دفاع اختیار در برابر مسئله شر: پاسخ نیرومند یا عقبنشینی الهیاتی؟
دو پیامبر با هم بحث میکنند. موسی به آدم میگوید تو پدر مایی و تو بودی که ناکاممان کردی و از بهشت بیرونمان آوردی. آدم جواب میدهد: خدا با تو سخن گفت و با دست خودش برایت نوشت؛ حالا مرا برای کاری سرزنش میکنی که خدا چهل سال پیش از آفریدنم بر من مقدر کرده بود؟ راوی این گفتوگو پیامبر اسلام است، در صحیح بخاری و صحیح مسلم، و داوری را هم خودش میکند: «فَحَجَّ آدَمُ مُوسَى»؛ آدم در این بحث بر موسی چیره شد.
این حدیث را کنار جملهای بگذارید که در هر بحثی درباره مسئله شر شنیده میشود: خدا مقصر نیست، انسان مختار است. نخستین انسان، وقتی برای نخستین گناه بازخواست شد، از اختیارش حرفی نزد. گفت نوشته شده بود، و پیامبر حق را به او داد.
این نوشته از مجموعه «مسئله شر و رنج» در مرتدین (Mortadin) درباره همان جمله است، که نام فلسفیاش دفاع اختیار است. نتیجه را همین اول میگویم. دفاع اختیار یک پیروزی کوچک دارد: نشان میدهد وجود خدا با وجود مقداری شر تناقض منطقی ندارد. همین و بس. توضیح نمیدهد چرا این مقدار شر هست، به زلزله و سرطان نمیرسد، و با خود دین هم نمیسازد: بهشت، فرشته و معصوم سه نمونه نقض آناند، و قرآن و حدیث و کلام غالب، اختیاری را که این دفاع لازم دارد از انسان گرفتهاند.
فهرست مطالب
- دفاع اختیار دقیقا چه میگوید؟
- آنچه دفاع اختیار برد: پیروزی کوچک با سه قید
- چهار جایی که دفاع اختیار به آن نمیرسد
- بهشت، فرشته و معصوم: سه نمونه نقض دفاع اختیار از درون خود دین
- خدا فقط اجازه نداد؛ از میان همه جهانها همین را برگزید
- جبر و اختیار در قرآن: آیههایی که دفاع را از درون میشکنند
- کلام اسلامی: اشعری دفاع اختیار را بدعت میداند، معتزلی بهایش را میپردازد
- جمعبندی
- پرسشهای رایج
- منابع
دفاع اختیار دقیقا چه میگوید؟
صورت عامیانهاش را همه شنیدهایم: اگر خدا جلوی هر کار بدی را میگرفت، ما عروسک بودیم، نه انسان. صورت فلسفیاش را الوین پلنتینگا در دهه ۱۹۷۰ نوشت و چهار گام دارد. آفریده مختار ارزشمندتر از آفریده بیاختیار است. اختیار واقعی یعنی شخص بتواند بد را هم انتخاب کند. حتی توانای مطلق نمیتواند کسی را هم آزاد بگذارد و هم وادارش کند که فقط خوب انتخاب کند؛ این خواستن دو چیز متناقض است. پس ممکن است خدا، با همه توانایی، نتواند جهانی با آفریدگان آزاد و بی هیچ شری بسازد.
برای محکم کردن گام آخر، پلنتینگا مفهومی ساخت به نام «تباهی فراجهانی»: شاید هر شخصی که خدا میتوانست بیافریند چنان باشد که اگر آزاد گذاشته شود، دستکم یک بار به خواست خودش خطا میکند. اگر چنین باشد، جهان آزاد و بیگناه «ساختنی» نیست.
دو چیز را باید از همین اول دید. یکی اینکه پلنتینگا نمیگوید چنین است؛ میگوید ممکن است چنین باشد. خودش میان «دفاع» و «تئودیسه» فرق میگذارد. تئودیسه میکوشد بگوید خدا واقعا چرا شر را روا داشته است. دفاع فقط داستانی میسازد که تناقض نداشته باشد، بی آنکه ادعا کند راست است. دوم اینکه همه این بنا روی تعریف خاصی از اختیار انسان ایستاده که فیلسوفان «اختیارگرایی» مینامند: انتخابی که هیچ علت پیشینی آن را تعیین نکرده باشد.
آنچه دفاع اختیار برد: پیروزی کوچک با سه قید
جی. ال. مکی در ۱۹۵۵ گفته بود وجود خدا و وجود شر تناقض منطقی دارند. دفاع پلنتینگا این ادعا را از کار انداخت، و خود مکی در ۱۹۸۲ نوشت که مسئله شر ناسازگاری منطقی آموزههای اصلی خداباوری را نشان نمیدهد. این را باید همانطور که هست گفت. و بعد باید پرسید این پیروزی چقدر میارزد.
قید اول: ممکن بودن، محتمل بودن نیست. برای رد ادعای تناقض یک داستان ممکن بس است، هر قدر هم بعید. وکیلی که میگوید «ممکن است موکلم دلیلی داشته که کودک را از آب نگرفت» او را از اتهام تناقضگویی نجات داده، نه از محکومیت. بحث امروز بر سر مسئله قرینهای شر است، یعنی اینکه رنج واقعی جهان خدای قادر و مهربان را چقدر نامحتمل میکند. در آن بحث دفاع اختیار باید نشان بدهد داستانش راست است، نه فقط بیتناقض. این صورت را در مسئله شر: چرا رنج جهان با خدای قادر و مهربان سازگار نیست؟ آوردهایم.
قید دوم: تعریفی از اختیار که بیشتر فیلسوفان قبولش ندارند. در نظرسنجی سال ۲۰۲۰ از فیلسوفان دانشگاهی، ۵۹ درصد سازگارگرا بودند، یعنی اختیار را با تعیینشدگی جمعپذیر میدانستند، و فقط ۱۹ درصد اختیارگرا. اگر سازگارگرایان درست بگویند، خدا میتوانست آدمها را چنان بیافریند که به خواست خود همیشه خوبی را برگزینند؛ همانطور که مادری به خواست خود هرگز کودکش را شکنجه نمیکند و کسی هم او را مجبور نمیداند. این ایراد نخست خود مکی بود، و دفاع اختیار فقط با کنار گذاشتن دیدگاه اکثریت از آن میگذرد.
قید سوم: پرونده منطقی هم بسته نشده است. جان شلنبرگ در ۲۰۱۳ صورت تازهای از مسئله منطقی شر نوشت، و جیمز استربا در ۲۰۱۹ کتابی با این استدلال که خدای خیر با مقدار و شدت شری که در جهان هست منطقا جمع نمیشود. لازم نیست اینها را قاطع بدانیم تا ببینیم جمله «مسئله شر حل شده است» از کجا آمده: از مصادره یک پیروزی فنی به سود ادعایی بسیار بزرگتر.
چهار جایی که دفاع اختیار به آن نمیرسد
آزادی خواستن، آزادی آسیب زدن نیست
فرض کنیم قاتل باید بتواند آزادانه تصمیم به قتل بگیرد. چرا باید موفق هم بشود؟ میان اراده و نتیجه فاصله هست، و جهان همین حالا پر از این فاصله است: تفنگ گیر میکند، رهگذر سر میرسد، قربانی میگریزد. هیچکس نمیگوید پلیسی که جلوی تجاوز را گرفت اختیار متجاوز را سلب کرده است. خدای توانا میتوانست اراده را آزاد بگذارد و دست را کوتاه کند.
قرآن میگوید خدا همین کار را کرده است، هر وقت خواسته:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ»
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، نعمت خدا را بر خود، یاد کنید: آنگاه که قومی آهنگ آن داشتند که بر شما دست یازند، و [خدا] دستشان را از شما کوتاه داشت. و از خدا پروا دارید، و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند.» (مائده، ۱۱؛ ترجمه فولادوند)
آتش برای ابراهیم سرد شد (انبیاء، ۶۹) و در مکه دست دو لشکر از هم کوتاه ماند (فتح، ۲۴). کسی نگفته اختیار آن مهاجمان باطل شد. پس مدافع مسلمان نمیتواند بگوید خدا برای حفظ اختیار انسان مداخله نمیکند. خدای او مداخله میکند: برای پیامبرش و یاران او. برای کودکی که شکنجه میشود نمیکند، و «اختیار» توضیح این تفاوت نیست.

اختیار چه کسی؟
قربانی هم مختار بود. قتل، حبس و شکنجه دقیقا اختیار قربانی را نابود میکنند. اگر آزادی آنقدر ارزش دارد که خدا به خاطرش دست نگه میدارد، چرا آزادی شکنجهگر بر آزادی و جان شکنجهشده مقدم است؟ دفاع اختیار در عمل دفاع از اختیار کسی است که زورش بیشتر است.
مقدار
برای انتخاب میان خودخواهی و گذشت، اردوگاه مرگ لازم نیست. دروغ، حسادت و خیانت هم انتخاب اخلاقیاند. اینکه آدمها بتوانند شهری را نابود کنند یا کودکی را روزها زجر بدهند به ساخت بدن، مغز و جهان ما برمیگردد، و آن ساخت را، بنا بر ادعا، خدا برگزیده است. آستانه آسیب میتوانست جای دیگری باشد و اختیار سر جایش بماند.
شر طبیعی و حیوانات
زلزله، سرطان کودک و انگل کار هیچ انسان مختاری نیست. پلنتینگا اینجا پیشنهاد میکند که شاید شر طبیعی کار آزادانه «اشخاص غیرانسانی» باشد؛ به زبان ساده، شیاطین. وقتی برجستهترین مدافع این دفاع برای زلزله ناچار به جن متوسل میشود، اندازه بنبست معلوم است. این بخش را در رنج کودکان و بلایای طبیعی: این دردها در طرح کدام خدای مهربان جا میگیرند؟ جدا باز کردهایم.
بهشت، فرشته و معصوم: سه نمونه نقض دفاع اختیار از درون خود دین
دفاع اختیار میگوید «آزاد و بیگناه» با هم نشدنی است، یا دستکم ممکن است نشدنی باشد. دین خودش سه بار گفته شدنی است.
بهشت. بهشتیان یا مختارند یا نیستند. اگر مختارند و گناه نمیکنند، جهان آزاد و بیشر ممکن است و خدا میتوانست از اول همان را بسازد. اگر مختار نیستند، بالاترین سعادتی که دین وعده میدهد بدون همان اختیاری است که میگفتند به این همه خون میارزد. قرآن سازوکار را هم گفته است:
«وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْوَانًا عَلَىٰ سُرُرٍ مُتَقَابِلِينَ»
«و آنچه کینه [و شائبههای نفسانی] در سینههای آنان است برکنیم؛ برادرانه بر تختهایی روبروی یکدیگر نشستهاند.» (حجر، ۴۷؛ ترجمه فولادوند)
خدا کینه را از سینهها برمیکند. این دست بردن مستقیم در درون آدمهاست، و مؤمن آن را نه سلب اختیار، که نعمت میداند. اگر کندن کینه از دل بهشتیان آزادیشان را نابود نمیکند، کندن میل به قتل از دل قاتل هم نابودش نمیکرد.
فرشتگان. قرآن از آفریدگانی حرف میزند که «از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپیچی نمیکنند» (تحریم، ۶). اگر اینها ارزش دارند، آفریده بیگناه بیارزش نیست و میشد جهان را با همینها پر کرد. اگر ارزش ندارند، معلوم نیست چرا آفریده شدهاند.
معصومان. این یکی برای خواننده ایرانی از همه آشناتر است. کلام شیعه پیامبران و چهارده معصوم را از گناه مصون میداند و اصرار دارد که عصمت جبر نیست: معصوم توان گناه دارد و به خواست خود نمیکند، وگرنه ستایشی نداشت. تمثیل رایجش پدر مهربانی است که میتواند فرزندش را بکشد و هرگز نمیکشد. بسیار خوب. پس به گواهی خود متکلمان شیعه انسانهایی بودهاند که هم کاملا مختار بودهاند و هم هرگز گناه نکردهاند.
«تباهی فراجهانی» پلنتینگا با همین یک آموزه از دست میرود، و پرسش برمیگردد: خدایی که توانست این چند نفر را چنین بیافریند، چرا میلیاردها نفر دیگر را چنان نیافرید؟ اگر جواب «علم و معرفت ویژه معصوم» است، خدا همان علم را از دیگران دریغ کرده است. و نمونه چهارم خود خداست، که بنا بر الهیات آزاد است و هرگز بد نمیکند. اگر اختیار بدون امکان واقعی گناه بیارزش است، اختیار خدا بیارزش است.
خدا فقط اجازه نداد؛ از میان همه جهانها همین را برگزید
دفاع اختیار خدا را تماشاگری تصویر میکند که دستش بسته است. ولی خدای ادیان پیش از آفرینش میدانست هر کس در هر موقعیت چه خواهد کرد، و با همین علم تصمیم گرفت کدام آدمها را در کدام موقعیتها بیافریند. دانستن یک کار با مجبور کردن به آن یکی نیست؛ این را میپذیریم. اما برگزیدن آگاهانه یک طرح از میان طرحهای ممکن مسئولیت دارد. مهندسی که میداند سدی که میسازد دقیقا کدام روستا را خواهد برد، و نقشه بیخطرتری هم در کشو دارد، نمیتواند بگوید روستا را آب برد، نه من.
متنهای اسلامی این گزینش را پنهان نمیکنند. حدیثی در بخاری و مسلم میگوید وقتی جنین در شکم مادر است فرشتهای فرستاده میشود و چهار چیز را مینویسد: روزی، اجل، کردار، و اینکه بدبخت است یا خوشبخت. و ادامه میدهد که کسی عمری کار بهشتیان میکند تا میان او و بهشت یک ذراع بیشتر نمیماند، آنگاه نوشته بر او پیشی میگیرد، کار دوزخیان میکند و به دوزخ میرود. حدیث دیگری در مسلم میگوید خدا مقدرات آفریدگان را پنجاه هزار سال پیش از آفرینش آسمانها و زمین نوشته است. خدایی که سرنوشت را پیش از تولد مینویسد نمیتواند پشت اختیار همان آدم پنهان شود.
جبر و اختیار در قرآن: آیههایی که دفاع را از درون میشکنند
قرآن آیههایی دارد که از انتخاب انسان حرف میزنند و مدافع همیشه همانها را میخواند: «هر که بخواهد بگرود و هر که بخواهد انکار کند» (کهف، ۲۹). همین آیه بیدرنگ ادامه میدهد که برای ستمگران آتشی آماده شده که از هر سو فرا میگیردشان؛ انتخابی که زیر تهدید عرضه میشود. و همان متن چند بار میگوید خواستن انسان هم دست خودش نیست:
«وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا»
«و تا خدا نخواهد، [شما] نخواهید خواست؛ قطعا خدا دانای حکیم است.» (انسان، ۳۰؛ ترجمه فولادوند)
درباره هدایت و گمراهی صریحتر است:
«وَلَوْ شِئْنَا لَآتَيْنَا كُلَّ نَفْسٍ هُدَاهَا وَلَٰكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ»
«و اگر میخواستیم، حتما به هر کسی [از روی جبر] هدایتش را میدادیم، لیکن سخن من محقق گردیده که: ‹هر آینه جهنم را از همه جنیان و آدمیان خواهم آکند.›» (سجده، ۱۳؛ ترجمه فولادوند)
این آیه را باید آهسته خواند. خدا میگوید میتوانست هدایت هر کسی را به او بدهد و نداد، و دلیلش را هم میگوید: سخنی گفته که دوزخ را پر کند. قید «از روی جبر» را ترجمه فولادوند در قلاب به آیه افزوده است تا تیزیاش را بگیرد؛ در متن عربی نیست. قرآن جای دیگر میگوید «بسیاری از جنیان و آدمیان را برای دوزخ آفریدهایم» (اعراف، ۱۷۹) و «اگر پروردگار تو میخواست، قطعا هر که در زمین است همه آنها یکسر ایمان میآوردند» (یونس، ۹۹).
ترجمه در این آیهها بیطرف نمیماند. فعل عربی یکی است و یعنی گمراه میکند؛ فولادوند آن را در آیه ۴ سوره ابراهیم «بیراه میگذارد» ترجمه کرده و در آیه ۹۳ سوره نحل «بیراه میکند». خدا در اولی فقط کنار میکشد و در دومی دست به کار است، با یک واژه.
گویاترین نمونه یک جفت آیه در سوره انعام است. مشرکان میگویند: «اگر خدا میخواست، نه ما و نه پدرانمان شرک نمیآوردیم.» قرآن این حرف را گمان و دروغ میخواند (انعام، ۱۴۸). ولی چهل و یک آیه پیشتر، همین جمله را خدا درباره همین مشرکان به پیامبر گفته است:
«وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَكُوا ۗ وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا ۖ وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ»
«و اگر خدا میخواست آنان شرک نمیآوردند، و ما تو را بر ایشان نگهبان نکردهایم، و تو وکیل آنان نیستی.» (انعام، ۱۰۷؛ ترجمه فولادوند)
جملهای که از زبان خدا حقیقت است، از زبان مشرک دروغ میشود، چون مشرک آن را عذر آورده است. همین دوگانگی در جنگ هم هست. قرآن به جنگجویان بدر میگوید «شما آنان را نکشتید، بلکه خدا آنان را کشت» (انفال، ۱۷)، فرمان میدهد «با آنان بجنگید؛ خدا آنان را به دست شما عذاب و رسوایشان میکند» (توبه، ۱۴)، و درباره جنگ پیروان پیامبران پیشین میگوید «اگر خدا میخواست با یکدیگر جنگ نمیکردند، ولی خداوند آنچه را میخواهد انجام میدهد» (بقره، ۲۵۳). حتی وسوسه هم مأموریت است: «ما شیطانها را بر کافران گماشتهایم» (مریم، ۸۳). در این متن خدا کنار گود ننشسته است.
کلام اسلامی: اشعری دفاع اختیار را بدعت میداند، معتزلی بهایش را میپردازد
مسئله جبر و اختیار کهنترین دعوای کلام اسلامی است و نتیجهاش برای بحث ما روشن. مکتبی که در جهان اهل سنت غالب شد، مکتب اشعری، انسان را آفریننده کارهایش نمیداند. کار را خدا میآفریند و انسان فقط آن را «کسب» میکند. غزالی در «احیاء علوم الدین» مینویسد:
«فَلَا يَجْرِي فِي الْمُلْكِ وَالْمَلَكُوتِ طَرْفَةُ عَيْنٍ وَلَا لَفْتَةُ خَاطِرٍ وَلَا فَلْتَةُ نَاظِرٍ إِلَّا بِقَضَاءِ اللَّهِ وَقُدْرَتِهِ وَبِإِرَادَتِهِ وَمَشِيئَتِهِ، وَمِنْهُ الشَّرُّ وَالْخَيْرُ وَالنَّفْعُ وَالضُّرُّ وَالْإِسْلَامُ وَالْكُفْرُ»
«در ملک و ملکوت هیچ چشمبرهمزدنی، هیچ خطور خاطری و هیچ نگاه گذرایی رخ نمیدهد مگر به قضا و قدرت خدا و به اراده و خواست او؛ و شر و خیر، سود و زیان، اسلام و کفر از همین است.» (احیاء علوم الدین، کتاب قواعد العقائد، فصل سوم، رکن سوم، اصل سوم)
دلیلی هم میآورد که درست وارونه دفاع اختیار است. اگر گناهان را خدا نخواسته باشد و به خواست دشمنش ابلیس رخ بدهند، آنچه به خواست دشمن میگذرد بیشتر از آن است که به خواست خدا میگذرد؛ و کدخدای یک ده هم از چنین ریاستی ننگ دارد. دو اصل بعد حتی میگوید خدا میتواند انسان را به کاری مکلف کند که از او برنمیآید، و نمونه میآورد: ابوجهل مأمور بود پیامبر را در همه گفتههایش تصدیق کند، و یکی از آن گفتهها این بود که ابوجهل تصدیق نخواهد کرد.
برای این سنت دفاع اختیار راهحل مسئله شر نیست؛ بدعت معتزله است. شر اخلاقی هم مثل شر طبیعی کار خداست، و جواب پرسش «چرا» همان است که در قرآن آمده: از آنچه میکند بازخواست نمیشود. مدافع سنی که در مناظره از دفاع پلنتینگا وام میگیرد، از خدایی دفاع میکند که پرنفوذترین متکلم مذهب خودش او را نپذیرفته است.
معتزله و متکلمان شیعه اختیار انسان را نگه داشتند. فرمول شیعیاش مشهور است: نه جبر و نه تفویض، امری میان این دو. و نسخه ایرانی دفاع اختیار از همینجا میآید؛ به گزارش ویکیشیعه، عبدالحسین خسروپناه مینویسد خدا مانع تحقق شر نمیشود چون در آن صورت اختیار بیمعنا میشد. این گروه دستکم با خودشان سازگارند. ولی بهایش همه چیزهایی است که بالاتر شمردیم: باید توضیح بدهند چرا جلوگیری از نتیجه سلب اختیار است، چرا اختیار معصوم بیگناه ماند و اختیار دیگران نه، و آیههایی را که میگویند خدا گمراه میکند و برای دوزخ میآفریند یکییکی تأویل کنند.
جمعبندی: دفاع اختیار، پاسخ نیرومند یا عقبنشینی الهیاتی؟
عقبنشینی است. الهیات قدیم ادعا میکرد میداند خدا چرا شر را روا داشته است. دفاع اختیار این ادعا را رها کرده و به سنگری عقبتر رفته است: نمیدانیم چرا، ولی محال نیست دلیلی در کار باشد. در آن سنگر از اتهام تناقض در امان است و از هیچ چیز دیگر. نمیگوید چرا اراده آزاد باید به نتیجه هم برسد، چرا اختیار شکنجهگر بر جان قربانی مقدم است، چرا آستانه آسیب اینقدر بالاست و زلزله کار کیست. با بهشت، فرشته و معصوم نمیسازد، و خدایی را که از میان همه جهانهای ممکن همین را برگزیده تماشاگر جا میزند.
در اسلام کار از این هم سختتر است. قرآن میگوید شما نمیخواهید مگر خدا بخواهد، حدیث میگوید بدبخت و خوشبخت پیش از تولد نوشته شدهاند، و غزالی میگوید شر و خیر و اسلام و کفر همه به اراده اوست. آدم در آن مناظره راست میگفت: نوشته شده بود. فقط نتیجهاش را نگفت. اگر نوشته شده بود، نویسنده مسئول است.
پرسشهای رایج درباره دفاع اختیار
دفاع اختیار چیست؟
دفاع اختیار میگوید خدا برای داشتن آفریدگان مختار ناچار بود امکان انتخاب بد را بپذیرد، پس وجود شر با وجود خدای قادر و مهربان تناقض ندارد. مشهورترین صورتش را الوین پلنتینگا نوشته است.
آیا دفاع اختیار مسئله شر را حل کرده است؟
نه. فقط نشان داده که خدا و شر تناقض منطقی ندارند. درباره مقدار و شدت رنج، شر طبیعی، رنج حیوانات و اینکه چرا خدا جلوی نتیجه کارهای بد را نمیگیرد توضیحی ندارد.
اگر خدا جلوی شر را بگیرد، اختیار انسان از بین نمیرود؟
نه. جلوگیری از نتیجه یک تصمیم با گرفتن اختیار تصمیمگیرنده یکی نیست؛ پلیس و پزشک هر روز همین کار را میکنند. قرآن هم میگوید خدا دست مهاجمان را از سر مؤمنان کوتاه کرده است.
نظر اسلام درباره جبر و اختیار چیست؟
یک نظر در کار نیست. قرآن هم آیه انتخاب دارد و هم میگوید خدا هر که را بخواهد گمراه میکند. اشاعره کارهای انسان را آفریده خدا میدانند، و معتزله و شیعه انسان را مختار. دفاع اختیار فقط با دیدگاه دوم جور است.
منابع
- قرآن: مائده ۱۱، انبیاء ۶۹، فتح ۲۴، حجر ۴۷، تحریم ۶، کهف ۲۹، انسان ۳۰، سجده ۱۳، اعراف ۱۷۹، یونس ۹۹، ابراهیم ۴، نحل ۹۳، انعام ۱۰۷، انعام ۱۴۸، انفال ۱۷، توبه ۱۴، بقره ۲۵۳ و مریم ۸۳؛ ترجمه محمدمهدی فولادوند.
- احتجاج آدم و موسی: صحیح بخاری، حدیث ۶۶۱۴ و صحیح مسلم، حدیث ۲۶۵۲.
- نوشتن سرنوشت: صحیح بخاری، حدیث ۳۲۰۸، صحیح مسلم، حدیث ۲۶۴۳ و صحیح مسلم، حدیث ۲۶۵۳.
- Alvin Plantinga, God, Freedom, and Evil، Eerdmans، ۱۹۷۴؛ عبارت ص ۵۸ درباره «اشخاص غیرانسانی» را از نقل رندال راوزر گرفتهام.
- James R. Beebe, “Logical Problem of Evil”, Internet Encyclopedia of Philosophy؛ شرح دفاع پلنتینگا، سخن مکی (۱۹۸۲، ص ۱۵۴) و اشکال بهشت و اختیار خدا.
- J. L. Mackie, “Evil and Omnipotence”، Mind 64 (1955)، ص ۲۰۰ تا ۲۱۲.
- PhilPapers Survey 2020, results؛ اختیار: سازگارگرایی ۵۹٫۲ درصد، اختیارگرایی ۱۸٫۸ درصد. گزارش کامل: David Bourget and David J. Chalmers, “Philosophers on Philosophy”، Philosophers’ Imprint 23 (2023).
- J. L. Schellenberg, “A New Logical Problem of Evil”، در The Blackwell Companion to the Problem of Evil، ۲۰۱۳، ص ۳۴ تا ۴۸.
- James P. Sterba, Is a Good God Logically Possible?، Palgrave Macmillan، ۲۰۱۹.
- ابوحامد غزالی، احیاء علوم الدین، کتاب قواعد العقائد، فصل سوم، رکن سوم، اصلهای سوم و پنجم.
- ویکیشیعه، «شرور اخلاقی»؛ نقل از عبدالحسین خسروپناه، «کلام جدید»، ص ۳۴.
- احمد بهشتیمهر و هادی اسدی، «بازخوانی انتقادی قرائتهای مستشرقان شیعهپژوه از عصمت در اندیشه امامیه با تأکید بر مسئله جبر و اختیار»، دانشگاه قم؛ درباره دیدگاه رایج امامیه که عصمت را با اختیار جمع میکند.
ادامه مجموعه مسئله شر و رنج و نقد وجود خدا
- مسئله شر: چرا رنج جهان با خدای قادر و مهربان سازگار نیست؟
- رنج کودکان و بلایای طبیعی: این دردها در طرح کدام خدای مهربان جا میگیرند؟
- آیا این بهترین جهان ممکن است؟ نقد آزمون الهی، رشد روح و حکمت پنهان
- آیا خدای اسلام شرور است؟
- از خدای فلسفه تا الله قرآن؛ هفت پلهای که هیچ برهانی بالا نمیرود
- ابلیس و شیطان: تاریخ دو نام و شکلگیری یک دشمن
- دادگاه آخرت: وقتی قانونگذار، شاکی، شاهد و قاضی یک نفر است

۱ دیدگاه
[…] […]