رحمان و رحیم یا قهار و منتقم؟

رحمت و خشونت خدا در قرآن؛ دو تصویر در یک کتاب

 

رحمت و خشونت خدا در قرآن کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند: تقریباً هر سوره با نام خدای بخشاینده و مهربان آغاز می‌شود، اما همان کتاب از آتشی سخن می‌گوید که پوست انسان را می‌سوزاند و دوباره جایگزین می‌کند تا عذاب ادامه یابد. برای بسیاری از مسلمانان، این دو تصویر متناقض نیستند؛ خدا به نیکان رحمت می‌کند و بدکاران را عادلانه کیفر می‌دهد. اما آیا تقسیم انسان‌ها به «شایستهٔ رحمت» و «شایستهٔ عذاب» واقعاً مشکل را حل می‌کند؟

بحث بر سر این نیست که یک خدای مهربان هرگز مجازات نمی‌کند. حتی مهربان‌ترین والد یا عادل‌ترین قاضی ممکن است برای جلوگیری از آسیب، محدودیتی وضع کند. مسئله اندازه، هدف و پایان مجازات است. مجازاتِ اصلاحی و متناسب را می‌توان با خیرخواهی جمع کرد؛ شکنجهٔ بی‌پایان برای باور نادرست یا عمری محدود از خطا، توضیح بسیار دشوارتری می‌طلبد.

 

پروندهٔ رحمت: آیاتی که امید می‌دهند

قرآن رحمت را صفتی حاشیه‌ای نمی‌داند. در سورهٔ انعام می‌گوید:

«قُلْ لِمَنْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلْ لِلَّهِ كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ» (انعام، ۱۲)

برگردان بر پایهٔ ترجمهٔ عبدالمحمد آیتی: بگو آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آنِ کیست؟ بگو از آنِ خداست؛ او رحمت را بر خود مقرر کرده و بی‌تردید شما را در روز قیامت گرد می‌آورد؛ آنان که خویشتن را باخته‌اند ایمان نمی‌آورند.

و در سورهٔ زمر، خطاب به خطاکاران، یکی از امیدبخش‌ترین عبارت‌های قرآن آمده است:

«قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» (زمر، ۵۳)

برگردان بر پایهٔ آیتی: بگو ای بندگان من که بر خود زیاده‌روی کرده‌اید، از رحمت خدا نومید نشوید؛ خدا همهٔ گناهان را می‌آمرزد، زیرا آمرزنده و مهربان است.

این آیات به‌سادگی قابل‌حذف از تصویر خدای قرآن نیستند. آن‌ها در سنت اسلامی سرچشمهٔ امید، توبه و بازگشت بوده‌اند. منتقدی که فقط آیات عذاب را انتخاب کند، تصویری ناقص می‌سازد. اما انصاف دوطرفه است: مؤمن نیز نمی‌تواند آیات عذاب را صرفاً استعاره یا هشدار تربیتی بداند، مگر آنکه برای این تفسیر دلیل متنی ارائه کند.

 

پروندهٔ عذاب: مجازاتی که پایان ندارد

در سوی دیگر، سورهٔ نساء دربارهٔ منکران آیات می‌گوید:

«إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُوا الْعَذَابَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا» (نساء، ۵۶)

برگردان بر پایهٔ آیتی: کسانی را که آیات ما را انکار کرده‌اند به آتش درمی‌آوریم؛ هرگاه پوست‌هایشان بسوزد، پوست‌هایی دیگر جای آن می‌نهیم تا عذاب را بچشند؛ خدا پیروزمند و حکیم است.

این تصویر صرفِ جدایی از خدا یا پیامد طبیعی انتخاب انسان نیست. فاعلِ مجازات خداست؛ پوست را جایگزین می‌کند تا تجربهٔ درد ادامه یابد. اگر انسانی چنین کند، آن را شکنجه می‌نامیم. تغییر نام فاعل از «انسان» به «خدا» ماهیت کنش را خودبه‌خود اخلاقی نمی‌کند؛ مگر آنکه بپذیریم هر کاری صرفاً چون خدا انجام می‌دهد خوب است. این پاسخ همان مسئلهٔ فرمان الهی را پیش می‌کشد: آیا خوبی مستقل از ارادهٔ خدا معنا دارد، یا «خوب» فقط نام دیگری برای هرچه خدا می‌خواهد است؟

گابریل سعید رینولدز در بررسی تصویر الله در قرآن نشان می‌دهد که این خدا هم سرچشمهٔ رحمت است و هم داوری که انتقام می‌گیرد، گمراه می‌کند و کیفر می‌دهد.[۱] مسئله، وجود دو واژهٔ متفاوت نیست؛ مسئله این است که آیا این صفات در یک شخصیت اخلاقاً منسجم جمع می‌شوند.

 

پاسخ نخست: «عذاب، عین عدالت است»

پاسخ رایج می‌گوید رحمت بدون عدالت، بی‌تفاوتی به قربانی است. اگر قاتل و ستمگر بدون پاسخ رها شوند، جهان اخلاقی نخواهد بود. این پاسخ در مورد ضرورت پاسخ‌گویی قانع‌کننده است؛ اما از آن، عذاب نامحدود نتیجه نمی‌شود. عدالت معمولاً تناسب می‌خواهد. انسانی با عمر محدود، ظرفیت محدود، شناخت ناقص و محیطی که خود انتخاب نکرده است، چگونه مستحق رنجی بی‌نهایت می‌شود؟

گاهی گفته می‌شود گناه علیه موجود نامتناهی، مجازاتی نامتناهی دارد. اما شدت خطا را فقط منزلت طرف مقابل تعیین نمی‌کند؛ قصد، آگاهی، آسیب و امکان جبران نیز مهم‌اند. افزون بر این، بسیاری از آیات عذاب فقط دربارهٔ قاتلان نیستند؛ «کفر به آیات» را موضوع قرار می‌دهند. باورکردن یک گزاره همیشه کنشی کاملاً ارادی نیست. انسان نمی‌تواند به فرمان، چیزی را که برایش بی‌دلیل به نظر می‌رسد صادق بداند.

 

پاسخ دوم: «خود انسان جهنم را انتخاب می‌کند»

دفاعی مدرن می‌گوید درِ جهنم از درون قفل است: خدا کسی را شکنجه نمی‌کند؛ انسان با ردکردن خدا جدایی را برمی‌گزیند. این تصویر ممکن است از نظر فلسفی ظریف‌تر باشد، اما با زبان بسیاری از آیات سازگاری کامل ندارد. در آیهٔ ۵۶ نساء، خدا افراد را وارد آتش می‌کند و پوست آنان را عوض می‌کند.

همچنین انتخاب آگاهانه زمانی معنا دارد که گزینه‌ها روشن باشند. آیا کودکی که در خانواده‌ای غیرمسلمان بزرگ شده، پژوهشگری که ادلهٔ اسلام را کافی نمی‌یابد، یا مؤمنی که پس از سال‌ها تردید ایمانش را از دست می‌دهد، همگی با آگاهی کامل «شکنجهٔ ابدی» را انتخاب کرده‌اند؟

اگر خدا دانا و عادل است، باید تفاوت میان لجاجت، ناآگاهی، آسیب روانی، جغرافیای تولد و داوری صادقانه را بهتر از هر قاضی انسانی بشناسد. اما تهدیدهای عمومی قرآن غالباً این تفاوت‌ها را در واژهٔ «کافر» جمع می‌کنند.

 

پاسخ سوم: «تهدید برای تربیت انسان لازم است»

برخی آیات عذاب را زبان تربیتی می‌دانند: انسان‌های نخستین با تصویرهای شدید بهتر از خطر اخلاقی آگاه می‌شدند. این پاسخ، ناخواسته تاریخی‌بودن زبان قرآن را می‌پذیرد. اگر تهدیدها متناسب با روان‌شناسی مخاطبان سدهٔ هفتم‌اند، چرا باید آن‌ها را گزارش لفظی و همیشگی از واقعیت آخرت دانست؟ و اگر صرفاً اغراق تربیتی‌اند، صداقت گوینده چه می‌شود؟ تهدیدی که گوینده قصد اجرای آن را ندارد، ابزار ترس است، نه بیان شفاف حقیقت.

از سوی دیگر، ترس ممکن است رفتار را مهار کند، اما فضیلت اخلاقی نمی‌سازد. کسی که فقط به امید بهشت کمک می‌کند یا از ترس آتش دست از خشونت می‌کشد، هنوز ارزش انسان دیگر را به رسمیت نشناخته است. اخلاق بالغ زمانی شکل می‌گیرد که رنج دیگری، مستقل از پاداش و مجازات، برای ما مهم باشد.

 

«رحمتم همه چیز را فراگرفته»؛ اما برای چه کسی؟

سورهٔ اعراف می‌گوید:

«وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاءُ وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُمْ بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ» (اعراف، ۱۵۶)

برگردان بر پایهٔ آیتی: برای ما در این جهان و آخرت نیکی مقرر کن، زیرا به سوی تو بازگشته‌ایم. خدا گفت عذابم را به هر که بخواهم می‌رسانم و رحمتم همه چیز را فراگرفته است؛ آن را برای پرهیزکاران، زکات‌دهندگان و ایمان‌آورندگان به آیاتم مقرر خواهم کرد.

نیمهٔ نخست، رحمت را فراگیر می‌خواند؛ نیمهٔ دوم بهرهٔ نهایی از آن را به شروطی ایمانی و رفتاری پیوند می‌زند. مؤمن می‌تواند میان رحمت عمومیِ آفرینش و رحمت ویژهٔ آخرت فرق بگذارد. منتقد می‌پرسد اگر رحمتِ نجات‌بخش مشروط به پذیرش پیام است، «فراگرفتن همه چیز» دقیقاً چه وزن عملی دارد؟

ترازویی با ساعت شنی محدود در یک کفه و ژرفنای بی‌پایان در کفهٔ دیگر.

عدالت، پیش از هر چیز، به تناسب جرم و مجازات نیاز دارد.

داوری با معیاری که برای انسان به کار می‌بریم

در زندگی عادی، کسی را مهربان نمی‌نامیم فقط چون بارها خودش را مهربان خوانده یا به گروه وفادار خود بخشش کرده است. رفتار او با نافرمان، بیگانه و منتقد معیار مهم‌تری است. پادشاهی که برای مطیعان سفره می‌گستراند و برای مخالفان شکنجهٔ بی‌پایان مقرر می‌کند، با افزودن لقب «بخشنده» مهربان نمی‌شود.

ممکن است مؤمن پاسخ دهد خدا پادشاه انسانی نیست و عقل محدود ما صلاحیت داوری او را ندارد. اما اگر عقل ما برای تشخیص ظلم کافی نیست، برای تشخیص رحمت خدا نیز کافی نخواهد بود. نمی‌توان هنگام ستایش خدا به شهود اخلاقی اعتماد کرد و هنگام نقد همان شهود را کنار گذاشت.

 

نتیجه: دو صفت یا دو منطق ناسازگار؟

تصویر قرآن را نباید به یک کلمه فروکاست. خدای قرآن برای توبه‌کننده امید می‌آفریند، به انفاق و بخشش فرمان می‌دهد و هم‌زمان با زبان آتش، تحقیر و انتقام سخن می‌گوید. مسئلهٔ اصلی این نیست که رحمت و عدالت می‌توانند کنار هم باشند؛ می‌توانند. مسئله این است که عذاب بدنیِ پایان‌ناپذیر و مجازاتِ ناباوری چگونه می‌تواند عادلانه و خیرخواهانه باشد.

تا زمانی که پاسخی متناسب با شدت و ابدیت عذاب ارائه نشود، «رحمان و رحیم» و «سخت‌کیفر» فقط دو وجه مکمل به نظر نمی‌رسند. آن‌ها دو منطق اخلاقی متفاوت‌اند: یکی می‌خواهد خطاکار را بازگرداند، دیگری می‌خواهد او برای همیشه درد بکشد. نامیدن هر دو به عنوان «کمال الهی»، تناقض را توضیح نمی‌دهد؛ فقط آن را مقدس می‌کند.

 

پرسش‌های متداول

آیا عدالت با مهربانی ناسازگار است؟

نه. مجازات متناسب، پیشگیرانه یا اصلاحی می‌تواند با خیرخواهی سازگار باشد. محل نقد، عذاب نامحدود و دردِ بی‌هدف برای خطاهای محدود است.

آیا جهنم در قرآن حتماً ابدی است؟

دربارهٔ سرنوشت برخی گناهکاران در سنت اسلامی اختلاف‌هایی وجود داشته، اما آیات متعددی از ماندگاری طولانی یا جاودانهٔ کافران در آتش سخن می‌گویند. همین برداشت، دیدگاه غالب کلامی شده است.[۲]

آیا ممکن است آیات عذاب استعاری باشند؟

ممکن است، اما این تفسیر باید با زبان صریح و جسمانی آیات توضیح داده شود. استعاری‌خواندن مسئله را کاهش می‌دهد، ولی پرسش تازه‌ای دربارهٔ شفافیت متن ایجاد می‌کند.

 

منابع

[۱] گابریل سعید رینولدز، «الله: خدا در قرآن»، نیوهیون: انتشارات دانشگاه ییل، ۲۰۲۰.

[۲] محمد حسن خلیل، «اسلام و سرنوشت دیگران: مسئلهٔ نجات»، نیویورک: انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۲۰۱۲.

[۳] جان هیک، «مرگ و زندگی جاودان»، لوئیزویل: انتشارات وست‌مینستر جان ناکس، ۱۹۹۴.

[۴] قرآن ، ترجمهٔ عبدالمحمد آیتی، تهران: انتشارات سروش، چاپ نخست ۱۳۶۷.

 

  • خدای اسلام: زبان تهدید، وعده و پاداش
  • آیا خدای اسلام شرور است؟
  • مسئلهٔ شر؛ چرا رنج جهان با خدای قادر و مهربان سازگار نیست؟

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *