زنستیزی در قرآن (بخش چهارم): همسران محمد، وحیهای خانگی و امتیازهای ویژه
عایشه، جوانترین همسر محمد، پس از نزول آیهای که به پیامبر اجازه میداد نوبت همسرانش را هر طور بخواهد جابهجا کند، به او گفت: «میبینم که پروردگارت در برآوردن خواسته تو شتاب میکند.» این جمله در صحیح بخاری (حدیث ۴۷۸۸) و صحیح مسلم ثبت شده است. شارحان حدیث قرنها کوشیدهاند آن را «تعارف» یا «مجاز» بخوانند. اما شاید هیچ جملهای دقیقتر از این، مسئله بخش پایانی این مجموعه را خلاصه نکند.
این بخش چهارم و پایانی مجموعه زنستیزی در قرآن در مرتدین (Mortadin) است. در سه بخش قبل، احکامی را دیدیم که بر همه زنان مسلمان حاکم است. اینجا به گروهی از آیات میپردازیم که درباره یک خانه مشخص نازل شدهاند: خانه خود محمد. این آیات از نظر تحلیلی اهمیتی ویژه دارند، چون اینجا وحی نه به پرسشهای کلی جامعه، بلکه به گرفتاریهای زناشویی شخص گیرنده وحی پاسخ میدهد؛ و تقریباً همیشه به نفع او.
فهرست مجموعه: بخش اول: برتری مرد، ارث، شهادت و قوامیت | بخش دوم: بدن زن، کنیزان، حجاب و بهشت مردانه | بخش سوم: زدن، حبس، طلاق و قانون ترس | بخش چهارم (همین نوشته)

- روش: آزمون ذینفع
- آیه تخییر: پاسخ آسمانی به مطالبه خرجی
- عذاب دوچندان، سخن بیناز، ماندن در خانه
- زید و زینب: وحی برای یک ازدواج
- «خَالِصَةً لَكَ»: قانونی که فقط برای یک نفر است
- پرده و ممنوعیت ابدی: همسران پس از مرگ پیامبر
- سوره تحریم: خدا، جبرئیل و فرشتگان در برابر دو همسر
- دفاعهای رایج و پاسخ به آنها
- جمعبندی پایانی مجموعه
- منابع
روش: آزمون ذینفع
پرسش سادهای که در این بخش از هر آیه میپرسیم این است: چه کسی از این حکم سود میبرد؟ اگر متنی از خدای بینیاز آمده باشد، انتظار داریم احکامش گاهی به زیان گیرنده وحی و به سود دیگران باشد. اگر متن بازتاب نیازهای یک رهبر انسانی باشد، انتظار داریم احکام ویژه، الگوی روشنی به سود او داشته باشند. این آزمون نبوت را رد یا اثبات نمیکند، اما نشان میدهد کدام توضیح با دادهها سازگارتر است.
همه آیات این بخش مدنیاند و بیشترشان در سوره احزاب و تحریم آمدهاند؛ در دورهای که محمد رهبر سیاسی و نظامی مدینه بود و چندین همسر داشت. برای روایتهای شأن نزول، به معتبرترین منابع سنی (صحیح بخاری و مسلم) و تفسیر طبری تکیه میکنیم و هرجا روایتی مورد مناقشه است، آن را صریح میگوییم.
آیه تخییر: پاسخ آسمانی به مطالبه خرجی
سوره احزاب (۳۳)، آیات ۲۸ و ۲۹:
«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا وَإِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنْكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا»
«ای پیامبر، به همسرانت بگو: «اگر خواهان زندگی دنیا و زینت آنید، بیایید تا مهرتان را بدهم و [خوش و] خُرّم شما را رها کنم.» و اگر خواستار خدا و فرستاده وی و سرای آخرتید، پس به راستی خدا برای نیکوکاران شما پاداش بزرگی آماده گردانیده است.»
شأن نزول این آیه در صحیح مسلم (حدیث ۱۴۷۸) از جابر بن عبدالله روایت شده است. همسران پیامبر گرد او نشسته بودند و خرجی بیشتری میخواستند؛ پیامبر اندوهگین و خاموش بود. عمر وارد شد و برای خنداندن او گفت کاش میدیدی وقتی همسرم از من پول خواست، برخاستم و به گردنش سیلی زدم. پیامبر خندید و گفت: اینها هم، چنانکه میبینی، دور مناند و پول بیشتر میخواهند. آنگاه ابوبکر برخاست و به گردن عایشه سیلی زد و عمر به گردن حفصه، و هر دو گفتند: از پیامبر چیزی میخواهید که ندارد؟ پیامبر یک ماه یا ۲۹ روز از همسرانش کناره گرفت و سپس این آیه نازل شد.
به ترتیب رویدادها دقت کنید: زنان خرجی میخواهند؛ پدرانشان در حضور پیامبر به آنان سیلی میزنند و پیامبر به حکایت سیلی خندیده است؛ سپس پیامبر یک ماه از آنان قهر میکند (همان «هجر» که در آیه ۳۴ نساء آمده بود)؛ و در پایان، وحی میآید و به زنان میگوید یا طلاق را بپذیرید یا «خدا و رسول» را. مطالبه مادی زنان به «خواستن دنیا» در برابر «خواستن خدا» ترجمه میشود. زنی که خرجی بیشتر میخواهد، در این چارچوب، دیگر فقط همسری ناراضی نیست؛ کسی است که خدا را رها کرده است. این همان سازوکاری است که روانشناسی دین آن را «تقدسبخشی به اختلاف» میخواند: وقتی یک طرف دعوا کلام خدا را در اختیار دارد، هر اعتراضی به او اعتراض به خدا میشود.
عذاب دوچندان، سخن بیناز، ماندن در خانه
آیات بعدی همین سوره، قواعد رفتاری ویژهای برای همسران پیامبر وضع میکنند.
سوره احزاب (۳۳)، آیه ۳۰:
«يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ»
«ای همسران پیامبر، هر کس از شما مبادرت به کار زشتِ آشکاری کند، عذابش دو چندان خواهد بود.»
و آیات ۳۲ و ۳۳:
«يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ ۚ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَىٰ»
«ای همسران پیامبر، شما مانند هیچ یک از زنان [دیگر] نیستید، اگر سر پروا دارید، پس به ناز سخن مگویید تا آنکه در دلش بیماری است طمع ورزد، و گفتاری شایسته گویید. و در خانههایتان قرار گیرید، و مانند روزگار جاهلیت قدیم زینتهای خود را آشکار مکنید.»
سه دستور در این آیات هست که هر کدام الگوی مشخصی دارند. نخست، تهدید به عذاب دوچندان، که فقط برای زنان است؛ پیامبر خودش مشمول چنین قاعدهای نیست. دوم، کنترل لحن: زن باید طوری سخن بگوید که «کسی که در دلش بیماری است» طمع نکند. باز هم مانند بخش دوم، بیماری در دل مرد است، اما تکلیف بر زبان زن. سوم، «وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ»: در خانههایتان بمانید.
این آیات صریحاً خطاب به همسران پیامبر است و خود متن میگوید «شما مانند هیچ یک از زنان نیستید». مدافعان همین را دلیل میآورند که حکم ویژه است و به زنان دیگر ربطی ندارد. اما تاریخ فقه چیز دیگری نشان میدهد. همسران پیامبر «امهات المؤمنین» و الگوی زن مسلماناند، و فقیهان و مفسران بسیاری، از جمله قرطبی در تفسیر همین آیه، ماندن در خانه را معیار مطلوب برای همه زنان دانستهاند. «وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ» یکی از پرکاربردترین آیات در توجیه خانهنشینی زنان، از فتواهای سنتی تا سیاستهای طالبان در افغانستان، بوده است. قاعدهای که برای یک خانواده در مدینه آمد، بهعنوان الگوی «زن آرمانی» به همه زنان تعمیم یافت. و ارتباط دادن حضور آزاد زن در جامعه به «جاهلیت»، این حضور را به نماد عقبماندگی بدل کرد.
زید و زینب: وحی برای یک ازدواج
سوره احزاب (۳۳)، آیه ۳۷:
«وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ ۖ فَلَمَّا قَضَىٰ زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا»
«و آنگاه که به کسی که خدا بر او نعمت ارزانی داشته بود و تو [نیز] به او نعمت داده بودی، میگفتی: همسرت را پیش خود نگاه دار و از خدا پروا بدار، و آنچه را که خدا آشکارکننده آن بود، در دل خود نهان میکردی و از مردم میترسیدی، با آنکه خدا سزاوارتر بود که از او بترسی. پس چون زید از آن [زن] کام برگرفت [و او را ترک گفت] وی را به نکاح تو درآوردیم تا [در آینده] در مورد ازدواج مؤمنان با زنان پسرخواندگانشان -چون آنان را طلاق گفتند- گناهی نباشد.»
زید بن حارثه پسرخوانده محمد بود و در مکه «زید بن محمد» خوانده میشد. زینب بنت جحش، دخترعمه محمد، همسر زید بود. در عرف عرب، همسر پسرخوانده حکم عروس را داشت و ازدواج با او ممنوع بود.
نسخه قبلی این مقاله نیمه دوم آیه را آورده بود. اما کلید آیه در نیمه اول است: «وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ»، و در دل خود چیزی را پنهان میکردی که خدا آشکارش میکند، و از مردم میترسیدی. پیامبر چه چیزی را پنهان میکرد؟ دو خوانش سنتی وجود دارد. طبری در تفسیر و تاریخ خود روایتهایی آورده که محمد روزی به خانه زید رفت، زینب را دید و به او دل بست، و زید پس از آگاه شدن، خواست او را طلاق دهد؛ آنچه پیامبر پنهان میکرد، همین علاقه بود. مفسران متأخرتر، از جمله ابن کثیر، این روایتها را نپذیرفتهاند و گفتهاند آنچه پنهان بود، آگاهی پیامبر از فرمان الهی برای ازدواج با زینب بود. انتخاب میان این دو خوانش را نمیتوان با قطعیت انجام داد. اما در هر دو خوانش، ساختار ماجرا یکی است: پیامبر ازدواجی را میخواست یا از آن آگاه بود که جامعه آن را ننگ میدانست؛ از داوری مردم میترسید؛ و وحی آمد و هم ازدواج را انجام داد («زَوَّجْنَاكَهَا»، ما او را به همسری تو درآوردیم) و هم پیامبر را به خاطر ترسش از مردم سرزنش کرد.
پیامدهای این آیه فراتر از یک ازدواج است. همین سوره در آیات ۴ و ۵، یکسانانگاری حقوقی پسرخوانده با پسر نسبی را کنار گذاشت («ادْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ»، آنان را به نام پدرانشان بخوانید) و در آیه ۴۰ اعلام کرد که «محمد پدر هیچیک از مردان شما نیست». این به معنای منع سرپرستی کودکان بیسرپرست نیست. زید دیگر «زید بن محمد» نبود؛ و نزدیکترین رویدادی که قرآن خودش به این تغییر گره میزند، ازدواج پیامبر با زینب است. استنباط ما، که از خود متن و شأن نزول میآید اما قطعی نیست: میتوان این تغییر را در پیوند با توجیه آن ازدواج فهمید؛ در مقابل، مدافعان آن را اصلاحی مستقل میدانند که ازدواج زینب نمونهای از اجرای آن بود.
و زینب کجاست؟ در کل آیه او فاعل هیچ فعلی نیست. زید «از او کام برگرفت»؛ خدا «او را به تو داد». زنی که میان دو مرد جابهجا میشود، در متنی که ماجرای خود او را روایت میکند، صدا ندارد. روایتهای بعدی میگویند زینب بعدها بر دیگر همسران فخر میفروخت که خانوادههای شما شما را شوهر دادند و خدا مرا از فراز هفت آسمان. این فخر، اگر روایت درست باشد، نشان میدهد نظام تا کجا درونی شده بود: افتخار زن این است که خدا شخصاً او را به مردی داده است.
«خَالِصَةً لَكَ»: قانونی که فقط برای یک نفر است
سوره احزاب (۳۳)، بخشهایی از آیه ۵۰:
«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ … وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ»
«ای پیامبر، ما برای تو آن همسرانی را که مَهْرشان را دادهای حلال کردیم، و [کنیزانی] را که خدا از غنیمت جنگی در اختیار تو قرار داده … و زن مؤمنی که خود را [داوطلبانه] به پیامبر ببخشد، در صورتی که پیامبر بخواهد او را به زنی گیرد. [این ازدواج از روی بخشش] ویژه توست نه دیگر مؤمنان.»
و آیه ۵۱:
«تُرْجِي مَنْ تَشَاءُ مِنْهُنَّ وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَنْ تَشَاءُ ۖ وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكَ»
«نوبت هر کدام از آن زنها را که میخواهی به تأخیر انداز و هر کدام را که میخواهی پیش خود جای ده، و بر تو باکی نیست که هر کدام را که ترک کردهای [دوباره] طلب کنی.»
این دو آیه چهار امتیاز ویژه را کنار هم میگذارند. یکم: محدودیت چهار همسر، که در بخش اول دیدیم، برای پیامبر اعمال نمیشود. او در زمانی بیش از چهار همسر همزمان داشت. دوم: «مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ»، کنیزانی که از غنیمت جنگی به او رسیده است. منابع سیره از زنانی مانند صفیه (پس از فتح خیبر و کشته شدن شوهرش)، جویریه (از قبیله بنیمصطلق) و ریحانه (از بنیقریظه، پس از کشتار مردان قبیلهاش) نام میبرند که از میان اسیران جنگی به خانه پیامبر رسیدند. سوم: «هبه»، زنی که خود را بیمهریه به پیامبر ببخشد؛ حکمی که متن صراحتاً «ویژه تو، نه دیگر مؤمنان» مینامد. چهارم: معافیت از رعایت نوبت. در بخش اول دیدیم که تنها قید چندهمسری برای مردان عادی، عدالت میان همسران است. آیه ۵۱ همین قید را از پیامبر برمیدارد.
جمله عایشه که در آغاز این نوشته آمد، واکنش مستقیم به همین آیه بود. روایت بخاری (۴۷۸۸) میگوید عایشه زنانی را که خود را به پیامبر میبخشیدند سرزنش میکرد و میگفت: آیا زن خودش را میبخشد؟ وقتی آیه ۵۱ نازل شد، گفت: میبینم پروردگارت در برآوردن خواستهات شتاب میکند. این جمله از زبان یک منتقد بیرونی نیست؛ از زبان نزدیکترین شاهد است، در معتبرترین منبع.
و ماجرا اینجا پایان نمییابد. آیه ۵۲ همین سوره میگوید: «لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ»، از این پس دیگر زنان بر تو حلال نیستند، «مگر آنچه دست راستت مالک است». یعنی محدودیتی برای ازدواجهای بعدی، که باز کنیزان را استثنا میکند. اما روایتی منسوب به عایشه، در سنن ترمذی و نسائی، میگوید پیامبر از دنیا نرفت مگر آنکه زنان دوباره بر او حلال شدند؛ یعنی این آیه هم به نظر برخی نسخ شد. قانون برای یک نفر، دوبار در چند آیه تغییر میکند، و هر بار جهت تغییر روشن است.
پرده و ممنوعیت ابدی: همسران پس از مرگ پیامبر
سوره احزاب (۳۳)، بخشی از آیه ۵۳:
«وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ۚ ذَٰلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ ۚ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا ۚ إِنَّ ذَٰلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا»
«و چون از زنان [پیامبر] چیزی خواستید از پشت پرده از آنان بخواهید؛ این برای دلهای شما و دلهای آنان پاکیزهتر است، و شما حق ندارید رسول خدا را برنجانید، و مطلقاً [نباید] زنانش را پس از [مرگ] او به نکاح خود درآورید، چرا که این [کار] نزد خدا همواره [گناهی] بزرگ است.»
این آیه، که به «آیه حجاب» مشهور است، در اصل درباره «حجاب» به معنای پرده است: پردهای میان همسران پیامبر و مردانی که به خانه او میآمدند. روایتهای بخاری شأن نزول را جشن عروسی پیامبر با همان زینب بنت جحش میدانند، که برخی مهمانان پس از غذا در خانه ماندند و پیامبر آزرده شد. عمر بن خطاب بنا بر روایتی دیگر در صحیح بخاری (حدیث ۴۰۲)، این آیه را یکی از سه موردی میشمارد که خدا با نظر او موافقت کرد: او پیشتر به پیامبر گفته بود همسرانش را بپوشاند، چون «نیک و بد» بر آنان وارد میشوند. فاطمه مرنیسی، جامعهشناس مراکشی، در کتاب «حرمسرای سیاسی» (۱۹۸۷؛ ترجمه انگلیسی با عنوان «حجاب و نخبگان مرد») همین زمینه را بررسی میکند و نشان میدهد چگونه پردهای که در یک موقعیت خاص خانگی آمد، بعدها به نماد جداسازی کل زنان از فضای عمومی بدل شد.
اما جمله دوم آیه از نظر اخلاقی سنگینتر است: همسران پیامبر پس از مرگ او «هرگز» حق ازدواج ندارند. عایشه، بنا بر روایت رسمی بخاری درباره سن ازدواجش، هنگام مرگ محمد حدود هجده سال داشت و تا پایان عمر، نزدیک به پنجاه سال بعد، اجازه ازدواج نیافت. آیه دلیل را هم میگوید: ازدواج با آنان «رنجاندن رسول خدا» است. یعنی احساس مالکیت یک مرد، حتی پس از مرگش، بر حق زندگی دهها ساله چند زن زنده مقدم شد. مدافعان میگویند مقام «امهات المؤمنین» ازدواج با آنان را نامناسب میکرد. اما این مقام خودش در همین سوره (آیه ۶) به آنان داده شده بود. خدا ابتدا این زنان را «مادر مؤمنان» اعلام کرد و سپس همین عنوان را دلیل محرومیت ابدیشان قرار داد.
سوره تحریم: خدا، جبرئیل و فرشتگان در برابر دو همسر
سوره تحریم (۶۶)، آیه ۱:
«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ ۖ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ ۚ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ»
«ای پیامبر، چرا برای خشنودی همسرانت، آنچه را خدا برای تو حلال گردانیده حرام میکنی؟ خدا[ست که] آمرزنده مهربان است.»
آیه ۴:
«إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا ۖ وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ ۖ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ»
«اگر [شما دو زن] به درگاه خدا توبه کنید [بهتر است]، واقعاً دلهایتان انحراف پیدا کرده است. و اگر علیه او به یکدیگر کمک کنید، در حقیقت، خدا خود سرپرست اوست، و جبرئیل و صالح مؤمنان [نیز یاور اویند] و گذشته از این، فرشتگان [هم] پشتیبان [او] خواهند بود.»
و آیه ۵:
«عَسَىٰ رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِنْكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَأَبْكَارًا»
«اگر پیامبر شما را طلاق گوید، امید است پروردگارش همسرانی بهتر از شما: مسلمان، مؤمن، فرمانبر، توبهکار، عابد، روزهدار، بیوه و دوشیزه به او عوض دهد.»
برای شأن نزول آیه ۱ دو روایت وجود دارد. روایت صحیح بخاری (حدیث ۴۹۱۲) میگوید پیامبر نزد زینب بنت جحش عسل میخورد؛ عایشه و حفصه با هم قرار گذاشتند که وقتی نزد هر کدام آمد، بگویند بوی مغافیر (صمغی بدبو) میدهی؛ پیامبر سوگند خورد دیگر عسل نخورد. روایت دیگر، در سنن نسائی و برخی تفاسیر، میگوید موضوع ماریه قبطیه بود، کنیزی که فرمانروای مصر به پیامبر هدیه داده بود و پیامبر با او رابطه داشت؛ پس از اعتراض حفصه، پیامبر او را بر خود حرام کرد. هر کدام از این دو روایت را بپذیریم، آیه ۱ خدا را در حال سرزنش پیامبر نشان میدهد که چرا برای خشنودی همسرانش، از لذتی حلال گذشته است.
اما آیههای ۴ و ۵ مهمترند. عمر بن خطاب در روایت مفصلی در صحیح بخاری (حدیث ۴۹۱۳) تصریح میکند که «دو زنی» که در آیه ۴ خطاب شدهاند، عایشه و حفصه بودند. یعنی دو زن جوان، که درباره یک مسئله خانگی با هم همدست شدهاند، با این اعلام روبهرو میشوند که خدا، جبرئیل، مؤمنان صالح و فرشتگان همه پشتیبان شوهرشاناند. نامتقارنتر از این نمیشود: یک طرف اختلاف زناشویی، کل عالم ملکوت را پشت سر دارد.
و آیه ۵ تهدید را کامل میکند: اگر طلاقتان دهد، خدا زنانی «بهتر از شما» به او میدهد. فهرست صفاتِ زنان جایگزین گویاست: «قانتات» (فرمانبردار)، «ثیبات و ابکارا» (بیوه و دوشیزه). ارزش زن در این آیه با دو معیار سنجیده میشود: اطاعتش و وضعیت جنسیاش. پیام به همسران روشن است: شما جایگزینپذیرید.
سوره با مثلی پایان مییابد که این پیام را تکمیل میکند (آیه ۱۰): همسران نوح و لوط که به شوهران پیامبرشان «خیانت» کردند و به دوزخ رفتند، و نزدیکی به پیامبر نجاتشان نداد. مفسران «خیانت» را در اینجا به ناباوری و افشای اسرار تفسیر کردهاند، نه خیانت جنسی. اما قرار گرفتن این مثل در پایان سورهای که درباره اعتراض همسران پیامبر است، کارکرد روشنی دارد: یادآوری اینکه همسر پیامبری که مخالفت کند، به کجا میرود.
دفاعهای رایج و پاسخ به آنها
«بسیاری از ازدواجهای پیامبر سیاسی یا انسانی بود، نه جنسی.» این درباره برخی ازدواجها درست است: ازدواج با دختران ابوبکر و عمر پیوندهای سیاسی را محکم میکرد و ازدواج با برخی بیوهها حمایتی بود. اما این دفاع درباره آیاتی که بررسی کردیم پاسخی ندارد. معافیت از نوبت (۵۱)، مجوز «هبه» (۵۰)، کنیزان غنیمتی (۵۰)، و ماجرای زینب (۳۷) هیچکدام با توضیح «سیاسی» توضیح داده نمیشوند. و مهمتر، مسئله انگیزه شخصی محمد نیست که همیشه قابل حدس است و هرگز قابل اثبات؛ مسئله این است که متنی که ادعای کلام خدا دارد، به این جزئیات زندگی زناشویی یک مرد و به حل اختلافات خانگی او اختصاص یافته است.
«این آیات مسئولیتهای سنگینتری بر پیامبر و خانوادهاش میگذارند، نه امتیاز.» برخی آیات، مانند عذاب دوچندان، واقعاً سختگیرانهترند. اما به توزیع این سختگیری دقت کنید: همه سختگیریها متوجه زنان است (عذاب دوچندان، ماندن در خانه، سخن بیناز، پرده، ممنوعیت ازدواج ابدی)، و همه امتیازها متوجه مرد (همسران بیشتر، هبه، معافیت از نوبت، حمایت فرشتگان). آزمون ذینفع دقیقاً همین توزیع را میسنجد.
«ما نباید درباره زندگی خصوصی پیامبر داوری کنیم.» اما این زندگی خصوصی را خود قرآن عمومی کرده است. آیاتی که در این نوشته آمد، در نماز خوانده میشوند، حفظ میشوند و منبع فقهاند. متنی که اختلاف یک مرد با دو همسرش را به کلام ابدی تبدیل کرده، خودش آن را از حریم خصوصی بیرون آورده است.
جمعبندی پایانی مجموعه
چهار بخش این مجموعه چهار لایه از یک ساختار را نشان دادند. در لایه اول، زن در هستی و حقوق کسری از مرد است: نصف در ارث، نصف در شهادت، تحت قیمومت در خانه. در لایه دوم، بدن زن به دیگری تعلق دارد: به شوهر، به مالک، به فاتح، و در آخرت، به مردان مؤمن بهعنوان پاداش. در لایه سوم، این نظام با مجازات حفظ میشود: زدن، حبس، طلاقی که فقط مرد میدهد و آزادیای که زن باید بخرد. و در لایه چهارم، که موضوع همین نوشته بود، در رأس هرم، مردی ایستاده که قواعد خودش را دارد و هر بار که اختلافی در خانهاش پیش آمده، وحی به حمایت از او آمده است.
یکی از دفاعهای رایج این است که این احکام را باید «در زمینه تاریخی» خواند. ما دقیقاً همین کار را کردیم. و زمینه تاریخی، بهجای تبرئه متن، منشأ آن را روشن میکند: جامعهای پدرتبار و بردهدار در حجاز قرن هفتم، رهبری که قدرت سیاسی و نظامی به دست آورده بود، و متنی که هنجارهای آن جامعه و نیازهای آن رهبر را بازتاب داد. این توضیح طبیعی، بدون هیچ فرض فراطبیعی، تقریباً همه دادهها را توضیح میدهد: چرا ترازو همیشه به یک سو سنگین است، چرا قانون در مدینه و همراه با قدرت میآید، چرا بهشت از چشم مرد توصیف شده، و چرا وحی در خانه پیامبر، به تعبیر عایشه، در برآوردن خواستههای او شتاب داشت.
توضیح الهی باید کار سختتری انجام دهد: باید بگوید چرا خدای عادل و دانای کل، در هر مقایسهای میان زن و مرد، دقیقاً همان داوریای را داشت که مردان قدرتمند آن جامعه داشتند؛ و چرا در هر اختلافی میان پیامبر و همسرانش، طرف پیامبر را گرفت. تا وقتی این پرسش پاسخ ندارد، نقد این آیات نه «توهین به مقدسات»، بلکه کمترین وظیفه فکری کسی است که کرامت زنان را جدی میگیرد.
برای ادامه، مطالب دسته زنستیزی در اسلام و نوشته چرا ترک ایمان دشوار است؟ را در مرتدین ببینید.
مجموعه زنستیزی در قرآن: بخش اول | بخش دوم | بخش سوم | بخش چهارم (همین نوشته)
منابع
منابع اولیه
- قرآن، ترجمه محمدمهدی فولادوند. متن و ترجمه در تنزیل.
- صحیح بخاری، حدیث ۴۷۸۸ (سخن عایشه پس از نزول احزاب ۵۱): sunnah.com/bukhari:4788؛ روایت موازی در صحیح مسلم، حدیث ۱۴۶۴.
- صحیح مسلم، حدیث ۱۴۷۸ (شأن نزول آیه تخییر، احزاب ۲۸): sunnah.com/muslim:1478
- صحیح بخاری، حدیث ۴۹۱۲ (ماجرای عسل و سوره تحریم) و ۴۹۱۳ (روایت عمر درباره دو همسر در تحریم ۴)؛ حدیث ۴۰۲ (سه موافقت عمر، از جمله حجاب)؛ حدیث ۵۱۳۳ (سن عایشه)؛ روایتهای کتاب تفسیر ذیل احزاب ۵۳.
- سنن نسائی (روایت ماریه قبطیه ذیل تحریم ۱)؛ سنن ترمذی و نسائی (روایت عایشه درباره حلال شدن دوباره زنان پس از احزاب ۵۲).
- طبری، جامع البیان و تاریخ الرسل و الملوک، ذیل احزاب ۳۷؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ذیل احزاب ۳۷ (برای رد روایتهای طبری)؛ قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ذیل احزاب ۳۳.
پژوهشها
- فاطمه مرنیسی، حرمسرای سیاسی (Fatima Mernissi, Le harem politique, 1987؛ ترجمه انگلیسی: The Veil and the Male Elite: A Feminist Interpretation of Women's Rights in Islam, Addison-Wesley, 1991).
- کشیا علی، ازدواج و بردگی در صدر اسلام (Kecia Ali, Marriage and Slavery in Early Islam, Harvard University Press, 2010).
- لیلا احمد، زنان و جنسیت در اسلام (Leila Ahmed, Women and Gender in Islam, Yale University Press, 1992).

۱ دیدگاه
[…] […]