تاریکی اعماق دریا و امواج درونی در قرآن

آیا قرآن پیشاپیش اقیانوس‌شناسی را گفته بود؟

تاریکی اعماق دریا و امواج درونی در قرآن یکی از پرزرق‌وبرق‌ترین پرونده‌های اعجاز علمی است. مبلغان مذهبی سال‌هاست با هیجان تکرار می‌کنند که قرآن در سوره نور، هم از تاریکی اعماق دریا خبر داده و هم از امواج درونی؛ چیزهایی که به‌گفته آن‌ها فقط با دانش اقیانوس‌شناسی جدید قابل فهم بوده است. روی کاغذ، ادعا خیلی وسوسه‌کننده به نظر می‌رسد: یک آیه، دو کشف علمی، و یک مشت مخاطب که قرار است از شدت شگفتی مات بمانند. اما وقتی خود آیه، تفسیرهای کلاسیک و داده‌های واقعی علم دریا را کنار هم می‌گذاریم، آن غول تبلیغاتی ناگهان تبدیل می‌شود به یک سایه‌ی کم‌جان. مشکل اصلی این است که یک تمثیل دینی را به زور کشانده‌اند به جایگاه یک گزارش علمی تخصصی. 

آیه اصلی

سوره نور، آیه ۴۰

أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحَابٌ ۚ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ ۚ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا ۗ وَمَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِنْ نُورٍ

ترجمه فولادوند:
«يا [كارهايشان] مانند تاريكيهايى است كه در دريايى ژرف است كه موجى آن را مى‌پوشاند [و] روى آن موجى [ديگر] است [و] بالاى آن ابرى است تاريكيهايى است كه بعضى بر روى بعضى قرار گرفته است هر گاه [غريق] دستش را بيرون آورد به زحمت آن را مى‌بيند و خدا به هر كس نورى نداده باشد او را هيچ نورى نخواهد بود.» [1]

از نظر ادبی، آیه اصلاً چیز پیچیده‌ای را پنهان نکرده. اینجا قرآن دارد یک تصویر فشرده، هولناک و تیره از ظلمت می‌سازد: دریایی ژرف، موج، موج دیگر، ابر، و بعد تاریکی‌هایی که روی هم انباشته می‌شوند. این صحنه، قبل از آن‌که یک گزاره علمی باشد، یک تمثیل است برای وضعیت درونی کافر و دورافتادگی او از نور هدایت. [9][2] اما اعجازگرایان، طبق عادت همیشگی، تمثیل را رها می‌کنند و مستقیم می‌پرند روی واژه‌ها تا ببینند کدام‌یک را می‌شود به یک پدیده علمی مدرن سنجاق کرد.

مدافعان اعجاز علمی چه می‌گویند؟

نسخه تبلیغیِ ماجرا معمولاً این‌طور پیش می‌رود: می‌گویند «موج اول» در آیه همان امواج درونی است که زیر سطح دریا و در مرز لایه‌های مختلف آب شکل می‌گیرد، و «موج دوم» همان موج سطحی است که با چشم دیده می‌شود. بعد هم اضافه می‌کنند که قرآن از تاریکی اعماق دریا سخن گفته؛ چیزی که بدون زیردریایی، ابزار نوری و دانش مدرن اصولاً قابل کشف نبوده است. [8] بعضی از این نوشته‌های تبلیغاتی حتی با شور خاصی عدد هم می‌دهند: مثلاً تاریکی از ۲۰۰ متر شروع می‌شود و در ۱۰۰۰ متر به تاریکی کامل می‌رسد، و بعد نتیجه می‌گیرند که دیدید؟ قرآن همه‌اش را گفته بود. [8]

اما مشکل این نمایش از همان اول معلوم است. خود آیه هیچ‌جا از چگالی آب، مرز لایه‌ها، ترموکلاین، هالوک‌لاین، internal waves یا هر اصطلاح نزدیک به اقیانوس‌شناسی حرف نمی‌زند. این مفاهیم بعداً از بیرون به آیه تزریق شده‌اند. یعنی اول علم جدید را می‌خوانند، بعد می‌آیند سراغ آیه و با ذره‌بین دنبال عبارتی می‌گردند که به هر شکلی به آن بخورد. این دیگر کشف معنا نیست؛ این سرهم‌بندی پسینی معناست. فرق دارد بین این‌که متنی را بفهمی و این‌که چیزی را که از قبل می‌دانی، به زور در آن جا بدهی.

تفسیرهای کلاسیک چه می‌گویند؟

اینجاست که پرونده‌ی اعجاز شروع می‌کند به فروپاشیدن. چون اگر قرآن واقعاً در حال ارائه‌ی یک حقیقت پیچیده‌ی اقیانوس‌شناختی بود، انتظار می‌رفت مفسران قدیم، که از نظر زبانی و تاریخی به متن نزدیک‌تر بودند، حداقل نشانه‌ای از این معنا را ببینند. اما آنچه در تفاسیر کلاسیک می‌بینیم، دقیقاً خلاف این است.

طبری صریحاً می‌گوید این آیه مثلی برای اعمال کافران است؛ «مثل ظلمات في بحر لجي». او «بحر لجي» را دریایی عمیق و پرآب می‌فهمد، و سپس توضیح می‌دهد که یک موج بر آن دریاست، بالای آن موج دیگری است، و بالاتر از آن ابر؛ بعد هم همه این عناصر را به ظلمت قلب کافر، جهل و ضلالت او ربط می‌دهد. یعنی طبری اصلاً آیه را در مقام ارائه‌ی یک گزارش مستقل درباره فیزیک دریا نمی‌خواند؛ او از همان آغاز آن را تمثیل دینی می‌فهمد. [2]

بغوی هم دقیقاً در همان مسیر حرکت می‌کند. او آیه را «مثل دیگری برای اعمال کافران» می‌داند، «بحر لجي» را دریایی عمیق و پرآب می‌خواند، و «ظلمات» را به ترتیب ظلمت دریا، موج، موج دوم و ابر توضیح می‌دهد.  نکته‌ی مهم‌تر این است که او هم مثل بسیاری از مفسران قدیم، دو موج را همان موج اول و موج دوم می‌فهمد، نه این‌که یکی را موج سطحی و دیگری را موج درونیِ نامرئی بداند. [3]

جلالین حتی روشن‌تر است. او می‌گوید: «موج من فوقه موج» یعنی موجی و بالای آن موج دوم. بعد هم ظلمات را این‌طور می‌شمارد: ظلمت دریا، ظلمت موج اول، ظلمت موج دوم، و ظلمت ابر.[4] این تفسیر فوق‌العاده مهم است، چون نشان می‌دهد ذهن مفسر کلاسیک به‌سمت یک صحنه‌ی معمول اما هراس‌آور از دریای طوفانی زیر آسمان ابری می‌رود، نه به‌سمت یک نظریه‌ی پیچیده درباره‌ی امواج داخلی.

ابن‌کثیر هم آیه را نمونه‌ای برای جهل مرکب می‌داند و همان تعبیر را تکرار می‌کند که این ظلمات از شدت تاریکی‌اند و همچون قلب کافرند. او هم «بحر لجي» را به نقل از قتاده، دریایی عمیق معنا می‌کند.  باز هم هیچ خبری از این نیست که مفسر قدیم از این آیه «امواج درونی» فهمیده باشد. [5]

و این همان ضربه‌ای است که ادعای اعجاز به‌سختی از آن جان سالم به در می‌برد: اگر قرآن واقعاً در حال بیان یک حقیقت شگفت اقیانوس‌شناختی بود، چرا مفسرانی که به زبان و فضای متن نزدیک‌تر بودند، چیزی از آن نفهمیدند و همه‌ی آیه را در چارچوب تمثیل، صحنه‌پردازی و هشدار دینی خواندند؟ 

علم جدید درباره تاریکی اعماق دریا چه می‌گوید؟

علم امروز می‌گوید نور خورشید در بهترین شرایط ممکن است تا حدود ۱۰۰۰ متر به آب نفوذ کند، اما فراتر از ۲۰۰ متر معمولاً نور معناداری باقی نمی‌ماند. NOAA توضیح می‌دهد که از ۲۰۰ تا ۱۰۰۰ متر ناحیه گرگ‌ومیش است، و پایین‌تر از ۱۰۰۰ مترناحیه بی‌نور قرار دارد که در تاریکی فرو رفته است.  پس از این جهت، اصل این‌که اعماق دریا تاریک‌اند، درست است. [6]

اما این‌جا دقیقاً همان جایی است که باید فرق سازگاری و معجزه را فهمید. این‌که آیه‌ای با یک واقعیت کلی ناسازگار نیست، هنوز معجزه نمی‌سازد. آیه می‌گوید در دریایی ژرف، زیر موج و ابر، تاریکی روی تاریکی است. این تصویر با واقعیت کلی تاریکی در اعماق دریا تعارض ندارد. اما تعارض نداشتن با علم، با «پیش‌بینی علمی» فرق دارد. برای آن‌که چیزی معجزه علمی باشد، متن باید روشن، دقیق، غیرمبهم، جلوتر از افق طبیعی زمانه، و فاقد خوانش‌های بدیل معمولی باشد. این آیه چنین نیست. نه عمق مشخص می‌دهد، نه از ناحیه بی‌نور حرف می‌زند، نه سازوکار نفوذ نور را توضیح می‌دهد، نه از جذب طول موج‌ها، نه از زون نوری، نه از هیچ مفهوم فنی دیگر. [1]

به زبان ساده‌تر، این‌که بگویی «دریای ژرف خیلی تاریک است» بیشتر شبیه یک تصویر طبیعی و قابل فهم است تا یک کشف اقیانوس‌شناسی. لازم نیست برای درک این‌که زیر ابر، بالای موج، وسط دریای عمیق، تاریکی زیاد می‌شود، حتماً زیردریایی هسته‌ای داشته باشی.

علم جدید درباره امواج درونی چه می‌گوید؟

امواج درونی واقعاً وجود دارند. مؤسسه اقیانوس‌شناسی وودز هول توضیح می‌دهد که internal waves در مرز میان لایه‌های آبی با چگالی متفاوت شکل می‌گیرند، زیر سطح دریا حرکت می‌کنند، و معمولاً فقط به‌طور غیرمستقیم از اثرشان بر سطح یا از طریق ابزار علمی قابل تشخیص‌اند. این موج‌ها در واقع درون دریا و در امتداد همان مرز لایه‌ها حرکت می‌کنند. [7]

اما از این واقعیت علمی تا این ادعا که آیه 24:40 دقیقاً همین را گفته، فاصله خیلی زیاد است. آیه فقط می‌گوید: «موجی بر آن است، و بالای آن موجی دیگر، و بالاتر از آن ابر.»  اگر کسی بدون پیش‌فرض علمی این جمله را بخواند، طبیعی‌ترین فهمش همان چیزی است که مفسران قدیم دیده‌اند: دریایی متلاطم، موج روی موج، و آسمانی ابری و تیره. این‌که ما امروز بعد از شناخت پدیده internal waves، یکی از این دو موج را حتماً «موج درونی» بنامیم، بیشتر از آن‌که فهم متن باشد، تحمیل یک احتمال مدرن بر متن است. 

و این تفاوت کمی نیست. یک چیز این است که بگویی «شاید بتوان این آیه را با فلان پدیده علمی هم سازگار خواند». چیز دیگری است که بگویی «قرآن همین پدیده را دقیقاً پیشاپیش گفته بود». اعجازگرایان معمولاً این دو را عمداً با هم قاطی می‌کنند، چون اگر این مرز روشن بماند، بخش بزرگی از بازارشان تعطیل می‌شود.

اشکال روش‌شناختی ادعای اعجاز کجاست؟

ایراد اول این است که آیه از ابتدا در مقام تمثیل آمده است. طبری و ابن‌کثیر هر دو به‌روشنی می‌گویند این مثل اعمال کافران و حال قلب آن‌هاست.  وقتی متن اساساً برای تصویرسازی اخلاقی و دینی آمده، تبدیل کردن آن به سند آموزشیِ اقیانوس‌شناسی، جابه‌جا کردن کارکرد متن است.

ایراد دوم این است که تفسیر اعجازگرایانه، معنای طبیعی آیه را کنار می‌زند. در تفسیرهای کلاسیک، ما با دو موج معمولی و یک ابر روبه‌رو هستیم، نه با یک موج داخلی و یک موج سطحی. پس خوانش جدید نه از دل سنت تفسیری، بلکه برخلاف آن ساخته می‌شود.

ایراد سوم این است که از یک عبارت مبهم، نتیجه‌ای بسیار دقیق گرفته می‌شود. آیه نگفته «زیر موج‌های سطحی، امواجی در مرز چگالی وجود دارد». این را مبلغان مدرن می‌گویند. آیه نگفته «در عمق فلان متر، نور این‌گونه تحلیل می‌رود». این را هم تبلیغات بعدی می‌گوید. یعنی آنچه به‌عنوان اعجاز عرضه می‌شود، بیشتر محصول تفسیر خلاقانه‌ی مبلغان جدید است تا خودِ متن.

نتیجه نهایی

آیه 24:40 از نظر تصویرسازی ادبی نیرومند است: دریایی ژرف، موج روی موج، ابر بالای آن، و ظلمت‌هایی که روی هم انباشته می‌شوند. این تصویر با این واقعیت کلی سازگار است که دریاهای عمیق تاریک‌اند و در دریا پدیده‌هایی مانند امواج درونی هم وجود دارند. اما از این سازگاری کلی تا ادعای «کشف علمی» راه بسیار بلندی هست.

تفسیرهای کلاسیک این آیه را اساساً مثل و تمثیل برای اعمال کافران دانسته‌اند و دو موج را همان موج اول و دوم فهمیده‌اند، نه «امواج درونی» به معنای فنی امروزی. بنابراین، ادعای این‌که قرآن در این‌جا اقیانوس‌شناسی مدرن را پیشاپیش بیان کرده، بیش از هر چیز یک خوانش دفاعی، پسینی و تبلیغاتی است. به زبان ساده‌تر: آیه ظرفیت تصویرسازی دارد، اما این ظرفیت را نباید با «معجزه علمی» اشتباه گرفت. چیزی که اینجا فروخته می‌شود، بیشتر از آن‌که علم باشد، اغراق تفسیری با روکش اقیانوس‌شناسی است.

منابع

[1]. سوره نور، آیه 40، ترجمه فولادوند.
(parsquran.com)

[2]. تفسیر طبری بر نور 40: آیه را «مثل» برای اعمال کافران می‌خواند، «بحر لجي» را دریای عمیق و پرآب می‌داند، و موج و ابر را در چارچوب تمثیل توضیح می‌دهد.
(Quran.com)

[3]. تفسیر بغوی بر نور 40: آیه را مثل دیگری برای اعمال کافران می‌داند و ظلمات را ظلمت دریا، موج، موج دوم و ابر می‌شمارد.
(Quran.com)

[4]. تفسیر جلالین بر نور 40: «موج من فوقه موج» را موج اول و موج دوم تفسیر می‌کند و ظلمات را به‌صورت لایه‌های دریا، دو موج و ابر توضیح می‌دهد.
(Quran.com)

[5]. تفسیر ابن‌کثیر بر نور 40: آیه را نمونه‌ای برای جهل و ظلمت قلب کافر می‌فهمد و «بحر لجي» را دریای عمیق می‌داند.
(Quran.com)

[6]. NOAA, “How far does light travel in the ocean?”: نور معنادار به‌ندرت فراتر از 200 متر می‌رود و زیر 1000 متر ناحیه بی‌نور است.
(oceanservice.noaa.gov)

[7]. Woods Hole Oceanographic Institution, “The Waves Within the Waves”: امواج درونی در مرز لایه‌های با چگالی متفاوت شکل می‌گیرند و زیر سطح دریا حرکت می‌کنند.
(Woods Hole Oceanographic Institution)

[8]. نمونه مشهور خوانش اعجازگرایانه معاصر که «موج اول» را internal wave و آیه را تأیید اقیانوس‌شناسی جدید می‌خواند.
(islamreligion.com)

[9]. معارف‌القرآن بر نور 40: آیه را در بافت بحث درباره کافران و محرومیت آنان از نور هدایت توضیح می‌دهد.
(Quran.com)

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *