دسته: منشأ روانشناختی خدا
بررسی منشأهای روانشناختی تصور و باور به خدا؛ از نیاز به معنا، کنترل و امنیت تا عاملیابی، سوگیریهای شناختی، دلبستگی، ترس از مرگ و تجربههای دینی، با تکیه بر پژوهشهای روانشناسی دین و علوم شناختی.
مقدمه: خروج از یک عقیده، ورود به یک زندگی تازه است از بیرون ممکن است ساده به نظر برسد: اگر دیگر قانع نیستی، باور را کنار بگذار. اما کسی که ایمان بخشی از کودکی، خانواده، زبان اخلاقی، امید به آخرت و جایگاه اجتماعی او بوده است، فقط یک گزاره را...
مقدمه: آیا دین برای کنترل مردم ساخته شد؟ جمله «دین را ساختند تا مردم را کنترل کنند» جذاب است، چون قرنها فرمانروایی مقدس، دستگاه روحانیت و مجازات بدعتگذار را در چند واژه خلاصه میکند. اما از نظر تاریخی و علمی، بیش از حد ساده است. بیشتر سنتهای دینی را نمیتوان...
خدا بهعنوان پدر آسمانی برای بسیاری از مؤمنان فقط خالق جهان نیست؛ او شنوندهای نزدیک، پناهی در ترس، داوری اخلاقی و صاحب حق فرماندادن است. همین ترکیب این تصویر را نیرومند میکند: پدر آرمانی باید مراقبت کند، راه نشان دهد، خطا را ببخشد و در عین حال حد بگذارد. محبت...
مغز انسان و باور به خدا از یک ویژگی کاملاً عادی ذهن آغاز میشود: وقتی در خانه تنها هستیم و صدایی از اتاق کناری میآید، پیش از آنکه بدانیم باد پنجره را تکان داده یا کسی وارد شده، بدن واکنش نشان میدهد. توجه تیز میشود، قلب تندتر میزند و ذهن...
آیا خدا پاسخی به فناپذیری است؟ انسان موجودی است که میداند خواهد مرد. بسیاری از جانوران از خطر میگریزند و برای مردگان واکنش نشان میدهند، اما انسان میتواند مرگ آینده خود را در ذهن بازسازی کند، برای آن مراسم بسازد و درباره نبودن خویش سؤال کند. همین آگاهی، یکی از...
پرسش از خدا، پرسش از انسان هم هست چرا انسان خدا میسازد؟ این پرسش را میتوان با لحنی تحقیرآمیز پرسید؛ انگار هرکس به خدا باور دارد سادهلوح است. اما چنین شروعی نه منصفانه است و نه علمی. باور دینی یکی از پایدارترین و پیچیدهترین پدیدههای تاریخ بشر است. مردمانی با...