آیا «از آب هر چیز زنده‌ای را پدید آوردیم» یک کشف علمی است؟ جمله‌ای که تالس دوازده قرن زودتر گفت

قرآن در سوره انبیاء می‌گوید هر چیز زنده را از آب پدید آورده است. همان قرآن می‌گوید جن را از آتش آفرید. حدیث صحیح مسلم می‌گوید فرشتگان از نور آفریده شده‌اند. و انسان، به گفته چهارده آیه، از خاک و گل است. در جهان خود قرآن دست‌کم سه دسته زنده هست که از آب نیستند.

این ایراد را منتقد امروزی نساخته است. فخر رازی هشت قرن پیش آن را ذیل همین آیه نوشت و پاسخی داد که کل ادعای اعجاز را از پیش بی‌اثر می‌کند: واژه آیه عام است، اما مرادش خاص، چون دلیلی که برای کافران می‌آورند باید مُشَاهَدًا مَحْسُوسًا باشد، دیدنی و حس‌شدنی. آیه، به گفته رازی، از چیزی حرف می‌زند که شنوندگانش به چشم می‌دیدند.

این نوشته از مجموعه «زیست‌شناسی و پزشکی» در مرتدین (Mortadin) نشان می‌دهد که حق با رازی است. جمله «از آب هر چیز زنده‌ای را پدید آوردیم» سه معنای رقیب دارد، هر سه برای مردم بیابان بدیهی بود، و فیلسوفی یونانی آن را دوازده قرن پیش از قرآن با دلیل گفته بود. آیه همسایه‌اش، که جانوران را می‌شمارد، نشان می‌دهد گوینده چه اندازه از جانوران خبر داشت.

فهرست مطالب

آیه‌ها چه می‌گویند؟

«أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا ۖ وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ ۖ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ»

«آیا کسانی که کفر ورزیدند ندانستند که آسمانها و زمین هر دو به هم پیوسته بودند، و ما آن دو را از هم جدا ساختیم، و هر چیز زنده‌ای را از آب پدید آوردیم؟ آیا [باز هم‌] ایمان نمی‌آورند؟» (انبیاء، ۳۰؛ ترجمه فولادوند)

«وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ مَاءٍ ۖ فَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلَىٰ بَطْنِهِ وَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلَىٰ رِجْلَيْنِ وَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلَىٰ أَرْبَعٍ ۚ يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»

«و خداست که هر جنبنده‌ای را [ابتدا] از آبی آفرید. پس پاره‌ای از آنها بر روی شکم راه می‌روند و پاره‌ای از آنها بر روی دو پا و بعضی از آنها بر روی چهار [پا] راه می‌روند. خدا هر چه بخواهد می‌آفریند. در حقیقت، خدا بر هر چیزی تواناست.» (نور، ۴۵؛ ترجمه فولادوند)

آیه نخست دو نشانه را کنار هم می‌گذارد: آسمان و زمین بسته بودند و گشوده شدند، و هر زنده‌ای از آب است. مخاطب کافران‌اند، و پرسش این است که مگر ندیده‌اند. آیه دوم دامنه را تنگ‌تر می‌کند، از «هر چیز زنده» به كُلَّ دَابَّةٍ، هر جنبنده، و بی‌درنگ جنبندگان را سه دسته می‌کند: آن‌که بر شکم می‌رود، آن‌که بر دو پا، آن‌که بر چهار پا.

دو آیه دیگر هم همین مایه را دارند. در سوره فرقان خدا خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَرًا، از آب بشری آفرید. و در سوره هود، پیش از آفرینش آسمان و زمین، عرش خدا عَلَى الْمَاءِ بود، بر آب. آب در قرآن هم ماده زندگان است و هم چیزی که پیش از جهان بود. آن آب نخستین را در آفرینش آسمان و زمین در قرآن بررسی کرده‌ایم.

سه معنا برای «از آب»

قرطبی فهرست را کوتاه و روشن می‌دهد:

فِيهِ ثَلَاثُ تَأْوِيلَاتٍ: أَحَدُهَا: أَنَّهُ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ مِنَ الْمَاءِ؛ قَالَهُ قَتَادَةُ. الثَّانِي: حِفْظُ حَيَاةِ كُلِّ شَيْءٍ بِالْمَاءِ. الثَّالِثُ: وَجَعَلْنَا مِنْ مَاءِ الصُّلْبِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ؛ قَالَهُ قُطْرُبٌ

«سه تأویل دارد. یکی اینکه هر چیز را از آب آفرید؛ این را قتاده گفته است. دوم، نگه داشتن زندگی هر چیز با آب. سوم، هر چیز زنده را از آب پشت آفریدیم؛ این را قطرب گفته است.»

معنا گوینده یعنی
ماده آفرینش قتاده زندگان از آب ساخته شده‌اند
مایه زنده ماندن بی نام، به نقل قرطبی زندگان بی آب نمی‌مانند
نطفه قطرب؛ طبری ذیل نور ۴۵ زندگان از منی پدید می‌آیند
باران طبری ذیل انبیاء ۳۰ آسمان با باران گشوده شد و زمین با گیاه زنده

معنای چهارم را طبری برای کل آیه برمی‌گزیند. آسمان و زمین «بسته» بودند، یعنی نه باران می‌بارید و نه چیزی می‌رویید. خدا آسمان را با باران و زمین را با گیاه گشود. دلیلش همین جمله آب است: اگر سخن از باران نبود، چرا بلافاصله از زندگی‌بخشی آب گفته شد؟ رازی این خوانش را أَلْيَقُ بِالْمَعْنَى الْمَقْصُودِ می‌داند، برازنده‌تر به آنچه آیه می‌خواهد بگوید. پرونده بخش نخست آیه را در آیا قرآن به بیگ بنگ اشاره کرده است؟ باز کرده‌ایم.

زمخشری، به نقل رازی، راه دیگری هم نشان می‌دهد. شاید آیه می‌گوید جانداران چنان به آب نیازمندند که گویی از آن ساخته شده‌اند، مثل آیه‌ای که می‌گوید خُلِقَ الْإِنْسَانُ مِنْ عَجَلٍ، انسان از شتاب آفریده شده است. کسی از آن آیه نتیجه نگرفته که ماده سازنده انسان شتاب است.

تفسیر نمونه در سده بیستم دو معنا را «مشهور» می‌داند: آب نطفه، و بستگی زندگی به آب باران. پس از چهارده قرن هنوز روشن نیست جمله می‌گوید زندگان از آب ساخته شده‌اند، با آب زنده‌اند، از منی می‌آیند، یا با باران می‌رویند. ادعای اعجاز از میان این چهار، آن را برمی‌دارد که به زیست‌شیمی نزدیک‌تر است.

جن، فرشته، آدم: استثناهای خود قرآن

«وَالْجَانَّ خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نَارِ السَّمُومِ»

«و پیش از آن، جن را از آتشی سوزان و بی‌دود خلق کردیم.» (حجر، ۲۷؛ ترجمه فولادوند)

قرآن دو بار دیگر همین را می‌گوید: ابلیس می‌بالد که خَلَقْتَنِي مِنْ نَارٍ، مرا از آتش آفریدی، و سوره الرحمن جن را از مَارِجٍ مِنْ نَارٍ می‌داند، زبانه‌ای از آتش. حدیث صحیح مسلم سه ماده را کنار هم می‌گذارد:

خُلِقَتِ الْمَلَائِكَةُ مِنْ نُورٍ، وَخُلِقَ الْجَانُّ مِنْ مَارِجٍ مِنْ نَارٍ، وَخُلِقَ آدَمُ مِمَّا وُصِفَ لَكُمْ

«فرشتگان از نور آفریده شدند، و جن از زبانه‌ای از آتش، و آدم از آنچه برایتان وصف شده است.» (مسلم، ۲۹۹۶)

رازی ایراد را دو بار پیش می‌کشد. ذیل سوره نور می‌پرسد چرا آیه می‌گوید خدا هر جنبنده را از آب آفرید، مَعَ أَنَّ كَثِيرًا مِنَ الْحَيَوَانَاتِ غَيْرُ مَخْلُوقَةٍ مِنَ الْمَاءِ، با آنکه بسیاری از جانداران از آب آفریده نشده‌اند؟ و می‌شمارد: فرشتگان، که به گفته او پرشمارترین جانداران‌اند و از نورند؛ جن، که از آتش است؛ آدم، که از خاک است؛ و عیسی، که از دمیدن است. یک مورد زمینی هم می‌افزاید: بسیاری از جانوران از نطفه زاده نمی‌شوند.

سه پاسخ می‌دهد. نخست، که آن را بهترین می‌داند: «از آب» قید جنبنده است، نه قید آفریدن؛ یعنی هر جنبنده‌ای که از آب پدید آمده آفریده خداست. دوم، شاید اصل همه آفریده‌ها آب بوده. سوم، بیشتر جانوران از آب‌اند، و آیه تَنْزِيلًا لِلْغَالِبِ مَنْزِلَةَ الْكُلِّ سخن گفته، یعنی بیشتر را به جای همه نشانده است. ذیل سوره انبیاء هم پاسخش همان بود که در آغاز آوردیم: مراد فقط چیزهای دیدنی است.

این پاسخ‌ها مشکل متن را حل می‌کند و ادعای اعجاز را می‌کشد. اگر «هر» یعنی «بیشتر»، و اگر مراد فقط جاندارانی است که مخاطب می‌بیند، آیه قانونی درباره حیات نمی‌گوید. از تجربه شنونده حرف می‌زند. تفسیر نمونه همین را با زبان امروز تکرار می‌کند: فرشته و جن استثنا نیستند، چون «هدف، موجودات زنده‌ای است که برای ما محسوس است».

جانورشناسی آیه: شکم، دو پا، چهار پا

آیه ۴۵ نور پس از «هر جنبنده را از آب آفرید» جنبندگان را می‌شمارد: بر شکم، بر دو پا، بر چهار پا. رازی اینجا هم می‌ایستد و می‌پرسد:

أَنَّهُ لَمْ يَسْتَوْفِ الْقِسْمَةَ لِأَنَّا نَجِدُ مَا يَمْشِي عَلَى أَكْثَرَ مِنْ أَرْبَعٍ مِثْلُ الْعَنَاكِبِ وَالْعَقَارِبِ

«تقسیم را کامل نکرده است، چون جانورانی می‌یابیم که بر بیش از چهار پا می‌روند، مثل عنکبوت‌ها و عقرب‌ها.»

و جانوری را هم نام می‌برد که چهل و چهار پا دارد. پاسخش: این دسته كَالنَّادِرِ فَكَانَ مُلْحَقًا بِالْعَدَمِ، مانند نادر است و نادر به حساب نیستی گذاشته می‌شود.

امروز می‌شود شمرد. بر پایه سیاهه‌ای که در ۲۰۱۳ در نشریه «زوتاکسا» چاپ شد، از حدود یک میلیون و ۶۶۰ هزار گونه جانوری توصیف‌شده، بیش از یک میلیون و ۳۰۰ هزار گونه بندپایند، یعنی ۷۸٫۵ درصد. بندپایان همان‌هایند که شش پا و هشت پا و ده‌ها پا دارند. همه مهره‌داران با هم، از ماهی تا پستاندار، حدود ۸۵ هزار گونه‌اند، یعنی نزدیک پنج درصد. آنچه رازی «نادر» می‌خواند چهار پنجم جهان جانوران است.

آیه سه دسته دارد، چون گوینده‌اش سه دسته می‌دید: مار، آدم و پرنده، شتر و گوسفند. فهرست را کسی نوشته که جانوران را در حجاز به چشم دیده بود. رازی درست فهمید: مُشَاهَدًا مَحْسُوسًا.

همین آیه «از آب» را هم معنا می‌کند. طبری می‌نویسد: يَعْنِي: مِنْ نُطْفَةٍ، یعنی از نطفه. جنبندگانی که بر شکم و دو پا و چهار پا می‌روند از منی نر پدید می‌آیند. این را هر دامداری می‌داند. و برای همه جانداران درست نیست: باکتری‌ها با دو نیم شدن زیاد می‌شوند و بسیاری از گیاهان و جانوران بی آمیزش. این را در همه چیز را جفت آفریدیم باز کرده‌ایم.

تالس، اقیانوس و «آب‌ها جنبنده بیرون آورند»

در آغاز سده ششم پیش از میلاد، تالس ملطی گفت اصل همه چیز آب است. ارسطو گفته او را با دلیلش گزارش می‌کند: تالس این را شاید از آنجا گرفت که دید «خوراک همه چیز نمناک است» و «تخمه همه چیز سرشتی نمناک دارد». و می‌افزاید که برای همین گفت زمین بر آب نشسته است.

این استدلال آزمایشگاه نمی‌خواهد. خوراک تر است، منی تر است، گیاه بی آب می‌خشکد و جانور بی آب می‌میرد. تالس از همین‌ها به آب رسید، دوازده قرن پیش از سوره انبیاء. ارسطو می‌گوید باور از تالس هم کهن‌تر است: کهن‌ترین سرایندگان اقیانوس و تتیس را پدر و مادر آفرینش کرده بودند.

سفر پیدایش همین را دارد. پیش از هر آفرینشی آب هست و باد خدا بر آن می‌وزد. در روز پنجم خدا می‌گوید: «آب‌ها انبوه جنبندگان زنده بیرون آورند» (پیدایش ۱: ۲۰). جنبندگان از آب بیرون می‌آیند، با فرمان خدا، در متنی که قرن‌ها پیش از اسلام در دست یهودیان و مسیحیان عربستان بود.

برای مردم حجاز هیچ‌کدام از این‌ها خبر تازه نبود. در بیابان آب خود زندگی است. قرآن بارها از همین تجربه دلیل می‌آورد. دست‌کم نه آیه می‌گویند خدا زمین را «پس از مرگش» زنده می‌کند، و بیشترشان می‌گویند با باران: فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا، با آن، زمین را پس از مرگش زنده کرد. آیه ۳۰ انبیاء همین تجربه را در یک جمله کلی می‌ریزد و، چنان‌که خودش می‌گوید، از کافران می‌پرسد مگر ندیده‌اند.

علم امروز چه می‌گوید، و آیه چه نمی‌گوید

زیست‌شناسی جمله کلی را تأیید می‌کند. آب حدود شصت تا هفتاد درصد تن آدمی است. به نوشته کتاب درسی زیست‌شناسی OpenStax، بی آب «حیات، آن‌گونه که می‌شناسیم، وجود نمی‌داشت»، و حیات در آغاز در محیطی آبی پدید آمد.

اما آنچه علم می‌داند از این جنس نیست. علم می‌داند چرا آب: مولکولی قطبی است، حلال خوبی است، و پروتئین‌ها در آن تا می‌خورند. آیه از هیچ‌کدام چیزی ندارد. و پژوهش خاستگاه حیات با مسئله‌ای کار می‌کند که یک جمله ستایش آب را به هم می‌ریزد. مایکل مارشال در گزارشی در نشریه «نیچر» (۲۰۲۰) آن را چنین خلاصه می‌کند: زندگان به آب وابسته‌اند، اما آب دی‌ان‌ای و دیگر مولکول‌های کلیدی را می‌شکند. پس نخستین یاخته‌ها با این «پارادوکس آب» چه کردند؟ دانشمندان هنوز بر سر اینکه حیات در ژرفای دریا آغاز شد یا در آبگیرهای خشکی اختلاف دارند.

مدافعان اعجاز این اختلاف را ندیده می‌گیرند. موریس بوکای آیه را وصف «خاستگاه آبی حیات» می‌دانست. تفسیر نمونه می‌نویسد «دانشمندان امروز معتقدند نخستین جوانه حیات در اعماق دریاها پیدا شده است» و می‌افزاید هفتاد درصد تن انسان آب است. آیه نه دریا دارد، نه ژرفا، نه درصد. آب دارد، و همین یک واژه باید بار همه این‌ها را بکشد.

یک پرسش ساده روشنگر است. اگر آیه می‌گفت «هر چیز زنده را از خاک پدید آوردیم»، مدافع می‌گفت عنصرهای تن در خاک هست. اگر می‌گفت «از هوا»، می‌گفت کربن گیاه از هوا می‌آید. اگر می‌گفت «از آفتاب»، می‌گفت انرژی حیات از خورشید است. هر سه را می‌شد «کشف علمی» خواند. جمله‌ای که هر چه بگوید معجزه درمی‌آید، با هیچ یافته‌ای محک نخورده است.

حدیث یک قدم جلوتر می‌رود: «هر چیز از آب است»

ابن‌کثیر ذیل همین آیه حدیثی از مسند احمد می‌آورد و می‌گوید سندش، جز یک راوی، بر شرط دو صحیح است. ابوهریره می‌گوید به پیامبر گفتم از هر چیز به من خبر بده. پاسخ شنیدم:

كُلُّ شَيْءٍ خُلِقَ مِنْ مَاءٍ

«هر چیز از آب آفریده شده است.»

اینجا قید «زنده» هم نیست. هر چیز از آب است. این دیگر زیست‌شناسی نیست. کیهان‌شناسی است، و همان است که تالس گفته بود: اصل همه چیز آب است. با عرشی که پیش از جهان بر آب بود جور درمی‌آید، و با روایتی که رازی می‌آورد: نخستین آفریده گوهری بود که آب شد، و خدا آتش و هوا و نور را از آن آب آفرید.

پس در سنت اسلامی دو روایت کنار هم هست. در یکی، همه چیز، حتی آتش و نور، از آب است. در دیگری، جن از آتش است و فرشته از نور و آدم از گل. مفسران این دو را با «شاید» و «گفته‌اند» به هم دوخته‌اند. هیچ‌کدام از دو روایت به یاخته و مولکول ربطی ندارد. هر دو از جهانی می‌آیند که در آن آب نخستین ماده هستی بود.

کارنامه «هر چیز زنده از آب» در جدول آزمون

هشت معیار این جدول در معیارهای معجزه علمی شرح داده شده است.

معیار نتیجه
۱. تعین مردود. «از آب» را ماده آفرینش، مایه زنده ماندن، نطفه و باران خوانده‌اند. تفسیر نمونه هنوز دو معنا را «مشهور» می‌داند.
۲. تقدم مستند مردود. طبری باران فهمید و ذیل آیه دیگر نطفه. هیچ مفسری پیش از سده بیستم از یاخته یا خاستگاه حیات در دریا حرف نزد.
۳. نوبودن مردود. تالس دوازده قرن زودتر گفت اصل همه چیز آب است، و سفر پیدایش جنبندگان را از آب بیرون آورده بود.
۴. دقت انطباق نیمه. جمله کلی با زیست‌شناسی می‌خواند. اما آیه نه می‌گوید چرا آب، نه چه اندازه، نه کجا.
۵. حسابداری متقارن مردود. «از آب» را به حساب معجزه می‌گذارند. جن آتشین، فرشته نوری، و جنبندگانی که فقط بر شکم و دو پا و چهار پا می‌روند به حساب نمی‌آید.
۶. ابطال‌پذیری مردود. اگر حیات در دریا آغاز شده باشد آیه درست است، اگر در آبگیر خشکی هم درست است، و اگر جایی حیات بی آب پیدا شود، مراد «بیشتر» بوده است.
۷. باروری پیش‌بینانه مردود. هیچ دانسته‌ای درباره آب و حیات از این آیه به دست نیامد. رازی از آیه همسایه نتیجه گرفت که جانوران پرپا «نادر»اند.
۸. آزمون کنترل مردود. با همین روش، تالس پیامبر زیست‌شیمی است و سراینده سفر پیدایش کاشف خاستگاه دریایی حیات.

قوی‌ترین دفاع: «بدیهی یا نه، درست است»

دفاع سنجیده‌تر ادعای معجزه را کنار می‌گذارد و به کمتر بسنده می‌کند. قرآن درباره جهان جمله‌ای گفته که درست است. کتابی از سده هفتم می‌توانست بگوید زندگان از آتش‌اند یا از هوا، و نگفت. همین درستی، حتی اگر کشف نباشد، نشانه راستی است.

دو پاسخ دارد. اول، قرآن آن جمله‌های دیگر را هم گفته است: جن از آتش، آدم از گل خشکیده، و همه جنبندگان در سه دسته. مدافع این‌ها را نماد یا غیب می‌خواند و «از آب» را علم. معیار این جداسازی چیزی جز نتیجه دلخواه نیست. دوم، درستی جمله‌ای که هر کشاورز و چوپانی می‌دانست چیزی درباره گوینده‌اش نمی‌گوید. اگر می‌گفت، تالس و سراینده سفر پیدایش هم همان گواهی را داشتند.

استدلال چهارپایه‌ای که هر ادعای اعجاز علمی باید بر آن بایستد در اعجاز علمی قرآن چیست؟ آمده است. اینجا پایه دوم از همه سست‌تر است. برای آنکه این جمله معجزه باشد، باید هیچ راه انسانی به آن نبوده باشد. راه انسانی‌اش را ارسطو از زبان تالس نوشته است: نگاه کردن به خوراک و تخمه. و خود آیه از شنوندگانش می‌پرسد مگر ندیده‌اند.

جمع‌بندی: آنچه همه می‌دیدند

قرآن می‌گوید هر چیز زنده را از آب پدید آورده است. مفسران نمی‌دانستند این یعنی از آب ساخته شده، با آب زنده است، از نطفه می‌آید، یا با باران می‌روید. و می‌دانستند که جمله، اگر عام گرفته شود، با جن و فرشته و آدم خود قرآن نمی‌سازد. پاسخشان این بود که آیه از دیدنی‌ها حرف می‌زند و «هر» یعنی «بیشتر».

این پاسخ درست است، و همه ماجرا همین است. آیه تجربه‌ای را می‌گوید که بیابان هر روز به ساکنانش می‌داد: آب که بیاید زمین زنده می‌شود، و آب که برود هر چیز می‌میرد. تالس از همین تجربه فلسفه ساخت، دوازده قرن زودتر. سفر پیدایش از آن روایت آفرینش ساخت. قرآن از آن دلیلی برای ایمان ساخت.

علم امروز می‌داند چرا آب، و می‌داند که همین آب مولکول‌های حیات را می‌شکند. این دانسته‌ها در آیه نیست، و در هیچ تفسیری پیش از سده بیستم هم نیست. درست بودن جمله‌ای کلی درباره چیزی که هر چشمی می‌دید کشف علمی نیست.

پرسش‌های رایج درباره «هر چیز زنده از آب»

آیه «و جعلنا من الماء کل شیء حی» یعنی چه؟

قرطبی سه معنا می‌آورد: آفرینش هر چیز از آب، زنده ماندن هر چیز با آب، و آفرینش از آب پشت یعنی نطفه. طبری کل آیه را درباره باران و رویش گیاه می‌داند.

آیا این آیه کشف علمی است؟

نه. اینکه زندگی به آب بسته است در بیابان بدیهی بود، و تالس در سده ششم پیش از میلاد گفته بود اصل همه چیز آب است. آیه چیزی بیش از این جمله کلی ندارد.

اگر هر زنده‌ای از آب است، جن و فرشته چه می‌شوند؟

قرآن جن را از آتش می‌داند و حدیث فرشتگان را از نور. فخر رازی همین ایراد را نوشته و پاسخ داده است که آیه فقط از جانداران دیدنی حرف می‌زند.

«هر جنبنده را از آب آفرید» در سوره نور یعنی چه؟

طبری آن را «از نطفه» معنا می‌کند. آیه سپس جنبندگان را سه دسته می‌کند: بر شکم، بر دو پا، بر چهار پا. بندپایان، که نزدیک چهار پنجم گونه‌های جانوری‌اند، در این فهرست نیستند.

آیا علم می‌گوید حیات از آب آغاز شده است؟

حیات شناخته‌شده به آب مایع وابسته است و در محیطی آبی پدید آمد. اما آب مولکول‌هایی مانند دی‌ان‌ای را هم می‌شکند، و پژوهشگران هنوز بر سر جای آغاز حیات، دریا یا آبگیرهای خشکی، اختلاف دارند.

منابع

منابع اولیه و سنتی

  • قرآن، متن عربی و ترجمه محمدمهدی فولادوند، از پایگاه AlQuran Cloud.
  • محمد بن جریر طبری، «جامع البیان»، ذیل انبیاء ۳۰ و نور ۴۵. انبیاء · نور
  • فخرالدین رازی، «مفاتیح الغیب»، ذیل انبیاء ۳۰ و نور ۴۵. انبیاء · نور
  • محمد بن احمد قرطبی، «الجامع لأحکام القرآن»، ذیل انبیاء ۳۰. متن در tafsir.app
  • اسماعیل بن عمر ابن‌کثیر، «تفسیر القرآن العظیم»، ذیل انبیاء ۳۰. متن در tafsir.app
  • مسلم بن حجاج، «الصحیح»، حدیث ۲۹۹۶. متن در sunnah.com
  • ناصر مکارم شیرازی و همکاران، «تفسیر نمونه»، ذیل انبیاء ۳۰. متن
  • سفر پیدایش ۱: ۲ و ۱: ۲۰. متن در سفاریا

منابع پژوهشی و گزارش‌ها

  • Aristotle, Metaphysics, Book I, ch. 3 (983b), trans. W. D. Ross. Text
  • Maurice Bucaille, The Bible, the Qur’an and Science (French original: Paris, Seghers, 1976). English text
  • Zhi-Qiang Zhang, “Animal biodiversity: An update of classification and diversity in 2013,” Zootaxa 3703, no. 1 (2013), from p. 5. doi:10.11646/zootaxa.3703.1.3
  • OpenStax, Biology 2e, section 2.2, “Water.” Text
  • Michael Marshall, “How the first life on Earth survived its biggest threat — water,” Nature 588 (2020): 210–213. doi:10.1038/d41586-020-03461-4

مطالعه بیشتر در مجموعه زیست‌شناسی و پزشکی

پایه روشی این مجموعه در چهار نوشته «مبانی و روش نقد اعجاز قرآن» آمده است: اعجاز علمی قرآن چیست؟، قرآن و علم، معیارهای معجزه علمی و خطای پس‌نگرانه در تفسیر قرآن. دو مجموعه پیشین این دسته «کیهان‌شناسی و آفرینش» است، که با آیا قرآن به بیگ بنگ اشاره کرده است؟ آغاز می‌شود، و «زمین، دریا و پدیده‌های طبیعی»، که با ابرها، باران و چرخه آب در قرآن آغاز می‌شود. درباره منطق کلی استدلال از معجزه، نقد برهان معجزه؛ چرا خبر شکافتن ماه، وجود خدا را ثابت نمی‌کند؟ را بخوانید.

مطالب مرتبط

3 دیدگاه‌

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *