجموعه در چهار نوشته «مبانی و روش نقد اعجاز قرآن» آمده است: اعجاز علمی قرآن چیست؟، قرآن و علم، معیارهای معجزه علمی و خطای پس‌نگرانه در تفسیر قرآن. درباره آسمان قرآن در مجموعه «کیهان‌شناسی و آفرینش» این‌ها را بخوانید: گسترش آسمان و انبساط کیهان در قرآن، آفرینش آسمان و زمین در قرآن، هفت آسمان در قرآن و ستارگان در قرآن.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *