رحمان و رحیم یا قهار و منتقم؟
دو عدد از صحیح بخاری. اولی نود و نه است. پیامبر میگوید خدا رحمت را صد بخش کرد، نود و نه بخش را نزد خود نگه داشت و یک بخش را به زمین فرستاد. هر مهری که آفریدگان به هم دارند از همان یک بخش است، تا آنجا که مادیان سمش را از روی کرهاش برمیدارد مبادا به او بخورد (صحیح بخاری، ۶۰۰۰).
دومی نهصد و نود و نه است. روز قیامت خدا به آدم میگوید سهم آتش را بیرون بیاور. آدم میپرسد سهم آتش چقدر است؟ جواب: مِنْ كُلِّ أَلْفٍ تِسْعَمِائَةٍ وَتِسْعَةً وَتِسْعِينَ؛ از هر هزار تن، نهصد و نود و نه تن (صحیح بخاری، ۳۳۴۸).
هر دو عدد را یک نفر گفته است، درباره یک خدا. نود و نه صدم رحمت برای آن روز کنار گذاشته شده، و در همان روز از هر هزار آدم یکی به آتش نمیرود.
این نوشته از مجموعه «نقد خدای اسلام» در مرتدین (Mortadin) میپرسد خدای قرآن رحمان و رحیم است یا قهار و منتقم، و جواب را اول میگوید. هر دو است، و این دو در متن با هم نمیجنگند، چون «رحمت» در قرآن آن معنایی را ندارد که ما امروز از مهربانی میفهمیم. رحمت این خدا دامنه دارد: برای کسانی است که ایمان میآورند و فرمان میبرند. بیرون از آن دایره همان خدا قهار و منتقم است. نام درست این رفتار مهربانی نیست. جانبداری است.
فهرست مطالب
- رحمان و رحیم در عدد و در جمله
- رحمت برای چه کسی؟
- حساب رحمت در حدیث
- دو تعهد خدا: رحمت و پر کردن دوزخ
- آنکه میترساند همان است که پناه میدهد
- کسانی که از درون سنت ناآرام شدند
- قویترین دفاع: «رحمت بی عدالت، ستم به ستمدیده است»
- جمعبندی
- پرسشهای رایج
- منابع
رحمان و رحیم در عدد و در جمله
اول انصاف. واژههای رحمت در قرآن کم نیست.
| واژه یا ترکیب | شمار |
|---|---|
| رحمت | ۱۱۶ |
| رحیم | ۱۱۵ |
| «غفور رحیم» | ۷۱ |
| «عذاب الیم»، عذاب دردناک | ۶۶ |
| الرحمن، بیرون از بسمالله آغاز سورهها | ۴۸ |
| لعنت و مشتقهایش | ۴۲ |
| غضب و مشتقهایش | ۲۲ |
| «شدید العقاب»، سختکیفر | ۱۴ |
| القهار | ۶ |
| «ذو انتقام»، صاحب انتقام | ۴ |
پس نمیشود گفت قرآن از رحمت حرف نمیزند. پرسش این است که وقتی حرف میزند چه میگوید. از خود نام «رحمان» شروع کنیم.
«يَا أَبَتِ إِنِّي أَخَافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذَابٌ مِنَ الرَّحْمَٰنِ فَتَكُونَ لِلشَّيْطَانِ وَلِيًّا»
«پدر جان، من میترسم از جانب [خدای] رحمان عذابی به تو رسد و تو یار شیطان باشی.›» (مریم، ۴۵؛ ترجمه فولادوند)
ابراهیم به پدرش میگوید میترسم از «رحمان» عذابی به تو برسد. در عربی آیه دو واژه کنار هم نشسته است: عَذَابٌ مِنَ الرَّحْمَٰنِ، عذابی از سوی رحمان. جاهای دیگر هم همین است. «چه کسی شما را شب و روز از [عذاب] رحمان حفظ میکند؟» (انبیاء، ۴۲). «اگر [خدای] رحمان بخواهد به من گزندی برساند» (یس، ۲۳). روز قیامت «فرمانروایی بحق، از آن [خدای] رحمان است و روزی است که بر کافران بسی دشوار است» (فرقان، ۲۶). و بهشت برای کسی است که «در نهان از خدای بخشنده بترسد» (ق، ۳۳).
از مهربان نمیترسند و از مهربان پناه نمیجویند. در این جملهها «رحمان» وصف نیست؛ نام است، نام همان خدایی که عذاب میفرستد. پیشینه این نام در جنوب عربستان را در الرحمن: نام الهی در عربستان و مسئله زمینه جنوبی قرآن آوردهایم. کسی که هر روز «بسم الله الرحمن الرحیم» میگوید، آن را «به نام خدای بخشنده مهربان» میفهمد. متن خود قرآن اجازه چنین برداشت سادهای نمیدهد.
مفسران قدیم برای جفت «رحمان و رحیم» توضیحی دارند که طبری زیر نخستین آیه قرآن آورده است:
«الرَّحْمَنُ بِجَمِيعِ الْخَلْقِ، الرَّحِيمُ بِالْمُؤْمِنِينَ»
«رحمان است به همه آفریدگان، و رحیم است به مؤمنان.» (طبری، ذیل فاتحه ۱)
رحمت نوع اول روزی و باران است که به مؤمن و کافر میرسد. رحمت نوع دوم، آمرزش و نجات، فقط برای مؤمنان است. قرآن هم میگوید خدا «به مؤمنان همواره مهربان است» (احزاب، ۴۳). پس به گفته خود سنت، نیمی از معروفترین عبارت اسلام از آغاز به یک گروه محدود بود. نیم دیگرش این است که کافر هفتاد سال نان و باران میگیرد و بعد تا ابد میسوزد.
رحمت برای چه کسی؟
«۞ وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَٰذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ ۚ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاءُ ۖ وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ ۚ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُمْ بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ»
«‹و برای ما در این دنیا نیکی مقرر فرما و در آخرت [نیز]، زیرا که ما به سوی تو بازگشتهایم.› فرمود: ‹عذاب خود را به هر کس بخواهم میرسانم، و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است؛ و به زودی آن را برای کسانی که پرهیزگاری میکنند و زکات میدهند و آنان که به آیات ما ایمان میآورند، مقرر میدارم.›» (اعراف، ۱۵۶؛ ترجمه فولادوند)
این آیه هر دو نیمه را در یک جمله دارد. «رحمتم همه چیز را فرا گرفته است»، و بیدرنگ: آن را برای کسانی مقرر میکنم که پرهیزگارند، زکات میدهند و به آیات ما ایمان میآورند. آیه بعدی دایره را تنگتر میکند: همانان که از «این فرستاده» پیروی میکنند (اعراف، ۱۵۷). رحمتی که همه چیز را فرا گرفته بود در دو جمله به پیروان محمد رسید.
قاعده در آیههای دیگر هم همین است. «خدا و رسول را فرمان برید، باشد که مشمول رحمت قرار گیرید» (آلعمران، ۱۳۲). «رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است» (اعراف، ۵۶). و درباره محبت: «اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید تا خدا دوستتان بدارد» (آلعمران، ۳۱). آیه بعد: اگر روی گرداندند، «خداوند کافران را دوست ندارد».
فهرست کسانی که خدا دوستشان ندارد در بیش از بیست آیه آمده است: کافران، ستمکاران، تجاوزکاران، تبهکاران، اسرافکاران، خیانتکاران، گردنکشان، شادیکنندگان مغرور، و هر خودپسند فخرفروش. فهرست کسانی که دوستشان دارد کوتاهتر است: نیکوکاران، پرهیزگاران، دادگران، توبهکاران، پاکیزگان، شکیبایان، توکلکنندگان، و کسانی که «در راه او صف در صف … جهاد میکنند» (صف، ۴). هر دو فهرست یک چیز را نشان میدهند. محبت این خدا مزد رفتار است. آیهای نیست که بگوید خدا آدمیان را دوست دارد، بیقید. دوست داشتن دشمن یا گناهکار در این کتاب اصلا جایی ندارد.
مترجم هم این را حس کرده است. قرآن دو بار خدا را «ودود»، دوستدار، میخواند. فولادوند در هر دو جا در قلاب مفعولش را افزوده: «دوستدار [مؤمنان]» (بروج، ۱۴) و «دوستدار [بندگان]» (هود، ۹۰). متن عربی قید ندارد. مترجم آن را از بقیه کتاب آورده است، و بیراه هم نیاورده.
امیدبخشترین آیه قرآن را هم باید با آیه بعدش خواند. «از رحمت خدا نومید مشوید. در حقیقت، خدا همه گناهان را میآمرزد» (زمر، ۵۳). و آیه بعد: «پیش از آنکه شما را عذاب در رسد … به سوی پروردگارتان بازگردید، و تسلیم او شوید» (زمر، ۵۴). همه گناهان را میآمرزد، برای کسی که تسلیم شود. برای کسی که نشود، قرآن جای دیگر گفته است شرک را نمیبخشد (نساء، ۴۸).
حساب رحمت در حدیث
سه حدیث را کنار هم بگذاریم. اولی: خدا آفرینش را که تمام کرد، در نوشتهای که نزد او بالای عرش است نوشت:
«إِنَّ رَحْمَتِي غَلَبَتْ غَضَبِي»
«رحمت من بر خشمم چیره شده است.» (صحیح بخاری، ۳۱۹۴)
دومی همان حدیث سهم آتش است، نهصد و نود و نه از هزار. یاران که این را شنیدند هراسان پرسیدند آن یک نفر از ما کدام است. پیامبر دلداریشان داد: مژده بدهید، از شما یکی است و از یأجوج و مأجوج هزار، و امیدوارم شما نیمی از بهشتیان باشید (صحیح بخاری، ۳۳۴۸). آرامش آنها از این آمد که آن نهصد و نود و نه نفر دیگراناند.
سومی صریحتر است:
«إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ دَفَعَ اللَّهُ إِلَى كُلِّ مُسْلِمٍ يَهُودِيًّا أَوْ نَصْرَانِيًّا، فَيَقُولُ هَذَا فَكَاكُكَ مِنَ النَّارِ»
«چون روز قیامت شود، خدا به هر مسلمانی یک یهودی یا مسیحی میسپارد و میگوید این بهای آزادی تو از آتش است.» (صحیح مسلم، ۲۷۶۷)
این سه با هم میخوانند، به شرط آنکه «رحمت من بر خشمم چیره شد» را درست بفهمیم. چیرگی رحمت به این معنا نیست که بیشتر آدمها نجات مییابند؛ بیشترشان میسوزند. به این معناست که گروه ما نجات مییابد. رحمت برای خودیهاست و خشم برای دیگران، و در حدیث سوم دیگران حتی جای خودیها را در آتش پر میکنند.

دو تعهد خدا: رحمت و پر کردن دوزخ
قرآن میگوید خدا «رحمت را بر خویشتن واجب گردانیده است» (انعام، ۱۲). تعهد دیگری هم دارد:
«وَلَوْ شِئْنَا لَآتَيْنَا كُلَّ نَفْسٍ هُدَاهَا وَلَٰكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ»
«و اگر میخواستیم، حتما به هر کسی [از روی جبر] هدایتش را میدادیم، لیکن سخن من محقق گردیده که: ‹هر آینه جهنم را از همه جنیان و آدمیان خواهم آکند.›» (سجده، ۱۳؛ ترجمه فولادوند)
آیه میگوید میتوانستیم همه را هدایت کنیم. نکردیم، چون سخنی پیشتر گفته شده است: دوزخ را از جن و انس پر خواهم کرد. همین وعده در سوره هود هم تکرار شده است (هود، ۱۱۹).
دو تعهد روبهروی هم. یکی رحمت است، که خدا بر خود نوشته. دیگری دوزخی است که باید پر شود. وقتی این دو با هم نمیسازند کدام میماند؟ آیه سجده جواب را داده است: هدایت همگان شدنی بود و کنار گذاشته شد تا سخن دوم درست دربیاید. توانای مطلقی که میتواند کسی را از آتش نگه دارد و نگه نمیدارد، چون گفته بود آتش را پر میکند، با هیچ تعریفی از مهربانی جور درنمیآید (آیا خدای اسلام شرور است؟).
آنکه میترساند همان است که پناه میدهد
قرآن دو چهره را عمدا کنار هم میگذارد. «بدانید که خدا سختکیفر است، و [بدانید] که خدا آمرزنده مهربان است» (مائده، ۹۸). «گناهبخش و توبهپذیر [و] سختکیفر» (غافر، ۳). و راه گریز را هم نشان میدهد: «پس به سوی خدا بگریزید» (ذاریات، ۵۰). آن سه مردی که جماعت طردشان کرده بود سرانجام «دانستند که پناهی از خدا جز به سوی او نیست» (توبه، ۱۱۸).
از خدا به خدا پناه بردن. برداشت ما این است که کارکرد جفت «رحیم» و «قهار» همین است. اگر خطر و پناه دو جای جدا باشند، آدم از خطر به پناه میرود و تمام. اگر هر دو یک جا باشند، راه بیرون رفتن بسته است. هر چه ترس بیشتر شود، وابستگی به همان کسی که میترساند بیشتر میشود، چون فقط او میتواند ترس را بردارد. این الگو را در رابطههای انسانی هم میشناسیم: کسی که هم تنبیه میکند و هم تنها منبع دلجویی است، محکمترین بند را به گردن طرفش میاندازد (خدا بهعنوان پدر آسمانی؛ از نیاز به امنیت تا اطاعت از قدرت).
پس دو چهره با هم ناسازگار نیستند؛ با هم کار میکنند. رحمت بی قهر پیرو را سهلانگار میکند و قهر بی رحمت فراریاش میدهد. این دو با هم او را نگه میدارند. مؤمنان هم آینه همین خدا هستند: «بر کافران، سختگیر [و] با همدیگر مهربانند» (فتح، ۲۹). مهربانی برای درون جماعت و سختی برای بیرون آن، هم در آسمان و هم روی زمین.
کسانی که از درون سنت ناآرام شدند
این ناسازی را فقط منتقدان ندیدهاند. محمدحسن خلیل در پژوهشی درباره «سرنوشت دیگران» در اندیشه اسلامی چهار متفکر بزرگ را بررسی کرده است: غزالی، ابن عربی، ابن تیمیه و رشید رضا. هر چهار نفر کوشیدند دامنه رحمت را از آنچه ظاهر متن میگوید فراختر کنند. به گزارش خلیل، ابن تیمیه و شاگردش ابن قیم تا آنجا رفتند که از پایان یافتن دوزخ دفاع کردند، و یکی از دلیلهایشان همین بود که عذاب بیپایان با چیرگی رحمت بر خشم نمیخواند.
این رأی هیچوقت رأی غالب نشد. ولی بودنش گویاست. اگر متن خودش مشکل را حل کرده بود، سرسختترین مدافعان آن ناچار نمیشدند برای نجات «رحمان و رحیم» دوزخ را فانی کنند.
قویترین دفاع: «رحمت بی عدالت، ستم به ستمدیده است»
مدافع میگوید مهربانی به معنای بخشیدن همه نیست. قاضیای که آدمکش را رها کند به قربانی ستم کرده است. خدا هم رحیم است و هم عادل. رحمتش در را برای توبه تا دم مرگ باز گذاشته، و عدلش کسی را که از آن در نیامد کیفر میدهد. رحمت پیشی دارد: نیکی ده برابر پاداش میگیرد و بدی یک برابر کیفر (انعام، ۱۶۰).
بخش اول این سخن درست است. کیفر دادن ستمگر با مهربانی ناسازگار نیست. مشکل در چهار جای دیگر است.
اول، بیشتر کسانی که این کتاب به آتش میفرستد ستمگر نیستند. جرمشان باور است: ایمان نیاوردهاند یا برای خدا شریک گرفتهاند. قاضی مهربان آدمکش را زندانی میکند، نه کسی را که او را به قاضی بودن نشناخته است.
دوم، عدالت تناسب میخواهد. کیفر بیپایان برای عمری کوتاه، هر چه باشد، عدل نیست (عذاب ابدی: دو کوه ماسه و مجازاتی که هیچوقت تمام نمیشود).
سوم، قاضی انسانی دستش بسته است. نمیتواند جلوی جرم را پیش از وقوع بگیرد، نمیتواند دل مجرم را عوض کند، و جز زندان و جریمه ابزاری ندارد. خدای قرآن خودش میگوید میتوانست همه را هدایت کند. کسی که همه راهها را دارد و شکنجه بیپایان را برمیگزیند، آن را برگزیده است.
چهارم، «دری که تا دم مرگ باز است» فقط به یک خانه باز میشود. توبه یعنی پذیرفتن همین دین. برای کسی که صادقانه قانع نشده، این در بسته است، و رحمتی که شرطش پذیرفتن بیدلیل یک ادعاست رحمت نیست؛ شرط عضویت است.
جمعبندی: رحمان و رحیم یا قهار و منتقم؟
خدای قرآن رحمان و رحیم است برای کسانی که درون دایرهاند، و قهار و منتقم برای کسانی که بیرون آناند. «رحمان» در متن نامی است که از صاحبش میترسند. «رحیم» به گفته مفسران از آغاز ویژه مؤمنان بود. رحمتی که «همه چیز را فرا گرفته» در همان آیه به پیروان پیامبر محدود میشود. و در حساب حدیث، رحمت بر خشم چیره است در حالی که از هر هزار تن نهصد و نود و نه تن میسوزند.
اگر مهربانی را همان بگیریم که در هر زبانی معنا میدهد، یعنی خیرخواهی برای دیگری حتی وقتی با تو نیست، این خدا مهربان نیست. به یاران خودش وفادار است، و این دو یکی نیستند. وفاداری به خودی و سختی با بیگانه اخلاق قبیله است. هر روز صدها میلیون نفر عبارتی را بر زبان میآورند که ترجمه دقیقترش این است: به نام خدایی که هوای ما را دارد.
پرسشهای رایج درباره رحمان و رحیم
فرق رحمان و رحیم چیست؟
طبری از عرزمی نقل میکند که رحمان درباره همه آفریدگان است و رحیم درباره مؤمنان. بنا بر این توضیح، رحمت نوع اول روزی دنیاست و رحمت نوع دوم، یعنی آمرزش و نجات، فقط به مؤمنان میرسد.
«رحمت من بر خشمم پیشی گرفت» با دوزخ چطور جمع میشود؟
در همان مجموعه حدیث آمده است که از هر هزار تن نهصد و نود و نه تن سهم آتشاند. چیرگی رحمت در این روایتها یعنی نجات جماعت مؤمنان، نه نجات بیشتر آدمیان.
آیا خدا در قرآن همه انسانها را دوست دارد؟
آیهای با این مضمون نیست. قرآن میگوید خدا نیکوکاران، پرهیزگاران و توبهکاران را دوست دارد و کافران، ستمکاران و متکبران را دوست ندارد. محبت او به رفتار و ایمان بسته است.
آیا عالمان مسلمان پایان یافتن دوزخ را پذیرفتهاند؟
رأی غالب این است که عذاب کافران پایان ندارد. ولی ابن تیمیه و ابن قیم، به گزارش محمدحسن خلیل، از فانی شدن دوزخ دفاع کردند، با این دلیل که عذاب ابدی با رحمت خدا نمیخواند.
منابع
- قرآن: مریم ۴۵، انبیاء ۴۲، یس ۲۳، فرقان ۲۶، ق ۳۳، احزاب ۴۳، اعراف ۵۶، اعراف ۱۵۶ و ۱۵۷، آلعمران ۳۱ و ۳۲، آلعمران ۱۳۲، صف ۴، هود ۹۰، هود ۱۱۹، بروج ۱۴، زمر ۵۳ و ۵۴، نساء ۴۸، انعام ۱۲، انعام ۱۶۰، سجده ۱۳، مائده ۹۸، غافر ۳، ذاریات ۵۰، توبه ۱۱۸ و فتح ۲۹؛ ترجمه محمدمهدی فولادوند.
- شمارش واژهها با جستوجوی رشتهای در متن ساده و بیاعراب قرآن از پروژه تنزیل انجام شده است.
- صحیح بخاری، حدیثهای ۶۰۰۰ (صد بخش رحمت)، ۳۱۹۴ (رحمت و خشم) و ۳۳۴۸ (سهم آتش).
- صحیح مسلم، حدیث ۲۷۶۷ (بهای آزادی از آتش).
- طبری، جامع البیان، ذیل فاتحه ۱.
- Mohammad Hassan Khalil, Islam and the Fate of Others: The Salvation Question، Oxford University Press، ۲۰۱۲.
ادامه مجموعه نقد خدای اسلام
- خدای اسلام و دفاع شخصی و سیاسی از محمد
- خدای اسلام: زبان تهدید، وعده و پاداش
- تغییر لحن خدا همگام با تغییر جایگاه سیاسی محمد
- خدای قرآن: حقیقت فرازمانی یا صدای عربستان سده هفتم؟
- مسئله شر: چرا رنج جهان با خدای قادر و مهربان سازگار نیست؟
- جهنم: تاریخ یک نام و گسترش جغرافیای کیفر
- دادگاه آخرت: وقتی قانونگذار، شاکی، شاهد و قاضی یک نفر است
