فهرست کامل آیات مرتبط با برده داری، کنیز و «مِلک یمین» در قرآن
بردهداری زخم چرکین تاریخ
مقدمه
بردهداری یکی از زشتترین، خشنترین و ضدانسانیترین نهادهایی است که در تاریخ بشر وجود داشته است؛ نهادی که در آن انسان به مال تبدیل میشود، خرید و فروش میشود، از ابتداییترین حقوق انسانی محروم میگردد، و گاه حتی بدن و نیروی کار و زندگی جنسی او نیز در اختیار مالک قرار میگیرد. در هر نظام اخلاقی که بخواهد کرامت انسان را جدی بگیرد، بردهداری نه یک واقعیت قابل تحمل، بلکه یک فاجعهی اخلاقی است.
از همینرو، بررسی نسبت دین با بردهداری صرفاً یک بحث تاریخی یا حاشیهای نیست، بلکه یک مسئلهی بنیادی اخلاقی و الهیاتی است. اگر دینی مدعی هدایت، عدالت، رحمت و ارزش ذاتی انسان باشد، طبیعی است که از آن انتظار رود در برابر بردهداری موضعی صریح، روشن و قاطع بگیرد. پرسش اصلی اینجاست: آیا قرآن بردهداری را نفی میکند، یا آن را به رسمیت میشناسد و برای آن قانونگذاری میکند؟
آنچه در این بخش بررسی میشود، مجموعهی آیاتی است که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به برده، کنیز، «عبد»، «أمة»، «رقبة» و بهویژه «ما مَلَكَت أَیمانُکم» مربوط میشوند. این آیات فقط به وجود بردهداری اشاره نمیکنند، بلکه در موارد مختلف برای آن حکم میسازند: از رابطهی جنسی با کنیز، تا ازدواج با برده، از آزادی برده بهعنوان کفاره، تا حضور بردگان در خانه و جامعه، و از اسیران جنگی تا تمایز حقوقی میان آزاد و برده.
نکتهی مهم این است که همهی این آیات از یک سنخ نیستند. بعضی از آنها فقط وجود بردهداری را مفروض میگیرند، بعضی دیگر آن را تنظیم میکنند، برخی از آزاد کردن برده سخن میگویند، و برخی نیز بهرهبرداری جنسی از کنیزان را مشروع میشمارند. اما در مجموع، تصویری که از کنار هم قرار دادن این آیات به دست میآید، تصویری است از دینی که بردهداری را برنمیاندازد، بلکه آن را در ساختار حقوقی و اجتماعی خود میپذیرد و سامان میدهد.
در این نوشته، هدف صرفاً نقل آیات نیست، بلکه نشان دادن این نکته است که قرآن با نهاد بردهداری چگونه برخورد میکند، در کدام حوزهها آن را تأیید یا تنظیم میکند، و چرا این مسئله از منظر اخلاق مدرن، حقوق بشر، و کرامت انسانی، یکی از جدیترین نقاط مسئلهدار در متن قرآن به شمار میرود.
۱) آیاتی که نابرابری برده و آزاد را مفروض میگیرند
سوره نحل، آیه ۷۵
عربی:
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا عَبْدًا مَمْلُوكًا لَا يَقْدِرُ عَلَىٰ شَيْءٍ وَمَنْ رَزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ يُنْفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَجَهْرًا ۖ هَلْ يَسْتَوُونَ…
ترجمهی فارسی (فولادوند):
خدا بندهاى زرخريد را كه بر هيچ چيز توانايى ندارد و [در برابر او] كسى را مثل زده است كه از جانب خود به او روزىِ نيكو دادهايم و او از آن در نهان و آشكار انفاق مىكند؛ آيا [اين دو] يكسانند؟
توضیح:
این آیه یکی از روشنترین نمونههاست که در آن برده بهعنوان نماد فرودستی و ناتوانی به کار میرود. عبارت «عبدًا مملوكًا» بهروشنی از انسانی سخن میگوید که ملک دیگری است. این فقط یک اشارهی اجتماعی نیست، بلکه از موقعیت برده برای ساختن مثال و استدلال استفاده میشود. نکتهی مهم آن است که آیه، بردهبودن را امری بدیهی و شناختهشده برای مخاطب میداند. همچنین تعبیر «لا يقدر على شيء» جایگاه برده را از نظر قدرت، اختیار و استقلال نشان میدهد. در اینجا برده نه فردی آزاد با حقوق محدود، بلکه کسی است که اساساً در موقعیت مالکیت و ناتوانی تعریف میشود.
سوره روم، آیه ۲۸
عربی:
ضَرَبَ لَكُم مَّثَلًا مِّنْ أَنفُسِكُمْ ۖ هَل لَّكُم مِّن مَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن شُرَكَاءَ فِي مَا رَزَقْنَاكُمْ…
ترجمهی فارسی (فولادوند):
براى شما از خودتان مَثَلى زده است: آيا از آنچه مالك شدهايد، در آنچه به شما روزى دادهايم، شريكانى داريد تا شما در آن [مال] با ايشان يكسان باشيد؟
توضیح:
در این آیه نیز برده یا مملوک، بهعنوان کسی فرض شده که در دارایی و موقعیتِ صاحب خود شریکِ برابر نیست. استدلال آیه بر این بنا شده که شما بردگان خود را شریک خود در اموالتان قرار نمیدهید. یعنی نابرابری میان مالک و برده، نه امری استثنایی، بلکه یک پیشفرض پذیرفتهشده است. اهمیت این آیه در آن است که قرآن از رابطهی مالک و مملوک برای توضیح یک مفهوم دیگر استفاده میکند، بیآنکه اصل این رابطه را مورد نقد قرار دهد. همین امر نشان میدهد که بردهداری در این متن، یک نهاد عادی و پذیرفتهشده است.
سوره نحل، آیه ۷۱
عربی:
وَاللَّهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ فِي الرِّزْقِ ۚ فَمَا الَّذِينَ فُضِّلُوا بِرَادِّي رِزْقِهِمْ عَلَىٰ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَهُمْ فِيهِ سَوَاءٌ…
ترجمهی فارسی (فولادوند):
و خدا بعضى از شما را در روزى بر بعضى ديگر برترى داده است، ولى آنان كه برترى يافتهاند روزىِ خود را به زيردستان خويش نمىدهند تا در آن با هم مساوى باشند…
توضیح:
این آیه نیز مانند آیات پیشین، نابرابری میان مالک و مملوک را طبیعی و مفروض میگیرد. بردگان در این آیه کسانی هستند که صاحبامتیازان، رزق و دارایی خود را با آنان مساوی تقسیم نمیکنند. این آیه نهتنها وجود برده را مفروض میگیرد، بلکه میپذیرد که برده از نظر اقتصادی و اجتماعی، در موقعیتی فروتر از مالک قرار دارد. در نتیجه، این دسته از آیات نشان میدهند که قرآن نهاد بردهداری را نه به چشم یک معضل اخلاقی که باید از میان برداشته شود، بلکه بهعنوان بخشی از واقعیت اجتماعی میپذیرد.
۲) آیاتی که رابطهی جنسی با کنیز را مشروع میشمارند
سوره مؤمنون، آیات ۵ تا ۷
عربی:
وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ
إِلَّا عَلَىٰ أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ
فَمَنِ ابْتَغَىٰ وَرَاءَ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْعَادُونَ
ترجمهی فارسی (فولادوند):
و آنان كه دامان خود را حفظ مىكنند، مگر در مورد همسرانشان يا آنچه مالك شدهاند، كه در اين صورت بر آنان نكوهشى نيست؛ پس هر كه فراتر از اين جويد، آنانند كه از حد درگذرندگانند.
توضیح:
این آیه یکی از بنیادیترین اسناد قرآنی دربارهی کنیز و «مِلک یمین» است. در اینجا فقط دو دسته برای رابطهی جنسی مشروع معرفی میشوند: همسران و «آنچه مالک شدهاند». این همنشینی زبانی و حقوقی بسیار مهم است؛ زیرا نشان میدهد که کنیز، در کنار همسر، در دایرهی رابطهی جنسی مجاز قرار میگیرد. در نتیجه، رابطه با کنیز نه بهعنوان تجاوز، نه بهعنوان فساد، و نه حتی بهعنوان امری مشروط به عقد مستقل، بلکه بهعنوان یک حق مشروع برای صاحب او تصویر میشود. از منظر انتقادی، این آیه یکی از اصلیترین شواهد آن است که قرآن بهرهبرداری جنسی از بردگان زن را در ساختار خود پذیرفته است.
سوره معارج، آیات ۲۹ تا ۳۱
عربی:
وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ
إِلَّا عَلَىٰ أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ
فَمَنِ ابْتَغَىٰ وَرَاءَ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْعَادُونَ
ترجمهی فارسی (فولادوند):
و كسانى كه شرمگاه خود را نگاه مىدارند، مگر در مورد همسرانشان يا آنچه مالك شدهاند، كه در اين صورت ملامتزده نيستند؛ و هر كه جز اين جويد، آنان از حدگذرندگانند.
توضیح:
تکرار همین مضمون در سورهای دیگر، نشان میدهد که این حکم حاشیهای و گذرا نیست. اگر قرآن صرفاً در یک مورد به «ما ملكت أيمانهم» اشاره میکرد، شاید میشد آن را محدود و قابل تأویل دانست؛ اما تکرار این ساختار در دو موضع مستقل نشان میدهد که رابطهی جنسی با کنیز بخشی از الگوی پذیرفتهشدهی متن است. این آیه نیز همانند مؤمنون ۵ تا ۷، کنیز را در کنار همسر قرار میدهد و هرگونه رابطهی خارج از این دو را تجاوز از حدود معرفی میکند. این دقیقاً همان چیزی است که از منظر اخلاق مدرن، یکی از تاریکترین ابعاد این احکام به شمار میرود.
سوره نساء، آیه ۲۴
عربی:
وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ…
ترجمهی فارسی (فولادوند):
و زنان شوهردار [نيز بر شما حرام شدهاند]، مگر آنچه مالك شدهايد…
توضیح:
این آیه از بحثبرانگیزترین آیات قرآن در موضوع بردهداری و اسارت زنان است. ظاهر آیه آن است که زنان شوهردار بر مردان مسلمان حراماند، مگر زنانی که در قالب «ما ملكت أيمانكم» به مالکیت آنان درآمده باشند. در سنت فقهی و تفسیری، این استثناء معمولاً دربارهی زنان اسیر در جنگ فهم شده است. معنای عملی آن این است که اسارت و انتقال به مالکیت مسلمان، پیوند زناشویی سابق زن اسیر را بیاثر میکند. از منظر انتقادی، این آیه بهروشنی نشان میدهد که زن اسیر، حتی اگر پیش از اسارت شوهر داشته باشد، میتواند در نظم جدید به موضوع تصرف جنسی بدل شود. همین نکته، پیوند مستقیم میان جنگ، اسارت و بهرهبرداری جنسی از زنان را در متن قرآن آشکار میکند.
سوره احزاب، آیه ۵۰
عربی:
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ … وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ…
ترجمهی فارسی (فولادوند):
اى پيامبر، ما همسرانت را كه مهرشان را دادهاى بر تو حلال كرديم، و آنچه خدا از غنيمت به تو داده و تو مالك آن شدهاى [نيز بر تو حلال است]…
توضیح:
این آیه موضوع «مِلک یمین» را مستقیماً به شخص پیامبر مربوط میکند. یعنی نهتنها دیگران، بلکه خود پیامبر نیز میتواند از زنانی که از غنیمت جنگی به مالکیت او درآمدهاند بهرهمند شود. این آیه از آن جهت اهمیت دارد که نشان میدهد حکم مربوط به کنیزان و غنایم جنگی فقط یک قاعدهی اجتماعی برای پیروان نیست، بلکه در مورد خود پیامبر نیز بهطور خاص به رسمیت شناخته شده است. همین مسئله، نقد اخلاقی این حکم را شدیدتر میکند، زیرا در اینجا بالاترین الگوی دینی اسلام نیز در متن، درون همین ساختار قرار گرفته است.
سوره احزاب، آیه ۵۲
عربی:
لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِن بَعْدُ … إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ
ترجمهی فارسی (فولادوند):
از اين پس [ديگر] زنانى بر تو حلال نيستند … مگر آنچه مالك شدهاى.
توضیح:
در این آیه نیز استثنای «مِلک یمین» حفظ میشود. حتی اگر بر سر دامنهی معنای آن میان مفسران اختلاف وجود داشته باشد، اصلِ استثناء روشن است: کنیزان یا زنانی که در مالکیت درآمدهاند، همچنان در حوزهی مجاز باقی میمانند. این مسئله نشان میدهد که «مِلک یمین» نه یک امر فرعی و تصادفی، بلکه یکی از مؤلفههای پایدار در سامان جنسی و خانوادگی قرآن است.
سوره نساء، آیه ۳
عربی:
فَانكِحُوا مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاءِ … فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ
ترجمهی فارسی (فولادوند):
پس با زنانى كه براى شما خوشايندند، دو و سه و چهار نكاح كنيد؛ و اگر بيم داريد كه عدالت نورزيد، پس يك [زن] يا آنچه مالك شدهايد…
توضیح:
این آیه نیز «ما ملكت أيمانكم» را در کنار همسر قرار میدهد. در این ساختار، اگر مرد از عدالت میان چند همسر بترسد، یک گزینهی جایگزین برای او «آنچه مالک شده» معرفی میشود. همین همجواری نشان میدهد که کنیز در نظم جنسی قرآن، یک عنصر رسمی و مشروع است. از منظر اخلاقی، این آیه نیز مشکلزا است، زیرا بهجای آنکه نهاد بردهداری را نفی کند، آن را بهعنوان بخشی از راهحل حقوقی در کنار نکاح نگه میدارد.
۳) آیاتی که ازدواج با برده و کنیز را تنظیم میکنند
سوره بقره، آیه ۲۲۱
عربی:
وَلَأَمَةٌ مُّؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكَةٍ… وَلَعَبْدٌ مُّؤْمِنٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكٍ…
ترجمهی فارسی (فولادوند):
و قطعاً كنيز باايمان از زن آزاد مشرك بهتر است… و بندهى باايمان از مرد آزاد مشرك بهتر است…
توضیح:
این آیه بهصراحت از «أمة» و «عبد» سخن میگوید، یعنی از کنیز و غلام. وجود این دو دسته در آیه نشان میدهد که بردگی یک واقعیت پذیرفتهشده در جامعهی قرآنی است. همچنین آیه میان بردهی مؤمن و آزادِ مشرک مقایسه میکند و اولی را بر دومی ترجیح میدهد. این نشان میدهد که مسئلهی بردهبودن نه بهعنوان امری ذاتاً ناروا، بلکه درون دستگاه ارزشیِ دینی قابل ادغام است. در نتیجه، آیه نهتنها بردهداری را نفی نمیکند، بلکه برای آن جایگاهی در نظام ازدواج و ارزشگذاری دینی در نظر میگیرد.
سوره نساء، آیه ۲۵
عربی:
وَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلًا أَن يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ…
ترجمهی فارسی (فولادوند):
و هر كس از شما از نظر مالى نتواند با زنان آزادِ باايمان ازدواج كند، پس [مىتواند] از دختران باايمانِ شما كه مالك آن شدهايد [به زنى گيرد]…
توضیح:
این آیه یکی از مهمترین آیاتی است که نشان میدهد قرآن بردهداری را نه در مسیر لغو، بلکه در مسیر تنظیم حقوقی پیش میبرد. در اینجا برای مردی که توانایی مالی ازدواج با زن آزاد را ندارد، ازدواج با کنیزِ باایمان تجویز میشود. این بدان معناست که کنیز نه تنها در جامعه وجود دارد، بلکه برای او سازوکار رسمی ازدواج نیز پیشبینی شده است. این نوع قانونگذاری نشانهی آن است که بردهداری در متن قرآن بهعنوان نهادی موجود و مشروع مدیریت میشود، نه نهادی که باید از اساس از بین برود.
سوره نور، آیه ۳۲
عربی:
وَأَنكِحُوا الْأَيَامَىٰ مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ…
ترجمهی فارسی (فولادوند):
و بىهمسرانِ خود و بندگان و كنيزان شايستهى خويش را همسر دهيد…
توضیح:
این آیه نیز نشان میدهد که قرآن برای بندگان و کنیزان درون جامعهی اسلامی، امکان ازدواج و سامان خانوادگی قائل است. اما این بههیچوجه به معنای نفی بردهداری نیست. درست برعکس، آیه نشان میدهد که بردگان بخشی از جامعهاند و برای وضعیت آنان نیز مقررات داخلی تدوین میشود. این یک تفاوت اساسی است: قانونگذاری برای بردگان، با حذف بردهداری یکی نیست.

۴) آیاتی که حضور بردگان را در خانه و جامعه مفروض میگیرند
سوره نساء، آیه ۳۶
عربی:
… وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ …
ترجمهی فارسی (فولادوند):
… و با پدر و مادر و خويشاوندان و يتيمان و نيازمندان و همسايهى نزديك و همسايهى دور و همنشين و در راهمانده و آنچه مالك شدهايد [نيكى كنيد] …
توضیح:
این آیه معمولاً از سوی مدافعان اسلام بهعنوان نشانهی سفارش به خوشرفتاری با بردگان مطرح میشود. اما اشکال اصلی همچنان باقی است: آیه اصل مالکیت انسان بر انسان را زیر سؤال نمیبرد، بلکه صرفاً از صاحب برده میخواهد با بردهاش نیکی کند. باید میان این دو فرق گذاشت. اخلاقیتر کردنِ رفتار با برده، هرگز به معنای لغوِ بردهداری نیست. برده، در این آیه همچنان در شمار چیزهایی است که شخص «مالک» آنهاست.
سوره نور، آیه ۳۱
عربی:
… أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ …
ترجمهی فارسی (فولادوند):
… و زينت خود را آشكار نكنند مگر براى شوهرانشان … يا آنچه مالك شدهاند…
توضیح:
این آیه نشان میدهد که بردگان در فضای درونی خانه حضور دارند و جزء ساختار عادی زندگی خانوادگی هستند. از این حیث، بردهداری در قرآن فقط موضوعی مربوط به جنگ یا خرید و فروش نیست؛ بلکه در سطح زندگی روزمره، روابط خانگی، حریم خصوصی و نظم خانواده نیز حضور دارد. این آیه، مانند چند آیهی دیگر، برده را بهعنوان واقعیتی جاافتاده در فضای خانه مفروض میگیرد.
سوره نور، آیه ۵۸
عربی:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ…
ترجمهی فارسی (فولادوند):
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، بايد كسانى از شما كه مالك شدهايد، و نيز آنان كه به بلوغ نرسيدهاند، در سه نوبت از شما اجازه بگيرند…
توضیح:
این آیه بهخوبی نشان میدهد که بردگان در درون خانه و در مجاورت زندگی خصوصی صاحبان خود حضور داشتهاند؛ تا آنجا که لازم دیده شده برای ورود آنان به حریم خصوصی در ساعات خاص، قاعدهگذاری شود. این نوع جزئینگری فقط زمانی ممکن است که بردهداری نهادینه و روزمره باشد. بنابراین، آیه نه نشانهی نفی بردهداری، بلکه نشانهی عادی بودن آن در زندگی مسلمانان نخستین است.
سوره احزاب، آیه ۵۵
عربی:
… وَلَا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ …
ترجمهی فارسی (فولادوند):
بر آنان [زنان] گناهى نيست [كه بىحجاب باشند] نزد پدرانشان … و نيز آنچه مالك شدهاند…
توضیح:
مضمون این آیه شبیه نور ۳۱ است و باز نشان میدهد که «مِلک یمین» بخشی از فضای خانوادگی و درونی خانه بوده است. این تکرارها اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان میدهد مسئلهی برده و کنیز در قرآن یک موضوع حاشیهای نیست؛ بلکه در مقررات مختلف اجتماعی، خانوادگی و اخلاقی حضوری مداوم دارد.
۵) آیاتی که آزادی برده را بهعنوان کفاره یا عمل نیک مطرح میکنند
سوره نساء، آیه ۹۲
عربی:
… فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ …
ترجمهی فارسی (فولادوند):
و هر كس مؤمنى را به خطا بكشد، بايد بندهاى باايمان آزاد كند…
توضیح:
این آیه آزادی برده را بهعنوان بخشی از جبران قتل خطایی مطرح میکند. اما باید دقت کرد که این حکم، به معنای مخالفت بنیادی با بردهداری نیست. اینجا برده همچنان در نظام حقوقی حضور دارد و فقط یکی از راههای کفاره، آزاد کردن اوست. در واقع، قرآن از نهاد بردهداری بهعنوان یک واقعیت تثبیتشده استفاده میکند تا برای خطاها و تخلفات، راه جبران تعیین کند.
سوره مائده، آیه ۸۹
عربی:
… أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ …
ترجمهی فارسی (فولادوند):
… يا پوشاندن آنان، يا آزاد كردن بندهاى…
توضیح:
در این آیه نیز آزاد کردن برده یکی از کفارات شکستن سوگند است. این آیه نشان میدهد که برده میتواند موضوع نقل و انتقال حقوقی و اخلاقی باشد. اما باز هم باید تأکید کرد که این با منع بردهداری تفاوت دارد. آیه، آزادی موردی برده را توصیه میکند، اما اصل نهاد را لغو نمیکند.
سوره مجادله، آیه ۳
عربی:
… فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِّن قَبْلِ أَن يَتَمَاسَّا …
ترجمهی فارسی (فولادوند):
… پس پيش از آنكه با يكديگر تماس يابند، بايد بندهاى آزاد كنند…
توضیح:
این آیه نیز در چارچوب کفاره از آزادی برده سخن میگوید. باز هم همان الگو تکرار میشود: بردهداری بهعنوان نهادی موجود و قانونی در پسزمینه حاضر است و آزادی برده تنها در مواردی خاص بهعنوان جبران خطا مطرح میشود.
سوره بلد، آیات ۱۲ و ۱۳
عربی:
وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ
فَكُّ رَقَبَةٍ
ترجمهی فارسی (فولادوند):
و تو چه دانى كه آن گردنه چيست؟ آزاد كردن بندهاى.
توضیح:
در این آیه، آزاد کردن برده بهعنوان یک کار نیک و دشوار معرفی میشود. این از نظر اخلاقی نکتهای مثبت است، اما باز هم نباید میان «تشویق به آزادسازی» و «لغو نهاد بردهداری» خلط کرد. حتی اگر آزاد کردن برده کار خوبی باشد، تا زمانی که اصل بردهداری به رسمیت شناخته شده باشد، مسئلهی بنیادی همچنان پابرجاست.
سوره نور، آیه ۳۳
عربی:
… وَالَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتَابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ … وَلَا تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاءِ…
ترجمهی فارسی (فولادوند):
و كسانى از بندگانتان كه خواستارِ قراردادِ آزادى هستند، اگر در آنان خيرى سراغ داريد، با آنان قرارداد ببنديد… و كنيزان خود را اگر پاكدامنى مىخواهند، به خاطر متاع زندگى دنيا به زنا وادار نكنيد…
توضیح:
این آیه از مهمترین آیات در این پرونده است. بخش نخست آن دربارهی «مکاتبه» است؛ یعنی برده میتواند قراردادی برای خرید آزادی خود منعقد کند. اما این خود نشان میدهد که آزادی برده امری وابسته به ساختار مالکیت و رضایت حقوقی درون همان نهاد است. بخش دوم آیه از واداشتن کنیزان به فحشا منع میکند. این بخش، وجودِ استثمار جنسی و اقتصادی کنیزان را در بطن جامعهی اسلامی نخستین آشکار میسازد. یعنی متن نه با یک فرض خیالی، بلکه با پدیدهای واقعی مواجه است: صاحب کنیز میتواند از بدن او برای کسب درآمد بهرهبرداری کند. این آیه فقط میکوشد این بهرهکشی را در بعضی شرایط محدود کند، نه آنکه اصل سلطهی مالک بر بدن کنیز را از بین ببرد.
سوره بقره، آیه ۱۷۷
عربی:
… وَفِي الرِّقَابِ …
ترجمهی فارسی (فولادوند):
… و [صرف مال] در راه آزادىِ بردگان…
توضیح:
در این آیه، هزینهکردن برای آزادی بردگان بهعنوان یکی از مصادیق نیکی و پرهیزگاری معرفی میشود. این نیز در ظاهر نکتهای مثبت است، اما همچنان در چارچوب پذیرش اصل نهاد بردهداری قرار دارد.
سوره توبه، آیه ۶۰
عربی:
… وَفِي الرِّقَابِ …
ترجمهی فارسی (فولادوند):
… و در [راه آزادى] بردگان…
توضیح:
در این آیه نیز بخشی از مصرف زکات برای آزادی بردگان در نظر گرفته شده است. این مسئله نشان میدهد که جامعهی اسلامی از نظر مالی هم برای مسئلهی بردگان برنامهریزی میکند. اما این باز هم نشاندهندهی مدیریت یک نهاد موجود است، نه لغو آن.
۶) آیاتی که به اسارت جنگی و زمینهی بردهسازی مربوطند
سوره انفال، آیه ۶۷
عربی:
مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَكُونَ لَهُ أَسْرَىٰ حَتَّىٰ يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ…
ترجمهی فارسی (فولادوند):
هيچ پيامبرى را نرسد كه اسيرانى داشته باشد تا آنگاه كه در زمين به كشتار پردازد…
توضیح:
این آیه مستقیماً از برده نام نمیبرد، اما از اسیران جنگی سخن میگوید؛ و در سنت اسلامی، یکی از مهمترین منابع تأمین برده، اسیران جنگی بودهاند. بنابراین، این آیه در فهم زمینهی اجتماعی و حقوقی بردهداری اهمیت دارد. وجود اسارت جنگی در متن، بخشی از همان نظامی است که بعداً به بردهسازی و تصرف زنان و کودکان شکستخوردگان میانجامد.
سوره محمد، آیه ۴
عربی:
فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً…
ترجمهی فارسی (فولادوند):
پس [پس از پايان جنگ] يا منت نهيد و آزاد كنيد، يا در برابر فديه [رها سازيد]…
توضیح:
این آیه دربارهی سرنوشت اسیران جنگی است. برخی آن را نشانهای از کاهش خشونت در رفتار با اسیر میدانند، اما این آیه بهتنهایی برای نفی بردهسازی کافی نیست. مهم آن است که قرآن در باب اسیران جنگی، مجموعهای یکدست و صریح در جهت برچیدن همهی پیامدهای بردهسازانه ارائه نمیدهد. از این رو، این آیه هم نمیتواند تصویر کلی حاصل از آیات دیگر را بهطور اساسی تغییر دهد.
۷) آیاتی که تمایز حقوقی میان آزاد و برده را نشان میدهند
سوره بقره، آیه ۱۷۸
عربی:
… الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنثَىٰ بِالْأُنثَىٰ …
ترجمهی فارسی (فولادوند):
… آزاد در برابر آزاد، و بنده در برابر بنده، و زن در برابر زن…
توضیح:
این آیه در باب قصاص، از آزاد و برده بهعنوان دو جایگاه متمایز حقوقی نام میبرد. همین تفکیک نشان میدهد که قرآن جامعه را از نظر حقوقی، یک جامعهی برابر نمیبیند؛ بلکه میان اشخاص آزاد و بردگان تمایز قائل است. حتی اگر دربارهی تفسیرهای فقهی بعدی اختلاف باشد، اصل این طبقهبندی در متن آشکار است. در نتیجه، برده در قرآن فقط یک وضعیت اجتماعی نیست، بلکه یک موقعیت حقوقیِ مستقل و فروتر نیز هست.
جمعبندی
مجموع این آیات نشان میدهد که قرآن بردهداری را نفی نکرده است. برعکس، آن را بهعنوان نهادی موجود و مشروع پذیرفته، برای آن در حوزههای مختلف قانونگذاری کرده، و در مواردی حتی بهرهبرداری جنسی از کنیزان را نیز مجاز شمرده است. آیات مربوط به آزاد کردن برده، مکاتبه، یا سفارش به نیکی با بردگان، هرچند میتوانند جنبههایی از نرمکردن رفتار با برده را نشان دهند، اما هرگز به معنای الغای اصلِ مالکیت انسان بر انسان نیستند.
به بیان روشنتر، قرآن بردهداری را اختراع نکرد، اما آن را به رسمیت شناخت، تنظیم کرد و در ساختار حقوقی و اجتماعی خود جا داد. از نگاه انتقادی، همین نکته برای طرح یک پرسش بزرگ کافی است: چگونه میتوان متنی را که خود را راهنمای اخلاق و عدالت معرفی میکند، در برابر یکی از غیرانسانیترین نهادهای تاریخ بشر اینچنین سازگار و همدل دید؟
مسئله فقط این نیست که بردهداری در زمانهی نزول قرآن وجود داشته است. مسئله این است که متن مقدس، بهجای آنکه در برابر این نهاد موضعی ریشهای و رهاییبخش بگیرد، آن را در نظام خود هضم کرده و برایش احکام گوناگون ساخته است. و درست به همین دلیل، بحث بردهداری در قرآن هنوز هم یکی از جدیترین و تعیینکنندهترین موضوعات در نقد اخلاقی اسلام به شمار میرود.
