خدای قرآن: حقیقت فرازمانی یا صدای عربستان سده هفتم؟
خدای قرآن، اگر همان حقیقت مطلق و فرازمانی باشد که مسلمانان میشناسند، چرا سخنش تا این اندازه بوی کوچهها، جنگها، اختلافها و روابط خانوادگی عربستان سده هفتم را میدهد؟ این پرسش نه با گفتن «قرآن در تاریخ نازل شده» حل میشود و نه با این ادعا که «هر متن ناگزیر به زبان مخاطبان نخستین سخن میگوید». مسئله دقیقتر است: آیا تاریخ فقط ظرف پیام است، یا شکل و محتوای خود پیام را نیز ساخته است؟
میتوان پذیرفت که یک پیام جهانی برای فهمیدهشدن باید وارد زبان و زندگی انسانها شود. اگر وحی به عربی آمده، از شتر، بیابان، تجارت، قبیله و جنگ سخن گفته و با رخدادهای زمان پیامبر درگیر شده، این واقعیت بهخودیخود الهیبودن آن را رد نمیکند. یک آموزگار نیز مثالهایش را از جهان شاگردان میگیرد. اما اگر بخش مهمی از متن نه فقط «مثال»، بلکه فرمانهایی وابسته به نزاعهای همان جامعه، تنظیم روابط خصوصی پیامبر، تقسیم غنیمت و محکومکردن اشخاص معین باشد، پرسش دشوارتری پدید میآید: چگونه میتوان سهم صدای تاریخ را از صدای خدا جدا کرد؟[۱]

توضیح تاریخی یک آیه با اثبات منشأ فرازمانی آن یکسان نیست.
دفاع مسلمانان: پیام جاودانه در زبان زمانه
قویترین پاسخ اسلامی معمولاً سه بخش دارد. نخست اینکه قرآن خود را کتاب هدایت برای همهٔ انسانها معرفی میکند، نه شرححال عربستان. دوم اینکه هر پیام فرازمانی ناگزیر در یک زمان و مکان خاص بیان میشود؛ بنابراین حضور نشانههای تاریخی طبیعی است. سوم اینکه احکام جزئی، نمونههای اجرایی اصول کلیاند: پشت تقسیم غنیمت، اصل عدالت؛ پشت آداب خانهٔ پیامبر، اصل حریم خصوصی؛ و پشت جنگهای مدینه، اصل دفاع از جامعهٔ نوپا قرار دارد.
قرآن نیز آشکارا داعیهای عمومی دارد:
«وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ» (سبأ، ۲۸)
برگردان بر پایهٔ ترجمهٔ عبدالمحمد آیتی: تو را برای همهٔ مردم نفرستادیم مگر بشارتدهنده و هشداردهنده؛ ولی بیشتر مردم نمیدانند.
این دفاع بیوزن نیست. منتقد جدی نباید از محلیبودن زبان، فوراً محلیبودن حقیقت را نتیجه بگیرد. اما درست از همینجا باید معیار ارائه شود: چه چیزی نشان میدهد که پیام از محدودیتهای اخلاقی و سیاسی زمانه فراتر رفته است؟ اگر هر ویژگی تاریخی را «ظرف» بنامیم و هر ادعای جهانشمول را «محتوا»، نتیجه از پیش تضمین شده است.
وقتی خدا دربارهٔ رفتوآمد مهمانان سخن میگوید
آیهٔ ۵۳ سورهٔ احزاب نمونهای گویاست. آیه دربارهٔ ورود مؤمنان به خانههای پیامبر، ماندن پس از غذا، سخنگفتن با همسران او از پشت پرده و ممنوعیت ازدواج با آنان پس از مرگ پیامبر حکم میدهد:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا» (احزاب، ۵۳)
برگردان بر پایهٔ آیتی: ای مؤمنان، جز آنگاه که برای غذایی به شما اجازه داده شود وارد خانههای پیامبر نشوید و منتظر آمادهشدن غذا نمانید. چون دعوت شدید، داخل شوید و پس از خوردن پراکنده شوید و برای گفتوگو ننشینید؛ این کار پیامبر را میآزارد و او از شما شرم میکند، ولی خدا از گفتن حق شرم ندارد. اگر از همسران پیامبر چیزی خواستید، از پشت پرده بخواهید؛ این برای دلهای شما و آنان پاکیزهتر است. شما حق ندارید پیامبر خدا را بیازارید و پس از او هرگز با همسرانش ازدواج کنید؛ این نزد خدا کاری بزرگ است.
بخشی از آیه را میتوان ادب مهمانی دانست. بااینحال، متن از یک اصل عمومی فراتر میرود و حریم خانه، ناراحتی شخصی، همسران و آیندهٔ خانوادگی یک فرد معین را با اقتدار الهی تنظیم میکند. پرسش منتقد این نیست که چرا پیامبر حق حریم خصوصی داشته است؛ قطعاً داشته. پرسش این است که چرا مدیریت این ناراحتی خصوصی باید بخشی از کلام جاودانهٔ خدا برای میلیاردها انسان باشد و ممنوعیت ازدواج با بیوههای او تا ابد رنگ تقدس بگیرد.
پاسخ رایج میگوید خانهٔ پیامبر مرکز عمومی جامعه بوده و همسرانش موقعیت سیاسی ویژه داشتهاند. این پاسخ زمینه را توضیح میدهد، اما مسئله را حل نمیکند: هرچه توضیح تاریخی قویتر شود، وابستگی حکم به همان موقعیت خاص نیز آشکارتر میشود. توضیح اینکه «چرا این آیه در آن روز لازم بود» با نشاندادن اینکه «چرا این آیه سخن فرازمانی خداست» یکسان نیست.
غنیمت؛ مسئلهای زمینی با پاسخ آسمانی
آغاز سورهٔ انفال مستقیماً به اختلاف بر سر غنیمت جنگی پاسخ میدهد:
«يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفَالِ قُلِ الْأَنْفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَيْنِكُمْ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» (انفال، ۱)
برگردان بر پایهٔ آیتی: از تو دربارهٔ غنیمتها میپرسند. بگو غنیمتها از آنِ خدا و پیامبر است؛ پس از خدا پروا کنید، رابطهٔ میان خود را اصلاح کنید و اگر مؤمنید از خدا و پیامبرش فرمان ببرید.
در سطح اجتماعی، آیه نزاعی واقعی را مهار میکند و فرمان میدهد جامعه بر سر مال از هم نپاشد. اما ساختار قدرت مهم است: مالی که جنگجویان بر سر آن اختلاف دارند، نخست «از آنِ خدا و رسول» اعلام میشود و اطاعت از پیامبر به نشانهٔ ایمان بدل میگردد. خدا مالک مادی غنیمت نیست؛ در عمل، اختیار توزیع به رهبری پیامبر بازمیگردد. از دید مؤمن، این همان اجرای عدالت الهی است. از دید تاریخی-انتقادی، زبان الهی به حل منازعه و تثبیت اقتدار سیاسی رهبر کمک میکند.[۲]
هر دو خوانش از متن ممکناند، اما یکسان نیستند. خوانش ایمانی پیشاپیش پیامبر را حامل بیخطای وحی میداند و بنابراین تمرکز اختیار در دست او را موجه میشمارد. خوانش انتقادی میپرسد چه شاهد مستقلی داریم که این صدا از بیرون تاریخ آمده است، نه از دل نیازهای دولت نوپای مدینه.
سورهای علیه یک دشمن خانوادگی
سورهٔ مسد کوتاه است، اما برای مسئلهٔ ما اهمیت دارد؛ زیرا یک متن کامل را به محکومیت ابولهب و همسرش اختصاص میدهد:
«تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ سَيَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ» (مسد، ۱ تا ۵)
برگردان بر پایهٔ آیتی: بریده باد دستان ابولهب و نابود باد. مال و دستاوردش برای او سودی نداشت. به آتشی شعلهور خواهد افتاد، و همسرش نیز که هیزمکش است؛ بر گردنش ریسمانی از لیف خرماست.
مفسر مسلمان میتواند بگوید ابولهب صرفاً یک خویشاوند ناراضی نبود؛ دشمن فعال دعوت بود و سوره، سرنوشت هر ستیزهگر متکبر را در قالب یک نمونه نشان میدهد. بااینحال، نام و تصویر خاص او و همسرش در متن باقی میماند. اگر نویسندهای انسانی درگیر نزاعی خانوادگی و اجتماعی بود، انتظار داشتیم مخالفش را با زبانی تند محکوم کند. پس متن دقیقاً همان شکلی را دارد که از یک منازعهٔ تاریخی انتظار میرود. برای نسبتدادن آن به ذهن نامحدود خدا، شاهد بیشتری لازم است.
این استدلال نمیگوید چون متن واکنشی است، پس حتماً انسانی است. میگوید واکنشیبودن متن، بهخودیخود هیچ علامت روشنی از منشأ فراانسانی ارائه نمیکند. بار اثبات بر دوش کسی است که از میان توضیح طبیعیِ «نزاع تاریخی» و توضیح متافیزیکیِ «داوری خدای جهان»، دومی را برمیگزیند.
شباهت به کتاب مقدس؛ گفتوگو یا وامگیری؟
قرآن بارها با داستانها، شخصیتها و مفاهیم یهودی و مسیحی وارد گفتوگو میشود: آدم، نوح، ابراهیم، موسی، مریم و عیسی. پژوهش تاریخی نشان داده است که فهم بسیاری از قطعات قرآن بدون شناخت سنتهای کتاب مقدسی، تفسیری و شفاهیِ پیرامون آن دشوار است.[۳] این پیوند برای مسلمان میتواند نشانهٔ وحدت سرچشمهٔ وحیها باشد؛ برای منتقد، میتواند نشانهٔ شکلگیری قرآن در محیط دینیِ اواخر عهد باستان باشد.
کدام توضیح بهتر است؟ صرف شباهت، هیچیک را قطعی نمیکند. اما روش تاریخی فقط با علتهایی کار میکند که بتوان ردشان را در فرهنگ، زبان و انتقال سنت دید. «خدا چنین خواست» ممکن است باور دینی معناداری باشد، ولی بهعنوان توضیح تاریخی قابلآزمون نیست. به همین دلیل، پژوهشگر میتواند منشأهای فرهنگی را بررسی کند، اما نمیتواند با ابزار تاریخ، امضای خدا را تأیید کند.
آیا وجود ارزشهای اخلاقی، فرازمانیبودن را ثابت میکند؟
در قرآن دعوت به انفاق، حمایت از یتیم، وفای به عهد، بخشایش و عدالت وجود دارد. یک نقد منصفانه نباید این صداها را نادیده بگیرد. چهبسا مؤمنی بگوید همین اصلاحات اخلاقی نشان میدهند متن از افق جامعهٔ خود فراتر رفته است. اما ارزشهای اخلاقی خوب منحصر به وحی نیستند؛ جوامع انسانی پیش و پس از اسلام نیز همدلی و عدالت را شناختهاند. حضور یک ارزش اخلاقی در متن، منشأ الهی آن را ثابت نمیکند.
همان قرآن در کنار این ارزشها، نابرابریهایی را تثبیت میکند که امروز نیازمند بازتفسیرند: تفاوت حقوق زن و مرد، پذیرش مالکیت برده، مرزبندی حقوقی میان مؤمن و نامؤمن و احکام جنگی. اگر معیار اخلاقیِ بیرونی به ما اجازه میدهد بخشهای رحمانی را جاودانه و بخشهای مسئلهدار را تاریخی بخوانیم، آن معیار بیرونی عملاً داور متن شده است.
این نکته برای مخاطب ایرانی آشناست. بسیاری از دینداران امروز آیات را با مفاهیمی چون حقوق بشر، برابری شهروندان و رضایت در روابط انسانی سازگار میکنند. این تلاش اغلب اخلاقی و صادقانه است. اما خودِ ضرورت این سازگارسازی نشان میدهد متن بدون میانجیگری وجدان معاصر، پاسخ آمادهای برای همهٔ زمانها ندارد.
آزمون تمایز: اگر این سخن انسانی بود، چه تفاوتی میکرد؟
اگر قرآن محصول تجربهٔ دینی و سیاسی محمد و جامعهٔ او بود، انتظار داشتیم زبانی عربی، تصاویر محیط محلی، بازگویی سنتهای رایج، پاسخ به مخالفان، تنظیم خانوادهٔ رهبر، مدیریت جنگ و غنیمت، و تغییر احکام متناسب با تحول جامعه ببینیم. بخش بزرگی از این نشانهها در متن وجود دارد.
اگر قرآن کلام مستقیم خدای دانای مطلق بود، شاید اصول اخلاقی روشنتر و مستقلتر از سلسلهمراتب زمانه، دانشی بهوضوح فراتر از افق تاریخی، یا روشی کمابهام برای تشخیص احکام موقت از دائمی انتظار میرفت. اختلاف دیرپای مفسران دربارهٔ ناسخ و منسوخ، عام و خاص، محکم و متشابه و نسبت احکام با عرف، نشان میدهد نشانهٔ تمایز چندان روشن نیست.[۴]
نتیجه: تاریخیبودن، بهتنهایی ابطال نیست؛ اما هزینه دارد
نقد تاریخی ادعا نمیکند که خدا محال است در تاریخ سخن بگوید. ادعای محدودتر و نیرومندتر این است: هرچه متن بیشتر با نیازها، نزاعها و پیشفرضهای جامعهٔ نخستین توضیح داده شود، نیاز کمتری به فرض منشأ فراطبیعی باقی میماند. آیهٔ مهمانی، غنیمت و محکومیت ابولهب قابلفهماند؛ اما درست به این دلیل قابلفهماند که در جهان محمد جای میگیرند.
مسلمان میتواند همچنان باور کند که خدا از همین تاریخ سخن گفته است. ولی این نتیجهای نیست که از خود متن بهطور بیطرفانه به دست آید؛ تعهدی ایمانی است که متن را از ابتدا الهی میبیند. برای کسی که بیرون این دایره ایستاده، «صدای عربستان سده هفتم» توضیحی سادهتر و آزمونپذیرتر از «صدای خدای فرازمانی» به نظر میرسد.
پرسش نهایی این نیست که آیا قرآن در تاریخ نازل شده است؛ همه این را میپذیرند. پرسش این است که آیا چیزی در آن وجود دارد که نتوان آن را با تاریخ توضیح داد و ما را ناگزیر به فرض خدا کند. تا زمانی که پاسخ روشن و مستقلی ارائه نشود، تاریخیبودن قرآن فقط حاشیهٔ وحی نیست؛ بخشی از مسئلهٔ اصلیِ اعتبار آن است.
منابع
[۱] نیکولای سینای، «قرآن: درآمدی تاریخی ـ انتقادی»، ادینبرو: انتشارات دانشگاه ادینبرو، ۲۰۱۷.
[۲] پل اِل. هِک، «الهیات سیاسی و اسلام: از زایش امپراتوری تا دولت مدرن»، نوتردام: انتشارات دانشگاه نوتردام، ۲۰۲۳.
[۳] گابریل سعید رینولدز، «قرآن و کتاب مقدس: متن و تفسیر»، نیوهیون: انتشارات دانشگاه ییل، ۲۰۱۸.
[۴] عبدالله سعید، «تفسیر قرآن: به سوی رویکردی معاصر»، لندن و نیویورک: راتلج، ۲۰۰۶.
[۵] قرآن مجید، ترجمهٔ عبدالمحمد آیتی، تهران: انتشارات سروش، چاپ نخست ۱۳۶۷.
- قرآن؛ کتاب آسمانی یا متن مداخلهگر در زندگی پیامبر؟
- وحی در خدمت مسائل روزمره؛ از اختلافات خانوادگی تا تصمیمهای سیاسی
- ردپای تاریخ؛ چرا خدای اسلام شبیه خدای عربستان قرن هفتم است؟
