جنین‌شناسی در قرآن: نطفه، علقه، مضغه و چهار مرحله‌ای که جالینوس نوشته بود

پرونده جنین‌شناسی در قرآن را با دو متن باز می‌کنیم. متن اول آفرینش جنین را به چهار دوره بخش می‌کند. در دوره نخست، آنچه در رحم است هنوز صورت منی دارد. در دوره دوم از خون پر می‌شود و صورت گوشت می‌گیرد. در دوره سوم طرح اندام‌ها پیدا می‌شود و بر گرد استخوان‌ها گوشت می‌روید. در دوره چهارم دست و پا از هم جدا شده و جنین می‌جنبد.

متن دوم، با همان معنایی که نخستین خوانندگانش از واژه‌ها می‌فهمیدند، می‌گوید: قطره آب را خون بسته کردیم، خون بسته را پاره‌ای گوشت، پاره گوشت را استخوان، بر استخوان‌ها گوشت پوشاندیم و سپس او را آفرینشی دیگر دادیم.

متن اول را جالینوس، پزشک یونانی، در سده دوم میلادی در رم نوشت. متن دوم آیه ۱۴ سوره مؤمنون است که بیش از چهار قرن بعد در مکه خوانده شد.

ادعای اعجاز علمی می‌گوید این آیه مراحل رشد جنین را چنان گفته که فقط با میکروسکوپ سده بیستم می‌شد دانست. این نوشته از مجموعه «زیست‌شناسی و پزشکی» در مرتدین (Mortadin) نتیجه را اول می‌گوید. زنجیره «منی، خون، گوشت، استخوان، پوشش گوشت» درس رایج پزشکی روزگار باستان بود، نه جنین‌شناسی امروز. هر جا آیه و حدیث چیز مشخصی می‌گویند، از خون بسته تا استخوان پیش از گوشت و تقویم صد و بیست روزه، با آنچه در رحم می‌گذرد نمی‌خواند. معجزه در دهه ۱۹۸۰ ساخته شد، با عوض کردن معنای سه واژه.

فهرست مطالب

آیه‌ها چه می‌گویند؟

«وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ طِينٍ ﴿۱۲﴾ ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَكِينٍ ﴿۱۳﴾ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ ۚ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ ﴿۱۴﴾»

«و به یقین، انسان را از عصاره‌ای از گل آفریدیم. (۱۲) سپس او را [به صورت‌] نطفه‌ای در جایگاهی استوار قرار دادیم. (۱۳) آنگاه نطفه را به صورت علقه درآوردیم. پس آن علقه را [به صورت‌] مضغه گردانیدیم، و آنگاه مضغه را استخوانهایی ساختیم، بعد استخوانها را با گوشتی پوشانیدیم، آنگاه [جنین را در] آفرینشی دیگر پدید آوردیم. آفرین باد بر خدا که بهترین آفرینندگان است. (۱۴)» (مؤمنون، ۱۲ تا ۱۴؛ ترجمه فولادوند)

این مفصل‌ترین گزارش قرآن از آفرینش انسان در رحم است. همین زنجیره، کوتاه‌تر، در آیه ۵ سوره حج و آیه ۶۷ سوره غافر تکرار می‌شود. سوره قیامت می‌پرسد مگر انسان نُطْفَةً مِنْ مَنِيٍّ يُمْنَىٰ نبود، قطره‌ای از منی که ریخته می‌شود، و سپس «علقه» نشد؟ سوره‌ای که سنت اسلامی آن را نخستین وحی می‌داند هم با همین واژه آغاز می‌شود: خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ. واژه «نطفه» در دوازده آیه آمده است، «علق» و «علقه» به معنای مرحله‌ای از آفرینش در پنج آیه، و «مضغه» در دو آیه.

سه چیز را در متن باید دید. اول، فعل‌ها از دگرگونی کل حرف می‌زنند: نطفه علقه می‌شود، علقه مضغه می‌شود و مضغه استخوان می‌شود. دوم، ترتیب با «ثم» و «ف» چیده شده و گوشت پس از استخوان می‌آید و آن را می‌پوشاند. سوم، آنچه در متن نیست: تخمک، لقاح، تقسیم یاخته، لانه‌گزینی، و هر عدد و زمانی. زن در این گزارش فقط جایگاه است: قَرَارٍ مَكِينٍ، جایی استوار که نطفه را در آن می‌گذارند.

سه واژه: قطره، خون، لقمه

نطفه: آب اندک

نطفه در عربی یعنی آب کم. طبری می‌نویسد: وَالنُّطْفَةُ: كُلُّ مَاءٍ قَلِيلٍ فِي وِعَاءٍ، هر آب اندکی که در ظرفی مانده باشد. قرآن خودش می‌گوید این آب چیست: مَاءٍ مَهِينٍ، آبی پست، و مَاءٍ دَافِقٍ، آبی جهنده. نطفه در قرآن یاخته نیست. مایعی است که هر مردی آن را دیده است.

علقه: خون بسته

علقه را همه مفسران کهن یک جور فهمیده‌اند: خون. طبری ذیل همین آیه می‌نویسد نطفه را عَلَقَةً، وَهِيَ الْقِطْعَةُ مِنَ الدَّمِ کردیم، یعنی تکه‌ای خون. ذیل سوره علق کوتاه‌تر می‌گوید: يَعْنِي: مِنَ الدَّمِ، و ذیل سوره قیامت: ثُمَّ كَانَ دَمًا، سپس خون شد. قرطبی می‌گوید وَهُوَ الدَّمُ الْجَامِدُ، خون بسته است، و فخر رازی: قِطْعَةُ الدَّمِ الْجَامِدَةُ. لسان العرب، بزرگ‌ترین فرهنگ کهن عربی، آیه را درست زیر همین معنا می‌آورد:

وَالْعَلَقُ: الدَّمُ مَا كَانَ، وَقِيلَ: هُوَ الدَّمُ الْجَامِدُ الْغَلِيظُ … وَفِي التَّنْزِيلِ: ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً؛ وَمِنْهُ قِيلَ لِهَذِهِ الدَّابَّةِ الَّتِي تَكُونُ فِي الْمَاءِ عَلَقَةٌ لِأَنَّهَا حَمْرَاءُ كَالدَّمِ

«علق خون است، هر گونه که باشد، و گفته‌اند خون بسته غلیظ است … و در قرآن آمده: سپس نطفه را علقه کردیم. و از همین است که به آن جانور آبزی علقه می‌گویند، چون مانند خون سرخ است.»

جهت نام‌گذاری روشن است. زالو را «علقه» گفته‌اند چون سرخ است مثل خون. نام از خون به زالو رفته است، نه از زالو به جنین.

یک استثنای ظاهری هست و باید گفته شود. ابن‌کثیر در سده هشتم هجری می‌نویسد نطفه عَلَقَةً حَمْرَاءَ عَلَى شَكْلِ الْعَلَقَةِ مُسْتَطِيلَةً شد، علقه‌ای سرخ و دراز به شکل زالو، و بلافاصله می‌افزاید: قَالَ عِكْرِمَةُ: وَهِيَ دَمٌ، عکرمه گفت: و آن خون است. حتی جایی که پای شکل زالو به میان آمده، جنس آن خون مانده است.

مضغه: یک لقمه گوشت

مضغه از «مضغ»، جویدن، می‌آید و یعنی گوشتی به اندازه یک لقمه. طبری: وَهِيَ الْقِطْعَةُ مِنَ اللَّحْمِ، تکه‌ای گوشت. قرطبی: لَحْمَةٌ قَلِيلَةٌ قَدْرَ مَا يُمْضَغُ، اندکی گوشت به اندازه‌ای که جویده شود. ابن‌کثیر: پاره‌ای گوشت لَا شَكْلَ فِيهَا وَلَا تَخْطِيطَ، بی شکل و بی نقش. همین واژه در حدیث برای دل آمده است: در تن پاره گوشتی هست که اگر درست باشد همه تن درست است. کسی از آن حدیث نتیجه نگرفته که دل جای دندان دارد.

پس زنجیره، آن‌طور که شنوندگان نخستین می‌فهمیدند، این است: قطره‌ای آب، تکه‌ای خون بسته، لقمه‌ای گوشت، استخوان، و گوشتی که استخوان را می‌پوشاند.

تقویم حدیث: چهل، هشتاد، صد و بیست

متن قرآن عدد ندارد. حدیث دارد، و همین عددها نشان می‌دهد زنجیره را چگونه می‌فهمیدند. در صحیح بخاری و صحیح مسلم از ابن‌مسعود آمده است:

إِنَّ أَحَدَكُمْ يُجْمَعُ خَلْقُهُ فِي بَطْنِ أُمِّهِ أَرْبَعِينَ يَوْمًا، ثُمَّ يَكُونُ عَلَقَةً مِثْلَ ذَلِكَ، ثُمَّ يَكُونُ مُضْغَةً مِثْلَ ذَلِكَ، ثُمَّ يَبْعَثُ اللَّهُ مَلَكًا

«آفرینش هر یک از شما چهل روز در شکم مادرش گرد می‌آید، سپس به همان اندازه علقه است، سپس به همان اندازه مضغه است، سپس خدا فرشته‌ای می‌فرستد.» (بخاری، ۳۲۰۸)

فرشته روزی و اجل و کردار و نیک‌بختی یا بدبختی او را می‌نویسد و روح در او دمیده می‌شود. قرطبی می‌نویسد: لَمْ يَخْتَلِفِ الْعُلَمَاءُ أَنَّ نَفْخَ الرُّوحِ فِيهِ يَكُونُ بَعْدَ مِائَةٍ وَعِشْرِينَ يَوْمًا، عالمان اختلافی ندارند که دمیدن روح پس از صد و بیست روز است. به گفته او احکام نسب و نفقه زن باردار بر همین حساب تکیه دارد، و عده چهار ماه و ده روزه وفات را هم با آن توضیح داده‌اند. درباره خود این دمیدن در روح و روح‌القدس نوشته‌ایم.

حالا تقویم حدیث را کنار رحم بگذاریم. داده‌های ستون سوم از جدول زمانی پایگاه جنین‌شناسی دانشگاه نیو ساوت ولز است.

بازه آنچه حدیث می‌گوید آنچه در رحم هست
روز ۱ تا ۴۰ نطفه؛ آفرینش «گرد می‌آید» لقاح در روز نخست، آغاز لانه‌گزینی در روز ششم، نخستین سومیت‌ها در روز بیستم، تپش قلب از روز ۲۲ و ۲۳، جوانه‌های دست و پا در هفته پنجم
روز ۴۱ تا ۸۰ علقه: خون بسته پایان دوره رویانی در روز ۵۶ با انگشتان جدا از هم؛ در روز ۷۰ جنینی به درازای پنج و نیم سانتی‌متر
روز ۸۱ تا ۱۲۰ مضغه: لقمه‌ای گوشت بی شکل جنینی با همه اندام‌ها که فقط بزرگ‌تر می‌شود

روزی که به حساب حدیث «خون بسته» تازه «لقمه گوشت» می‌شود، جنین هفته‌هاست انگشت دارد. مدافع امروز نمی‌تواند این حدیث را کنار بگذارد، چون در هر دو صحیح آمده است. نگهش هم نمی‌تواند دارد، چون یک سونوگرافی ساده آن را رد می‌کند.

راه سوم را عبدالمجید زندانی پیدا کرد. ملانی گنون در پژوهشی در «مجله مطالعات قرآنی» (۲۰۱۹) نشان می‌دهد که بیشتر فقیهان سه مرحله آیه را در صد و بیست روز می‌دانستند، و زندانی از دهه ۱۹۸۰ الگویی را رواج داد که هر سه را در چهل روز نخست جا می‌دهد. یکی از ابزارهایش، به گفته گنون، برگزیدن روایت صحیح مسلم از همان حدیث بود، که می‌گوید ثُمَّ يَكُونُ فِي ذَلِكَ عَلَقَةً، «سپس در همان، علقه است». با این دو واژه افزوده می‌شود هشتاد روز را حذف کرد.

مسلم روایت دیگری هم دارد، از حذیفه بن اسید: چون چهل و دو شب بر نطفه بگذرد، فرشته‌ای می‌آید و آن را صورت می‌بخشد و گوش و چشم و پوست و گوشت و استخوانش را می‌آفریند. دو حدیث صحیح، دو تقویم. مدافع آن را برمی‌دارد که به کتاب درسی نزدیک‌تر است، و نام این گزینش را «اعجاز» می‌گذارد.

جالینوس، ارسطو، ایوب: همین درس، قرن‌ها زودتر

جالینوس در رساله «درباره منی» می‌نویسد آفرینش جنین را به چهار دوره بخش کنیم. دوره نخست آن است که، «چنان‌که هم در سقط‌ها و هم در کالبدشکافی‌ها دیده می‌شود، صورت منی غالب است». دوره دوم وقتی است که «از خون پر شده» و دل و مغز و جگر هنوز بی شکل‌اند: «جوهر جنین صورت گوشت دارد و دیگر صورت منی ندارد». در دوره سوم سه اندام اصلی را می‌توان روشن دید و «طرحی، سایه‌ای» از دیگر اندام‌ها را. دوره چهارم وقتی است که بخش‌های دست و پا از هم جدا شده‌اند. بقراط، به گفته جالینوس، اینجا دیگر آن را فقط جنین نمی‌نامد، «بلکه کودک»، که «می‌جهد و می‌جنبد».

چند صفحه بعد، جالینوس همان ترتیبی را می‌آورد که آیه با «فکسونا» می‌گوید. طبیعت آنچه را در منی ستبرتر و خاکی‌تر بود «در جای استخوان‌ها نهاد»، و چون طرح اندام‌ها کشیده شد، «بر همه استخوان‌ها و گرداگردشان گوشت رویاند». منی، خون، گوشت، استخوان، و گوشتی که بر استخوان می‌روید: این زنجیره چهار قرن و نیم پیش از سوره مؤمنون روی کاغذ بود.

جمله اول جالینوس را دوباره بخوانید: «چنان‌که در سقط‌ها دیده می‌شود». راه دانستن این مراحل میکروسکوپ نبود. جنین سقط‌شده را می‌دیدند: در هفته‌های نخست لخته‌ای خون‌آلود، بعد توده‌ای گوشتی، بعد پیکری کوچک با دست و پا. «خون، سپس گوشت» توصیف چیزی است که با چشم دیده می‌شود، و درست به همین دلیل نادرست است. رویان هیچ‌گاه لخته خون نیست. آنچه دیده می‌شود خون مادر است گرد بافتی که به چشم نمی‌آید.

جالینوس آغاز این سنت نبود. ارسطو در سده چهارم پیش از میلاد نوشته بود منی با مایع زن همان می‌کند که پنیرمایه با شیر: آن را می‌بندد. کتاب ایوب، قرن‌ها پیش از قرآن، همین را به زبان دعا گفته است: «مرا مثل شیر ریختی و مثل پنیر بستی؛ با پوست و گوشت پوشاندی و با استخوان و پی بافتی» (ایوب ۱۰: ۱۰ و ۱۱). مایع، بستن، پوشاندن. فعل «پوشاندن» همان است که قرآن دارد: فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا.

تلمود و پرسش‌های عالم یهودی

تلمود بابلی، که پیش از اسلام در بین‌النهرین شکل گرفت، می‌گوید سه شریک در آفرینش آدمی هست. پدر «دانه سفید» می‌افشاند و استخوان و پی و ناخن و مغز سر و سفیدی چشم از آن است. مادر «دانه سرخ» می‌افشاند و پوست و گوشت و مو و سیاهی چشم از آن است. خدا روح و جان می‌دهد. همان‌جا آمده است که اگر زن زودتر دانه بیفشاند فرزند پسر می‌شود، و اگر مرد زودتر، دختر (نیدا ۳۱الف).

حالا صحیح مسلم را باز کنید. عالمی یهودی نزد محمد می‌آید و از فرزند می‌پرسد. پاسخ می‌شنود:

مَاءُ الرَّجُلِ أَبْيَضُ وَمَاءُ الْمَرْأَةِ أَصْفَرُ، فَإِذَا اجْتَمَعَا فَعَلَا مَنِيُّ الرَّجُلِ مَنِيَّ الْمَرْأَةِ أَذْكَرَا بِإِذْنِ اللَّهِ، وَإِذَا عَلَا مَنِيُّ الْمَرْأَةِ مَنِيَّ الرَّجُلِ آنَثَا بِإِذْنِ اللَّهِ

«آب مرد سفید است و آب زن زرد. چون گرد آیند، اگر منی مرد بر منی زن برتر آید، به اذن خدا پسر می‌شود، و اگر منی زن بر منی مرد برتر آید، به اذن خدا دختر.» (مسلم، ۳۱۵)

یهودی می‌گوید: راست گفتی، و تو پیامبری. او پاسخ را از پیش می‌دانست، وگرنه نمی‌توانست درستی‌اش را گواهی دهد. در صحیح بخاری هم عبدالله بن سلام، عالم یهودی مدینه، سه پرسش می‌آورد که به گفته خودش «جز پیامبر نمی‌داند». یکی این است که فرزند چرا به پدر می‌رود یا به دایی‌هایش. پاسخ: آب هر کدام پیشی بگیرد، شباهت از آن اوست. آزمون «دانش پیامبرانه» در این دو حدیث خویشاوند همان قاعده‌ای است که در تلمود نوشته بود.

مفسران مسلمان این خویشاوندی را پنهان نمی‌کردند. قرطبی ذیل سوره طارق از اعمش می‌آورد که از آب مرد استخوان و پی آفریده می‌شود و از آب زن گوشت و خون. این جمله تلمود است، به عربی. ابن‌قیم در سده هشتم هجری، وقتی می‌خواهد بگوید کدام اندام جنین زودتر ساخته می‌شود، چهار قول می‌آورد: دل، مغز و چشم‌ها که قَوْلُ بُقْرَاطَ است، جگر که قول محمد بن زکریاست، و ناف. در همان بحث به کتاب جالینوس درباره آرای بقراط و افلاطون ارجاع می‌دهد. برای او آیه و پزشکان یونانی درباره یک چیز حرف می‌زدند.

«نطفه آمیخته»: دو آب، نه یک اسپرم و یک تخمک

مدافعان نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ، نطفه آمیخته، را اشاره به آمیزش اسپرم و تخمک می‌دانند. ابن‌عباس، به نقل ابن‌کثیر، آن را چنین معنا کرد: مَاءُ الرَّجُلِ وَمَاءُ الْمَرْأَةِ إِذَا اجْتَمَعَا وَاخْتَلَطَا، آب مرد و آب زن وقتی گرد آیند و بیامیزند. طبری همین را می‌گوید. این همان نظریه «دو منی» پزشکی یونانی است. جالینوس در همان رساله از «منی زن» حرف می‌زند که از منی مرد کمتر است.

زن چنین مایعی ندارد. آنچه زن در باروری می‌آورد یک یاخته است، تخمک، که تا سده نوزدهم هیچ‌کس آن را ندیده بود. حدیث مسلم رنگ این مایع خیالی را هم می‌گوید: زرد. و جنسیت فرزند را به زورآزمایی دو مایع می‌سپارد، در حالی که جنسیت را کروموزوم اسپرم در همان لحظه لقاح تعیین می‌کند. در حدیث حذیفه فرشته در شب چهل و دوم می‌آید و تازه می‌پرسد: يَا رَبِّ أَذَكَرٌ أَمْ أُنْثَى، پروردگارا، پسر یا دختر؟ پاسخ شش هفته پیش داده شده است.

آب جهنده‌ای که قرآن می‌گوید انسان از آن آفریده شده، به گفته آیه بعد از جای مشخصی در تن بیرون می‌آید. آن پرونده را در صلب و ترائب در قرآن باز کرده‌ایم.

«استخوان، سپس گوشت»: ترتیبی که در رحم نیست

آیه می‌گوید مضغه را استخوان کردیم و سپس استخوان‌ها را گوشت پوشاندیم. طبری بی هیچ تردیدی شرح می‌دهد: آن پاره گوشت را استخوان کردیم، فَأَلْبَسْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا، و بر استخوان‌ها گوشت پوشاندیم. قتاده مرحله‌ها را می‌شمارد: نطفه، علقه، استخوان، ثُمَّ كَسَا الْعِظَامَ لَحْمًا، سپس استخوان‌ها را گوشت پوشاند.

در رحم چنین ترتیبی نیست. ماهیچه و اسکلت از دو دسته یاخته جدا و در یک بازه زمانی ساخته می‌شوند. هیچ توده گوشتی به استخوان بدل نمی‌شود تا بعد گوشت تازه‌ای رویش بیاید. پژوهشی که در ۲۰۲۱ ماهیچه‌های دست رویان انسان را مرحله به مرحله ردیابی کرد نشان داد بیشتر آن‌ها تا هفته هشتم شکل اصلی خود را گرفته‌اند. استخوانی شدن، به نوشته مرجع پزشکی StatPearls، میان هفته ششم و هفتم تازه آغاز می‌شود و، به نوشته پایگاه جنین‌شناسی دانشگاه نیو ساوت ولز، تا میانه دهه سوم زندگی ادامه دارد. نوزاد با ماهیچه‌های کامل به دنیا می‌آید و با اسکلتی که بخش‌هایی از آن هنوز غضروف است.

کیث مور برای نجات آیه نوشت: «نخست استخوان‌ها به صورت الگوهای غضروفی شکل می‌گیرند و سپس ماهیچه‌ها (گوشت) گرد آن‌ها پدید می‌آیند.» دو ایراد دارد. غضروف استخوان نیست، و عربی برای هر کدام واژه جدا دارد. و حتی با این جابه‌جایی، ادعا این می‌شود که آیه ترتیب دو رخداد هم‌زمان را گفته است. ترتیب آیه جای دیگری پیدا می‌شود، با همین فعل: در رساله جالینوس و در کتاب ایوب.

دهه ۱۹۸۰: زالو، خمیر جویده و چهل روز

تا سده بیستم کسی در این آیه جنین‌شناسی جدید ندید. داستان ساخته شدن معجزه را در اعجاز علمی قرآن چیست؟ آورده‌ایم: نسخه ویژه کتاب درسی کیث مور با «افزوده‌های اسلامی» عبدالمجید زندانی، چاپ ۱۹۸۳ جده. مور در ۱۹۸۶ خلاصه کار را در مجله انجمن پزشکی اسلامی نوشت. به نوشته خودش، ترجمه آیه‌ها و حدیث‌ها را زندانی در اختیارش گذاشته بود. سه جمله اصلی او این است. علقه «به زالو یا خون‌آشام اشاره دارد» و رویان بیست و سه چهار روزه «به زالو می‌ماند». مضغه «ماده جویده» است و سومیت‌ها «به جای دندان می‌مانند». و چون در سده هفتم میکروسکوپ و عدسی نبود، پزشکان نمی‌توانستند این را بدانند.

جزوه «راهنمای مصور کوتاه برای فهم اسلام» همین را عامه‌فهم کرد و یک قدم جلوتر رفت: علقه «سه معنا» دارد، زالو، چیز آویخته و لخته خون، و هر سه درست است. لخته خون هم درست است، چون خون رویان تا پایان هفته سوم گردش نمی‌کند. به فارسی، پژوهشکده اعجاز قرآن دانشگاه شهید بهشتی در یک صفحه چهار معنا کنار هم گذاشته است: خون بسته چسبنده، گل چسبنده آدم، موجود «صاحب علاقه» اجتماعی، و اسپرم، که «شباهت زیادی به زالو دارد».

پنج ایراد به این بنا وارد است.

یک، زالو. فرهنگ لغت آیه را زیر «خون» آورده و زالو را فرع آن دانسته است. رویان بیست و سه روزه دو سه میلی‌متر است و خمیده. به زالو می‌ماند، به کرم می‌ماند، به هر چیز دراز و خمیده‌ای می‌ماند. شباهت در چشم بیننده است، و بیننده اینجا از پیش می‌داند دنبال چه می‌گردد.

دو، آویخته. رویان در دیواره رحم فرو می‌رود و در آن جا می‌گیرد. آویزان نیست.

سه، لخته خون. این یکی اعتراف است. جزوه معنای کهن را نگه می‌دارد و می‌کوشد درستش کند. اما رویان بافت زنده‌ای است با رگ‌های در حال ساخت، نه خون بسته. اگر علقه خون بسته است، آیه نادرست است. مدافعان این را می‌دانند، و برای همین زالو را ترجیح می‌دهند.

چهار، جویده. مضغه «لقمه» است، نه «جویده‌شده». و اگر نشانه مضغه سومیت‌ها باشند، نخستین سومیت‌ها در روز بیستم پیدا می‌شوند، یعنی پیش از روز بیست و سوم که مور رویان را «زالو» می‌بیند. دو «مرحله» پیاپی آیه در یک هفته و روی یک رویان می‌افتند. حدیث همین دو مرحله را هشتاد روز از هم جدا کرده بود.

پنج، میکروسکوپ. مور نوشت بی میکروسکوپ کسی نمی‌توانست بداند. جالینوس نوشته بود این مراحل «در سقط‌ها و کالبدشکافی‌ها دیده می‌شود». آنچه بی میکروسکوپ دیده نمی‌شود، یعنی تخمک و لقاح و تقسیم یاخته، همان است که در آیه نیست.

مور یک نمونه دیگر هم آورد: فِي ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ، «در تاریکی‌های سه‌گانه»، شاید به دیواره شکم و دیواره رحم و پرده‌های گرد جنین اشاره داشته باشد. طبری همین را از عکرمه آورده است: الْبَطْنُ وَالرَّحِمُ وَالْمَشِيمَةُ، شکم و رحم و مشیمه. مشیمه همان پرده و جفتی است که پس از هر زایمان، آدمی یا گوسفند، بیرون می‌آید. دانستنش دانشگاه تورنتو نمی‌خواست.

کارنامه «جنین‌شناسی در قرآن» در جدول آزمون

هشت معیار این جدول در معیارهای معجزه علمی شرح داده شده است.

معیار نتیجه
۱. تعین مردود. «علقه» را خون بسته، زالو، چیز آویخته و اسپرم خوانده‌اند. آیه عدد و زمان ندارد و دو حدیث صحیح دو تقویم می‌دهند.
۲. تقدم مستند مردود. از طبری تا رازی همه «خون بسته» و «لقمه گوشت» فهمیدند و فقیهان صد و بیست روز شمردند. زالو و سومیت در دهه ۱۹۸۰ پیدا شد.
۳. نوبودن مردود. جالینوس در سده دوم میلادی همین زنجیره را نوشته بود، ارسطو بسته شدن مایع را، و کتاب ایوب پوشاندن با گوشت را.
۴. دقت انطباق مردود. رویان هیچ‌گاه خون بسته نیست، گوشت به استخوان بدل نمی‌شود، و ماهیچه و اسکلت هم‌زمان ساخته می‌شوند.
۵. حسابداری متقارن مردود. «علقه» را به حساب معجزه می‌گذارند. آب زرد زن، جنسیتی که با چیرگی یک مایع تعیین می‌شود و فرشته شب چهل و دوم به حساب نمی‌آید.
۶. ابطال‌پذیری مردود. اگر خون بسته نادرست درآمد، زالو هست. اگر صد و بیست روز نادرست درآمد، چهل روز هست.
۷. باروری پیش‌بینانه مردود. هیچ مفسری از این آیه به تخمک یا لقاح نرسید. ابن‌قیم با آیه در دست، برای ترتیب ساخت اندام‌ها به بقراط رجوع می‌کرد.
۸. آزمون کنترل مردود. با همین روش، ایوب ۱۰ هم جنین‌شناسی است و رساله جالینوس، که عدد و شاهد دارد، از هر دو معجزه‌تر.

قوی‌ترین دفاع: «واژه‌ای برگزیده شد که هر عصر به اندازه خودش بفهمد»

دفاع پخته‌تر این است. قرآن کتاب پزشکی نیست و نباید به زبان پزشکی حرف می‌زد. واژه‌هایی برگزید که عرب سده هفتم چیزی از آن بفهمد و انسان سده بیستم چیزی بیشتر. «علقه» هم خون بسته است و هم زالو، و همین گنجایش نشانه دانشی بالاتر از دانش بشر است.

این دفاع سه چیز را می‌پذیرد که برای ادعای اعجاز کشنده است. اول، می‌پذیرد که آیه سیزده قرن چیزی نادرست به خوانندگانش فهماند. آنان خون بسته فهمیدند، و خون بسته‌ای در کار نیست. دوم، می‌پذیرد که معنای «درست» را آیه به کسی نداد. آن را جنین‌شناسان پیدا کردند و مدافعان بعدا در واژه گذاشتند. سازوکار این کار را در خطای پس‌نگرانه در تفسیر قرآن نشان داده‌ایم. سوم، معنای تازه هم مشکل را حل نمی‌کند. استخوان پیش از گوشت سر جایش هست، دو آب سر جایش هست، و تقویم حدیث سر جایش.

استدلالی که هر ادعای اعجاز علمی باید بر آن بایستد چهار پایه دارد و در اعجاز علمی قرآن چیست؟ آمده است. اینجا پایه دوم، یعنی اینکه هیچ راه انسانی به این دانسته نبود، با یک نام فرو می‌ریزد: جالینوس. و پایه سوم، یعنی انطباق دقیق با علم، با سه واژه: خون، استخوان، گوشت.

انصاف را هم باید نگه داشت. آیه یک چیز را درست می‌گوید: انسان یک‌باره ساخته نمی‌شود و در رحم مرحله به مرحله شکل می‌گیرد. این درست است، و ارسطو و جالینوس هم همین را می‌گفتند. درست بودن چیزی که همه می‌دانستند معجزه نیست. چرا قرآن را نمی‌توان با این معیار کتاب علم خواند، موضوع قرآن و علم است.

جمع‌بندی: درس پزشکی سده دوم، به عربی سده هفتم

قرآن آفرینش انسان در رحم را زنجیره‌ای می‌داند: قطره‌ای آب، خون بسته، لقمه‌ای گوشت، استخوان، و گوشتی که بر استخوان پوشانده می‌شود. مفسران کهن، لغت‌نامه‌ها و حدیث‌ها همه همین را فهمیدند و برایش تقویم هم نوشتند: چهل روز، چهل روز، چهل روز.

این زنجیره پیش از قرآن نوشته شده بود. جالینوس چهار دوره‌اش را با همین ترتیب آورده و گفته بود از کجا می‌داند: از دیدن سقط‌ها. تلمود سهم پدر را استخوان و سهم مادر را گوشت می‌دانست، و حدیث‌های خود مسلمانان عالمان یهودی را نشان می‌دهد که همین دانسته‌ها را به محک پیامبری بدل کرده‌اند.

و این زنجیره با رحم نمی‌خواند. خون بسته‌ای در کار نیست، استخوان پیش از ماهیچه نمی‌آید، زن مایع زردی برای آمیختن ندارد، و جنینی که حدیث «لقمه گوشت» می‌خواندش انگشت دارد. آنچه «جنین‌شناسی در قرآن» نام گرفته، حاصل سه جابه‌جایی است: خون بسته به زالو، لقمه به جویده، و صد و بیست روز به چهل روز. هر سه جابه‌جایی پس از آن انجام شد که جنین‌شناسان کارشان را کرده بودند.

پرسش‌های رایج درباره جنین‌شناسی در قرآن

آیا قرآن مراحل رشد جنین را درست گفته است؟

قرآن می‌گوید انسان مرحله به مرحله ساخته می‌شود، که درست است و پیش از آن هم دانسته بود. اما مرحله‌هایی که نام می‌برد، یعنی خون بسته، لقمه گوشت، استخوان و سپس پوشش گوشت، با رشد واقعی رویان نمی‌خواند.

علقه در قرآن یعنی چه؟

طبری، قرطبی، رازی و لسان العرب همه آن را خون یا خون بسته معنا کرده‌اند. معنای «زالو» و «چیز آویخته» را ادبیات اعجاز علمی در دهه ۱۹۸۰ پیش کشید.

مضغه یعنی چه؟

یعنی پاره‌ای گوشت به اندازه یک لقمه. ابن‌کثیر آن را گوشتی «بی شکل و بی نقش» می‌داند. حدیث صحیح بخاری و مسلم این مرحله را از روز هشتاد و یکم تا صد و بیستم می‌گذارد، زمانی که جنین همه اندام‌هایش را دارد.

آیا استخوان پیش از ماهیچه ساخته می‌شود؟

نه. ماهیچه و اسکلت از یاخته‌های جدا و هم‌زمان ساخته می‌شوند. ماهیچه‌های دست تا هفته هشتم شکل گرفته‌اند، و استخوانی شدن از هفته ششم و هفتم تازه آغاز می‌شود و سال‌ها پس از تولد ادامه دارد.

کیث مور درباره جنین‌شناسی در قرآن چه گفت؟

مور در ۱۹۸۶ نوشت علقه به زالو و مضغه به ماده جویده می‌ماند. ترجمه آیه‌ها و حدیث‌ها را، به نوشته خودش، عبدالمجید زندانی به او داده بود.

آیا این مراحل پیش از قرآن شناخته بود؟

بله. جالینوس در سده دوم میلادی چهار دوره نوشت: منی، توده‌ای پر از خون به صورت گوشت، طرح اندام‌ها و گوشت بر استخوان، و کودکی که می‌جنبد. ارسطو، کتاب ایوب و تلمود هم پاره‌هایی از همین تصویر را دارند.

منابع

منابع اولیه و سنتی

  • قرآن، متن عربی و ترجمه محمدمهدی فولادوند، از پایگاه AlQuran Cloud.
  • محمد بن جریر طبری، «جامع البیان»، ذیل مؤمنون ۱۴، علق ۲، قیامت ۳۸، انسان ۲، زمر ۶ و نوح ۱۴. مؤمنون · علق · قیامت · انسان · زمر · نوح
  • محمد بن احمد قرطبی، «الجامع لأحکام القرآن»، ذیل حج ۵ و طارق ۷. حج · طارق
  • اسماعیل بن عمر ابن‌کثیر، «تفسیر القرآن العظیم»، ذیل مؤمنون ۱۴ و انسان ۲. مؤمنون · انسان
  • فخرالدین رازی، «مفاتیح الغیب»، ذیل حج ۵. متن در tafsir.app
  • ابن‌منظور، «لسان العرب»، ماده «علق». متن
  • محمد بن اسماعیل بخاری، «الجامع الصحیح»، حدیث‌های ۳۲۰۸، ۳۳۲۹ و ۵۲. ۳۲۰۸ · ۳۳۲۹ · ۵۲
  • مسلم بن حجاج، «الصحیح»، حدیث‌های ۲۶۴۳، ۲۶۴۵ و ۳۱۵. ۲۶۴۳ · ۲۶۴۵ · ۳۱۵
  • ابن‌قیم جوزیه، «التبیان فی أقسام القرآن». متن در ویکی‌نبشته عربی
  • کتاب ایوب ۱۰: ۱۰ و ۱۱. متن در سفاریا
  • تلمود بابلی، رساله نیدا، برگ ۳۱الف. متن در سفاریا

منابع پژوهشی و گزارش‌ها

  • Galen, On Semen (De semine), ed. and trans. Phillip De Lacy, Corpus Medicorum Graecorum V 3,1, Berlin: Akademie Verlag, 1992, I 9–10, pp. 93, 95, 101. p. 93 · p. 95 · p. 101
  • Aristotle, On the Generation of Animals, Book II, ch. 4 (739b), trans. Arthur Platt. Text
  • Keith L. Moore, “A Scientist’s Interpretation of References to Embryology in the Qur’an,” Journal of the Islamic Medical Association 18 (1986): 15–16. Reprint
  • I. A. Ibrahim, A Brief Illustrated Guide to Understanding Islam, 2nd ed., Houston: Darussalam, 1997, “The Quran on Human Embryonic Development.” Text
  • Melanie Guénon, “ʿAbd al-Majīd al-Zindānī’s iʿjāz ʿilmī Approach: Embryonic Development in Q. 23:12–14 as a Scientific Miracle,” Journal of Qur’anic Studies 21, no. 3 (2019): 32–56. doi:10.3366/jqs.2019.0398
  • UNSW Embryology, “Timeline human development.” Text
  • UNSW Embryology, “Musculoskeletal System – Limb Development.” Text
  • Grant Breeland, Margaret A. Sinkler, Ritesh G. Menezes, “Embryology, Bone Ossification,” StatPearls, 2023. Text
  • Susan Wilde, Eleanor M. Feneck, Timothy J. Mohun, Malcolm P. O. Logan, “4D formation of human embryonic forelimb musculature,” Development 148, no. 4 (2021): dev194746. doi:10.1242/dev.194746
  • پژوهشکده اعجاز قرآن دانشگاه شهید بهشتی، «خلقت انسان از علق». متن

مطالعه بیشتر در مجموعه زیست‌شناسی و پزشکی

پایه روشی این مجموعه در چهار نوشته «مبانی و روش نقد اعجاز قرآن» آمده است: اعجاز علمی قرآن چیست؟، قرآن و علم، معیارهای معجزه علمی و خطای پس‌نگرانه در تفسیر قرآن. دو مجموعه پیشین این دسته «کیهان‌شناسی و آفرینش» است، که با آیا قرآن به بیگ بنگ اشاره کرده است؟ آغاز می‌شود، و «زمین، دریا و پدیده‌های طبیعی»، که با ابرها، باران و چرخه آب در قرآن آغاز می‌شود. درباره منطق کلی استدلال از معجزه، نقد برهان معجزه؛ چرا خبر شکافتن ماه، وجود خدا را ثابت نمی‌کند؟ را بخوانید.

مطالب مرتبط

3 دیدگاه‌

  1. 0

    […] جنین‌شناسی در قرآن: نطفه، علقه، مضغه و چهار مرحله‌ای ک… […]

  2. 0

    […] جنین‌شناسی در قرآن: نطفه، علقه، مضغه و چهار مرحله‌ای ک… […]

  3. 0

    […] جنین‌شناسی در قرآن: نطفه، علقه، مضغه و چهار مرحله‌ای ک… […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *