ابرها، باران و چرخه آب در قرآن

آیا توصیف‌های قرآنی فراتر از مشاهدات عمومی‌اند؟

ابرها، باران و چرخه آب در قرآن از پرتکرارترین پرونده‌های اعجاز علمی است. نسخه تبلیغی این ادعا معمولاً این‌طور ساخته می‌شود: قرآن گفته بادها می‌آیند، ابرها را می‌رانند، ابرها به هم می‌پیوندند، باران می‌بارد، آب در زمین ذخیره می‌شود، پس قرآن قرن‌ها پیش از هواشناسی و هیدرولوژی مدرن، «چرخه کامل آب» را بیان کرده است. ظاهر ماجرا برای مخاطب ناآشنا جذاب است. چند آیه، چند واژه درباره باد و ابر، و ناگهان نتیجه: معجزه علمی. اما وقتی آیات اصلی، تفسیرهای کلاسیک، تعریف دقیق علمی چرخه آب، و سابقه دانسته‌های پیشااسلامی را کنار هم می‌گذاریم، ماجرا خیلی زود از هیجان خالی می‌شود. قرآن درباره باد، ابر، باران و نفوذ آب به زمین  فقط حرف می‌زند، اما این با بیان کامل و علمی چرخه هیدرولوژیک یکی نیست. آنچه در متن می‌بینیم بیشتر توصیف‌های دینی، مشاهده‌محور و طبیعی از جهان پیرامون است، نه یک نظریه فنی و دقیق علمی.

آیات اصلی مرتبط

۱) سوره نور، آیه ۴۳
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحَابًا ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكَامًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ…
ترجمه فولادوند: «آيا ندانسته‌اى كه خدا[ست كه] ابر را به آرامى مى‌راند سپس ميان [اجزاء] آن پيوند مى‌دهد آنگاه آن را متراكم مى‌سازد پس دانه‌هاى باران را مى‌بينى كه از خلال آن بيرون مى‌آيد…» [1]

۲) سوره روم، آیه ۴۸
اللَّهُ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَابًا فَيَبْسُطُهُ فِي السَّمَاءِ كَيْفَ يَشَاءُ وَيَجْعَلُهُ كِسَفًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ…
ترجمه فولادوند: «خدا همان كسى است كه بادها را مى‌فرستد و ابرى برمى‌انگيزد و آن را در آسمان هر گونه بخواهد مى‌گستراند و انبوهش مى‌گرداند پس مى‌بينى باران از خلال آن بيرون مى‌آيد…» [2]

۳) سوره اعراف، آیه ۵۷
وَهُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ حَتَّى إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالًا سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَيِّتٍ فَأَنْزَلْنَا بِهِ الْمَاءَ…
ترجمه فولادوند: «و اوست كه بادها را پيشاپيش [باران] رحمتش مژده‌رسان مى‌فرستد تا آن گاه كه ابرهاى گرانبار را بردارند آن را به سوى سرزمينى مرده برانيم و از آن باران فرود آوريم…»[3]

۴) سوره مؤمنون، آیه ۱۸
وَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاهُ فِي الْأَرْضِ…
ترجمه فولادوند: «و از آسمان آبى به اندازه فرود آورديم و آن را در زمين جاى داديم…» [4]

۵) سوره زمر، آیه ۲۱
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَلَكَهُ يَنَابِيعَ فِي الْأَرْضِ…
ترجمه فولادوند: «مگر نديده‌اى كه خدا از آسمان آبى فرود آورد پس آن را به چشمه‌هايى كه در [طبقات زيرين] زمين است راه داد…» [5]

۶) سوره حجر، آیه ۲۲
وَأَرْسَلْنَا الرِّيَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَسْقَيْنَاكُمُوهُ…
این آیه هم در این پرونده مهم است، چون مدافعان اعجاز معمولاً «لَوَاقِحَ» را به فرایندهای هواشناختی پیوند می‌زنند.[8]

از کنار هم گذاشتن این آیات، یک چیز روشن می‌شود: قرآن از باد، ابر، باران، تگرگ، سرزمین مرده، ذخیره آب در زمین و چشمه‌ها حرف می‌زند. اما در خود این آیات، هیچ بیان صریحی از تبخیر آب از دریاها، تبدیل آب مایع به بخار، یا تراکم بخار آب به‌عنوان توضیح فنی سازوکار بارش دیده نمی‌شود. این خلأ خیلی مهم است، چون در تعریف علمی چرخه آب، دقیقاً همین مراحل جزو ارکان اصلی‌اند.

به زبان ساده‌تر، قرآن از آنچه انسان می‌بیند حرف می‌زند: باد، ابر، باران، زمین، چشمه. اما علم مدرن از آنچه باید مدل‌سازی و توضیح فنی شود حرف می‌زند: تبخیر، بخار، تراکم، رواناب، نفوذ، آب زیرزمینی، تبادل میان جو و سطح زمین. این دو را نباید با هم قاطی کرد فقط چون هر دو کلمه‌ی «آب» دارند.

تفسیرهای کلاسیک چه می‌گویند؟

بغوی و جلالین ذیل آیه 24:43 می‌گویند خدا ابرها را می‌راند، قطعه‌های پراکنده را به هم می‌پیوندد، آن‌ها را روی هم انباشته می‌کند، و باران از میانشان بیرون می‌آید. همچنین تعبیر «جبال فيها من برد» را یا به فراوانی تگرگ یا به ابرهای انبوه شبیه کوه برمی‌گردانند. [6] این تفسیرها نشان می‌دهند که مفسران قدیم آیه را به‌عنوان صحنه‌پردازی طبیعی ابر و باران فهمیده‌اند، نه به‌عنوان گزارشی فنی از فیزیک ابرهای باران‌زا یا ساختار علمی چرخه آب.

طبری ذیل آیه 30:48 حتی گزارشی روایی می‌آورد که در آن چند بادِ پیاپی ابر را برمی‌انگیزند، تکه‌های ابر را جمع می‌کنند، آن را انبوه می‌سازند و سپس باران می‌بارد. [7] این تفسیر از نظر دینی و ادبی قابل فهم است، اما نکته‌اش همین است: مفسر در حال توضیح چگونگی نزول باران در افق فهم زمانه خودش است، نه در حال ساختن یک نظریه مدرن درباره تبخیر، تراکم، هسته‌های میعان و انتقال بخار آب در جو.

طبری در تفسیر آیه 15:22 می‌گوید بادها **«لواقح»**‌اند؛ هم درختان را تلقیح می‌کنند و هم ابر را. حتی از ابن‌مسعود نقل می‌کند که خدا بادها را می‌فرستد تا آب را حمل کنند، ابر را به جریان اندازند، و ابر مثل شتر آبستن، شیر باران بدهد و ببارد. [8] این تصویر برای فهم دینی و شاعرانه کاملاً طبیعی است، اما دقیقاً نشان می‌دهد که «لواقح» در سنت تفسیری قدیم یک تعبیر باز، استعاری و چندوجهی بوده، نه یک اصطلاح دقیق برای توضیح فیزیک مدرن بارورسازی ابرها.

طبری در 23:18 می‌گوید خدا آب را از آسمان نازل کرد و آن را در زمین جای داد، و ابن‌کثیر در 7:57 از ابرهای سنگین از آب سخن می‌گوید که باد آن‌ها را به سرزمین مرده می‌برد. [9] این‌ها باز هم توصیف‌هایی طبیعی، عمومی و قابل‌فهم از بارش و نفوذ آب در زمین‌اند. هیچ‌کدام نشان نمی‌دهند که مفسران قدیم از این آیات «نسخه کامل چرخه هیدرولوژیک» فهمیده باشند. برعکس، آن‌ها آیات را در همان سطحی می‌فهمند که متن عرضه می‌کند: باران می‌آید، زمین زنده می‌شود، آب در زمین می‌ماند، و چشمه‌ها جاری می‌شوند.

و این همان نقطه‌ای است که ادعای اعجاز علمی شروع می‌کند به عرق کردن. چون اگر واقعاً قرآن «چرخه کامل آب» را گفته بود، باید لااقل در تفسیرهای کلاسیک ردی از این فهم می‌دیدیم. اما نمی‌بینیم. آنچه می‌بینیم توصیف طبیعت در زبان دینی و تجربه‌محور است، نه درس‌نامه هیدرولوژی.

علم جدید واقعاً چرخه آب را چگونه تعریف می‌کند؟

در تعریف علمی امروز، چرخه آب گردش پیوسته آب در سامانه زمین-جو است و اجزای اصلی آن تبخیر، تعرق، تراکم، بارش و رواناب هستند. [10] بریتانیکا نیز می‌گوید بارش یکی از سه فرایند اصلیِ تبخیر، تراکم و بارش است و آب از اقیانوس، خشکی و آب‌های شیرین تبخیر می‌شود، به‌صورت بخار با جریان‌های هوا بالا می‌رود، متراکم می‌شود، ابر می‌سازد، و دوباره به سطح زمین بازمی‌گردد. [10] این تعریف علمی، از نظر مفهومی دقیق‌تر و فنی‌تر از توصیف‌های قرآنی است.

USGS هم توضیح می‌دهد که تبخیر تبدیل آب مایع به بخار آب است، آب از سطح زمین به جو می‌رود، تراکم یعنی بخار آب دوباره مایع می‌شود، و آب پس از بارش از راه‌های مختلفی مثل رواناب، نفوذ در زمین، تغذیه آب زیرزمینی و جریان در آبخوان‌ها حرکت می‌کند. همچنین این نهاد می‌گوید حدود ۹۰ درصد رطوبت جو از تبخیر آب اقیانوس‌ها، دریاها، دریاچه‌ها و رودها می‌آید. [11] این‌ها عناصر مرکزی چرخه آب مدرن‌اند، و درست همین بخش‌هاست که قرآن آن‌ها را به‌صورت صریح و فنی توضیح نمی‌دهد. قرآن از باران و ابر و باد می‌گوید، اما از آب مایع سطح زمین که به بخار تبدیل می‌شود و بعد دوباره متراکم می‌شود، حرفی روشن و مستقل نمی‌زند.

و این تفاوت کم‌اهمیتی نیست. چون اگر کسی ادعا می‌کند قرآن «چرخه کامل آب» را بیان کرده، باید نشان دهد متن از آن حلقه‌های کلیدی‌ای که چرخه را چرخه می‌کنند، حرف زده است. نه این‌که فقط باران را دیده باشد و بعد ما بقیه مراحل را از کتاب علوم دبیرستان برداریم و روی آیه سوار کنیم.

آیا این آگاهی در جهان پیشااسلامی وجود نداشت؟

اینجا یکی از جاهایی است که ادعای اعجاز علمی ضربه جدی می‌خورد. بریتانیکا تصریح می‌کند که ایده چرخه آب احتمالاً از هر متن بازمانده‌ای قدیمی‌تر است، در چین دست‌کم از قرن چهارم و سوم پیش از میلاد به‌صورت روشن وجود داشته، و ارسطو نیز نظریه‌ای منسجم درباره بارش ارائه کرده بود: رطوبت زمین با گرما به بخار تبدیل می‌شود، بالا می‌رود، ابر می‌سازد، و سپس به صورت باران فرود می‌آید. [12] این نکته برای ادعای اعجاز تعیین‌کننده است، چون نشان می‌دهد اصل تصور چرخه‌وارِ آب، قرن‌ها پیش از اسلام ناشناخته نبوده است. [12]

کمبریج نیز می‌گوید در سنت یونانی-رومی، هم تقویم‌های هواشناختی کهن وجود داشت و هم فیلسوفانی مانند آناکسی‌ماندر، هراکلیتوس و آناکساگوراس پیش از ارسطو تلاش کرده بودند پدیده‌های جوی را به‌صورت طبیعی توضیح دهند. [13] بنابراین وقتی قرآن از باد، ابر، باران و زنده شدن زمین سخن می‌گوید، ما لزوماً با دانشی بیرون از افق جهان باستان روبه‌رو نیستیم. مشکل تبلیغات اعجاز این است که هر اشاره طبیعی به باران را فوری به «معجزه هیدرولوژی» تبدیل می‌کند، انگار قبل از قرآن هیچ انسانی از خودش نپرسیده بود این باران‌ها از کجا می‌آیند و چطور برمی‌گردند.

خطای اصلی خوانش اعجازگرایانه کجاست؟

در نوشته‌های تبلیغیِ جدید، آیات 24:43 و آیات مشابه گاهی طوری بازگویی می‌شوند که انگار قرآن مراحل شکل‌گیری ابرهای باران‌زا را به‌صورت تخصصی و مدرن توضیح داده است. اما این بازگویی دو ایراد جدی دارد.

ایراد اول این است که مراحل علمی را از بیرون متن می‌آورد و بعد به واژه‌های عمومی قرآن می‌دوزد. یعنی اول مدل مدرن چرخه آب را می‌گیرد، بعد در آیه به دنبال کلمات قابل استفاده می‌گردد، بعد بقیه مراحل را خودش با خیال راحت پر می‌کند.

ایراد دوم این است که از یک هم‌خوانی کلی، نتیجه پیشگویی علمی می‌گیرد. اینکه قرآن می‌گوید باد و ابر و باران به هم مربوط‌اند، درست. اما از این تا این ادعا که قرآن «چرخه کامل آب» را به زبان علم امروز شرح داده، فاصله‌ای بسیار زیاد وجود دارد.

به زبان ساده‌تر، قرآن می‌گوید: باد می‌وزد، ابر می‌آید، باران می‌بارد، زمین زنده می‌شود، و آب در زمین هم می‌ماند. این‌ها مشاهدات طبیعی، مهم و معنادارند. اما علم مدرن چیز بسیار دقیق‌تری می‌گوید: تبخیر، بخار آب، تراکم، بارش، رواناب، نفوذ، آب زیرزمینی، ماندگاری بخار در جو، و سهم اقیانوس‌ها در رطوبت جوی. اگر قرار باشد از «اعجاز علمی» حرف بزنیم، متن باید یکی از همین عناصر کلیدی را به‌صورت روشن، متمایز و پیش‌دستانه بیان کرده باشد. در این پرونده، چنین چیزی دیده نمی‌شود.

نتیجه نهایی

قرآن بی‌تردید آیات متعددی درباره باد، ابر، باران، تگرگ، زنده شدن زمین و نفوذ آب به لایه‌های زیرین دارد. این آیات از نظر دینی و ادبی و با تجربه مستقیم انسان از طبیعت سازگارند. اما همین کافی نیست که آن‌ها را نسخه علمی کامل چرخه آب بنامیم. تفسیرهای کلاسیک هم چنین ادعایی ندارند؛ آن‌ها آیات را در سطح توصیف طبیعی و الهی باران و نعمت آب می‌فهمند، نه در سطح یک نظریه مدرن هیدرولوژیک. 

از سوی دیگر، خود علم جدید نشان می‌دهد که چرخه آب مجموعه‌ای از فرایندهای دقیق و به‌هم‌پیوسته است که مهم‌ترینشان تبخیر، تراکم، بارش، نفوذ و رواناب است. و مهم‌تر از همه، اصل تصور چرخه‌وارِ آب نیز پیش از اسلام در سنت‌های فکری کهن شناخته شده بود. بنابراین، این پرونده هم مثل چند نمونه دیگر، بیشتر یک تطبیق پسینی و تبلیغی است تا یک معجزه علمی واقعی. چیزی که به نام اعجاز فروخته می‌شود، در عمل بیشتر شبیه این است: چند مشاهده عمومی درباره طبیعت، به‌علاوه مقداری آرایش مدرن، مساوی با «کشف علمی». و خب، نه، این‌طوری کار نمی‌کند.

منابع

[1]. متن آیه 24:43 سوره نور و ترجمه فولادوند. (پارس قرآن)
[2]. متن آیه 30:48 سوره روم و ترجمه فولادوند. (پارس قرآن)
[3]. متن آیه 7:57 سوره اعراف و ترجمه فولادوند. (پارس قرآن)
[4]. متن آیه 23:18 سوره مؤمنون و ترجمه فولادوند. (پارس قرآن)
[5]. متن آیه 39:21 سوره زمر و ترجمه فولادوند. (پارس قرآن)
[6]. تفسیر بغوی و جلالین بر آیه 24:43: راندن ابر، پیوند قطعات ابر، انباشته شدن آن و خروج باران و تگرگ. (Quran.com)

[7]. تفسیر طبری بر آیه 30:48: گزارش روایی از چند باد که ابر را برمی‌انگیزند، جمع می‌کنند، انبوه می‌سازند و سپس باران می‌بارد. (Quran.com)

[8]. تفسیر طبری بر آیه 15:22: بادها «لواقح»‌اند؛ آب را حمل می‌کنند، ابر را به جریان می‌اندازند و ابر می‌بارد. (Quran.com)

[9]. تفسیر طبری بر آیه 23:18 و ابن‌کثیر بر آیه 7:57: آب در زمین جای داده می‌شود و ابرهای سنگین به سوی سرزمین مرده رانده می‌شوند. (Quran.com)

[10]. بریتانیکا درباره چرخه آب و بارش: چرخه آب شامل تبخیر، تراکم، بارش و گردش آب میان جو و سطح زمین است. (Encyclopedia Britannica)

[11]. USGS درباره تبخیر، تراکم، آب زیرزمینی و نقش جو در چرخه آب، و اینکه بیشتر رطوبت جو از تبخیر آب‌های سطحی به‌ویژه اقیانوس‌ها می‌آید. (USGS)

[12]. بریتانیکا درباره پیشینه کهن ایده چرخه آب و نظریه ارسطو درباره تبدیل رطوبت به بخار، ابر و باران. (Encyclopedia Britannica)

[13]. کمبریج درباره سنت هواشناسی یونانی-رومی و توضیح‌های طبیعیِ پدیده‌های جوی در دوره پیشااسلامی. (Cambridge University Press & Assessment)

[14]. نمونه‌ای از ادبیات اعجازگرایانه معاصر که آیات ابر و باران را به مراحل علمیِ شکل‌گیری ابرهای باران‌زا پیوند می‌دهد. (islamreligion.com)

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *