آیا قرآن به بیگ بنگ اشاره کرده است؟ یک آیه، چهار نظریه، صفر پیشبینی
در نخستین سالهای قرن بیستم، وقتی هنوز هیچ اخترشناسی از دور شدن کهکشانها خبر نداشت و عبارت «بیگ بنگ» ساخته نشده بود، عبدالرحمن کواکبی در قاهره فهرستی از معجزههای علمی قرآن منتشر کرد. نوشت دانشمندان اروپا کشف کردهاند که ماده جهان «اتر» است، و قرآن پیشاپیش گفته بود آسمان دود بود. نوشت ثابت کردهاند که زمین در منظومه شمسی از جایی کنده شده، و قرآن گفته بود: كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا؛ آسمانها و زمین به هم بسته بودند و ما آن دو را از هم گشودیم. هر دو مورد علم روز بود.
اتر را فیزیک چند سال بعد دور انداخت. اما آیه بیکار نماند: در ۱۹۷۶ موریس بوکای همان را با «توده گازی نخستین» جفت کرد، و امروز همان آیه، با همان واژهها، سند بیگ بنگ در قرآن است.
آیه در این صد و بیست سال یک حرف هم عوض نشده است. چیزی که سه بار عوض شده، فیزیکی است که خواننده با خودش سر آیه میبرد. این نوشته از مجموعه «کیهانشناسی و آفرینش» در مرتدین (Mortadin) است و نتیجهاش را همین اول میگویم: قرآن به بیگ بنگ اشاره نکرده است. آیه ۳۰ سوره انبیاء از دو چیز حرف میزند، سقفی به نام آسمان و کفی به نام زمین، که به هم چسبیده بودند و جدا شدند. این کهنترین تصویر آفرینش در خاور نزدیک است، مخاطبان آیه آن را از پیش میشناختند، مفسران چهارده قرن در آن هوا و باران دیدند، و هر جا خود قرآن جزئیات میدهد، جزئیاتش با کیهانشناسی امروز نمیخواند.
فهرست مطالب
- ادعای بیگ بنگ در قرآن دقیقا چه میگوید؟
- بیگ بنگ چیست و چه نیست؟
- متن آیه: دو چیز چسبیده، نه یک نقطه
- «آیا ندیدند؟»: آیهای که روی دانسته مخاطب حساب میکند
- چهارده قرن تفسیر: هوا، هفت طبقه، باران
- از انلیل تا شو: هوایی که آسمان را از زمین جدا کرد
- دود، زمین و کوهها: جایی که خود قرآن خوانش بیگ بنگی را باطل میکند
- یک آیه، چهار نظریه
- آزمون کنترل: پاپ، کشیش و وسوسه «نور بشود»
- کارنامه ادعا در جدول آزمون
- قویترین دفاع: «مهم این است که قرآن گفت جهان آغاز داشت و یکپارچه بود»
- جمعبندی: آیهای درباره سقف و کف، نه درباره فضا و زمان
- پرسشهای رایج درباره بیگ بنگ در قرآن
- منابع
- مطالعه بیشتر در مجموعه کیهانشناسی و آفرینش
ادعای بیگ بنگ در قرآن دقیقا چه میگوید؟
ادعا بر سه آیه سوار است. اولی و اصلی این است:
أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا ۖ وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ ۖ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ
«آیا کسانی که کفر ورزیدند ندانستند که آسمانها و زمین هر دو به هم پیوسته بودند، و ما آن دو را از هم جدا ساختیم، و هر چیز زندهای را از آب پدید آوردیم؟ آیا [باز هم] ایمان نمیآورند؟» (انبیاء، ۲۱:۳۰)
مدافعان میگویند «رتق» یعنی حالت یکپارچه و فشرده آغاز جهان و «فتق» یعنی انفجار و انبساط آن. آیه دوم، ثُمَّ اسْتَوَىٰ إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ (فصلت، ۴۱:۱۱)، را شاهد میآورند که جهان در آغاز تودهای گاز بود. و آیه سوم، «ما [آسمان]گستریم» (ذاریات، ۵۱:۴۷)، را نشانه انبساط کیهان میدانند؛ پرونده این یکی در گسترش آسمان و انبساط کیهان در قرآن جدا بررسی شده است.
این خوانش حاشیهای نیست. تفسیر نور محسن قرائتی، به نقل از تفسیر نمونه، نخستین معنای آیه را چنین میآورد: زمین و آسمان در آغاز «توده عظیمی از گازها» بودند و «بر اثر انفجارات درونی و حرکتها» از هم جدا شدند. زغلول نجار، زمینشناس مصری و از پرکارترین چهرههای این بازار، همین آیهها را در «هماهنگی آشکار» با مدل بیگ بنگ میداند. و جمله پایانی همیشه یکی است: مردی درسنخوانده در عربستان سده هفتم این را از کجا میدانست؟
برای اینکه این جمله چیزی را ثابت کند، باید همان استدلال چهارپایهای برقرار باشد که در اعجاز علمی قرآن چیست؟ صورتبندی شد: آیه باید خودش آن گزاره را بگوید، گزاره نباید از راه انسانی در دسترس بوده باشد، باید با یافته علمی دقیق بخواند، و توضیح انسانی نباید همان دادهها را بهتر توضیح دهد. در پرونده بیگ بنگ هر چهار پایه میشکند.
بیگ بنگ چیست و چه نیست؟
نیمی از این ادعا از تصویر عامیانهای زنده است که از بیگ بنگ در ذهنها مانده: توپی از ماده که جایی در فضا منفجر شد و تکههایش به اطراف پرت شد. نظریه چنین چیزی نمیگوید.
در مدل استاندارد کیهانشناسی، جهان حدود ۱۳٫۸ میلیارد سال پیش در حالتی بسیار داغ و چگال بود و از آن هنگام خود فضا در حال انبساط است. انفجاری در کار نیست، چون فضایی بیرون از آن نبود که چیزی در آن منفجر شود؛ مرکز و لبهای هم در کار نیست. ژرژ لومتر در ۱۹۲۷ از معادلههای نسبیت عام به جهانی در حال انبساط رسید. ادوین هابل در ۱۹۲۹ رابطه میان فاصله کهکشانها و سرعت دور شدنشان را منتشر کرد. آرنو پنزیاس و رابرت ویلسون در ۱۹۶۵ تابش زمینه کیهانی را یافتند، یعنی نوری که حدود ۳۸۰ هزار سال پس از آغاز انبساط آزاد شد.
اندازهگیری ماهواره پلانک سن جهان را ۱۳٫۷۸۷ میلیارد سال میدهد، با خطایی حدود بیست میلیون سال. نام «بیگ بنگ» را هم فرد هویل، اخترفیزیکدان بریتانیایی و مخالف سرسخت این مدل، در ۱۹۴۹ در یک برنامه رادیویی بیبیسی بر آن گذاشت.
دو نکته از این تاریخچه برای بحث ما مهم است. اول، در آن حالت آغازین نه آسمانی بود و نه زمینی. تا صدها هزار سال حتی اتم پایدار وجود نداشت، نخستین ستارهها دهها تا صدها میلیون سال بعد روشن شدند، و زمین حدود ۴٫۵۴ میلیارد سال پیش شکل گرفت؛ یعنی بیش از نه میلیارد سال پس از آغاز. دوم، بیگ بنگ جدا شدن دو چیز از هم نیست؛ انبساط همه چیز از همه چیز است.
متن آیه: دو چیز چسبیده، نه یک نقطه
حالا واژههای آیه را بخوانیم. طبری، مفسر بزرگ سده سوم هجری، «رتق» را چنین معنا میکند: لَيْسَ فِيهِمَا ثُقْبٌ، بَلْ كَانَتَا مُلْتَصِقَتَيْنِ؛ سوراخی در آن دو نبود، بلکه به هم چسبیده بودند. و برای روشن کردن معنا مثالی میزند که جای ابهام نمیگذارد: به زنی که اندام تناسلیاش بسته و بههمجوشخورده است «رتقاء» میگویند. «فتق» هم در عربی یعنی شکافتن و باز کردن چیزی که دوخته یا بسته بوده است. این واژهها از دنیای دوخت و پارچه و بدن میآیند، نه از دنیای چگالی و دما.
مهمتر از واژهها، دستور زبان آیه است. فعل «کانتا» و ضمیر «هما» مثنا هستند: دو چیز. طبری خودش میپرسد چرا برای «آسمانها»ی جمع فعل مثنا آمده، و جواب میدهد چون آسمانها یک جنساند و زمین جنس دیگر. یعنی آیه از دو موجود حرف میزند که به هم چسبیده بودند و از هم باز شدند. در بیگ بنگ دو موجودی نیست که از هم جدا شوند، و یکی از آن دو، یعنی زمین، تا نه میلیارد سال بعد اصلا وجود ندارد.
وقتی جزئیات را کنار هم بگذاریم، فهرست ناسازگاریها بلند میشود:
| آیه ۳۰ انبیاء | بیگ بنگ |
|---|---|
| دو چیز: آسمانها و زمین | یک جهان، بدون تقسیم به آسمان و زمین |
| زمین از آغاز هست | زمین بیش از نه میلیارد سال بعد شکل میگیرد |
| جدا شدن دو جسم چسبیده | انبساط خود فضا در همه جا |
| هیچ اشارهای به دما، چگالی، انبساط یا زمان | حالتی داغ و چگال با تاریخچه اندازهگیریشده |
| ادامه آیه: پدید آمدن هر چیز زنده از آب | ادامه ماجرا: هستههای سبک، اتمها، ستارهها، کهکشانها |
تنها نقطه اشتراک این است که در هر دو «چیزی پیشتر یکپارچهتر بود». با این اندازه شباهت، نیمی از اسطورههای آفرینش جهان بیگ بنگ را پیشبینی کردهاند.
«آیا ندیدند؟»: آیهای که روی دانسته مخاطب حساب میکند
آیه با پرسشی سرزنشآمیز آغاز میشود: أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا؛ آیا کافران ندیدند، یا به ترجمه فولادوند، ندانستند؟ این ساختار در قرآن به چیزی اشاره میکند که مخاطب آن را میبیند یا میداند و باید از آن عبرت بگیرد. پس خود آیه فرض میکند که مشرکان مکه از بسته بودن و گشوده شدن آسمان و زمین خبر دارند. اگر موضوع آیه بیگ بنگ باشد، این فرض بیمعناست: خدا بتپرستان سده هفتم را سرزنش میکند که چرا از چیزی عبرت نگرفتهاند که سیزده قرن بعد با تلسکوپ و نسبیت عام کشف شد.
این اشکال را منتقدان امروزی نساختهاند. فخرالدین رازی، متکلم و مفسر سده ششم هجری، آن را صریح مطرح میکند. اگر منظور دیدن با چشم است، فَلِأَنَّ الْقَوْمَ مَا رَأَوْهُمَا كَذَلِكَ الْبَتَّةَ؛ آن قوم هرگز آسمان و زمین را چنین ندیده بودند. و اگر منظور دانستن است، این دانسته فقط از راه وحی به دست میآید و نمیشود آن را علیه کسانی به کار برد که وحی را قبول ندارند. رازی سه جواب میدهد و سومی را باید کامل خواند:
أَنَّ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى كَانُوا عَالِمِينَ بِذَلِكَ، فَإِنَّهُ جَاءَ فِي التَّوْرَاةِ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى خَلَقَ جَوْهَرَةً، ثُمَّ نَظَرَ إِلَيْهَا بِعَيْنِ الْهَيْبَةِ فَصَارَتْ مَاءً، ثُمَّ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا وَفَتَقَ بَيْنَهَا
«یهودیان و مسیحیان این را میدانستند، چون در تورات آمده است که خدا گوهری آفرید، سپس با نگاه هیبت به آن نگریست و آب شد، سپس آسمانها و زمین را از آن آفرید و میانشان را گشود.»
و ادامه میدهد که میان بتپرستان و یهودیان، به سبب دشمنی مشترک با محمد، نوعی دوستی بود و خدا با این حجت علیه آنان استدلال کرد، بِنَاءً عَلَى أَنَّهُمْ يَقْبَلُونَ قَوْلَ الْيَهُودِ فِي ذَلِكَ؛ بر این پایه که حرف یهودیان را در این باره قبول داشتند.
این جملهها را منتقد دین ننوشته است. بزرگترین مفسر عقلگرای سنت اسلامی میگوید محتوای آیه نزد اهل کتاب دانستهای رایج بود و آیه روی همین دانسته تکیه میکند. داستان «گوهر و آب» در متن تورات نیست و رازی آن را از روایتهایی گرفته که به نام تورات دستبهدست میشد، اما اصل حرفش درست است: جدا شدن آسمان از زمین در نخستین صفحه تورات هست. ادعای اعجاز به گزارهای نیاز دارد که هیچ انسانی نمیتوانست بداند. آیه خودش میگوید مخاطبانش میدانستند.
چهارده قرن تفسیر: هوا، هفت طبقه، باران
اگر آیه واقعا از آغاز داغ و چگال جهان حرف میزد، باید ردی از این فهم در آرشیو تفسیر مانده باشد. طبری چهار خوانش از نسلهای نخست گزارش میکند که شرحشان در معیارهای معجزه علمی آمده است. اینجا جزئیاتی را ببینیم که معمولا نقل نمیشود.
خوانش اول، از ابنعباس: كَانَتَا مُلْتَصِقَتَيْنِ، فَرَفَعَ السَّمَاءَ وَوَضَعَ الْأَرْضَ؛ چسبیده بودند، پس آسمان را بالا برد و زمین را پایین گذاشت. حسن بصری و قتاده ابزار جدایی را هم میگویند: خدا میان آن دو بِهَذَا الْهَوَاءِ، با همین هوا، فاصله انداخت. و کعب الاحبار، عالم یهودی مسلمانشده، به نقل رازی و قرطبی میگوید خدا آسمانها و زمین را چسبیده آفرید، سپس بادی آفرید که میانشان افتاد و با آن از هم بازشان کرد.
خوانش دوم، از مجاهد: آسمان یک لایه بود و هفت آسمان شد، بَعْضُهُنَّ فَوْقَ بَعْضٍ، روی هم؛ و زمین یک لایه بود و هفت زمین شد، زیر هم. مجاهد تصریح میکند که آسمان و زمین اصلا به هم نچسبیده بودند. سدی روزش را هم میداند: پنجشنبه و جمعه.
خوانش سوم همان است که طبری أَوْلَى الْأَقْوَالِ فِي ذَلِكَ بِالصَّوَابِ، درستترین قول، مینامد: آسمان بسته بود و نمیبارید، زمین بسته بود و نمیرویاند، و خدا آسمان را با باران و زمین را با گیاه گشود. دلیلش ادامه خود آیه است: وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ. ابنکثیر حکایتی هم نقل میکند: مردی معنای آیه را از عبدالله بن عمر پرسید و او مرد را نزد ابنعباس فرستاد. ابنعباس گفت آسمانها بسته بودند و نمیباریدند و زمین بسته بود و نمیرویاند. ابنعمر وقتی جواب را شنید گفت حالا دانستم که به ابنعباس در قرآن دانشی دادهاند. خوانش چهارم هم جدا شدن روز از شب است.
چهار خوانش، دهها راوی، چهارده قرن. در هیچکدام نه دمایی هست، نه چگالیای، نه انبساطی، نه آغاز زمان. خوانش بیگ بنگی فقط وقتی در تفسیرها پیدا شد که خود بیگ بنگ به کتابهای درسی رسیده بود. در خطای پسنگرانه در تفسیر قرآن دیدیم که ادبیات اعجاز از میان این چهار قول فقط اولی را برمیدارد و قول برگزیده طبری را حذف میکند. حالا میشود دید همان قول اول هم، با هوا و بادش، چه اندازه از کیهانشناسی دور است.
از انلیل تا شو: هوایی که آسمان را از زمین جدا کرد
خوانش اول، یعنی آسمان و زمین چسبیده که با هوا از هم جدا میشوند، از کجا آمده است؟ جواب در لوحهایی است که هزاران سال پیش از قرآن نوشته شدهاند.
سرآغاز منظومه سومری «گیلگمش، انکیدو و جهان زیرین» از روزگاری میگوید که «آسمان از زمین جدا شده بود»، و آن، خدای آسمان، آسمان را برای خودش برداشت و انلیل زمین را. منظومه سومری دیگری، «سرود کلنگ»، فاعل را هم نام میبرد: انلیل «شتافت تا آسمان را از زمین جدا کند و شتافت تا زمین را از آسمان». و انلیل، به گفته دانشنامه بریتانیکا، یعنی «سرور باد».
در مصر همین نقش را شو بازی میکند، خدای هوا، که در نگارهها میان زمین و آسمان ایستاده و با دستهای افراشته پیکر نوت، ایزدبانوی آسمان، را بالای سر گب، خدای زمین، نگه داشته است. در «انوما الیش» بابلی، مردوک پیکر تیامت را «مانند ماهی خشکیده» دو نیم میکند و نیمی را به شکل آسمان برپا میدارد. و در سفر پیدایش، خدا با «رقیع»، گنبد آسمان، آبهای بالا را از آبهای پایین جدا میکند.
حالا دوباره حسن بصری و قتاده را بخوانید: خدا میان آسمان و زمین با هوا فاصله انداخت. و کعب الاحبار را: بادی میانشان افتاد و از هم بازشان کرد. این همان انلیل و شو است، با نامی تازه برای فاعل. نزدیکترین خوانش کهن به آنچه مدافعان امروز «بیگ بنگ» مینامند، در واقع دقیقترین رونوشت اسطوره جدایی آسمان و زمین است.
پژوهشهای دانشگاهی درباره کیهانشناسی قرآن، مانند مقاله محمدعلی طباطبایی و سعیده میرصدری و کتاب ژولین دشارنو، همین تصویر را از خود متن بازسازی کردهاند: آسمانی جامد و برافراشته بر فراز زمینی گسترده، در گفتوگو با سنتهای کتاب مقدسی و سریانی باستان متأخر. بیگ بنگ این تصویر را تأیید نمیکند؛ ردش میکند. در کیهانشناسی امروز آسمان جسمی نیست که روی زمین افتاده باشد و کسی آن را بلند کند.
دود، زمین و کوهها: جایی که خود قرآن خوانش بیگ بنگی را باطل میکند
آیه انبیاء کوتاه است و جزئیات نمیدهد. اما قرآن یک روایت مفصل از آفرینش دارد، در سوره فصلت، و واژه «دخان» همانجا آمده است. ترتیب روایت این است: خدا زمین را در دو روز میآفریند (۴۱:۹)، بر آن کوه میگذارد و خوراکیهایش را اندازه میگیرد (۴۱:۱۰)، و بعد:
ثُمَّ اسْتَوَىٰ إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ
«سپس آهنگ [آفرینش] آسمان کرد، و آن بخاری بود. پس به آن و به زمین فرمود: «خواه یا ناخواه بیایید.» آن دو گفتند: «فرمانپذیر آمدیم.»» (فصلت، ۴۱:۱۱)
سپس آن دود را در دو روز هفت آسمان میکند و آسمان نزدیک را با چراغ میآراید (۴۱:۱۲).
مدافعی که «دخان» را گاز آغازین بیگ بنگ میداند، باید کل صحنه را بپذیرد: در لحظهای که آسمان هنوز دود است، زمین با کوهها و خوراکیهایش آماده ایستاده و خدا با هر دو حرف میزند. یعنی زمین کوهدار پیش از ستارهها. در کیهانشناسی، عنصرهای سازنده سنگ و کوه در دل ستارههایی ساخته شدند که میلیاردها سال پیش از زمین زیستند و مردند.
مفسران نخستین «دخان» را هم جور دیگری میفهمیدند. ابنکثیر مینویسد: وَهُوَ بُخَارُ الْمَاءِ الْمُتَصَاعِدُ مِنْهُ حِينَ خُلِقَتِ الْأَرْضُ؛ بخار آبی است که هنگام آفرینش زمین از آن برخاست. روایتی که طبری از ابنعباس و ابنمسعود میآورد کل صحنه را میچیند: عرش خدا بر آب بود، از آب دودی برخاست و آسمان شد، آب خشکید و زمین شد. فولادوند هم «دخان» را نه دود بلکه «بخار» ترجمه کرده است. دود قرآن بخار یک دریای آغازین است، همان دریایی که وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ (هود، ۱۱:۷) از آن خبر میدهد.
و حتی اگر تفسیرها را کنار بگذاریم، خود واژه با فیزیک نمیخواند. دود محصول سوختن است: ذرههای کربن و خاکستر معلق در هوا. جهان آغازین پلاسمایی از هیدروژن و هلیوم بود و کربنی نداشت که بسوزد؛ کربن را بعدها ستارهها ساختند. جزئیات این روایت در آفرینش آسمان و زمین در قرآن و مسئله ترتیبش در آیا قرآن ترتیب علمی آفرینش جهان را میداند؟ آمده است.
یک آیه، چهار نظریه
حالا میشود جدول کامل را کشید. آیه ۳۰ انبیاء در هر دوره با علم همان دوره جور درآمده است:
| دوره | علم یا باور رایج | خوانش آیه |
|---|---|---|
| سدههای نخست هجری | آسمان جامدی که از زمین بلند شده؛ بارانی که از آسمان گشوده میشود | جدایی با هوا و باد، یا باران و گیاه |
| حدود ۱۹۰۰ | اتر و فرضیههای سده نوزدهم درباره پیدایش منظومه شمسی | زمین در منظومه شمسی جدا شده است (کواکبی) |
| ۱۹۷۶ | توده گازی چرخان نخستین که تکهتکه شد | «فرایند جدایی یک توده واحد نخستین» (بوکای) |
| از دهه ۱۹۸۰ | بیگ بنگ | «توده عظیمی از گازها» و «انفجارات درونی» (تفسیر نمونه و تفسیر نور) |
کواکبی در «طبائع الاستبداد» مینویسد: وَحَقَّقُوا أَنَّ الْأَرْضَ مُنْفَتِقَةٌ فِي النِّظَامِ الشَّمْسِيِّ، وَالْقُرْآنُ يَقُولُ: أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا. و چند سطر بالاتر: كَشَفُوا أَنَّ مَادَّةَ الْكَوْنِ هِيَ الْأَثِيرُ، وَقَدْ وَصَفَ الْقُرْآنُ بَدْءَ التَّكْوِينِ فَقَالَ: ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ. در همان فهرست، ماه از زمین کنده شده و قرآن گفته بود ماه شکافت؛ بلورها با «آب تبلور» زندهاند و قرآن گفته بود هر چیز زنده از آب است؛ و عکاسی همان «نگه داشتن سایه» است که قرآن از آن خبر داده بود. کواکبی با اطمینان کامل مینوشت، با همان اطمینانی که مدافع امروز درباره بیگ بنگ دارد.
بوکای هم مطمئن بود. در «کتاب مقدس، قرآن و علم» دود را «تودهای گازی با ذرات ریز» معنا کرد و رتق و فتق را فرایند جدایی یک توده واحد نخستین. علمی که کنار آیه گذاشت، تودهای گازی از هیدروژن و هلیوم بود که «آهسته میچرخید» و تکهتکه شد تا کهکشانها و ستارهها از آن درآیند. در آن فصل کتاب او نامی از بیگ بنگ نیست.
سه نکته از این جدول درمیآید. اول، بخشی از این تطبیقها با علمی انجام شد که بعدا کنار رفت: اتر وجود ندارد و بلورها زنده نیستند، و آیه با علم نادرست هم به همان خوبی جور بود. دوم، خوانشها با هم ناسازگارند: اگر آیه درباره جدا شدن زمین در منظومه شمسی است، درباره آغاز کل جهان نیست. سوم، هیچکدام پیش از علم زمانهاش نیامد. گزارهای که با اتر، با سحابی و با بیگ بنگ به یک اندازه جور درمیآید، هیچکدام را پیشبینی نکرده است.
آزمون کنترل: پاپ، کشیش و وسوسه «نور بشود»
اگر روشی که بیگ بنگ را در قرآن پیدا میکند در کتابهای دیگر هم همان را پیدا کند، معجزه در روش است، نه در متن. این آزمایش انجام شده است، و در بالاترین سطح.
در ۲۲ نوامبر ۱۹۵۱ پاپ پیوس دوازدهم در آکادمی علوم واتیکان گفت که علم امروز «با یک جهش به میلیونها قرن پیش، توانسته شاهد آن فیات لوکس آغازین باشد»، یعنی همان «نور بشود» سفر پیدایش. کسی که از این جمله ناراحت شد پدر خود نظریه بود. ژرژ لومتر، که هم کشیش کاتولیک بود و هم نخستین صورتبندیکننده جهان در حال انبساط، نمیخواست فرضیهاش سند کتاب مقدس شود. پیش از سخنرانی بعدی پاپ برای اخترشناسان در ۱۹۵۲ به واتیکان رفت، و آن سخنرانی دیگر چنین ادعایی نداشت. خودش در کنفرانس سولوی ۱۹۵۸ گفت این نظریه، تا جایی که او میبیند، «کاملا بیرون از هر پرسش متافیزیکی یا دینی میماند».
مبلغان مسیحی درس لومتر را نگرفتند. هیو راس، اخترفیزیکدان و مبلغ انجیلی، در ۲۰۲۳ نوشت که کتاب مقدس هزاران سال پیش ویژگیهای بیگ بنگ را اعلام کرده و تا یک قرن پیش در این کار «تنها» بوده است. مدافع مسلمان این ادعا را جدی نمیگیرد و «در آغاز خدا آسمانها و زمین را آفرید» را جملهای کلی میداند که هر چیزی از آن درمیآید. درست میگوید. اما باید بگوید با کدام معیار، «به هم بسته بودند و گشودیمشان» از آن کلیگویی بیرون میماند.
کارنامه ادعا در جدول آزمون
هشت معیار جدول آزمون معجزه علمی را بر پرونده بیگ بنگ در قرآن بگذاریم:
| معیار | نتیجه |
|---|---|
| ۱. تعین | مردود. «بسته بودند و گشودیم» با باران، با هوا، با هفت طبقه، با اتر و با سحابی هم جور درآمده است. |
| ۲. تقدم مستند | مردود. چهار خوانش کهن ثبت شده و هیچکدام بیگ بنگ نیست؛ خوانش بیگ بنگی پس از کشف پیدا شد. |
| ۳. نوبودن | مردود. جدایی آسمان و زمین در لوحهای سومری، در مصر، بابل و تورات هست، و رازی میگوید مخاطبان آیه آن را میدانستند. |
| ۴. دقت انطباق | مردود. زمین در بیگ بنگ نیست؛ جدایی دو جسم انبساط فضا نیست؛ دود پلاسما نیست. |
| ۵. حسابداری متقارن | مردود. «رتق و فتق» علمی خوانده میشود، اما زمین کوهدار پیش از ستارهها در همان روایت نادیده میماند. |
| ۶. ابطالپذیری | مردود. آیه از کنار رفتن اتر هم جان به در برد؛ هیچ یافتهای آن را رد نمیکند. |
| ۷. باروری پیشبینانه | مردود. هیچ کیهانشناسی از این آیه به انبساط نرسید؛ لومتر از معادلههای اینشتین رسید. |
| ۸. آزمون کنترل | مردود. همین روش سفر پیدایش را هم سند بیگ بنگ میکند. |
قویترین دفاع: «مهم این است که قرآن گفت جهان آغاز داشت و یکپارچه بود»
مدافع دقیقتر، وقتی جزئیات از دستش میرود، ادعا را کوچک میکند: لازم نیست آیه معادله داده باشد؛ همین که متنی از سده هفتم بگوید جهان آغازی داشته و آسمان و زمین روزی یکی بودهاند، در زمانهای که فیلسوفان جهان را ازلی میدانستند، خودش شگفتانگیز است.
این دفاع از نسخه تبلیغی آبرومندتر است، اما چهار ضعف دارد.
اول، آغاز داشتن جهان پیشفرض همه اسطورههای آفرینش است، از سومر تا سفر پیدایش. ازلی بودن جهان نظر ارسطو و پیروانش بود، نه باور مردم خاور نزدیک. قرآن در این باره سخن تازهای نگفت؛ همان را گفت که یهودیان و مسیحیان پیرامونش قرنها میگفتند، و رازی هم همین را میگوید.
دوم، «یکپارچه بودن» در آیه یعنی چسبیده بودن سقف و کف یک جهان دوطبقه. این با یکپارچگی فیزیکی حالت آغازین جهان فقط در یک واژه مشترک است.
سوم، در خود قرآن آغاز جهان آغاز از هیچ نیست. پیش از آفرینش آسمانها و زمین عرشی هست و آبی که عرش بر آن است (هود، ۱۱:۷). بیگ بنگ کیهانشناسان آب و تختی پیش از خود ندارد.
چهارم، این دفاع پلهای از همان نردبان عقبنشینی است که در تبارنامه اعجاز علمی قرآن وصف شد. «قرآن بیگ بنگ را گفت» ادعایی است که اگر درست بود چیزی را ثابت میکرد. «قرآن گفت جهان آغاز دارد» درست است و هیچ چیز را ثابت نمیکند.
جمعبندی: آیهای درباره سقف و کف، نه درباره فضا و زمان
آیه ۳۰ سوره انبیاء از بیگ بنگ حرف نمیزند، و این را خود آیه، مفسرانش و تاریخ خوانشش نشان میدهند. واژههایش از دوختن و شکافتن میآیند. دستور زبانش از دو چیز حرف میزند که یکیشان، زمین، در آغاز جهان وجود نداشت. پرسش آغازینش روی دانسته بتپرستان مکه حساب میکند، و رازی تصریح میکند که آن دانسته از اهل کتاب آمده بود. مفسران نخستین در آن هوا و باد و باران و هفت طبقه دیدند. روایت مفصلتر قرآن در فصلت زمین کوهدار را پیش از ستارهها مینشاند. و در صد و بیست سال گذشته، همین آیه به نوبت اتر، جدا شدن زمین در منظومه شمسی، توده گازی چرخان و بیگ بنگ را «پیشبینی» کرده است.
آنچه این پرونده نشان نمیدهد این است که محمد این تصویر را دقیقا از کدام منبع گرفت؛ چنین سندی در دست نیست و لازم هم نیست. کافی است که تصویر در محیط او رایج بود، که بود. بیگ بنگ را لومتر و هابل و پنزیاس و ویلسون با معادله و تلسکوپ و آنتن یافتند. آیه را بعدا آوردند و کنارش گذاشتند، همانطور که پیشتر کنار اتر گذاشته بودند.
پرسشهای رایج درباره بیگ بنگ در قرآن
آیا «رتق» و «فتق» در قرآن همان بیگ بنگ است؟
نه. «رتق» یعنی بسته و بههمچسبیده و «فتق» یعنی شکافتن و باز کردن. آیه از دو چیز، آسمانها و زمین، حرف میزند که چسبیده بودند و جدا شدند. در بیگ بنگ زمینی وجود ندارد که از آسمان جدا شود، و آنچه رخ میدهد انبساط خود فضاست.
«دخان» در آیه ۱۱ سوره فصلت یعنی گاز آغازین جهان؟
مفسران نخستین آن را بخار آب میدانستند که از دریای آغازین زیر عرش برخاست. در خود روایت قرآن، وقتی آسمان هنوز دود است زمین با کوههایش ساخته شده، و این با هیچ مدل کیهانشناختی نمیخواند.
مفسران قدیم آیه ۳۰ انبیاء را چگونه میفهمیدند؟
طبری چهار قول میآورد: جدا شدن آسمان و زمین چسبیده با هوا، هفتلایه شدن آسمان و زمین، گشوده شدن آسمان با باران و زمین با گیاه، و جدا شدن روز از شب. خودش قول باران و گیاه را درستترین میداند.
آیا کتابهای مقدس دیگر هم بیگ بنگ را «پیشبینی» کردهاند؟
مدافعانشان چنین میگویند. پاپ پیوس دوازدهم در ۱۹۵۱ بیگ بنگ را گواه «نور بشود» سفر پیدایش دانست و ژرژ لومتر، پدر نظریه و کشیش کاتولیک، با این برداشت کنار نیامد. روشی که در هر متن مقدسی بیگ بنگ پیدا میکند، درباره هیچکدام چیزی ثابت نمیکند.
منابع
منابع اولیه و سنتی
- قرآن، متن عربی و ترجمه محمدمهدی فولادوند، از پایگاه AlQuran Cloud.
- محمد بن جریر طبری، «جامع البیان عن تأویل آی القرآن»، ذیل انبیاء ۲۱:۳۰ و بقره ۲:۲۹. متن در tafsir.app
- فخرالدین رازی، «مفاتیح الغیب»، ذیل انبیاء ۲۱:۳۰. متن در tafsir.app
- ابنکثیر، «تفسیر القرآن العظیم»، ذیل انبیاء ۲۱:۳۰ و فصلت ۴۱:۱۱. متن در tafsir.app
- قرطبی، «الجامع لأحکام القرآن»، ذیل انبیاء ۲۱:۳۰. متن در tafsir.app
- عبدالرحمن کواکبی، «طبائع الاستبداد ومصارع الاستعباد»، قاهره، حدود ۱۹۰۲، فصل «الاستبداد والدین». متن در ویکیمصدر
- محسن قرائتی، «تفسیر نور»، ج ۵، ص ۴۴۳ و ۴۴۴، به نقل از تفسیر نمونه. متن در دانشنامه اسلامی
- «گیلگمش، انکیدو و جهان زیرین» و «سرود کلنگ»، پیکره الکترونیکی ادبیات سومری (ETCSL)، شمارههای 1.8.1.4 و 5.5.4. متن نخست · متن دوم
- «انوما الیش»، لوح چهارم، سطرهای ۱۳۷ و ۱۳۸، ترجمه W. G. Lambert. متن انگلیسی
- سفر پیدایش، باب ۱، آیههای ۶ تا ۸.
منابع پژوهشی و گزارشها
- Planck Collaboration, “Planck 2018 results. VI. Cosmological parameters,” Astronomy & Astrophysics 641 (2020), A6. DOI
- G. Brent Dalrymple, “The age of the Earth in the twentieth century: a problem (mostly) solved,” Geological Society, London, Special Publications 190 (2001): 205–221. DOI
- Edwin Hubble, “A relation between distance and radial velocity among extra-galactic nebulae,” PNAS 15, no. 3 (1929): 168–173. DOI
- Georges Lemaître, “The Beginning of the World from the Point of View of Quantum Theory,” Nature 127 (1931): 706. DOI
- A. A. Penzias and R. W. Wilson, “A Measurement of Excess Antenna Temperature at 4080 Mc/s,” The Astrophysical Journal 142 (1965): 419. DOI
- Maurice Bucaille, The Bible, the Qur’an and Science (French original: Paris, Seghers, 1976), part “The Qur’an and Modern Science.” English text
- Zaghloul El-Naggar, “The Big Crunch.” Text
- Giuseppe Tanzella-Nitti, “The Pius XII – Lemaître Affair (1951–1952) on Big Bang and Creation,” INTERS, Interdisciplinary Documentation on Religion and Science. Text
- Joseph R. Laracy, “The Faith and Reason of Father George Lemaître,” Homiletic & Pastoral Review, February 2009. Text
- Hugh Ross, “What Does the Bible Say about the Big Bang?”, Reasons to Believe, 5 February 2023. Text
- Mohammad Ali Tabataba’i and Saida Mirsadri, “The Qur’ānic Cosmology, as an Identity in Itself,” Arabica 63, no. 3–4 (2016): 201–234. DOI
- Julien Decharneux, Creation and Contemplation: The Cosmology of the Qur’ān and Its Late Antique Background, Berlin: De Gruyter, 2023. DOI
- “Enlil” and “Shu,” Encyclopaedia Britannica. Enlil · Shu
مطالعه بیشتر در مجموعه کیهانشناسی و آفرینش
- گسترش آسمان و انبساط کیهان در قرآن: معجزهای که مترجمان نوشتند
- آفرینش آسمان و زمین در قرآن: عرشی بر آب، دودی از دریا، سقفی بر زمین
- هفت آسمان در قرآن: لایههای جو، هفت سیاره یا جهانهای نادیدنی؟
- ستارگان در قرآن: زینت آسمان یا ابزار رجم شیاطین؟
- آیا قرآن ترتیب علمی آفرینش جهان را میداند؟ زمینی که پیش از ستارگان ساخته شد
- خورشید و ماه در قرآن: از سجده زیر عرش تا چشمه گلآلود
پایه روشی این مجموعه در چهار نوشته «مبانی و روش نقد اعجاز قرآن» آمده است: اعجاز علمی قرآن چیست؟، قرآن و علم، معیارهای معجزه علمی و خطای پسنگرانه در تفسیر قرآن.

5 دیدگاه
[…] زمین حدود نه میلیارد سال بعد شکل گرفت. این ادعا را در آیا قرآن به بیگبنگ اشاره کرده است؟ و تصویر قرآنی آفرینش را در آفرینش آسمان و زمین در قرآن […]
[…] آیا قرآن به بیگ بنگ اشاره کرده است؟ یک آیه، چهار نظریه، … […]
[…] آیا قرآن به بیگ بنگ اشاره کرده است؟ یک آیه، چهار نظریه، … […]
[…] آیا قرآن به بیگ بنگ اشاره کرده است؟ یک آیه، چهار نظریه، … […]
[…] پیشین این دسته «کیهانشناسی و آفرینش» است، که با آیا قرآن به بیگ بنگ اشاره کرده است؟ آغاز میشود، و «زمین، دریا و پدیدههای طبیعی»، که با […]