جبرئیل و میکائیل: نامهای آشنا در سازوکار وحی قرآنی
جبرئیل، مشهورترین فرشته اسلام، در کل قرآن فقط سه بار با نام آمده است. دو بار در دو آیه پشت سر هم از سوره بقره، در جدلی با یهودیان مدینه. و یک بار در سوره تحریم، در دعوایی خانوادگی میان پیامبر و دو همسرش. میکائیل فقط یک بار آمده، آن هم در همان آیه جدلی، بیهیچ نقشی.
هر سه آیه مدنیاند. در سیزده سال دعوت مکی، قرآن هرگز نام کسی را که وحی را میآورد نمیبرد. از «فرستادهای بزرگوار» سخن میگوید، از «روح امین»، از کسی که بر «افق» دیده شد. نام جبرئیل وقتی وارد متن میشود که محمد در شهری زندگی میکند که یهودیان در آن کتاب دانیال را میخواندند.
این مقاله درباره جبرئیل در قرآن یک پرسش ساده را دنبال میکند: چه کسی به آن دیدار در غار حرا نام جبرئیل داد؟ پاسخ، به روایت خود منابع اسلامی، این است: نه خود آن دیدار.
مردی به نام «گبریئل»: نامهایی که از بابل آمدند
در بیشتر کتاب مقدس عبری، فرشتگان نام ندارند. «فرشته خداوند» میآید و میرود، و وقتی کسی نامش را میپرسد، جواب نمیگیرد. نخستین فرشتگان صاحبنام در کتاب دانیال ظاهر میشوند: جبرئیل (گبریئل) که رؤیاهای دانیال را برایش تفسیر میکند (دانیال ۸ و ۹)، و میکائیل، «یکی از سروران بزرگ»، که سرور و حامی قوم اسرائیل است و با «سرور پارس» میجنگد (دانیال ۱۰ و ۱۲). [۱]
خود ربیها این را میدانستند. در تلمود اورشلیمی، شیمعون بن لقیش میگوید نام فرشتگان همراه تبعیدیان از بابل آمد: پیش از آن کتاب مقدس فقط از «سرافیم» بینام سخن میگفت، و پس از بازگشت از بابل است که «مرد، گبریئل» و «میکائیل سرور شما» پیدا میشوند. [۲] یعنی سنت یهودی خودش پذیرفته بود که این نامها پیشینهای انسانی و جغرافیایی دارند.
و کتاب دانیال خودش در زمان ادعاییاش نوشته نشده است. داستان در بابل قرن ششم پیش از میلاد میگذرد، اما «پیشگویی»های کتاب تا جزئیات جنگها و سیاست آنتیوخوس چهارم، شاه سلوکی قرن دوم پیش از میلاد، دقیقاند و درست پس از آن خطا میروند: مرگ آنتیوخوس را جایی و به شکلی پیشبینی میکنند که رخ نداد. به همین دلیل، اجماع پژوهش تاریخی شکل نهایی کتاب را حدود سال ۱۶۴ پیش از میلاد میداند. [۳] جبرئیل در ادبیات دینی جهان از درون متنی وارد شد که پیشگوییهایش را پس از وقوع نوشته بود.
معنای نامها هم ساده است. گبریئل یعنی «مرد (یا نیرومندی) خدا»؛ میکائیل یعنی «کیست مانند خدا؟». [۴] پس از دانیال، این دو نام زندگی پرماجرایی پیدا کردند. در کتاب خنوخ اول، جبرئیل از جمله فرشتگانی است که خدا آنها را برای مجازات فرزندان فرشتگان هبوطکرده میفرستد. [۵] در انجیل لوقا، جبرئیل تولد یحیی را به زکریا و تولد عیسی را به مریم خبر میدهد. زکریای پیر میپرسد «از کجا این را بدانم؟»، و جبرئیل پاسخ میدهد که من جبرئیلم که در حضور خدا میایستم، و چون باور نکردی، لال خواهی شد. [۶] این صحنه الگوی کاملی از مسئلهای است که در ادامه میبینیم: کسی که سند میخواهد، به جای سند، معرفینامه و مجازات میگیرد. میکائیل هم در مکاشفه یوحنا با اژدها میجنگد و در رساله یهودا «رئیس فرشتگان» خوانده میشود. [۷]

پیش از جبرئیل در قرآن: کسی که در حرا آمد نامی نداشت
حالا به نخستین تجربه محمد برگردیم، آنطور که صحیح بخاری از زبان عایشه روایت میکند. فرشته در غار حرا به او میگوید «بخوان»، سه بار او را سخت میفشارد، و آیات نخست سوره علق را میآورد. محمد لرزان به خانه برمیگردد و به خدیجه میگوید: «لَقَدْ خَشِيتُ عَلَى نَفْسِي»؛ بر خودم ترسیدم. خدیجه دلداریاش میدهد و او را نزد پسرعمویش ورقه بن نوفل میبرد، مردی که به گفته همین روایت در جاهلیت مسیحی شده بود و انجیل را به عبری مینوشت. ورقه ماجرا را میشنود و میگوید: این همان «ناموس» است که خدا بر موسی فرستاد. [۸]
در این روایت، خود موجود نامش را نمیگوید. اولین کسی که او را در قالب وحی کتاب مقدس جای میدهد، یک مسیحی است.
ابن اسحاق، قدیمیترین سیرهنویس، جزئیات تندتری دارد. در روایت او محمد میگوید از اینکه شاعر یا مجنون شده باشد بیزار بود (همان دو قالبی که در مقاله جن این مجموعه دیدیم) و خدیجه برای اینکه بفهمد دیدارکننده فرشته است یا شیطان، آزمونی ترتیب میدهد: از محمد میخواهد وقتی موجود حاضر شد خبرش کند، او را روی زانوی چپ و راستش مینشاند و چیزی نمیشود، بعد پوشش سرش را برمیدارد، و موجود ناپدید میشود. خدیجه نتیجه میگیرد که او فرشته است، چون شیطان از دیدن موی زن شرم نمیکرد. [۹] معیار تشخیص فرشته از جن، در نخستین روزهای اسلام، موی یک زن بود.
و پس از آن، دورهای که وحی قطع شد (فترت). در افزودهای که زهری در صحیح بخاری با تعبیر «فیما بلغنا» (بنا بر آنچه به ما رسیده) آورده، محمد چنان اندوهگین میشود که چند بار به قله کوهها میرود تا خود را پرت کند، و هر بار جبرئیل ظاهر میشود و میگوید: ای محمد، تو به راستی فرستاده خدایی. [۱۰] این بخش سند متصل ندارد و ابن حجر هم بر همین نکته انگشت گذاشته است. اما وجودش در معتبرترین کتاب حدیث سنی نشان میدهد که سنت نخستین، تصویری از پیامبری داشت که بیش از هر کس دیگر خودش به منبع تجربهاش شک داشت، و نقش اصلی جبرئیل در آن لحظه، قانع کردن خود محمد بود.
پس نام «جبرئیل» برای آن دیدار، محصول یک فرایند تفسیری است: ترس اولیه، دلداری همسر، تشخیص یک مسیحی، آزمونی از فرهنگ عامه، و سالها بعد، شهری که یهودیانش نام فرشتگان دانیال را میشناختند.
افق اعلی: خدا را دید یا جبرئیل را؟
قرآن مکی دو بار صحنه دیدن را توصیف میکند. در تکویر ۲۳: «وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ»؛ و او را در افق روشن دید. و مفصلتر در آغاز سوره نجم: کسی «نیرومند» بر افق اعلی ایستاد، نزدیک شد و فرود آمد، تا به اندازه دو کمان یا نزدیکتر:
«فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَىٰ فَأَوْحَىٰ إِلَىٰ عَبْدِهِ مَا أَوْحَىٰ» (نجم ۹ و ۱۰) [۱۱]
پس به بندهاش وحی کرد آنچه را وحی کرد. «بندهاش» در زبان قرآن طبیعیترین معنایش بنده خداست. اگر فاعل جبرئیل باشد، محمد «بنده جبرئیل» میشود، که ناممکن است؛ پس مفسران باید فاعل را در میانه آیه عوض کنند. خواندن ساده متن، دیدنِ خود خدا را پیشنهاد میکند.
این فقط حدس منتقدان مدرن نیست. صحابه خودشان بر سر آن دعوا داشتند. در صحیح مسلم، ابن عباس میگوید محمد پروردگارش را با دلش دو بار دید. [۱۲] عایشه به شدت مخالف بود: هر کس بگوید محمد پروردگارش را دید، بزرگترین دروغ را به خدا بسته است؛ آنچه دید جبرئیل بود در صورت اصلیاش. [۱۲] دو تن از نزدیکترین افراد به پیامبر، درباره اینکه او در مهمترین تجربهاش چه کسی را دید، به توافق نرسیدند.
ریچارد بل و مونتگمری وات، دو قرآنپژوه برجسته قرن بیستم، این ابهام را چنین توضیح دادند: محمد در آغاز تجربهاش را دیدن خدا فهمید، و بعدها، وقتی این تصور با تعالی خدا ناسازگار شد، آن را به فرشته نسبت دادند. بل حتی گفت نظریه میانجیگری فرشته در وحی فقط در لایه مدنی قرآن دیده میشود. [۱۳] نیکلای سینایی در بازخوانی سوره نجم با بخشی از این دیدگاه مخالفت کرده و نشان داده که آیات مکی میانه و متاخر، مانند شعرا ۱۹۳ و نحل ۲، از «روح» به عنوان آورنده وحی سخن میگویند؛ روحی که فقط در آیه مدنی بقره ۹۷ با جبرئیل یکی گرفته میشود. [۱۳] یعنی حتی در خوانش محتاطتر، این نکته پابرجاست: قرآن مکی از میانجی سخن میگوید، اما این میانجی تا مدینه نام جبرئیل را ندارد.
«دشمن یهود از میان فرشتگان»
در مدینه، نام بالاخره میآید. نخستین حضور جبرئیل در قرآن در میانه یک مشاجره است:
«قُلْ مَنْ كَانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَىٰ قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ … مَنْ كَانَ عَدُوًّا لِلَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَرُسُلِهِ وَجِبْرِيلَ وَمِيكَالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْكَافِرِينَ» (بقره ۹۷ و ۹۸) [۱۴]
بگو هر کس دشمن جبرئیل است [بداند که] او آن را به اذن خدا بر دلت فرود آورده؛ هر کس دشمن خدا و فرشتگان و پیامبرانش و جبرئیل و میکال باشد، خدا دشمن کافران است.
آیه به دعوایی پاسخ میدهد که خودش نقل نمیکند. روایتها آن را پر کردهاند. در صحیح بخاری، عبدالله بن سلام، عالم یهودی مدینه، سه پرسش از پیامبر میپرسد و پیامبر میگوید جبرئیل همین حالا پاسخشان را به من خبر داد. ابن سلام میگوید: او دشمن یهود از میان فرشتگان است. [۱۵] طبری در تفسیرش روایتهایی آورده که بر اساس آنها یهودیان گفتند جبرئیل فرشته جنگ و عذاب است و میکائیل فرشته باران و رحمت؛ اگر آورنده وحی تو میکائیل بود، پیرویت میکردیم. [۱۶]
باید دو نکته را از هم جدا کرد. اول، نمیتوان این روایتها را گزارش دقیق باور همه یهودیان دانست؛ در خود کتاب دانیال جبرئیل شخصیتی مثبت است. اما این هم هست که در ادبیات ربیها، جبرئیل بیشتر با آتش و داوری و میکائیل با آب و رحمت پیوند خورده است، [۱۷] پس روایت طبری احتمالا بازتاب مبهم یک فرشتهشناسی واقعی در میان یهودیان مدینه است. دوم، و مهمتر: آنچه این ماجرا نشان میدهد این است که یهودیان مدینه نامها و نقشهای فرشتگان را بهتر از پیامبر تازهوارد میشناختند و بر سر اینکه کدام فرشته حق دارد وحی بیاورد، با او بحث کردند.
پاسخ قرآن استدلال نیست؛ تهدید است. پرسش درباره هویت پیک به «دشمنی با خدا» تبدیل میشود، و خدا «دشمن کافران» اعلام میشود. کسی که هنوز نپذیرفته این پیام از خداست، پرسیدنش از پیک را دشمنی با خدا نمیداند؛ فقط میپرسد از کجا بدانم. اما آیه این پرسش را پیشاپیش در دسته دشمنی جا داده است.
و میکائیل؟ تنها حضورش در قرآن همین است: نامی در فهرست، که ظاهرا فقط به این دلیل آمده که مخالفان او را دوست داشتند. قرآن او را هم در صف خود میگذارد، بیآنکه یک کلمه درباره کارش بگوید. نقشهای بعدی میکائیل در سنت اسلامی (فرشته باران و روزی) از تفسیر و حدیث آمدهاند، و شباهتشان با تصویر ربیها از میکائیل تصادفی به نظر نمیرسد.
جبرئیل در خانه
سومین حضور نام جبرئیل در قرآن، شاید آموزندهترینش باشد. سوره تحریم با سرزنش خود پیامبر آغاز میشود: چرا چیزی را که خدا برایت حلال کرده، برای خشنودی همسرانت بر خود حرام میکنی؟ بعد از رازی سخن میگوید که پیامبر به یکی از همسرانش گفت و او فاش کرد. و بعد، خطاب به دو زن:
«إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ» (تحریم ۴) [۱۸]
اگر شما دو تن به سوی خدا توبه کنید [بهتر است]، چون دلهایتان منحرف شده؛ و اگر علیه او به هم پشت دهید، خدا یاور اوست، و جبرئیل و مؤمنان شایسته، و پس از آن فرشتگان پشتیباناند. آیه بعد میافزاید که اگر او شما را طلاق دهد، چه بسا پروردگارش همسرانی بهتر از شما به او بدهد. [۱۸]
در صحیح بخاری، ابن عباس از عمر میپرسد آن دو زن چه کسانی بودند، و عمر پاسخ میدهد: عایشه و حفصه. [۱۹] درباره اینکه موضوع راز چه بود (عسل یا ماریه قبطی)، روایتها اختلاف دارند و لازم نیست اینجا یکی را برگزینیم. آنچه متن خودش میگوید کافی است.
یک اختلاف خانوادگی، در متنی که قرار است برای همه نسلها خوانده شود، به نبردی کیهانی تبدیل میشود: از یک سو دو زن جوان، از سوی دیگر خدا، جبرئیل، مؤمنان و همه فرشتگان. زنان باید «توبه» کنند؛ و تهدید طلاق و جایگزینی از زبان خدا صادر میشود. طرف ضعیفتر این دعوا هیچ راهی برای سنجیدن این ادعا ندارد که آسمان واقعا طرف همسرش است، چون تنها منبع این خبر، خود همسر است.
جالب اینکه همین عایشه، به روایت بخاری، وقتی آیهای درباره آزادی پیامبر در انتخاب نوبت همسرانش نازل شد (احزاب ۵۱)، گفت: «مَا أُرَى رَبَّكَ إِلَّا يُسَارِعُ فِي هَوَاكَ»؛ میبینم پروردگارت در برآوردن خواسته تو شتاب میکند. [۲۰] نزدیکترین شاهد زندگی روزمره پیامبر، همان الگویی را دید که هر خواننده بیرونی تحریم ۴ میبیند.
حلقه بسته، و معرفینامهای از کتابهای «تحریفشده»
در منابع اسلامی، چند نفر ادعا کردهاند جبرئیل را دیدهاند. در حدیث معروف جبرئیل در صحیح مسلم، مردی ناشناس با لباس سپید و موی سیاه میآید و درباره اسلام و ایمان میپرسد، و بعد پیامبر میگوید او جبرئیل بود. [۲۱] در روایت دیگری از بخاری، امسلمه جبرئیل را در هیئت دحیه کلبی، یکی از صحابه خوشسیما، میبیند و گمان میکند خود دحیه است. [۲۱] هر بار که جبرئیل برای کسی جز محمد دیدنی شد، دقیقا شبیه یک مرد معمولی شهر بود، و هویتش را فقط محمد اعلام کرد.
ساختار ادعا اینجا کامل آشکار میشود. پیام از خدا است، چون جبرئیل آن را آورده. جبرئیل آن را آورده، چون محمد میگوید. محمد درست میگوید، چون پیام از خداست. سه حلقه در زنجیره است، اما همه از یک دهان گزارش میشوند. افزودن یک واسطه آسمانی، تا وقتی راهی مستقل برای شناختنش در کار نباشد، تعداد شاهدان را بیشتر نمیکند؛ فقط زنجیره را بلندتر میکند.
و نام جبرئیل به این زنجیره اعتباری قرضی میداد. این نام از دانیال و لوقا و خنوخ شهرت گرفته بود؛ از متنهایی که اهل کتاب میخواندند. طنز ماجرا اینجاست: قرآن در همان سورههای مدنی که نام جبرئیل را میآورد، اهل کتاب را متهم میکند که کتابهایشان را تحریف کردهاند. جبرئیل معرفینامهاش را از همان کتابهایی گرفت که قرآن اعتبارشان را زیر سؤال برد. کتابی که شهرت پیکش را از کتابهای دیگر وام میگیرد، نمیتواند همزمان آن کتابها را هم تایید کند و هم تحریفشده بخواند، مگر اینکه از هر کدام فقط آن تکهای را بردارد که به کارش میآید.
زکریا در انجیل لوقا پرسید «از کجا بدانم؟» و لال شد. پرسش او هنوز همان پرسش درست است، و هنوز پاسخی جز معرفینامه و تهدید نگرفته است.
برای ادامه بحث: دین و کنترل اجتماعی؛ وقتی خدا نگهبان نظم جامعه میشود؛ خدای فلسفه و الله قرآن؛ چرا اثبات خدا کافی نیست؟.
از مجموعه «تاریخ باورهای دینی» در مرتدین (Mortadin).
منابع
۱. کتاب مقدس عبری، دانیال ۸:۱۵ تا ۲۶؛ ۹:۲۰ تا ۲۷؛ ۱۰:۱۳ و ۲۱؛ ۱۲:۱.
۲. تلمود اورشلیمی، رساله روش هشانا ۱:۲ (در برخی چاپها ۱:۳)، سخن شیمعون بن لقیش؛ نیز: «Daniel in rabbinic literature»، ویکیپدیای انگلیسی.
۳. جان جی. کالینز (John J. Collins)، Daniel: A Commentary on the Book of Daniel، مجموعه Hermeneia، مینیاپولیس، Fortress Press، ۱۹۹۳.
۴. Brown–Driver–Briggs، مدخل Gabriel، شماره ۱۴۰۳ و مدخل Michael، شماره ۴۳۱۷.
۵. کتاب خنوخ اول (۱ Enoch)، فصلهای ۹، ۱۰ و ۲۰؛ ترجمه George W. E. Nickelsburg و James C. VanderKam، 1 Enoch: The Hermeneia Translation، Fortress Press، ۲۰۱۲.
۶. انجیل لوقا ۱:۱۱ تا ۲۰ و ۲۶ تا ۳۸.
۷. مکاشفه یوحنا ۱۲:۷ تا ۹؛ رساله یهودا، آیه ۹.
۸. صحیح بخاری، حدیث ۳ (آغاز وحی، ترس محمد و سخن ورقه بن نوفل).
۹. ابن اسحاق، سیرة رسول الله، به روایت ابن هشام؛ ترجمه انگلیسی A. Guillaume، The Life of Muhammad، انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۱۹۵۵، بخش آغاز وحی.
۱۰. صحیح بخاری، حدیث ۶۹۸۲ (کتاب التعبیر)، افزوده زهری؛ و شرح ابن حجر در فتح الباری ذیل آن.
۱۱. قرآن، نجم ۱ تا ۱۸؛ تکویر ۱۹ تا ۲۵.
۱۲. صحیح مسلم، حدیثهای ۱۷۶ (ابن عباس) و ۱۷۷ (عایشه)؛ نیز صحیح بخاری، حدیث ۴۸۵۵.
۱۳. Richard Bell، «Muhammad’s Visions»، The Moslem World، جلد ۲۴، ۱۹۳۴؛ W. Montgomery Watt، Muhammad at Mecca، آکسفورد، ۱۹۵۳؛ Nicolai Sinai، «An Interpretation of Sūrat al-Najm (Q. 53)»، Journal of Qur’anic Studies، جلد ۱۳، ۲۰۱۱.
۱۴. قرآن، بقره ۹۷ و ۹۸؛ و برای روح امین و روح القدس: شعرا ۱۹۲ تا ۱۹۵؛ نحل ۲ و ۱۰۲؛ مریم ۱۷ تا ۱۹.
۱۵. صحیح بخاری، حدیث ۳۳۲۹ (پرسشهای عبدالله بن سلام).
۱۶. طبری، جامع البیان، ذیل بقره ۹۷ و ۹۸.
۱۷. مدراش دواریم ربا ۵:۱۲، ذیل ایوب ۲۵:۲ (میکائیل از برف/آب و جبرئیل از آتش).
۱۸. قرآن، تحریم ۱ تا ۵.
۱۹. صحیح بخاری، حدیث ۴۹۱۳ (پرسش ابن عباس از عمر درباره دو زن).
۲۰. صحیح بخاری، حدیث ۴۷۸۸؛ صحیح مسلم، حدیث ۱۴۶۴.
۲۱. صحیح مسلم، حدیث ۸ (حدیث جبرئیل)؛ صحیح بخاری، حدیث ۳۶۳۴ (امسلمه و دحیه کلبی).
