وحی در خدمت مسائل روزمره پیامبر: خدای کیهانی در قامت کارگزار شخصی

 

وقتی وحی در خدمت مسائل روزمره پیامبر قرار می گیرد، ما با یکی از بزرگترین و آشکارترین تناقضات در ادعای آسمانی بودن قرآن روبرو میشویم. در الهیات کلاسیک ادیان ابراهیمی و به ویژه در اسلام سنتی، خدا به عنوان خالق میلیاردها کهکشان، قانون گذار کائنات و وجودی نامتناهی و بی نیاز توصیف میشود. متون مقدس نیز قاعدتا باید بازتاب دهنده ارزش های کلان، جهان شمول و فراتاریخی باشند. اما با مطالعه دقیق، تحلیلی و بدون سانسور قرآن، خواننده خردگرا با خدایی مواجه میشود که گویی تمام دغدغه های کیهانی خود را رها کرده و به عنوان یک «دستیار شخصی» یا «مدیر برنامه های خانوادگی» در خدمت محمد بن عبدالله درآمده است.

خدای قرآن در بسیاری از آیات، نه پیام آور اخلاقیات جهان شمول، بلکه حلال مشکلات روزمره، توجیه گر امیال شخصی، قانون گذار امتیازات ویژه جنسی و مدافع منافع خصوصی پیامبر اسلام است. از منظر جامعه شناسی دین، این تنزل فاحش الوهیت به سطح درگیری های پیش پا افتاده یک مرد در عربستان قرن هفتم، بارزترین سند انسان ساخت بودن این متن است. در این مطلب تحلیلی، به بررسی مواردی می پردازیم که وحی، دقیقا در بزنگاه هایی که پیامبر اسلام در زندگی شخصی خود به بن بست، خجالت یا بحران های خانوادگی دچار شده، به کمک او شتافته و نقش یک کارگزار وفادار را بازی کرده است.

عشق، فرزندخواندگی و وحی: ماجرای ازدواج با زینب بنت جحش

یکی از جنجالی ترین و آشکارترین موارد مداخله وحی در مسائل روزمره پیامبر، داستان ازدواج او با همسر پسرخوانده اش، زید بن حارثه است. در فرهنگ اعراب پیش از اسلام، پسرخوانده دقیقا حکم پسر تنی را داشت و ازدواج با همسر او پس از طلاق، یک تابوی بزرگ اجتماعی و معادل زنای با محارم محسوب میشد. زید، همسری زیبا به نام زینب بنت جحش داشت. طبق منابع معتبر و تفاسیر تاریخی اسلام، روزی محمد برای دیدن زید به خانه او میرود، در حالی که زید حضور نداشت، باد پرده را کنار میزند و چشم پیامبر به زینب می افتد و شیفته زیبایی او میشود [1].

زید که متوجه علاقه پیامبر به همسرش میشود، برای جلب رضایت رهبر خود، پیشنهاد طلاق میدهد. محمد در ابتدا از ترس واکنش و قضاوت مردم جامعه و شکستن تابوی سنگین پسرخواندگی، در ظاهر به زید میگوید که همسرت را نگه دار و از خدا بترس. اما این میل درونی او را رها نمیکند. در اینجا، ناگهان خالق کائنات مداخله میکند تا این مشکل شخصی و تابوی اجتماعی را برای پیامبرش حل کند و جالب تر اینکه او را بابت ترس از حرف مردم سرزنش میکند! خداوند در سوره احزاب، آیه 37 مستقیما وارد این درام عاشقانه و خانوادگی میشود:

«وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ ۖ فَلَمَّا قَضَىٰ زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا ۚ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا»

ترجمه محمدمهدی فولادوند: «و آنگاه که به کسى که خدا بر او نعمت ارزانى داشته بود و تو [نیز] به او نعمت داده بودى، مى‌گفتى: همسرت را پیش خود نگاه دار و از خدا پروا بدار و آنچه را که خدا آشکارکننده آن بود، در دل خود پنهان مى‌کردى و از مردم مى‌ترسیدى، با آنکه خدا سزاوارتر بود که از او بترسى. پس چون زید از آن [زن‌] کام برگرفت [و او را طلاق گفت‌] وى را به نکاح تو درآوردیم تا [در آینده‌] در مورد ازدواج مؤمنان با زنان پسرخواندگانشان -چون آنان را طلاق گفتند- گناهى نباشد، و فرمان خدا صورت پذیرفت.»

نگاهی جامعه شناختی و روان شناختی به این آیه، عمق فاجعه و مهندسی متن را نشان میدهد. خدا شخصا خطبه عقد محمد و زینب را در آسمان میخواند (زَوَّجْنَاكَهَا – او را به عقد تو درآوردیم) تا رهبر جامعه بتواند بدون هزینه سنگین اجتماعی به خواسته اش برسد. برای توجیه این هوس شخصی، کل نهاد و سنت ریشه دار فرزندخواندگی در عربستان با یک آیه نابود میشود. عایشه، همسر جوان و زیرک پیامبر، با دیدن توالی این آیات که همواره به نفع امیال محمد نازل میشد، جمله تاریخی و کوبنده ای گفت که در معتبرترین کتب اهل سنت ثبت شده است: «مَا أَرَى رَبَّكَ إِلاَّ يُسَارِعُ فِي هَوَاكَ» (من پروردگارت را نمی بینم جز اینکه در برآوردن خواسته ها و هوس های تو میشتابد!) [2].

اعطای امتیازات ویژه و رانت های جنسی با مهر تایید الهی

وقتی وحی به مسائل روزمره پیامبر پاسخ می دهد، تنها به حل بحران ها اکتفا نمی کند، بلکه برای شخص رهبر رانت ها و امتیازات ویژه ای قائل میشود که سایر مسلمانان از آن محرومند. در همان سوره احزاب، آیاتی وجود دارد که رسما مرزهای یک قانون گذاری عادلانه را میشکند و خدا را به وکیل مدافع حقوق جنسی پیامبر تبدیل میکند. در سوره احزاب آیه 50، خداوند لیست بلند بالایی از زنانی که بر پیامبر حلال هستند را ردیف میکند و در نهایت یک تبصره طلایی و کاملا اختصاصی برای او قائل میشود:

«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ… وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ…»

ترجمه محمدمهدی فولادوند: «اى پيامبر، ما براى تو آن همسرانى را که مهرشان را داده‌اى حلال کردیم… و زن مؤمنى که خود را [داوطلبانه‌] به پیامبر ببخشد -در صورتى که پیامبر بخواهد او را به زنى گیرد- [این ازدواج بدون مهر‌] ویژه توست نه دیگر مؤمنان…»

عبارت «خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ» (ویژه توست نه دیگر مومنان) اوج استفاده ابزاری از مفهوم وحی برای دور زدن قوانینی است که خود پیامبر برای جامعه وضع کرده بود. در حالی که مردان مسلمان محدود به چهار همسر دائم بودند و برای ازدواج ملزم به پرداخت مهریه و رعایت شروطی خاص، خدای اسلام این محدودیت ها را برای شخص محمد لغو میکند. این آیات نشان میدهد که مکانیزم تولید متن قرآن، کاملا در خدمت تثبیت جایگاه کاریزماتیک و ارضای نیازهای بی پایان رهبر جنبش بوده است.

آداب مهمانی و خدای بیرون کننده مهمانان مزاحم

نمونه حیرت انگیز دیگر از تنزل وحی به سطح یک دفترچه خاطرات شخصی و آداب معاشرت، زمانی است که پیامبر اسلام در مدیریت مهمانان خانه اش دچار مشکل میشود. در جریان ولیمه و مهمانی عروسی همان زینب بنت جحش که پیشتر ذکر شد، گروهی از صحابه پس از صرف غذا در خانه پیامبر می نشیند و به گپ و گفت میپردازند. محمد که تازه عروسی کرده بود و خسته و مشتاق خلوت با همسر جدیدش بود، شرم داشت که مستقیما به مهمانان بگوید خانه را ترک کنند.

در یک سناریوی منطقی و انسانی، رهبر یک جامعه یا خود لب به سخن میگشاید یا از یکی از نزدیکانش می خواهد مهمانان را بدرقه کند. اما در دستگاه ایدئولوژیک اسلام، برای چنین مسئله پیش پا افتاده ای نیز کائنات باید به لرزه دربیاید و جبرئیل نازل شود! خداوند در سوره احزاب، آیه 53 به صراحت نقش بادیگارد و مدیر تشریفات پیامبر را ایفا میکند:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَىٰ طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَٰكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ ۚ إِنَّ ذَٰلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ ۖ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ…»

ترجمه محمدمهدی فولادوند: «اى کسانى که ایمان آورده‌اید، داخل اتاقهاى پیامبر مشوید، مگر آنکه براى [خوردن‌] طعامى به شما اجازه داده شود، [آن هم‌] بى‌آنکه در انتظار پخته‌شدن آن باشید؛ ولى هنگامى که دعوت شدید داخل گردید، و وقتى غذا خوردید پراکنده شوید، بى‌آنکه سرگرم سخنى گردید. این [رفتار] شما پیامبر را مى‌رنجاند و[لى‌] از شما شرم مى‌دارد، و حال آنکه خدا از حق[گویى‌] شرم نمى‌کند…»

آیا خدایی که دغدغه نجات بشریت، مدیریت کهکشان ها و وضع قوانین ابدی را دارد، باید کتاب مقدس خود را به دفترچه آداب معاشرت در منزل شخص محمد تبدیل کند؟ این آیه آشکارا و بدون هیچ پرده پوشی، صدای خود شخص پیامبر است که پشت نقاب «الله» پنهان شده تا بدون از بین بردن کاریزمای خود و بدون اینکه بی ادب جلوه کند، حرفش را به کرسی بنشاند و مهمانان مزاحم را بیرون کند.

بحران های زنانه و مداخله خشن الهی برای حفظ آرامش رهبر

تعدد زوجات پیامبر طبیعتا باعث بروز حسادت ها، رقابت ها و دعواهای زنانه فراوانی در خانه و حرمسرای او میشد. مدیریت این زنان برای محمد گاهی به شدت طاقت فرسا میگردید. در یکی از معروف ترین این وقایع که به ماجرای تحریم معروف است، پیامبر برای راضی کردن دو تن از همسران متنفذش (حفصه و عایشه که دختران عمر و ابوبکر بودند)، قسم یاد میکند که دیگر از یک خوراکی خاص (عسل) یا طبق روایات بسیار قوی تر، از همبستری با کنیز زیبای مصری اش (ماریه قبطیه) خودداری کند [3].

این یک درگیری کاملا زناشویی و درون خانوادگی است که در هر خانواده چندهمسری رخ میدهد. اما ناگهان خدا به عنوان یک قاضی خشن وارد میشود، قسم پیامبر را باطل میکند و همسران او را با لحنی بسیار تهدیدآمیز و سرکوبگرانه خطاب قرار میدهد. سوره تحریم، آیات 1 تا 5، نمایشنامه ای است که در آن خدا مستقیما به نفع آرامش مردانه پیامبر وارد دعوای خانگی میشود:

آیه 1: «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ ۖ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ ۚ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ»

ترجمه محمدمهدی فولادوند: «اى پیامبر، چرا براى خشنودى همسرانت، آنچه را خدا براى تو حلال گردانیده حرام مى‌کنى؟ خدا[ست که‌] آمرزنده مهربان است.»

آیه 5: «عَسَىٰ رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِنْكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَأَبْكَارًا»

ترجمه محمدمهدی فولادوند: «اگر پیامبر، شما را طلاق گوید، امید است پروردگارش همسرانى بهتر از شما: مسلمان، مؤمن، فرمانبر، توبه‌کار، عابد، روزه‌دار، بیوه و دوشیزه به او عوض دهد.»

در این آیات، خدای قرآن صراحتا زنان پیامبر را تهدید میکند که اگر دست از آزار محمد بر ندارند و با هم بر علیه او توطئه کنند، آن ها را با زنانی باکره، بیوه و مطیع تر جایگزین خواهد کرد. آیا این ادبیات، گفتمان یک آفریدگار بی نیاز است، یا زبان یک مرد عرب عاصی از دست همسرانش که چون در مدیریت حرمسرای خود مستاصل شده، از بالاترین ابزار قدرت خود یعنی «وحی» برای مرعوب کردن و ساکت کردن آن ها استفاده میکند؟ این استفاده ابزاری از دین برای سرکوب زنان در خانه رهبر، ریشه بسیاری از نگاه های زن ستیزانه در احکام بعدی اسلام است.

داستان افک: وقتی خدا برای حفظ آبروی سیاسی یک ماه صبر میکند

برای اثبات اینکه متون قرآنی مستقیما به رویدادهای روزمره و پردازش اطلاعات توسط پیامبر وابسته اند، حادثه «افک» (تهمت بزرگ) یک سند بی بدیل است. در یکی از غزوات، عایشه همسر جوان پیامبر از کاروان جا میماند و صبح روز بعد توسط مردی جوان به نام صفوان بن معطل، سوار بر شتر به کاروان بازگردانده میشود. شایعات گسترده ای در میان منافقان و حتی برخی مسلمانان در مدینه پیرامون رابطه نامشروع این دو شکل میگیرد. آبروی پیامبر و مهم تر از آن، موقعیت سیاسی و اقتدار او در میان قبایل به شدت در خطر می افتد.

نکته بسیار حیاتی و کلیدی در این بحران حیثیتی این است که خدایی که برای بیرون کردن مهمانان از خانه پیامبر به سرعت برق و باد نازل میشد، در برابر این شایعه ویرانگر که کیان خانواده پیامبر را هدف گرفته بود، یک ماه تمام سکوت مرگبار میکند [4]. چرا؟ چون پیامبر در این یک ماه در حال جمع آوری اطلاعات بود. او با علی بن ابی طالب، اسامه بن زید و کنیز عایشه مشورت می کند، تحقیق میدانی می کند و منتظر میماند تا ببیند آیا شواهدی دال بر خیانت وجود دارد یا خیر. وقتی پس از یک ماه استرس و تنش متوجه میشود که اثبات این تهمت برای مخالفان غیرممکن است و شاهدی وجود ندارد، سرانجام کارگاه تولید «وحی» به کار می افتد و در سوره نور، آیات متعددی به تبرئه عایشه و کوبیدن شایعه پراکنان اختصاص می یابد:

سوره نور، آیه 11: «إِنَّ الَّذِينَ جَاءُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ…»

ترجمه محمدمهدی فولادوند: «در حقیقت، کسانى که آن بهتان [داستان افک‌] را در میان آوردند، دسته‌اى از شما بودند…»

تحلیل جامعه شناختی این تاخیر یک ماهه در صدور وحی، نشان از آن دارد که مکانیزم صدور آیات کاملا متکی به پردازش اطلاعات میدانی توسط خود شخص محمد بوده است. اگر خدا قرار بود آبروی پیامبرش را حفظ کند و عالم غیب بود، میتوانست در همان لحظه اول که شایعه متولد شد، آن را با یک آیه قاطع خنثی کند. اما مکانیسم وحی نیازمند زمان برای ارزیابی شرایط سیاسی، اجتماعی و اطمینان خاطر شخص رهبر از وفاداری همسرش بود.

نتیجه گیری

بررسی تحلیلی نشان میدهد وقتی وحی به مسائل روزمره پیامبر پاسخ می دهد، تمام ساختار الهیاتی و قدسی اسلام با یک فروپاشی منطقی مواجه میشود. متنی که مدعی است نسخه ای کپی شده از «لوح محفوظ» است و از پیش از خلقت کائنات نوشته و مقدر شده، پر است از گله گذاری های شخصی، رفع شرم پیامبر از مهمانان، اعطای رانت های جنسی و زناشویی، راه حل هایی برای ازدواج های جنجالی او و سرکوب همسران معترضش در خانه.

خدای اسلام در این دسته از آیات قرآن، چیزی جز فرافکنی روان شناختی نیازها، اقتضائات، بن بست ها و امیال محمد بن عبدالله نیست. این آیات سند روشنی هستند که ثابت میکنند قرآن، نه یک معجزه آسمانی، بلکه دست نوشته ای به شدت زمینی، پراگماتیک و ابزاری برای مدیریت روزمره قدرت، حفظ اتوریته کاریزماتیک و تامین بقا و آسایش شخص پیامبر اسلام بوده است. خردگرایی ایجاب میکند که این متون را نه به عنوان کلام خالق هستی، بلکه به عنوان اسناد تاریخی جاه طلبی ها و زندگی شخصی یک رهبر سیاسی-مذهبی در خاورمیانه باستان مطالعه کنیم.

منابع:

[1] محمد بن جریر طبری، جامع البیان عن تاویل آی القرآن (تفسیر طبری)، ذیل تفسیر سوره احزاب، آیه 37.

[2] محمد بن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، کتاب النکاح، باب هل للمرأة أن تهب نفسها لأحد، حدیث 4788.

[3] ابوالحسن علی بن احمد واحدی نیشابوری، اسباب النزول، ذیل تفسیر سوره تحریم.

[4] ابن هشام، السیرة النبویة، جلد سوم، بخش مربوط به غزوه بنی مصطلق و داستان افک.

 

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *