صلب و ترائب در قرآن

آیا آیهٔ تولیدمثل یک کشف علمی است یا یک ابهام نجات‌داده‌شده؟

صلب و ترائب در قرآن یکی از آن آیاتى است که مبلغان اعجاز علمی سال‌ها با آن نمایش اجرا کرده‌اند؛ یک بار می‌گویند قرآن محل پیدایش منی را گفته، بار دیگر ادعا می‌کنند به جایگاه جنینی بیضه و تخمدان اشاره کرده، و هر بار هم همان نتیجه همیشگی را تحویل می‌دهند: «پس این متن نمی‌تواند بشری باشد.» اما وقتی خود آیه، ترجمه، تفسیرهای کلاسیک و داده‌های واقعی زیست‌شناسی رشد را کنار هم می‌گذاریم، چیزی که فرو می‌ریزد علم نیست؛ افسانهٔ اعجاز است. اینجا دقیقاً با یک نمونه کلاسیک از «تعبیرِ پسینی» روبه‌رو هستیم: اول آیه را کش می‌دهند، بعد از همان کش‌آمدگی، معجزه بیرون می‌کشند. [2][4][6]

آیات اصلی بحث

سوره طارق، آیات ۵ تا ۷

فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ ۝ خُلِقَ مِن مَّاءٍ دَافِقٍ ۝ يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ

ترجمه محمدمهدی فولادوند:
«پس انسان باید بنگرد که از چه آفريده شده است. از آبی جهنده آفريده شده، [كه] از صلب مرد و ميان استخوانهای سينه زن بيرون مى‌آيد.» [1]

همین ترجمهٔ فولادوند از همان ابتدا نشان می‌دهد که آیه در سنت ترجمهٔ فارسی اصلاً به‌صورت یک گزارهٔ شسته‌رفتهٔ علمی فهم نشده، بلکه از همان ابتدا با تفسیر همراه بوده است: «صلب مرد» و «استخوان‌های سینهٔ زن». [1] این نکته مهم است، چون در تبلیغات جدید معمولاً همین لایهٔ تفسیری پنهان می‌شود و آیه طوری عرضه می‌شود که انگار خودش مستقیماً دارد از جایگاه تکوینی غدد جنسی یا مسیر جنینی آن‌ها حرف می‌زند. [1][6]

ادعای اعجاز گرایان چیست؟

مدافعان اعجاز علمی امروز معمولاً دو خط دفاعی دارند. خط اول، تفسیر قدیمی‌تر است: می‌گویند آیه به آب جهنده‌ای اشاره می‌کند که از میان پشت مرد و سینه یا ترائب زن بیرون می‌آید؛ یعنی منشأ فرزند از مرد و زن هر دو است. [2][3] خط دوم، که کاملاً مدرن‌تر و دفاعی‌تر است، می‌گوید آیه در واقع به این حقیقت اشاره کرده که بیضه‌ها و تخمدان‌ها در جنین ابتدا در ناحیه‌ای نزدیک دیوارهٔ پشتی شکم و مجاور کلیه‌ها شکل می‌گیرند و بعد جابه‌جا می‌شوند؛ پس قرآن با یک بیان فشرده، جنین‌شناسی مدرن را پیشاپیش گفته است. [5][6]

مشکل اینجاست که این دو دفاع، خودشان علیه هم شهادت می‌دهند. اگر معنای آیه از اول روشن و علمی بود، چرا لازم شد قرن‌ها بعد یک تفسیر کاملاً تازه و پیچیده بر اساس مهاجرت تکوینی غدد جنسی ساخته شود؟ همین جابه‌جایی مداوم معنا نشان می‌دهد که ما با یک متن روشن علمی طرف نیستیم؛ با متنی طرفیم که آن‌قدر کشسان است که هر نسل می‌تواند علم روز خودش را داخل آن هل بدهد. [2][4][6]

تفسیرهای کلاسیک چه می‌گویند؟

در تفسیر طبری، دربارهٔ «ترائب» اقوال متعدد و پراکنده‌ای نقل شده است: موضع گردنبند در سینهٔ زن، میان دو سینه، خود سینه، فاصلهٔ میان شانه‌ها و سینه، دست‌ها و پاها و چشم‌ها، دنده‌های زیر پشت، و حتی «عصارهٔ قلب». [2] خود طبری نیز این تکثر را ثبت می‌کند و نشان می‌دهد که مفسران نخستین اصلاً بر سر معنای دقیق «ترائب» اتفاق‌نظر نداشته‌اند.

ابن‌کثیر هم یکی از قرائت‌های مشهور را چنین خلاصه می‌کند: «صلب مرد و ترائب زن، یعنی سینهٔ او». [3]

این نکته را نباید دست‌کم گرفت. وقتی یک واژه در تفسیرهای کهن این‌همه معانی شناور دارد، ادعای این‌که آیه دقیقاً و فقط به یک واقعیت تخصصی قرن بیست‌ویکمی اشاره کرده، بیشتر شبیه شعبده است تا استدلال. علم دقیق از متن چندپاره و چندمعنا بیرون نمی‌آید. آنچه از دل این حجم از اختلاف بیرون می‌آید، فقط یک نتیجه است: آیه از نظر دلالت زیستی، روشن و یگانه نیست.

خود واژه‌ها مشکل دارند

در معجم‌های عربی، «ترائب» به استخوان‌ها یا ناحیهٔ سینه، به‌ویژه جای گردنبند، مربوط دانسته شده است. [4] در تفسیر نمونه هم تصریح شده که دربارهٔ «ترائب» تفسیرهای فراوانی وجود دارد: قسمت پیش روى بدن، استخوان‌های سینه، چند دندهٔ خاص، یا حتی دست‌ها و پاها و چشم‌ها. [4] این یعنی واژه نه‌تنها یک معنای تک‌خطی و علمی ندارد، بلکه از همان آغاز بار تفسیریِ سنگینی داشته است. [4]

حالا سوال ساده این است: اگر ترائب این‌همه معنا دارد، اعجاز دقیقاً کجاست؟ در کدام یک از این معناها؟ در سینهٔ زن؟ در سینهٔ مرد؟ در جلوی بدن؟ در دنده‌ها؟ در اندام‌ها؟ در عصارهٔ قلب؟ معجزهٔ علمی قرار بود یک اشارهٔ روشن، کم‌ابهام و قابل‌تشخیص باشد؛ نه یک واژهٔ مبهم که بعداً هر کس هر چه خواست از آن بیرون بکشد.

فرار مدرن به سمت جنین‌شناسی

وقتی تفسیر سنتی دیگر با علم جدید جور درنمی‌آید، مدافعان معاصر معمولاً به دفاع دوم پناه می‌برند: می‌گویند آیه اصلاً دربارهٔ محل فعلی تولید اسپرم یا تخمک نیست، بلکه دربارهٔ منشأ جنینی بیضه‌ها و تخمدان‌هاست. در دفاع‌های معاصرِ اعجازگرا صریحاً گفته می‌شود که سلول‌ها یا غدد جنسی ابتدا در ناحیه‌ای بین ستون فقرات و دنده‌ها شکل می‌گیرند و بعد بیضه‌ها به‌سوی کیسهٔ بیضه پایین می‌آیند و تخمدان‌ها نیز در لگن جای می‌گیرند؛ پس آیه از این «حقیقت علمی» خبر داده است. [5][6]

اما این دفاع، خودش یک اعتراف ناخواسته است. چون پذیرفته که ظاهر سادهٔ آیه دیگر جواب نمی‌دهد و باید آن را با یک مسیر پیچیدهٔ جنینی، شبکهٔ عروق، جابه‌جایی غدد و تاریخچهٔ تکوینی دستگاه تناسلی نجات داد. این دیگر خواندن آیه نیست؛ بازنویسی آیه برای فرار از مشکل است. [5][6]

علم امروز دقیقاً چه می‌گوید؟

در جنین‌شناسی مدرن، دستگاه ادراری-تناسلی از مزودرم میانی و gonadal ridge شکل می‌گیرد. [7] سلول‌های زایای آغازین در هفتهٔ پنجم به گنادهای ابتدایی می‌رسند و در هفتهٔ ششم وارد gonadal ridge می‌شوند. [7] همچنین در منابع استاندارد آناتومی و جنین‌شناسی آمده که گنادهای نر و ماده از سلول‌های اولیهٔ واقع در posterior abdominal wall پدید می‌آیند و رشد آن‌ها از حدود هفتهٔ پنجم جنینی آغاز می‌شود. [7] دربارهٔ بیضه‌ها نیز مرحلهٔ شکمی نزول آن‌ها از ناحیهٔ آغازین مجاور کلیه به سمت حلقهٔ اینگوینال داخلی توصیف شده و سپس در سه‌ماههٔ آخر بارداری به داخل اسکروتوم پایین می‌آیند. [7] (مرکز ملی اطلاعات بیوتکنولوژی)

اما همین علم مدرن یک چیز دیگر هم می‌گوید که مبلغان معمولاً با صدای آهسته از کنارش رد می‌شوند: تولید اسپرم در لوله‌های منی‌ساز داخل بیضه انجام می‌شود، نه در «میان پشت و سینه». [8] همچنین تخمک در تخمدان رشد و بالغ می‌شود و تخمدان جایگاه نگهداری و رشد اووسیت‌هاست. [8] پس اگر آیه را به‌معنای معمول و طبیعی «آب جهنده‌ای که از میان صلب و ترائب بیرون می‌آید» بخوانیم، این خوانش با دانش امروز در تنش است؛ و اگر برای نجات آن به «منشأ جنینی غدد جنسی» پناه ببریم، آیه را از ظاهرش چند پله دور کرده‌ایم و وارد تفسیر تحمیلی شده‌ایم. [7][8] (مرکز ملی اطلاعات بیوتکنولوژی)

مشکل اصلی کجاست؟

مشکل اصلی این است که آیه دربارهٔ «ماء دافق» حرف می‌زند؛ یعنی مایعی جهنده که «يخرج»؛ بیرون می‌آید. [1] ظاهر جمله دربارهٔ مایع خارج‌شونده است، نه دربارهٔ تاریخچهٔ جنینی غده‌ای که ده‌ها سال بعد آن مایع را تولید خواهد کرد. [1][2] اگر قرار بود آیه به منشا جنینی بیضه و تخمدان اشاره کند، باید این جهش تفسیری به‌نحوی در خود متن قابل‌دیدن می‌بود، نه این‌که هزار سال بعد و پس از فشار علم جدید، ناگهان از آسمان بر متن نازل شود.

به بیان روشن‌تر: آیه یا دربارهٔ محل خروج مایع سخن می‌گوید، یا دربارهٔ منشا جنینی غدد جنسی. نمی‌شود هر دو را هم‌زمان و هر وقت لازم شد جابه‌جا به‌کار برد. مبلّغ اعجاز علمی دقیقاً همین کار را می‌کند: وقتی ظاهر آیه دردسرساز می‌شود، معنا را عوض می‌کند؛ وقتی معنای تازه هم روشن نیست، به واژه‌نامه پناه می‌برد؛ و وقتی آن هم کافی نیست، به جای علم، از مهارت در کش‌دادن متن استفاده می‌کند.

جمع‌بندی

آیهٔ «صلب و ترائب» نه یک کشف خیره‌کنندهٔ زیستی است، نه یک پیش‌بینی تمیز جنین‌شناختی. آنچه داریم یک عبارت کوتاه و مبهم است که در تفسیرهای کلاسیک پیرامونش اختلاف جدی وجود دارد، در ترجمه‌ها با تفسیر آمیخته شده، و در دفاع‌های مدرن هم مدام از یک معنا به معنای دیگر می‌گریزد.

پس حکم نهایی روشن است: «صلب و ترائب» نه معجزهٔ علمی است و نه شاهدی بر آگاهی فراانسانیِ متن از زیست‌شناسی تولیدمثل؛ بلکه نمونه‌ای ممتاز از این است که چگونه ابهام زبانی، وقتی در دست دستگاه تبلیغاتی بیفتد، به‌جای آن‌که محدودیتش دیده شود، به نام اعجاز فروخته می‌شود. و این دقیقاً همان جایی است که نقد باید بی‌رحم باشد: نه چون متن مقدس است، بلکه چون استدلال ضعیف است.

منابع

[1] ترجمهٔ محمدمهدی فولادوند، سورهٔ طارق، آیات ۶ و ۷، در پایگاه ParsQuran. (Parsquran)

[2] تفسیر طبری بر سورهٔ طارق، آیهٔ ۷؛ نقل اقوال متعدد دربارهٔ «ترائب» و موضع آن. (Quran.com)

[3] تفسیر ابن‌کثیر بر سورهٔ طارق، آیهٔ ۷؛ «صلبِ مرد و ترائبِ زن». (تفسیر)

[4] معجم المعانی برای «ترائب» و نیز تفسیر نمونه دربارهٔ کثرت معانی و اختلاف مفسران. (almaany.com)

[5] پاسخ تفسیری-دفاعی در تفسیر نمونه/مکارم دربارهٔ توجیه‌های جدید «صلب و ترائب». (old.makarem.ir)

[6] نمونه‌ای از دفاع اعجازگرای معاصر که آیه را به منشأ جنینیِ بیضه و تخمدان و نزول آن‌ها ربط می‌دهد. (Islam-QA)

[7] منابع استاندارد NCBI/StatPearls دربارهٔ تکوین دستگاه ادراری-تناسلی، gonadal ridge، دیوارهٔ پشتی شکم، و نزول بیضه‌ها. (مرکز ملی اطلاعات بیوتکنولوژی)

[8] منابع استاندارد NCBI/StatPearls دربارهٔ تولید اسپرم در seminiferous tubules بیضه و جایگاه اووسیت‌ها در تخمدان. (مرکز ملی اطلاعات بیوتکنولوژی)

 

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *