خورشید و ماه در قرآن

حرکت، مدار و مسئله زبان پدیداری در یک کیهان‌شناسی وهم‌آلود

یکی از پرکاربردترین ترفندهای جریان دفاعی و ماله‌کشی اسلامی در مواجهه با دستاوردهای علم نجوم، بازی با کلمات و مصادره مفاهیم مدرن است. وقتی نیکلاس کوپرنیک و گالیلئو گالیله با اثبات مدل خورشیدمرکزی، زمین را از مرکزیت کائنات به زیر کشیدند و نشان دادند که این زمین است که به دور خورشید می‌چرخد، دستگاه‌های مذهبی دچار فروپاشی شناختی شدند. اما در دوران معاصر، مبلغان اسلامی با چرخشی صد و هشتاد درجه‌ای ادعا می‌کنند که قرآن نه تنها با نجوم مدرن در تضاد نیست، بلکه ۱۴۰۰ سال پیش از کپلر و نیوتن، به حرکت خورشید و مدارهای فضایی اشاره کرده است!

برای برملا کردن این دروغ بزرگ و تاریخی، کافی است نگاهی بدون سانسور و نقادانه به آیات مربوط به خورشید و ماه در قرآن بیندازیم. بررسی دقیق این آیات نشان می‌دهد که تصویری که خالق ادعایی قرآن از منظومه شمسی ارائه می‌دهد، نه یک مدل علمی و جاذبه‌محور، بلکه صرفا یک «خطای دید» و مشاهدات خام یک انسان بادیه‌نشین است که فریب چرخش ظاهری آسمان را خورده است.

 

آیات مورد بحث: مسابقه دو و میدانی در سقف آسمان

قرآن در سوره یس، یکی از معروف‌ترین توصیفات خود را از حرکت خورشید و ماه ارائه می‌دهد. اعجاز‌تراشان این آیات را سند قطعی بر کشف مدار ستارگان می‌دانند:

وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ۝ وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ ۝ لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَهَا أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ (سوره یس، آیات ۳۸ تا ۴۰)

ترجمه محمدمهدی فولادوند: «و خورشيد به سوى قرارگاه ويژه خود روان است تقدير آن عزيز داناست (۳۸) و براى ماه منزلهايى معين كرده‌ايم تا چون شاخك خشك خوشه خرما برگردد (۳۹) نه خورشيد را سزد كه به ماه رسد و نه شب بر روز پيشى جويد و هر كدام در سپهرى شناورند (۴۰)»

همچنین در سوره انبیا می‌خوانیم:

وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ (سوره انبیاء، آیه ۳۳)

ترجمه محمدمهدی فولادوند: «و اوست كسى كه شب و روز و خورشيد و ماه را آفريد هر يك در مدارى شناورند»

در نگاه اول به ترجمه‌های مدرن (که کلمه فلک را به دروغ مدار ترجمه کرده‌اند)، شاید تصور کنید که با یک متن علمی روبرو هستید. اما وقتی این متون را در بستر تاریخی، زبانی و فیزیکی خود قرار می‌دهیم، کمدی اشتباهات آغاز می‌شود.

 

افسانه «فلک»: گنبد جامد یا مدار گرانشی؟

بزرگترین تقلب مترجمان مدرن قرآن، ترجمه کلمه «فلک» به «مدار» (Orbit) است. در اخترفیزیک مدرن، مدار یک مسیر هندسی نامرئی است که یک جرم فضایی تحت تاثیر نیروی گرانش جرم بزرگتر، در آن مسیر حرکت می‌کند (مانند مدار زمین به دور خورشید).

اما کلمه «فلک» در زبان عربی کلاسیک و در ذهن مخاطب قرن هفتم، هیچ ربطی به فضای خالی و نیروی جاذبه نداشت. فلک در ریشه‌شناسی عربی به معنای یک جسم مدور، نیم‌کره یا چیزی شبیه به چرخ ریسندگی (فلکة المغزل) است. در کیهان‌شناسی دوران باستان (مانند مدل بطلمیوسی که در خاورمیانه رایج بود)، سیارات در فضای خالی حرکت نمی‌کردند، بلکه به گنبدهای شفاف و جامدی چسبیده بودند که به دور زمین می‌چرخیدند. به هر یک از این گنبدها یک فلک می‌گفتند [1].

نویسنده قرآن می‌گوید خورشید و ماه در یک فلک شناورند (يسبحون). کلمه سباحت (شنا کردن) دقیقا نشان‌دهنده یک باور اسطوره‌ای باستانی است. در خاورمیانه باستان معتقد بودند که در بالای سقف آسمان، یک اقیانوس کیهانی وجود دارد (آب‌های بالای آسمان). خورشید و ماه مانند دو کشتی یا دو قایق در این اقیانوس کیهانی که روی سقف زمین قرار دارد، در حال شنا کردن و حرکت هستند. مفسران بزرگی مانند مجاهد و ابن‌عباس نیز دقیقا به همین موضوع اشاره کرده‌اند که فلک مانند یک چرخ آسیاب یا چرخی است که خورشید و ماه در آن می‌گردند [2]. این هیچ ربطی به نسبیت عام و انحنای فضا زمان ندارد، بلکه بازتابی از توهمات انسان باستان است.

 

استراحتگاه خورشید: رسوایی علمی در حدیث و قرآن

در آیه ۳۸ سوره یس می‌خوانیم که خورشید به سوی «مستقر» (قرارگاه یا محل استراحت) خود روان است. مبلغان امروزی ادعا می‌کنند منظور از این آیه، حرکت منظومه شمسی به سمت نقطه خاصی در کهکشان راه شیری (Apex) است! این ادعا یک تجاوز آشکار به متن است. برای اینکه بفهمیم منظور خالق قرآن از «مستقر» چیست، نیازی به تلسکوپ هابل نداریم، کافی است به سخنان خود پیامبر اسلام مراجعه کنیم.

در صحیح بخاری (معتبرترین کتاب روایی اهل سنت)، حدیثی قطعی از ابوذر غفاری نقل شده است. ابوذر می‌گوید: «هنگام غروب آفتاب با پیامبر در مسجد بودم. پیامبر پرسید: ای ابوذر، می‌دانی خورشید کجا می‌رود؟ گفتم: خدا و رسولش بهتر می‌دانند. پیامبر گفت: خورشید می‌رود تا در زیر عرش الهی سجده کند و اجازه طلوع مجدد بخواهد. این همان مستقر خورشید است که در آیه آمده است» [3].

این حدیث، تیر خلاصی بر پیکره اعجاز علمی است. در جهان‌بینی محمد، زمین تخت است و خورشید در انتهای روز از لبه زمین پایین می‌رود، زیر تخت پادشاهی خدا (عرش) سجده می‌کند، شب را آنجا استراحت می‌کند و صبح دوباره بالا می‌آید!

این نگاه بدوی دقیقا در سوره کهف نیز تکرار شده است؛ جایی که ذوالقرنین به غربی‌ترین نقطه زمین می‌رسد و با چشمان خود می‌بیند که خورشید در یک چشمه گل‌آلود (عین حمئة) غروب می‌کند و فرو می‌رود [4]. خورشیدی که یک میلیون و سیصد هزار برابر زمین حجم دارد، چگونه در یک چشمه آب گرم روی زمین فرو می‌رود؟ این تنها در ذهن انسانی ممکن است که خورشید را یک لامپ کوچک و درخشان می‌پندارد که هر شب در اقیانوس‌های دوردست خاموش می‌شود.

 

مسابقه خورشید و ماه: خطای دید زمین‌مرکزی

در آیه ۴۰ سوره یس می‌خوانیم: «نه خورشید را سزد که به ماه رسد و نه شب بر روز پیشی جوید».

این جمله شاهکار خرافات پدیدارشناختی (Phenomenological) است. نویسنده قرآن مانند هر انسان ناآگاهی که روی زمین ایستاده، به آسمان نگاه کرده و دیده است که خورشید و ماه هر دو از شرق طلوع می‌کنند و به سمت غرب می‌روند. او تصور کرده است که این دو جرم در یک مسیر مسابقه در حال حرکت به دنبال یکدیگرند، اما قانون خدا مانع از این می‌شود که خورشید سرعت بگیرد و از پشت به ماه برخورد کند!

علم امروز به ما می‌گوید که خورشید در مرکز منظومه شمسی قرار دارد و زمین با سرعت ۱۰۷ هزار کیلومتر بر ساعت به دور آن می‌چرخد. ماه نیز به دور زمین می‌چرخد. فاصله خورشید تا زمین حدود ۱۵۰ میلیون کیلومتر و فاصله ماه تا زمین تنها ۳۸۴ هزار کیلومتر است.

خورشید و ماه اصلا در یک مسیر مشترک نیستند که بخواهند به هم برسند یا نرسند! بیان اینکه «خورشید نمی‌تواند به ماه برسد» مانند این است که بگوییم «کوه دماوند نمی‌تواند به قاره آمریکا برسد». این دو جرم در دو فضای کاملا متفاوت با دینامیک حرکتی متفاوت قرار دارند. نویسنده قرآن صرفا فریب خطای دید خود را خورده و پدیده «کسوف» (که در آن ماه جلوی خورشید را می‌گیرد) را به عنوان نهایت نزدیکی آن‌ها در یک گنبد مشترک تفسیر کرده است.

 

توجیه مضحک «زبان پدیداری»

وقتی ماله‌کشان مذهبی در برابر این تناقضات ویرانگر خلع سلاح می‌شوند، به آخرین حربه خود متوسل می‌شوند و می‌گویند: «قرآن به زبان پدیداری (زبان عرفی و ظاهری) سخن گفته است تا مردم آن زمان بفهمند».

این توجیه، عذر بدتر از گناه است. اگر قرار است یک موجود عالم مطلق لایتناهی با بشر سخن بگوید، چرا باید برای فهماندن مطالب، از گزاره‌های کاملا دروغ و باطل علمی استفاده کند؟

آیا الله نمی‌توانست به سادگی بگوید: «ما زمین را گردانیدیم تا شب و روز پدید آید و خورشید در جای خود ثابت است»؟ آیا فهم این جمله برای اعراب باهوش قرن هفتم سخت‌تر از فهم آیات پیچیده فقهی بود؟ استفاده از خطای دید و گزاره‌های علمی غلط، نشانه تنزل پیام الهی برای فهم مردم نیست، بلکه اثبات قطعی این است که نویسنده کتاب خود نیز جزو همان مردم ناآگاه بوده و دقیقا همان خطای دید را به عنوان واقعیت عینی کیهان پذیرفته است.

 

سرقت نجومی از تمدن‌های پیشین

مفهوم منازل ماه (منزلگاه‌های قمر) که در آیه ۳۹ سوره یس آمده است نیز هیچ ارتباطی به وحی الهی ندارد. این سیستم تقسیم‌بندی مدار ماه به ۲۷ یا ۲۸ بخش (منازل)، هزاران سال پیش از اسلام در نجوم هندی (Nakshatra) و نجوم بابلی برای مقاصد تقویمی و طالع‌بینی اختراع شده بود [5].

اعراب پیش از اسلام این سیستم را از طریق تبادلات فرهنگی با تمدن‌های بین‌النهرین و هند آموخته بودند و از آن برای پیش‌بینی وضع هوا و مسافرت در بیابان استفاده می‌کردند (علم الانواء). قرآن صرفا دانشی که پیش از آن توسط منجمان مشرک کشف و در خاورمیانه نهادینه شده بود را به عنوان شاهکار خلقت خود بازنویسی کرده است.

 

نتیجه‌گیری

بررسی آیات مربوط به خورشید و ماه در قرآن، پرده از یک حقیقت تلخ اما رهایی‌بخش برمی‌دارد: خدای قرآن هیچ تسلطی بر علم فیزیک و مکانیک سماوی ندارد. کیهان‌شناسی قرآن، یک کیهان‌شناسی زمین‌مرکزی، تخت و پر از خطاهای بصری است.

متنی که فکر می‌کند خورشید شب‌ها زیر تخت خدا استراحت می‌کند، متنی که غروب خورشید را فرو رفتن در یک چشمه گل‌آلود می‌داند، و متنی که ماه و خورشید را شناور در آب‌های بالای یک گنبد جامد می‌پندارد، قطعا کلام آفریننده کهکشان‌ها نیست. قرآن آینه‌ای تمام‌نما از جهل مقدس و تخیلات اسطوره‌ای انسان خاورمیانه‌ای در قرون وسطی است که تلاش برای بزک کردن آن با دستاوردهای علم مدرن، چیزی جز توهین به عقلانیت و خرد بشری نیست.

منابع:

[1] نالینو، کارلو آلفونسو. (۱۹۱۱). علم الفلك وتاريخه عند العرب في القرون الوسطى. رم. (بررسی مفهوم باستانی فلک و تاثیر مدل بطلمیوسی بر ادبیات عرب).

[2] الطبری، محمد بن جریر. جامع البیان عن تأویل آی القرآن. ذیل تفسیر آیه ۳۳ سوره انبیاء.

[3] محمد بن اسماعیل بخاری. صحیح البخاری. کتاب بدء الخلق، باب صفة الشمس والقمر، حدیث ۳۱۹۹.

[4] قرآن کریم، سوره کهف، آیه ۸۶.

[5] پینگری، دیوید. (۱۹۹۸). ریشه‌های نجوم و طالع‌بینی اسلامی. مجله تاریخ علم و فناوری. (بررسی انتقال مفهوم منازل قمر از هند و بابل به شبه‌جزیره عربستان).

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *