قرآن؛ کتاب آسمانی یا متن مداخله‌گر در بحران‌های زمینی؟

بررسی جامعه‌شناختی ریشه‌های وحی

 

آیا قرآن؛ کتاب آسمانی است یا متنی مداخله‌گر در بحران‌های زمینی؟ این پرسشی است که نقطه عزیمت یک تحلیل انتقادی و جامعه‌شناختی از خاستگاه اسلام محسوب می‌شود. در الهیات سنتی اسلامی، قرآن به عنوان کلامی ازلی، ابدی و فراتاریخی معرفی می‌شود که در «لوح محفوظ» قرار داشته و بدون هیچ‌گونه تاثیری از محیط پیرامون، بر پیامبر نازل شده است. اما هنگامی که با عینک نقد تاریخی و جامعه‌شناسی دین به این متن نگاه می‌کنیم، اسطوره «کتاب آسمانی و ابدی» به سرعت رنگ می‌بازد. آنچه در برابر ما قرار می‌گیرد، نه صدای یک خالق کیهانی که در ورای زمان و مکان ایستاده، بلکه صدای یک پروژه تاریخی-سیاسی است که قدم به قدم با بحران‌های زمینی، درگیری‌های قبیله‌ای، نیازهای رهبری و چالش‌های روزمره پیامبر پیش رفته و برای هر بن‌بست سیاسی یا اجتماعی او، راه حلی در قالب «وحی» ارائه داده است.

اسباب نزول: اعتراف ناخواسته به زمینی بودن وحی

یکی از مهم‌ترین ابزارهایی که سنت اسلامی برای فهم قرآن ابداع کرده، مفهوم «اسباب نزول» (شان نزول آیات) است. مفسران سنتی برای توجیه بسیاری از احکام خشن، متناقض یا عجیب قرآن، به زمینه‌های تاریخی آن ارجاع می‌دهند. اما همین اسباب نزول، بزرگترین پاشنه آشیل ادعای آسمانی بودن قرآن است. اگر قرآن یک دستورالعمل جامع و از پیش تعیین شده برای تمام بشریت است، چرا «خدا» برای بیان یک قانون بنیادین، باید منتظر بماند تا دو قبیله در مدینه با هم گلاویز شوند، یا زنان پیامبر با او قهر کنند، تا آیه‌ای نازل کند؟

متن قرآن به شدت به حوادث روزمره وابسته است. این وابستگی نشان می‌دهد که وحی، یک پدیده واکنشی (Reactive) است، نه یک برنامه کنش‌گرانه و ازلی (Proactive). خدای قرآن، خدایی است که در کوچه‌ها و بازارهای مکه و مدینه قدم می‌زند، به شایعات گوش می‌دهد، در دعواهای خانوادگی دخالت می‌کند و در زمان جنگ، نقش یک فرمانده نظامی یا توزیع‌کننده غنائم را بر عهده می‌گیرد. این ویژگی‌ها، مشخصات یک متن مداخله‌گر در بحران‌های زمینی است که بر اساس اقتضائات زمانه و برای پیشبرد یک جنبش اجتماعی-سیاسی تولید شده است [1].

تغییر قبله: یک مانور سیاسی در پوشش فرمان الهی

برای درک بهتر اینکه چگونه بحران‌های زمینی به تولید متن مقدس می‌انجامند، مسئله تغییر قبله یکی از بارزترین نمونه‌هاست. پیامبر اسلام در سال‌های ابتدایی حضور در مدینه، برای جلب نظر قبایل قدرتمند یهودی، بیت‌المقدس را به عنوان قبله انتخاب کرد. اما زمانی که یهودیان از پذیرش رهبری و پیامبری او امتناع کردند و تنش‌های سیاسی میان مسلمانان و یهودیان بالا گرفت، ماندن بر قبله یهودیان دیگر از نظر استراتژیک به نفع پروژه قدرت‌سازیِ پیامبر نبود.

درست در دل این بحران سیاسی و هویتی، آیه‌ای نازل می‌شود تا جهت نماز را به سمت کعبه در مکه تغییر دهد. قرآن در سوره بقره، آیه ۱۴۴ می‌گوید:

«قَدْ نَرَىٰ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ ۖ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا ۚ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ…»

ترجمه محمدمهدی فولادوند: «ما نگریستنِ تو را به آسمان [به انتظار وحى] مى‌بینیم، پس تو را به سوى قبله‌اى که از آن خشنود شوى برمى‌گردانیم. پس روى خود را به سوى مسجدالحرام کن…» [2]

دقت در لحن این آیه بسیار روشنگر است: «قبله‌ای که از آن خشنود شوی». در اینجا، خدای کیهانی در حال تنظیم قوانین کیهان‌شناختی خود بر اساس خشنودی و رضایت شخصی رهبر یک جنبش در عربستان است. تغییر قبله نه یک ضرورت متافیزیکی، بلکه یک تغییر جهت سیاسی برای استقلال هویت جامعه نوبنیاد مدینه از یهودیان و در عین حال، ارسال یک سیگنال صلح‌جویانه و نوستالژیک به مشرکان مکه (برای بازگشت به کعبه) بود. این دخالت صریح خدای قرآن در یک تاکتیک زمینی است.

تئوری «نسخ»: آزمون و خطای الهی یا پراگماتیسم سیاسی؟

یکی دیگر از شواهد غیرقابل انکار در بررسی قرآن به عنوان یک متن مداخله‌گر در بحران‌های زمینی، پدیده «ناسخ و منسوخ» است. در طول ۲۳ سال، بارها پیش آمده که آیه‌ای نازل شده و حکمی داده است، اما پس از مدتی به دلیل تغییر شرایط سیاسی، نظامی یا اجتماعی، آیه دیگری نازل شده و حکم قبلی را باطل (نسخ) کرده است.

قرآن خود در سوره بقره آیه ۱۰۶ به این مکانیزم اعتراف می‌کند:

«مَا نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْهَا أَوْ مِثْلِهَا…»

ترجمه محمدمهدی فولادوند: «هر حکمى را نسخ کنیم، یا آن را به فراموشى سپاریم، بهتر از آن، یا مانندش را مى‌آوریم…» [2]

از منظر جامعه‌شناسی، این مکانیزم چیزی جز «پراگماتیسم» (عمل‌گرایی) و انطباق مستمر با واقعیت‌های متغیر میدانی نیست. یک فرمانده یا سیاستمدار با تغییر شرایط جبهه یا جامعه، دستورات قبلی خود را لغو و دستورات جدید صادر می‌کند. اما زمانی که این رفتار به یک خدای عالم مطلق نسبت داده می‌شود، دچار تناقضات فلسفی ویرانگری می‌گردد. چرا خدایی که از ابتدا پایان کار را می‌داند، باید احکام موقت صادر کند و سپس آن‌ها را تغییر دهد؟ پاسخ روشن است: گوینده آیات (خواه ناخودآگاه پیامبر باشد، خواه یک تیم تولید متن در پس‌زمینه)، در حال آزمون و خطا در میدان واقعیت‌های اجتماعی است. نمونه بارز آن، تغییر تدریجی احکام مربوط به نوشیدن شراب یا تغییر لحن آیات مربوط به مدارا با مخالفان (در مکه) به آیات شمشیر و قتال (در دوران قدرت مدینه) است.

حل و فصل بحران‌های مالی و نظامی با اهرم وحی

متن قرآن در مواقع بروز بحران‌های اقتصادی و نظامی در میان پیروان نیز به عنوان یک اهرم قدرت عمل می‌کند. پس از جنگ بدر، که اولین پیروزی نظامی بزرگ مسلمانان بود، بر سر تقسیم غنائم میان جنگجویان اختلاف شدیدی درگرفت. این یک بحران زمینی تمام‌عیار بود که می‌توانست شیرازه لشکر کوچک پیامبر را از هم بپاشد. در اینجا باز هم قرآن به عنوان یک کتاب آسمانی وارد میدان نمی‌شود که از اخلاقیات و بی‌ارزش بودن مال دنیا سخن بگوید، بلکه مستقیماً وارد مدیریت توزیع ثروت می‌شود.

در سوره انفال، آیه ۱ می‌خوانیم:

«يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفَالِ ۖ قُلِ الْأَنْفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ ۖ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَيْنِكُمْ…»

ترجمه محمدمهدی فولادوند: «[اى پیامبر] از تو در باره غنایم جنگى مى‌پرسند. بگو: غنایم جنگى اختصاص به خدا و فرستاده [او] دارد. پس، از خدا پروا دارید و با یکدیگر سازش نمایید…» [2]

خداوند در اینجا نقش یک تنظیم‌کننده امور مالیات و دارایی‌ها را بازی می‌کند. با اختصاص دادن کل غنائم به «خدا و رسول»، پیامبر عملاً حق انحصاری و وتوی توزیع ثروت را به دست می‌آورد تا بتواند بحران را مدیریت کرده و قدرت خود را به عنوان رهبر بلامنازع تثبیت کند. آیا دغدغه یک خالق بی‌نهایت، تقسیم شمشیرها، شترها و زره‌های به جا مانده از چند جنگجوی کشته شده در صحرای عربستان است؟ یا این نیازِ یک حاکم نوپا برای کنترل منابع مالی است که به زبان الهی ترجمه شده است؟ [3]

نتیجه‌گیری: عبور از تقدس به سمت تحلیل واقع‌گرایانه

بررسی تحلیلی و جامعه‌شناختی قرآن نشان می‌دهد که خوانش این کتاب به عنوان یک موجودیت ماورایی و فراتاریخی، با محتوای خود متن در تضاد است. تکرار کلمات کلیدی نظیر نزول آیات در زمان بحران، دخالت در جنگ‌ها، تغییر قوانین بر اساس نیازهای روز و واکنش به اتفاقات خُرد و کلان جامعه عربستان، ثابت می‌کند که ما با یک متنی روبرو هستیم که کاملاً در بستر تاریخ، جغرافیا و فرهنگ زمانه خود محصور است.

قرآن؛ کتاب آسمانی یا متنِ مداخله‌گر در بحران‌های زمینی؟ پاسخ این است که قرآن، بایگانیِ مکتوب یک مبارزه سیاسی، اجتماعی و نظامی است. این متن، ابزار دست پیامبر برای پیشبرد اهدافش، سرکوب مخالفانش، و مدیریت بحران‌های جامعه‌ی پیرامونش بوده است. با نگاهی بدون سانسور و خردگرایانه، هاله تقدس از این متن برداشته می‌شود و قرآن به جایگاهی که به آن تعلق دارد بازمی‌گردد: یک سند تاریخی از خاورمیانه قرن هفتم، با تمام نقص‌ها، خشونت‌ها، تبعیض‌ها و سیاست‌ورزی‌های انسانی‌اش.

منابع:

[1] جلال‌الدین سیوطی، اسباب النزول (لباب النقول في أسباب النزول). (بررسی زمینه‌های شکل‌گیری آیات بر اساس روایات اسلامی).

[2] قرآن، ترجمه محمدمهدی فولادوند.

[3] محمد بن جریر طبری، جامع البیان عن تاویل آی القرآن (تفسیر طبری)، ذیل تفسیر سوره انفال.

 

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *