آفرینش آسمان و زمین در قرآن
کپیبرداری ناشیانه از اساطیر باستانی یا کیهانشناسی علمی؟
هر بار که علم مدرن با تلسکوپها و شتابدهندههای ذرات خود، پردهای دیگر از رازهای شگفتانگیز کیهان برمیدارد، دکانداران دین زنگ خطر را احساس میکنند. آنها برای جلوگیری از ریزش مخاطبان خود، به جای پذیرش این حقیقت که متون مقدسشان صرفا مجموعهای از باورهای اسطورهای قبایل باستانی است، لباس مضحک دیگری را بر تن این باورهای پوسیده میپوشانند. یکی از محوریترین داستانهای قرآن، ماجرای آفرینش آسمانها و زمین است که مالهکشان مذهبی با لطایفالحیل تلاش میکنند آن را با کیهانشناسی مدرن تطبیق دهند. اما وقتی این داستان را زیر میکروسکوپ علم و تاریخ میبریم، نه تنها هیچ ردی از اعجاز نمیبینیم، بلکه با یک فاجعهی تمامعیار علمی و یک سرقت ادبی آشکار از اساطیر پیشین روبرو میشویم.
در این مقاله، ادعای علمی بودن آفرینش در قرآن را با بررسی ترتیب و زمانبندی خلقت کالبدشکافی میکنیم تا نشان دهیم خدای قرآن، نه یک مهندس کیهانشناس، بلکه بازتابی از ذهنیت محدود یک انسان بدوی است که جهان را از دریچه خیمه خود مینگریست.
افسانه شش روز آفرینش: تقویمی پیش از اختراع زمان!
قرآن در آیات متعددی به صراحت بیان میکند که جهان در شش روز آفریده شده است. یکی از این آیات را با هم مرور میکنیم:
إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ (سوره اعراف، آیه ۵۴)
ترجمه محمدمهدی فولادوند: «در حقيقت پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد سپس بر عرش [جهاندارى] استيلا يافت روز را به شب كه شتابان آن را مىطلبد مىپوشاند و خورشيد و ماه و ستارگان را كه فرمانبردار اراده او هستند [پديد آورد] آگاه باشيد كه [عرصه] آفرينش و امر از آن اوست بزرگوارا خدايى كه پروردگار جهانيان است.»
هنگامی که با این آیه روبرو میشویم، اولین پرسش منطقی این است: «روز» دقیقا به چه معناست؟ در فیزیک و نجوم، یک شبانهروز زمینی حاصل یک دور چرخش زمین به دور محور خود در برابر خورشید است. حال پرسش اینجاست که پیش از آفرینش خورشید و زمین، واحد «روز» چگونه محاسبه میشده است؟
مبلغان مذهبی مدرن که متوجه این گاف بزرگ شدهاند، ادعا میکنند منظور از «یوم» در اینجا روزهای ۲۴ ساعته نیست، بلکه «دورانها و دورههای طولانی کیهانی» است. این توجیه، یک دروغ آشکار زبانی و تاریخی است. کلمه یوم در زبان عربی به معنای همان روز معمولی است. اگر به تفاسیر کلاسیک اسلامی (که هنوز دغدغه فرار از دست فیزیکدانان را نداشتند) مراجعه کنید، میبینید که مفسرانی چون طبری و ابن کثیر با صراحت گفتهاند منظور همان روزهای هفته است (از یکشنبه تا جمعه) [1]. حتی احادیث صحیحی از پیامبر اسلام وجود دارد که آفرینش را بین روزهای هفته (شنبه خاک، یکشنبه کوهها و غیره) تقسیم میکند [2]. بنابراین، تغییر معنای یوم به «دوران زمینشناسی»، صرفا یک ماله کشی مدرن برای فرار از یک رسوایی علمی است.
ترتیب آفرینش: یک فاجعه و تناقض ویرانگر با اخترفیزیک
اما فاجعه اصلی زمانی رخ میدهد که قرآن تلاش میکند وارد جزئیات شود و ترتیب این شش روز را شرح دهد. در سوره فصلت، قرآن با چنان اعتماد به نفسی جزئیات آفرینش را بیان میکند که هر دانشجوی ترم اول نجوم را به خنده وامیدارد:
قُلْ أَئِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَنْدَادًا ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِينَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِنْ فَوْقِهَا وَبَارَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاءً لِلسَّائِلِينَ ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (سوره فصلت، آیات ۹ تا ۱۲)
ترجمه محمدمهدی فولادوند: «بگو آيا اين شماييد كه واقعا به آن كسى كه زمين را در دو روز آفريد كفر مىورزيد و براى او همتايانى قرار مىدهيد اين است پروردگار جهانيان (۹) و در [زمين] از فراز آن [كوههاى] استوارى قرار داد و در آن بركت نهاد و روزيهايش را در چهار روز سنجيد [كه] براى سائلان درست [و متناسب با نيازهايش] است (۱۰) سپس آهنگ [آفرينش] آسمان كرد و آن بخارى بود پس به آن و به زمين فرمود خواه يا ناخواه بياييد آن دو گفتند فرمانپذير آمديم (۱۱) پس آنها را [به صورت] هفت آسمان در دو روز درآورد و در هر آسمانى كار [مربوط به] آن را وحى فرمود و آسمان دنيا را به چراغهايى آذين كرديم و [آن را نيك] نگاه داشتيم اين است اندازهگيرى آن نيرومند دانا (۱۲)»
در این آیات، نویسندهی قرآن تقویم آفرینش را چنین تشریح میکند:
۱. آفرینش زمین در ۲ روز.
۲. آفرینش کوهها و غذاها و برکات در زمین در ۴ روز (که با دو روز اول مجموعا میشود چهار روز، یا به تفسیر برخی شش روز فقط برای زمین!).
۳. «سپس» (ثُمَّ) خدا به سراغ آسمان میرود که گاز/دود (دخان) بوده است.
۴. تبدیل آن گاز به هفت آسمان و قرار دادن ستارگان (چراغها) در آسمان پایین در ۲ روز.
این توالی و ترتیب، یک تیر خلاص بر پیکره ادعای علمی بودن قرآن است. بیایید این سناریو را با واقعیات قطعی علمی مقایسه کنیم:
زمینمرکزی بدوی در برابر واقعیت کیهانی:
طبق دادههای کیهانشناسی مدرن، کیهان (آسمانها) حدود ۱۳.۸ میلیارد سال پیش در رویداد بیگبنگ متولد شد. ستارگان اولیه و کهکشانها صدها میلیون سال پس از بیگبنگ شکل گرفتند [3]. زمین ما کجای این داستان است؟ زمین صرفا یک سیاره سنگی کوچک است که حدود ۴.۵ میلیارد سال پیش از بقایای ستارگان مرده نسلهای پیشین (سحابی خورشیدی) به وجود آمد [4].
یعنی میلیاردها سال پیش از آنکه اصلا زمینی وجود داشته باشد، «آسمانها» و میلیاردها کهکشان و ستاره وجود داشتهاند. اما قرآن چه میگوید؟ قرآن با استفاده از کلمه «ثُمَّ» (سپس)، صراحتا اعلام میکند که خدا ابتدا زمین و کوهها و غذاهایش را آفرید و «سپس» به سراغ آسمان رفت و ستارگان را در آن قرار داد!
این نگاه، دقیقا نگاه یک انسان بدوی است که روی زمین ایستاده، زمین را مرکز و اساس همهچیز میپندارد و گمان میکند زمین ابتدا ساخته شده و سپس خدا سقفی (آسمان) روی آن کشیده و لامپهایی (ستارگان) را به عنوان تزئین زیر این سقف آویزان کرده است. این تصور که زمین پیش از ستارگان آفریده شده باشد، از منظر علمی به قدری مضحک و باطل است که هیچ توجیه زبانی نمیتواند آن را نجات دهد.
تناسب خندهدار زمان آفرینش
نکته طعنهآمیز دیگر در آیات سوره فصلت، تناسب زمانی است که خدای قرآن برای آفرینش کیهان صرف کرده است. در این زمانبندی، آفرینش زمین و کوهها و غذاهایش ۴ روز طول کشیده و آفرینش کل کیهان (هفت آسمان با میلیاردها کهکشان و تریلیونها ستاره) تنها ۲ روز!
جهان قابل مشاهده ما قطری حدود ۹۳ میلیارد سال نوری دارد و شامل حداقل ۲۰۰ میلیارد کهکشان است [5]. زمین در برابر این عظمت، حتی به اندازه یک اتم در برابر کل کره زمین هم نیست. چگونه ممکن است خالق این کیهان عظیم، دو سوم از زمان آفرینش کل جهان (۴ روز از ۶ روز) را صرف یک سیاره غباری کوچک و کوهها و معادن آن کند و تنها یک سوم باقیمانده را به آفرینش کل کائنات اختصاص دهد؟
پاسخ بسیار ساده است: نویسنده قرآن هیچ درکی از ابعاد و عظمت کیهان نداشته است. برای او، زمین پهناورترین و مهمترین بخش هستی بوده و آسمان صرفا خیمهای بر فراز آن.
سرقت ادبی از تورات و اساطیر بینالنهرین
ایدەی خلقت شش روزه، ابداع قرآن نیست. این مفهوم یک کپیبرداری کاملا مستقیم از کتاب پیدایش در عهد عتیق (تورات) است که قرنها پیش از اسلام نوشته شده بود. در باب اول سفر پیدایش، خداوند جهان را در شش روز میآفریند و در روز هفتم (سبت/شنبه) استراحت میکند [6].
قرآن اگرچه بخش «استراحت خدا» را حذف کرده (احتمالا برای حفظ ابهت خدای خود)، اما استخوانبندی افسانه، یعنی همان پروسه شش روزه را عینا از یهودیان وام گرفته است.
اما ریشه خود تورات کجاست؟ یهودیان نیز این اسطوره را در دوران تبعید خود در بابل، از اساطیر بینالنهرینی مانند حماسه «انوما الیش» (Enuma Elish) وام گرفتند. در این حماسه بابلی که روی هفت لوح گلی نوشته شده است، خدای بزرگ (مردوک)، جهان را در شش مرحله/لوح میآفریند و لوح هفتم به ستایش او اختصاص دارد [7]. در این اسطورهها نیز همواره آفرینش با جداسازی آبها، شکل دادن به زمین و سپس قرار دادن اجرام آسمانی به عنوان تزئینات همراه است.
آنچه محمد به عنوان وحی الهی به خورد پیروانش میداد، صرفا بازگویی و نشخوار شفاهی افسانههای بابلی و یهودی بود که در بازارهای خاورمیانه به عنوان «تاریخ جهان» دست به دست میشد.
نتیجهگیری
تلاش برای یافتن کیهانشناسی علمی در قرآن، تلاشی عبث و برخاسته از عقده حقارت در برابر علم است. داستان آفرینش آسمان و زمین در قرآن، با هیچ ترفندی به قوارهی فیزیک مدرن درنمیآید. متنی که معتقد است زمین و کوههایش پیش از ستارگان و کهکشانها آفریده شدهاند، متنی که دو سوم از زمان آفرینش کل کیهان را به یک سیاره حقیر اختصاص میدهد، و متنی که واژه «روز» را برای دورانی پیش از پیدایش خورشید به کار میبرد، نه کتاب علم است و نه کلام خالق کیهان.
قرآن صرفا یک سند تاریخی است که نشان میدهد انسانهای قرن هفتم میلادی در خاورمیانه، جهان را چگونه میدیدند: زمینی تخت و بزرگ در مرکز همهچیز، و سقفی گنبدی بر فراز آن که با لامپهایی برای تزئین روشن شده است. پذیرش این واقعیت تلخ، اولین قدم برای رهایی از خرافات و ورود به دنیای خرد و علم است.
منابع:
[1] الطبری، محمد بن جریر. جامع البیان عن تأویل آی القرآن. تفسیر آیه ۵۴ سوره اعراف.
[2] مسلم بن حجاج نیشابوری. صحیح مسلم. کتاب صفة القیامة و الجنة و النار، باب ابتداء الخلق، حدیث ۲۷۸۹.
[3] پلانک کالابریشن (۲۰۲۰). نتایج ماموریت پلانک ۲۰۱۸: پارامترهای کیهانشناسی. ژورنال نجوم و اخترفیزیک.
[4] دالریمپل، جی. بی. (۲۰۰۱). سن زمین در قرن بیستم: مسئلهای که (اکثرا) حل شد. انتشارات انجمن زمینشناسی لندن.
[5] کنسل، سی. جی. و دیگران (۲۰۱۶). تکامل چگالی تعداد کهکشانها در کیهان قابل مشاهده. ژورنال اخترفیزیک.
[6] کتاب مقدس (عهد عتیق)، سفر پیدایش، باب اول و دوم.
[7] داللی، استفانی (۲۰۰۰). اسطورههای بینالنهرین: آفرینش، طوفان، گیلگمش و دیگران. انتشارات دانشگاه آکسفورد.
