فرشتگان: پیامرسانی، سپاه آسمانی و نظم جهان نادیدنی
سال سوم هجری، دامنه کوه احد. حدود هفتاد مسلمان کشته میشوند؛ حمزه، عموی پیامبر، در میانشان است. پیامبر خودش زخمی میشود. یک سال پیشتر، در بدر، قرآن گفته بود خدا دعای مؤمنان را پاسخ داد: «أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُرْدِفِينَ» (انفال ۹)؛ من شما را با هزار فرشته پیاپی یاری میکنم. [۱]
پرسش ساده است: در احد، فرشتگان کجا بودند؟
این پرسش را منتقدان مدرن اختراع نکردهاند. طبری، بزرگترین مفسر سدههای نخست، ذیل همین آیات نوشت که قرآن درباره بدر نشان میدهد هزار فرشته فرستاده شد، اما درباره احد «دلالت بر اینکه یاری نشدند روشنتر است از دلالت بر اینکه یاری شدند؛ چون اگر یاری شده بودند، شکست نمیخوردند». [۶] پاسخ به پرسش احد، که در این مقاله بارها به آن برمیگردیم، کلید فهم فرشتگان در قرآن است: این موجودات هر جا پیروزی هست حاضرند، و هر جا شکست هست، غایباند.
- هزار، سه هزار، پنج هزار
- فرمان به فرشتگان: بالای گردنها را بزنید
- از دختران خدا تا کارگزاران او
- نامی که شغل بود
- فرشتگان در قرآن و حدیث: بال از متن، نور از روایت
- دیوان ثبت: منشیهای شانه راست و چپ
- فرشتگانی که از سگ و زن ناراضیاند
- اطاعت بیپرسش، و پرسشی که درست از آب درآمد
- نوزده: عددی که خودش را فتنه نامید
- دیوانسالاری آسمان
- منابع
هزار، سه هزار، پنج هزار
عدد فرشتگان در خود قرآن ثابت نمیماند. انفال از هزار فرشته سخن میگوید. آل عمران ۱۲۴ و ۱۲۵ از سه هزار، و اگر مؤمنان صبر کنند و پرهیزگار باشند، از پنج هزار فرشته «نشاندار». [۱] مفسران درباره اینکه آیات آل عمران به بدر اشاره دارد یا احد اختلاف کردند؛ اگر به احد اشاره دارد، شرط «اگر صبر کنید» همان دری است که شکست از آن توضیح داده میشود. قرآن کمی بعد، در همان سوره، شکست احد را به گردن خود مسلمانان میاندازد: سستی کردید، نزاع کردید و نافرمانی کردید (آل عمران ۱۵۲)؛ و «بگو این از خود شماست» (آل عمران ۱۶۵). [۱]
این ساختار را باید دقیق دید. پیروزی دلیل حضور فرشته است. شکست دلیل گناه انسان است. هیچ نتیجهای از میدان نبرد نمیتواند نشان دهد که فرشتهای در کار نبود. ادعایی که با هر نتیجهای سازگار است، درباره هیچ نتیجهای خبری نمیدهد.
و حدیث، عدد و جزئیات را باز هم بالا برد. در صحیح مسلم، مسلمانی دنبال مشرکی میدود و صدای شلاق و سواری را میشنود که میگوید «پیش برو، حیزوم»؛ مشرک میافتد و صورتش مثل جای شلاق سبز شده است. پیامبر میگوید: راست گفتی، این از یاری آسمان سوم بود. [۷] روایات سیره جبرئیل را سوار بر اسب، با عمامه و گردوغبار جنگ بر دندانهایش، در میدان بدر توصیف میکنند. [۷]
اما آنچه در خود سنت اسلامی خواندنی است، مخالفت درونی است. ابوبکر اصم، متکلم معتزلی که حدود سال ۲۰۰ هجری درگذشت، جنگیدن فرشتگان در بدر را انکار کرد و استدلالهایش هنوز پاسخ درستی نگرفته است. گفت یک فرشته برای نابودی اهل زمین کافی است، همانطور که جبرئیل شهرهای قوم لوط را نابود کرد؛ پس هزار فرشته برای چه؟ گفت بزرگان کشتهشده قریش همه مشهور بودند و کشنده هر یک از صحابه معلوم است. گفت اگر فرشتگان دیده میشدند، سپاه مسلمانان باید سه هزار نفر یا بیشتر به چشم میآمد، که کسی چنین نگفته و با خود قرآن (انفال ۴۴) هم نمیخواند؛ و اگر دیده نمیشدند، سرهایی که بیضارب از تن جدا میشد بزرگترین معجزه بود و باید همه، مسلمان و کافر، آن را نقل میکردند. [۸]
فخر رازی این اشکالها را در تفسیرش نقل کرد و پاسخ نداد؛ فقط گفت چنین شبهههایی شایسته کسی که به خدا ایمان دارد نیست. [۸] تقیالدین سبکی همان پرسش را جدی گرفت (چرا وقتی جبرئیل میتوانست با یک پر بالش کافران را براند؟) و پاسخ داد که خدا خواست کار به نام پیامبر و یارانش ثبت شود و فرشتگان به رسم نیروی کمکی لشکرها حاضر باشند. [۸] زمخشری هم در تفسیر یس ۲۸ همین را پرسید و گفت یک فرشته کافی بود، اما خدا با فرستادن سپاه آسمانی، محمد را بر پیامبران پیشین برتری داد. [۹] یعنی عدد فرشتگان کارکرد نظامی نداشت؛ کارکرد تشریفاتی داشت. و در قرن بیستم، محمد رشید رضا در تفسیر المنار جنگیدن فرشتگان را رد کرد و پرسید اگر هزار فرشته سر کافران را میشکافتند، اهل بدر چه فضیلتی بر مسلمانانی داشتند که بعدها بییاری آسمانی هزاران مشرک را شکست دادند؟ [۸]
یک شاهد ساده این بحث را جمع میکند. ابن هشام در سیره، نام حدود هفتاد کشته قریش در بدر را آورده و برای بیشترشان کشندهای از صحابه نام برده است. [۸] ابوجهل، مهمترین کشته آن روز، به روایت خود بخاری به دست دو نوجوان انصاری افتاد. [۷] در فهرست کشتهها، جایی برای شمشیر فرشته نیست.
فرمان به فرشتگان: بالای گردنها را بزنید
انفال ۱۲ صحنه را از ثبت عددی به دستور عملیاتی میبرد:
«إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلَائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنَاقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ» [۱]
پروردگارت به فرشتگان وحی میکند که با شمایم؛ مؤمنان را استوار کنید؛ در دل کافران ترس میافکنم؛ پس بالای گردنها را بزنید و همه سرانگشتانشان را بزنید. مفسران درباره اینکه مخاطب «بزنید» فرشتگاناند یا مؤمنان اختلاف دارند. [۱] اما این اختلاف موضوع اخلاقی را عوض نمیکند. در هر دو خوانش، متنی که خود را کلام خدا میداند، شیوه زدن را مشخص میکند: گردن، و انگشتان تا دیگر شمشیر نگیرند.
فرشته در فرهنگ عمومی فارسی موجودی مهربان است؛ «فرشته» را برای کودک خوشقلب و پرستار مهربان به کار میبریم. آن فرشته، فرشته قرآن نیست. فرشته قرآن در میدان جنگ طرف دارد، ترس را در دل دشمن میکارد، و فرمانش شامل زدن گردن است. و اگر یک گروه باور کند سپاه آسمان در صف اوست، شکستخورده خود به خود در صف ناحق میایستد. پیروزی نظامی به دلیلی برای حقانیت تبدیل میشود، و این همان استدلالی است که هر فاتحی در تاریخ دوست داشته از آن استفاده کند.
از دختران خدا تا کارگزاران او
مخاطبان مکی قرآن فرشتگان را میشناختند، اما جور دیگری. قرآن بارها نقل میکند که آنها فرشتگان را دختران خدا میدانستند (نحل ۵۷؛ صافات ۱۴۹ و ۱۵۰؛ زخرف ۱۹). [۲] و در سوره نجم، درست پس از نام بردن از لات و عزی و منات، میگوید:
«وَكَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَرْضَىٰ إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَيُسَمُّونَ الْمَلَائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنْثَىٰ» (نجم ۲۶ و ۲۷) [۲]
چه بسیار فرشته در آسمانها که شفاعتشان سودی ندارد مگر پس از اجازه خدا؛ کسانی که به آخرت ایمان ندارند، فرشتگان را به نام زنان مینامند.
پاتریشیا کرون این آیات را کلید فهم دین «مشرکان قرآنی» میداند: آنها خدای بزرگ را قبول داشتند و در کنارش موجودات کوچکتری، از جمله الهههایی که فرشته یا دختر خدا شمرده میشدند، به عنوان شفیع و واسطه. [۱۰] حرکت قرآن اینجا هم همان حرکتی است که با جن کرد (نک. مقاله جن در همین مجموعه): موجود را نگه داشت، جنسیت و الوهیتش را گرفت، و شفاعتش را مشروط به اجازه کرد. الهههای واسط به کارمندان بیجنسیت یک دیوانسالاری آسمانی تبدیل شدند.
قرآن در زخرف ۱۹ از مخالفان میپرسد «أَشَهِدُوا خَلْقَهُمْ»؛ آیا شاهد آفرینش فرشتگان بودند که آنها را زن میدانند؟ [۲] پرسشی عالی است. فقط باید تا آخر به کارش برد. هیچکس شاهد آفرینش فرشتگان نبود؛ نه آنکه آنها را زن میدانست، نه آنکه گفت بالهای دوتایی و سهتایی و چهارتایی دارند (فاطر ۱)، نه آنکه گفت از نور آفریده شدهاند. معیاری که علیه توصیف رقیب به کار میرود، در برابر توصیف خود متن کنار گذاشته میشود.
نامی که شغل بود
واژه فارسی «فرشته» از پهلوی «فرستگ» (frēstag) میآید که هم فرستاده دینی معنا میدهد و هم فرشته؛ یعنی از همان خانواده «فرستادن». [۱۱] عبری «مَلآخ» هم برای پیامرسان انسانی به کار میرود و هم برای فرستاده خدا، و یونانی «آنگلوس» (که «انجل» انگلیسی از آن است) دقیقا همین دوگانگی را دارد. [۱۲] واژه عربی «مَلَک» به احتمال زیاد از همین خانواده سامی شمالی وام گرفته شده؛ آرتور جفری در فهرست واژههای دخیل قرآن آن را در شمار وامواژهها آورده است، و فرهنگنویسان عرب برای توجیهش ناچار شدند ریشهای جابهجاشده (الک، به معنای پیغام) فرض کنند. [۱۳]
پس در چهار زبان، نام این موجود در اصل نام یک شغل است: پیک. زندگینامه فرشته، داستان تبدیل یک شغل به یک نوع موجود است. در متنهای کهنتر کتاب مقدس، گاهی مرز میان «فرشته خداوند» و خود خدا چنان کمرنگ است که خواننده نمیداند با کدام روبهروست. در متنهای متاخرتر، بهویژه پس از تبعید بابلی، فرشتگان نام، رتبه و وظیفه مشخص پیدا میکنند. تصویر فرشتگان در قرآن در مرحلهای پیشرفته از این فرایند شکل میگیرد و آن را ادامه میدهد.
فرشتگان در قرآن و حدیث: بال از متن، نور از روایت
قرآن درباره شکل فرشتگان کم میگوید. فاطر ۱ از بالهای دوتایی، سهتایی و چهارتایی سخن میگوید و میافزاید خدا در آفرینش هرچه بخواهد میافزاید. [۲] تعداد حاملان عرش در قیامت هشت است (حاقه ۱۷). نگهبان دوزخ «مالک» نام دارد (زخرف ۷۷). فرشته مرگ فقط «مَلَکُ الموت» خوانده میشود (سجده ۱۱)، بینام. [۲]
بقیه تصویری که امروز یک مسلمان عادی از فرشتگان دارد، از بیرون قرآن آمده. آفرینش فرشتگان از نور، و جن از آتش، در حدیثی از عایشه در صحیح مسلم آمده است. [۱۴] ششصد بال جبرئیل از حدیثی در بخاری است. [۱۴] نام عزرائیل در قرآن نیست. منکر و نکیر، دو فرشته بازجوی قبر، از حدیثی در ترمذی میآیند. [۱۴] هر لایه جزئیاتی افزود، و هر نسل لایه قبلی را «آموزه قرآنی» شنید.
این انباشت خودش شاهدی است. اگر فرشتگان واقعیت ثابتی بودند که یکبار و کامل وحی شده، انتظار داشتیم تصویرشان از آغاز روشن باشد. آنچه میبینیم الگوی معمول رشد یک باور است: هستهای مبهم، و قرنها افزودن جزئیاتی که هیچکدام راه مستقلی برای بررسی ندارند.

دیوان ثبت: منشیهای شانه راست و چپ
قرآن در سوره قاف میگوید خدا از رگ گردن به انسان نزدیکتر است، و دو دریافتکننده در راست و چپ نشستهاند؛ انسان هیچ سخنی نمیگوید مگر آنکه مراقبی آماده نزد اوست (قاف ۱۶ تا ۱۸). در انفطار از نگهبانانی سخن میرود، نویسندگانی گرامی که آنچه میکنید میدانند (انفطار ۱۰ تا ۱۲). [۳]
پرسش کلامی قدیمی این است که اگر خدا همه چیز را میداند، منشی چه لازم دارد؟ پاسخ متکلمان این بود که ثبت برای اطلاع خدا نیست، برای اقامه حجت است. قبول. اما این پاسخ نشان میدهد که کارکرد این منشیها معرفتی نیست، روانی است. فرد باید بداند که ثبت میشود. نظارتی که ناظرش دیده نمیشود، هیچوقت خاموش نمیشود و تا خلوت و گفتار زیر لب ادامه دارد، ابزاری است که هیچ پلیس انسانی به آن دسترسی ندارد. جرمی بنتام برای زندانش برجی طراحی کرد که زندانی نداند کی نگاهش میکنند؛ الهیات، نسخه کاملترش را قرنها پیش ساخته بود.
و پروندهای که این منشیها پر میکنند، از بیرون قابل دسترس نیست. متهم نمیتواند آن را ببیند، به آن اعتراض کند، یا نشان دهد نویسنده اشتباه کرده. دادستان، منشی، قاضی و مجری حکم همه در یک دستگاهاند. ادعای بیخطایی چنین دستگاهی از زبان خود دستگاه میآید.
فرشتگانی که از سگ و زن ناراضیاند
حدیث به این ناظران آسمانی سلیقه داد، و سلیقهشان شگفتآور شبیه سلیقه فقیهان است.
در صحیح مسلم، میمونه، همسر پیامبر، تعریف میکند که پیامبر یک صبح غمگین بود؛ جبرئیل قول داده بود شب بیاید و نیامده بود. بعد یادش آمد تولهسگی زیر تخت یا فرش بوده. آن را بیرون کردند و جایش را آب پاشیدند. شب جبرئیل آمد و گفت: ما به خانهای که در آن سگ یا تصویر باشد وارد نمیشویم. و روایت ادامه میدهد: صبح فردا پیامبر دستور کشتن سگها را داد، حتی سگ باغ کوچک را. [۱۵] زنجیره علی روشن است: قرار ملاقات یک فرشته به هم خورد، و نتیجهاش کشتار حیوانات شد.
قاعده «فرشتگان به خانهای که در آن تصویر است وارد نمیشوند» پایهای شد برای قرنها سختگیری فقهی علیه نقاشی و مجسمهسازی جانداران. [۱۵] و در حدیثی دیگر از بخاری، اگر مردی زنش را به بستر بخواند و زن نپذیرد و مرد خشمگین بخوابد، فرشتگان تا صبح آن زن را لعنت میکنند. [۱۵] فرشته اینجا نه پیامآور است، نه جنگجو؛ ضامن دسترسی جنسی شوهر است.
اینها جزئیات حاشیهای نیستند. نشان میدهند یک موجود نادیدنی که هیچکس نمیتواند نظرش را مستقیم بپرسد، چگونه به حامل هر هنجاری تبدیل میشود که گوینده بخواهد به آن اعتبار آسمانی بدهد. فرشته نمیتواند اعتراض کند که «من چنین چیزی نگفتم».
اطاعت بیپرسش، و پرسشی که درست از آب درآمد
نگهبانان دوزخ در تحریم ۶ چنین وصف میشوند:
«عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ» [۴]
بر آن فرشتگانی خشن و سختگیر گمارده شدهاند که از فرمان خدا سرپیچی نمیکنند و هرچه فرمان یابند انجام میدهند. اطاعت کامل اینجا به عنوان فضیلت عرضه میشود، در حالی که موضوع اطاعت، اجرای عذاب است. این همان دفاعی است که اخلاق مدرن آن را مردود میداند: «فقط دستور را اجرا کردم». اطاعت، رابطه مجری با دستور را توصیف میکند، نه درستی دستور را. اگر عدالت یک فرمان فقط به این است که از خدا آمده، معیار عدالت به هویت فرمانده تقلیل یافته است.
با این حال قرآن یک لحظه به فرشتگان صدایی مستقل میدهد، و آن لحظه چیزی را آشکار میکند. وقتی خدا اعلام میکند در زمین جانشینی قرار میدهد، فرشتگان میپرسند:
«أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ» (بقره ۳۰) [۴]
آیا در آن کسی را قرار میدهی که در آن فساد کند و خونها بریزد؟ پاسخ خدا استدلال نیست: «إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ»؛ من چیزی میدانم که شما نمیدانید. بعد آدم نامها را میآموزد و فرشتگان ساکت میشوند. [۴]
پیشبینی فرشتگان اما درست بود. خونریزی کرد، و هنوز میکند؛ از جمله، به گواهی همین متن، با فرمان زدن گردنها در بدر. تنها بار که فرشتگان قرآن پرسشی اخلاقی مطرح کردند، پرسششان با ادعای دانش برتر خاموش شد، و تاریخ نشان داد حق با آنها بود.
نوزده: عددی که خودش را فتنه نامید
سوره مدثر درباره دوزخ میگوید «عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ»؛ بر آن نوزده [نگهبان] است. [۵] ظاهرا مخالفان به این عدد خندیدند؛ روایات تفسیری میگویند یکی از قریشیان گفت خودش از پس هفده تایشان برمیآید. [۵] آیه بعد، یکی از بلندترین آیات مکی، پاسخ میدهد که نگهبانان فرشتهاند، و بعد جملهای میآورد که در قرآن کمنظیر است:
«وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا» (مدثر ۳۱) [۵]
شمارشان را جز آزمونی برای کافران قرار ندادیم. آیه ادامه میدهد که این عدد برای آن است که اهل کتاب یقین کنند، ایمان مؤمنان بیفزاید، و آنان که در دلشان بیماری است و کافران بپرسند خدا از این مثل چه منظوری داشت.
متن اینجا خودش اعتراف میکند که عدد، اطلاع نیست؛ آزمون است. و واکنش به آن را پیشاپیش دستهبندی میکند: پذیرش، نشانه ایمان است؛ پرسش، نشانه بیماری دل. کسی که بپرسد «این عدد را از کجا میدانی؟» جواب نمیگیرد؛ تشخیص میگیرد.
و این عدد، به معنای واقعی، فتنه شد. در دهه ۱۹۷۰، رشاد خلیفه، زیستشیمیدان مصریآمریکایی، با شمارش کامپیوتری حروف و واژهها ادعا کرد کل قرآن بر پایه عدد ۱۹ ساخته شده و این «معجزه ریاضی» اثبات الهی بودن آن است. کشفش ابتدا در جهان اسلام با شور استقبال شد. اما وقتی دو آیه پایانی سوره توبه (۱۲۸ و ۱۲۹) با الگویش جور درنیامد، اعلام کرد این دو آیه افزوده انسانیاند و از قرآنش حذفشان کرد، و بعد خود را «رسول میثاق» خواند. [۱۶] در ژانویه ۱۹۹۰ او را در مسجدش در توسان آریزونا با چاقو کشتند؛ قاتل، شاگرد سابقش، سالها بعد با شواهد دیانای شناسایی و محکوم شد. [۱۶] عددی که متن آن را آزمون نامیده بود، به ماشینی برای «اثبات» تبدیل شد، و وقتی ماشین با متن نخواند، متن را اصلاح کردند و گوینده را کشتند.
دیوانسالاری آسمان
اگر همه این تکهها را کنار هم بگذاریم، فرشتگان در قرآن و سنت یک دولت کاملاند: پیک برای رساندن فرمان، سپاه برای جنگ، منشی برای ثبت، مأمور برای قبض روح، بازجو برای قبر، زندانبان برای دوزخ. تصویر عجیب شبیه دولتهای باستانی است که مردم آن زمان میشناختند: شاهنشینی دور، و دستگاهی از کارگزاران که هرگز نمیتوان مستقیم با آن حرف زد.
این شباهت اتفاقی نیست. انسانها قدرت نادیدنی را با الگوی قدرت دیدنی تصور میکنند. آنچه باید دید این است که این دستگاه در هیچ نقطهای شاهد مستقل ندارد. حضورش در بدر را فهرست کشتهها تایید نمیکند. غیبتش در احد با گناه مؤمنان توضیح داده میشود. شکلش از حدیث میآید، نه از مشاهده. سلیقهاش درباره سگ و تصویر و بستر زن، دقیقا سلیقه راویانش است. و تنها پرسش اخلاقیای که از زبانش شنیدیم، با «من چیزی میدانم که شما نمیدانید» خاموش شد.
فرشته، در زبان روزمره فارسی، موجودی مهربان است. فرشته قرآنی، کارمند وفادار یک قدرت مطلق است. اولی ساخته شاعران است؛ دومی، ساخته کسانی که به دستگاهی برای اجرای فرمان نیاز داشتند.
برای ادامه بحث: دین و کنترل اجتماعی؛ وقتی خدا نگهبان نظم جامعه میشود؛ خدای فلسفه و الله قرآن؛ چرا اثبات خدا کافی نیست؟.
از مجموعه «تاریخ باورهای دینی» در مرتدین (Mortadin).
منابع
۱. قرآن، انفال ۹، ۱۲ و ۴۴؛ آل عمران ۱۲۴، ۱۲۵، ۱۵۲ و ۱۶۵.
۲. قرآن، نحل ۵۷؛ صافات ۱۴۹ و ۱۵۰؛ زخرف ۱۹ و ۷۷؛ نجم ۱۹ تا ۲۷؛ فاطر ۱؛ حاقه ۱۷؛ سجده ۱۱.
۳. قرآن، قاف ۱۶ تا ۱۸؛ انفطار ۱۰ تا ۱۲.
۴. قرآن، تحریم ۶؛ بقره ۳۰ تا ۳۴.
۵. قرآن، مدثر ۳۰ و ۳۱، و گزارشهای تفسیری ذیل آن (از جمله طبری).
۶. محمد بن جریر طبری، جامع البیان عن تأویل آی القرآن، چاپ هجر، جلد ۶، ص ۲۸، ذیل آل عمران ۱۲۴ و ۱۲۵.
۷. صحیح مسلم، کتاب جهاد، باب امداد با فرشتگان در بدر (حدیث «أقدم حیزوم»، شماره رایج ۱۷۶۳)؛ ابن کثیر، البدایة والنهایة، گزارش جبرئیل در بدر؛ صحیح بخاری، حدیث ۳۱۴۱ (کشته شدن ابوجهل به دست دو نوجوان انصاری).
۸. فخر رازی، مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)، جلد ۸، ص ۳۵۱، نقل اشکالات ابوبکر اصم؛ ابن حجر، فتح الباری، جلد ۷، ص ۳۱۳ (پرسش و پاسخ سبکی)؛ محمد رشید رضا، تفسیر المنار، جلد ۹، ص ۵۱۰؛ ابن هشام، السیرة النبویة، فهرست کشتگان قریش در بدر. گردآوری و ارجاعدهی این موارد در: «دور الملائكة في غزوة بدر»، اسلامآنلاین.
۹. زمخشری، الکشاف، ذیل یس ۲۸ (متن در tafsir.app).
۱۰. پاتریشیا کرون (Patricia Crone)، «The Religion of the Qurʾānic Pagans: God and the Lesser Deities»، Arabica، جلد ۵۷، ۲۰۱۰.
۱۱. D. N. MacKenzie، A Concise Pahlavi Dictionary، لندن، انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۱۹۷۱، ص ۳۴، مدخل frēstag.
۱۲. Brown–Driver–Briggs، مدخل mal’akh، شماره ۴۳۹۷؛ Thayer’s Greek Lexicon، مدخل angelos، شماره ۳۲.
۱۳. آرتور جفری (Arthur Jeffery)، The Foreign Vocabulary of the Qurʾān، بارودا، Oriental Institute، ۱۹۳۸، مدخل malak.
۱۴. صحیح مسلم، حدیث ۲۹۹۶ (آفرینش فرشتگان از نور)؛ صحیح بخاری، حدیث ۳۲۳۲ (ششصد بال جبرئیل)؛ سنن ترمذی، حدیث ۱۰۷۱ (منکر و نکیر).
۱۵. صحیح مسلم، حدیث ۲۱۰۵، و سنن ابوداوود، حدیث ۴۱۵۷ (جبرئیل، تولهسگ و فرمان کشتن سگها؛ متن حدیث)؛ صحیح بخاری، حدیث ۳۲۲۵ (فرشتگان و خانه دارای سگ یا تصویر) و ۳۲۳۷ (لعنت فرشتگان بر زنی که به بستر شوهر نیاید).
۱۶. «Rashad Khalifa»، ویکیپدیای انگلیسی؛ Tim Steller، ستون روزنامه Arizona Daily Star درباره قتل رشاد خلیفه و ادعای او درباره توبه ۱۲۸ و ۱۲۹، ۲۰۲۶.

2 دیدگاه
[…] سپس همانقدر علقه است، سپس همانقدر مضغه؛ آنگاه خدا فرشتهای میفرستد که روزی و اجل و عمل و شقاوت یا سعادت او را […]
[…] دارد که شلاق به دست است. درباره این کارگزاران در فرشتگان: پیامرسانی، سپاه آسمانی و نظم جهان نادیدنی بیشتر آمده […]