پوست و احساس درد در قرآن

آیا این آیه واقعاً فیزیولوژی درد را پیشاپیش گفته بود؟

پوست و احساس درد در قرآن: آیا این آیه واقعاً فیزیولوژی درد را پیشاپیش گفته بود؟ این هم یکی از همان پرونده‌های محبوب اعجاز علمی است که در تبلیغات مذهبی خیلی پرفروش شده: می‌گویند قرآن ۱۴۰۰ سال پیش فهمیده بود که مرکز احساس درد، پوست است؛ پس وقتی می‌گوید هر بار پوست‌ها بریان شوند، پوست‌های دیگری جای آن می‌نشانیم تا عذاب را بچشند، در واقع دارد یک حقیقت علمی مدرن را گزارش می‌کند. اما وقتی آیه، تفسیرهای کلاسیک، و فیزیولوژی واقعی درد را کنار هم می‌گذاریم، این نمایش فرو می‌ریزد. آنچه از آیه برمی‌آید، پیش از هر چیز، تصویری از تداوم عذاب است، نه درس فیزیولوژی اعصاب.

آیه اصلی بحث

سوره نساء، آیه ۵۶

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا ۖ كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُم بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُوا الْعَذَابَ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا

ترجمه محمدمهدی فولادوند:
«يقيناً كسانى كه به آيات ما كافر شدند به زودى آنان را در آتشى درآوريم. هر چه پوستشان بريان گردد پوستهاى ديگرى بر جایش نهيم تا عذاب را بچشند. آری خداوند توانای حكيم است.» [1]

ادعای اعجازگرایان چیست؟

مدافعان اعجاز علمی معمولاً از این آیه چنین نتیجه می‌گیرند که قرآن فهمیده بود احساس درد به پوست مربوط است؛ پس چون با سوختن کامل پوست، درد از بین می‌رود، خدا برای ادامه عذاب پوست تازه می‌آفریند. در برخی نوشته‌های قرآنی معاصرِ فارسی هم این ادعا بازتاب یافته و حتی از «شدت احساس درد توسط پوست» به‌عنوان یکی از نمونه‌های گرایش علمی در تفسیرهای جدید یاد شده است. اما همین صورت‌بندی مدرن از همان ابتدا یک جهش بزرگ می‌کند: از یک آیه تهدیدآمیز درباره جهنم، مستقیم به فیزیولوژی درد می‌پرد. این پرش، چیزی نیست که خود آیه مجبورمان کند انجام دهیم؛ این انتخابِ مفسر مدرن است.

تفسیرهای کلاسیک چه می‌گویند؟

تفسیرهای کلاسیک این آیه را نه به‌عنوان کشف پزشکی، بلکه به‌عنوان بیان شدت و دوام عذاب فهمیده‌اند. قرطبی ذیل آیه می‌گوید معنای آیه این است که پوست‌ها با پوست‌های دیگری عوض می‌شوند تا عذاب استمرار یابد. [2]

تفسیر الوسیط هم به‌صراحت می‌گوید این تعبیر، «بيان لشدة العذاب ودوامه» است؛ یعنی هر بار پوست‌ها بسوزند، پوست‌هایی دیگر جای آن‌ها می‌آید تا عذاب قطع نشود. [3]

در مدخل «پوست» در پرتال جامع علوم و معارف قرآن نیز آمده که برخی اصلاً این‌که «احساس و شعور درد از سوی پوست‌ها» باشد را نپذیرفته‌اند و توضیح داده‌اند که این صاحبان پوست‌ها هستند که عذاب می‌شوند، نه خود پوست به‌تنهایی. [4]

این‌ها نکات بسیار مهمی‌اند، چون نشان می‌دهند سنت تفسیریِ اصلی آیه را خطابی و اخروی می‌فهمید، نه تشریحی و آزمایشگاهی.

علم امروز درباره درد چه می‌گوید؟

فیزیولوژی مدرن درد می‌گوید درد با نوسیسپتور‌ها یا گیرنده‌ها/نورون‌های دردآور آغاز می‌شود؛ این‌ها نورون‌های حسی تخصص‌یافته‌ای هستند که محرک‌های آسیب‌زا را شناسایی می‌کنند و سیگنال را از بافت‌های محیطی به دستگاه عصبی می‌فرستند. [6][7] همچنین پوست یکی از بافت‌هایی است که به‌طور متراکم توسط این پایانه‌های عصبی و نورون‌های حسی عصب‌دهی می‌شود. [8][9] اما این به‌معنای آن نیست که «پوست به‌تنهایی محل درد» باشد. درد یک فرایند نوروبیولوژیک چندمرحله‌ای است که هم به پایانه‌های حسی محیطی وابسته است و هم به انتقال عصبی و پردازش مرکزی. [6][7][8] پس ترجمه تبلیغی آیه به این صورت که «قرآن فهمیده بود پوست مرکز درد است» از نظر علمی، ساده‌سازی خام و نادقیق است.

سوختگی و درد: اینجا واقعاً چه اتفاقی می‌افتد؟

پزشکی سوختگی دقیقاً نشان می‌دهد چرا این آیه به‌سادگی به «معجزه علمی» تبدیل نمی‌شود. در سوختگی‌های سطحی‌تر و نیمه‌عمقی، آسیب بافتی و نمایان‌شدن یا تحریک پایانه‌های عصبی باعث درد شدید می‌شود. مرورهای بالینی می‌گویند درد سوختگی در این موارد به تحریک یا در معرض قرار گرفتن پایانه‌های عصبی در بافت آسیب‌دیده مربوط است و زخم‌های سطحی‌تر می‌توانند بسیار دردناک باشند. [10][11] اما در سوختگی‌های تمام‌ضخامت یا درجه سه، کل اپیدرم و درم از بین می‌رود و این نوع سوختگی‌ها اغلب کم‌درد یا حتی نسبتاً بی‌درد هستند، چون پایانه‌های عصبی هم تخریب شده‌اند. [12][13][14] این یافته‌ها نشان می‌دهند که میان «سوختن پوست» و «حفظ یا از دست‌رفتن درد» رابطه‌ای تجربی وجود دارد، اما این رابطه از جنس مشاهده بالینی و فیزیولوژی نسبی است، نه یک فرمول ساده‌ی «پوست = درد». (PMC)

آیا این آیه با علم امروز سازگار است؟

به‌طور کلی، بله؛ این آیه با این مشاهده سازگار است که تخریب کامل پوست و پایانه‌های عصبی می‌تواند الگوی درد را تغییر دهد و تجدید بافت دارای عصب، امکان تجربه دوباره درد را فراهم کند. [10][12][13] اما سازگاری با علم، مساوی اعجاز علمی نیست. آیه نه از نوسیسپتور حرف می‌زند، نه از رشته‌های عصبی Aδ و C، نه از انتقال درد به نخاع و مغز، و نه از تفاوت سوختگی سطحی و تمام‌ضخامت. [6][7][12] آیه فقط می‌گوید پوست‌ها هر بار بریان شوند، پوست‌های دیگری جای آن‌ها می‌آید تا عذاب چشیده شود؛ و تفسیر کلاسیک نیز همین را در چارچوب تداوم عذاب فهم کرده است. [2][3] پس اگر کسی بگوید این آیه با یک مشاهده فیزیولوژیک عمومی ناسازگار نیست، حرف قابل‌دفاع‌تری زده؛ اما اگر ادعا کند که این آیه «پیش‌بینی پزشکی دقیق گیرنده‌های درد در پوست» است، از متن و از علم، هر دو فراتر رفته است. (PMC)

اشکال اصلی ادعای اعجاز کجاست؟

اشکال اول این است که آیه در مقام ترساندن و تصویرکردن عذاب است، نه در مقام تشریح سامانه حسی بدن.

اشکال دوم این است که خود سنت تفسیری قدیم، این آیه را به دوام و شدت عذاب ربط می‌داد، نه به یک «کشف زیستی». [2][3][4]

اشکال سوم این است که علم جدید هم اصلاً نمی‌گوید «پوست به‌تنهایی درد را حس می‌کند»؛ بلکه از یک دستگاه پیچیده حسی-عصبی حرف می‌زند که پوست فقط یکی از جایگاه‌های مهم آغاز آن است. [6][7][8]

اشکال چهارم این است که رابطه سوختگی و درد بسیار پیچیده‌تر از آن تصویر تبلیغات اعجاز است: بعضی سوختگی‌ها بسیار دردناک‌اند و بعضی سوختگی‌های عمیق، به‌علت تخریب پایانه‌های عصبی، کم‌دردتر می‌شوند. [10][12][13]

وقتی این چهار نکته کنار هم قرار بگیرند، روشن می‌شود که این پرونده بیشتر از آن‌که شاهدی بر «اعجاز علمی» باشد، نمونه‌ای از بزرگ‌نمایی یک همخوانی کلی است.

جمع‌بندی

پوست و احساس درد در قرآن اگر به‌عنوان یک تصویر دینی از عذاب اخروی خوانده شود، روشن و قابل‌فهم است: هر بار پوست بسوزد، پوست تازه می‌آید تا عذاب تداوم یابد. اما پوست و احساس درد در قرآن به‌عنوان معجزه علمی، پرونده‌ای لق و اغراق‌آمیز است. چون آیه فیزیولوژی درد را توضیح نمی‌دهد، تفسیرهای کلاسیک آن را علمی نفهمیده‌اند، و خود علم نیز درد را به یک «مرکز ساده در پوست» فرو نمی‌کاهد. نهایت چیزی که می‌توان گفت این است که آیه با یک مشاهده عمومی درباره سوختگی و درد ناسازگار نیست. اما از این تا ادعای «قرآن ۱۴۰۰ سال پیش گیرنده‌های درد را کشف کرد» فاصله‌ای عظیم وجود دارد؛ فاصله‌ای که فقط با تبلیغات، نه با استدلال، پر می‌شود.

 

منابع

[1] ترجمه محمدمهدی فولادوند، سوره نساء، آیه ۵۶، (parsquran.com)

[2] تفسیر قرطبی، ذیل نساء ۵۶؛ تأکید بر تعویض پوست‌ها برای استمرار عذاب. (Quran.com)

[3] تفسیر الوسیط، ذیل نساء ۵۶؛ «بيان لشدة العذاب ودوامه». (Quran.com)

[4] مدخل «پوست»، پرتال جامع علوم و معارف قرآن؛ بازتاب دیدگاه‌هایی که درد را از سوی خود پوست به‌تنهایی نمی‌فهمند. (quran.isca.ac.ir)

[5] «گرایش علمی در تفاسیر معاصر (1)»، پرتال جامع علوم و معارف قرآن؛ نمونه‌ای از بازخوانی علمیِ جدیدِ آیه پوست و درد. (quran.isca.ac.ir)

[6] Mechanisms of Transmission and Processing of Pain؛ درباره نوسیسپتورها به‌عنوان نورون‌های تخصص‌یافته انتقال درد. (PMC)

[7] Immune drivers of physiological and pathological pain؛ درباره نقش نوسیسپتورها و زیست‌شناسی درد. (PMC)

[8] Sensory neuronal control of skin barrier immunity؛ درباره عصب‌دهی نورون‌های حسی به پوست. (PMC)

[9] The neuroimmune axis and chronic pain disorders؛ درباره عصب‌دهی متراکم نوسیسپتورها به پوست و بافت‌های مرزی. (PMC)

[10] An Overview of Recent Developments in the Management of Burn Injuries؛ درد سوختگی به تحریک پایانه‌های عصبیِ آشکارشده در بافت آسیب‌دیده مربوط است. (PMC)

[11] Burns: dressings؛ زخم‌های سطحی‌تر به‌دلیل نمایان‌شدن پایانه‌های عصبی، دردناک‌اند. (PMC)

[12] Burn injury؛ سوختگی تمام‌ضخامت معمولاً به‌علت آسیب به پایانه‌های عصبی دردناک نیست. (PMC)

[13] A general overview of burn care؛ سوختگی درجه سه ابتدا کم‌درد یا بی‌درد است، چون پایانه‌های عصبی درم نیز تخریب می‌شوند. (PMC)

[14] An Overview of Recent Developments in the Management of Burn Injuries و مرورهای مشابه درباره full-thickness burns. (PMC)

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *