سیر تحول بردهداری در تاریخ
از حمورابی تا اسلام — و پرسشی که دین بیپاسخ گذاشت

بردهداری یکی از تاریکترین اختراعات بشر است؛ نهادی که در آن انسان به «کالا» تبدیل میشود: خرید و فروش میشود، به کار گرفته میشود، تنبیه میشود، و حتی بدنش در اختیار دیگری قرار میگیرد. هیچ نظام اخلاقیِ جدی نمیتواند با این واقعیت کنار بیاید و همچنان ادعای کرامت انسانی داشته باشد.
اما مسئله وقتی پیچیدهتر میشود که پای دین به میان میآید. دینی که خود را الهی، عادل، و فراتر از زمان معرفی میکند، در برابر چنین نهادی چه موضعی باید داشته باشد؟ آیا باید آن را ریشهکن کند؟ یا آن را بپذیرد و فقط «مدیریت» کند؟
این نوشته یک خط سیر روشن را دنبال میکند:
از قانونگذاری زمینیِ حمورابی، تا تنظیم دینی در اسلام، و نهایتاً لغو قطعی در عصر حقوق بشر. نتیجهای که از این مسیر به دست میآید، ساده اما آزاردهنده است:
آنچه دین «الهی» انجام نداد، انسان «غیرالهی» انجام داد.
۱) بردهداری در جهان باستان: نهاد اجتماعیِ پذیرفتهشده
در جهان باستان—از بینالنهرین و مصر تا یونان و روم—بردهداری یک جزء ساختاریِ اقتصاد و نظم اجتماعی بود. بردگان از راههای مختلفی به این وضعیت میرسیدند: اسارت در جنگ، بدهکاری، مجازات کیفری، یا تولد در خانوادهی برده. در این نظامها، برده نه یک «شهروند»، بلکه یک «دارایی» محسوب میشد. [1]
در تمدنهای کلاسیک مانند یونان و روم، بردگان ستون فقرات تولید اقتصادی بودند. در روم، برده میتوانست در کشاورزی، معدن، خانه، یا حتی آموزش و امور اداری به کار گرفته شود. با این حال، جایگاه حقوقی او همواره فروتر از انسان آزاد بود و مالک اختیار گستردهای بر او داشت. [2]
نکتهی مهم این است که در این دوره، بردهداری نهتنها «مجاز»، بلکه «بدیهی» تلقی میشد؛ بهگونهای که فیلسوفانی مانند ارسطو نیز از «بردهی طبیعی» سخن میگفتند. [3]
۲) حمورابی و قانونگذاری بردهداری: نظمبخشی به یک نهاد موجود
یکی از نخستین نمونههای مکتوبِ قانونگذاری دربارهی بردهداری را در قانون حمورابی (حدود ۱۷۵۰ پیش از میلاد) میبینیم. این مجموعه قوانین، نه برای لغو بردهداری، بلکه برای تنظیم و کنترل آن تدوین شده بود. [4]
برای مثال:
فرار برده جرم محسوب میشد و مجازات داشت.
پناه دادن به بردهی فراری مجازاتپذیر بود.
برده میتوانست در برخی موارد (مثلاً بدهکاری) به بردگی فروخته شود.
در عین حال، برخی محدودیتها برای رفتار با برده در نظر گرفته شده بود. [5]
این الگو نشان میدهد که حتی در یکی از قدیمیترین نظامهای حقوقی شناختهشده، مسئله چنین صورتبندی میشود:
بردهداری مفروض است؛ قانون، آن را تنظیم میکند، نه حذف.
این همان الگویی است که در بسیاری از نظامهای بعدی—از جمله سنتهای دینی—تکرار میشود.
۳) بردهداری در سنتهای دینی پیش از اسلام
پیش از اسلام، در سنتهای دینیِ یهودی و مسیحی نیز بردهداری وجود داشت و برای آن احکام مشخصی تدوین شده بود.
در عهد عتیق (تورات)، قوانینی دربارهی خرید برده، مدت خدمت، و رفتار با بردگان آمده است. برای نمونه، در «سفر خروج» مقرراتی دربارهی بردهی عبری و آزادی او پس از چند سال ذکر شده است. [6]
در عهد جدید، هرچند تأکید بیشتری بر اخلاق و برابری معنوی انسانها دیده میشود، اما بردهداری بهصورت صریح لغو نمیشود. در رسالههای پولس، بردگان به اطاعت از اربابان توصیه میشوند. [7]
بنابراین، پیش از اسلام نیز الگوی غالب چنین بود:
بردهداری وجود دارد؛
دین آن را بهطور کامل نفی نمیکند؛
بلکه آن را در چارچوب اخلاقی و حقوقی خاصی تنظیم میکند.
۴) بردهداری در اسلام: تداوم با صورتبندی دینی
با ظهور اسلام در قرن هفتم میلادی، بردهداری همچنان یک نهاد گسترده در شبهجزیرهی عربستان و جهان پیرامون بود. آنچه در قرآن و فقه اسلامی دیده میشود، ادامهی همان الگوی تاریخی است:
بردهداری بهعنوان واقعیتی موجود پذیرفته میشود؛
برای آن احکام متعدد وضع میشود (مالکیت، ازدواج، آزادی، کفاره، ارث، و…);
و در برخی موارد، رابطهی جنسی با کنیز (ملک یمین) نیز مشروع شمرده میشود.
از نظر تاریخی، منابع اصلی تأمین برده در جهان اسلامی عبارت بودند از:
اسیران جنگی
تجارت برده
تولد در خانوادهی برده [8]
در فقه اسلامی، همانند قانون حمورابی، تلاش اصلی بر تنظیم این نهاد متمرکز است:
توصیه به آزاد کردن برده بهعنوان عمل نیک؛
تعیین کفاراتی که با آزادی برده انجام میشوند؛
امکان «مکاتبه» برای خرید آزادی؛
و در عین حال، حفظ اصل مالکیت بر برده.
از این منظر، میتوان گفت که اسلام یک گسست ریشهای از گذشته ایجاد نمیکند، بلکه همان الگوی باستانی را در قالبی دینی و الهیاتی بازتنظیم میکند.
5) مقایسهی تحلیلی: از حمورابی تا اسلام
اگر قانون حمورابی و نظام حقوقی اسلامی را کنار هم بگذاریم، یک الگوی مشترک دیده میشود:
| ویژگی | حمورابی | اسلام |
| پذیرش بردهداری | بله | بله |
| تنظیم حقوقی برده | بله | بله |
| محدودسازی رفتار با برده | تا حدی | تا حدی |
| توصیه به آزادی برده | محدود | وجود دارد |
| لغو کامل بردهداری | خیر | خیر |
این شباهت ساختاری نشان میدهد که در هر دو مورد، قانون—چه سکولارِ باستانی، چه دینی—در پی مدیریت یک نهاد موجود است، نه حذف آن.
به بیان دیگر:
آنچه در اسلام میبینیم، نه آغاز بردهداری است و نه پایان آن؛ بلکه ادامهی همان منطق تاریخی با پوشش دینی است.
۶) گذار به جهان مدرن: نقد بنیادین بردهداری
نقطهی عطف واقعی در تاریخ بردهداری، نه در باستان و نه در قرون میانه، بلکه در دوران مدرن رخ میدهد.
از قرن هجدهم به بعد، با ظهور مفاهیمی مانند:
حقوق طبیعی انسان
برابری ذاتی انسانها
کرامت انسانی
آزادی فردی
بردهداری بهعنوان نهادی غیرقابلتوجیه مورد نقد قرار گرفت. [9]
این تحول به جنبشهای لغو بردهداری در اروپا و آمریکا انجامید:
لغو تجارت برده در بریتانیا (۱۸۰۷)
لغو بردهداری در امپراتوری بریتانیا (۱۸۳۳)
لغو بردهداری در آمریکا (۱۸۶۵) [10]
در قرن بیستم، این روند به سطح جهانی رسید. مهمترین سند در این زمینه:
اعلامیهی جهانی حقوق بشر (۱۹۴۸)
مادهی ۴:
«هیچکس را نباید در بردگی یا بندگی نگاه داشت؛ بردهداری و دادوستد بردگان به هر شکل ممنوع است.» [11]
اینجاست که برای نخستین بار در تاریخ، یک موضع صریح، جهانی و غیرمشروط علیه بردهداری اتخاذ میشود.
۷) نتیجهگیری: گسست مدرن از سنت
اگر این خط سیر را بهصورت پیوسته ببینیم، سه مرحلهی اصلی قابل تشخیص است:
باستان:
بردهداری یک نهاد طبیعی و پذیرفتهشده است.
دین (از جمله اسلام):
بردهداری پذیرفته میشود و در چارچوب اخلاقی/حقوقی تنظیم میگردد.
مدرن:
بردهداری بهعنوان نقض کرامت انسانی رد و ممنوع میشود.
نکتهی کلیدی این است:
تحول واقعی در نگرش به بردهداری، نه در نظامهای دینی، بلکه در اندیشهی مدرن حقوق بشر رخ میدهد.
از این منظر، میتوان گفت:
قانون حمورابی بردهداری را قانونمند کرد؛
ادیان آن را اخلاقیتر و منظمتر کردند؛
اما این حقوق بشر مدرن بود که آن را بهطور اصولی رد و حذف کرد.
و همینجا پرسش اساسی شکل میگیرد:
بردهداری که تا این اندازه با کرامت انسانی ناسازگار است، چرا در متون مقدس، بهجای نفی، به رسمیت شناخته شده و تنظیم شده است؟
منابع
ویل دورانت، تاریخ تمدن، ترجمه احمد آرام، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
محمدعلی اسلامی ندوشن، ایران و جهان از نگاه تاریخ، تهران: نشر سخن.
ارسطو، سیاست، ترجمه حمید عنایت، تهران: خوارزمی.
عبدالحسین زرینکوب، تاریخ مردم ایران پیش از اسلام، تهران: امیرکبیر.
مجموعه قوانین حمورابی، ترجمه فارسی (در کتابهای تاریخ حقوق).
کتاب مقدس، عهد عتیق، سفر خروج.
کتاب مقدس، عهد جدید، رسالههای پولس.
علیاکبر دهخدا، مدخل «برده» در لغتنامه دهخدا.
ژاک ماریتن، حقوق بشر و قانون طبیعی، ترجمه فارسی.
Eric Foner, Give Me Liberty!, W.W. Norton.
سازمان ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر (ترجمه فارسی رسمی)
