وحی در خدمت مسائل روزمره پیامبر: از ولیمه زینب تا یک ماه سکوت در افک

آیةالکرسی، مشهورترین وصف خدا در قرآن، پنجاه و هشت واژه است. سوره اخلاص، که به حدیث صحیح هم‌سنگ یک‌سوم قرآن است، پانزده واژه. آیه‌ای که به مهمانان خانه پیامبر می‌گوید زودتر از وقت نیایید، غذا که خوردید بروید و گرم گفتگو نشوید، هفتاد و شش واژه دارد (احزاب، ۵۳). اگر آیه‌هایی را کنار هم بگذاریم که به ازدواج‌ها، همسران، مهمانان و آبروی خانه محمد می‌پردازند، از نهصد واژه می‌گذرد؛ بیشتر از همه سوره یس.

کتابی که خود را سخن آفریدگار آسمان‌ها و زمین می‌داند، برای معرفی او کمتر جا گذاشته تا برای اداره یک خانه در مدینه. وحی این‌جا در خدمت مسائل روزمره پیامبر است و باید پرسید چرا.

این نوشته از مجموعه «نقد خدای اسلام» در مرتدین (Mortadin) سه آزمون ساده پیش می‌گذارد: جهت، زمان و مقیاس. حکم این آیه‌ها به سود کیست؟ کی می‌آیند و کی نمی‌آیند؟ و چه قدرتی را برای چه کاری به میدان می‌آورند؟ نتیجه را اول می‌گویم. در هر سه آزمون، آیه‌ها همان‌طور رفتار می‌کنند که اگر گوینده‌شان خود محمد باشد انتظار داریم، و در هیچ‌کدام آن‌طور که از آفریدگاری بی‌طرف و دانای نهان انتظار می‌رود. این را پیش از هر منتقدی، همسر خودش به زبان آورد.

فهرست مطالب

مسائل روزمره پیامبر در قرآن: سیاهه یک خانه

اول ببینیم چه چیزهایی آیه گرفته‌اند.

مسئله آیه آنچه مقرر شد
ازدواج با همسر پیشین پسرخوانده احزاب، ۳۷ «وی را به نکاح تو درآوردیم»
نسب پسرخواندگی احزاب، ۴، ۵ و ۴۰ پسرخوانده پسر نیست
زنانی که بر او حلال‌اند احزاب، ۵۰ فهرستی «ویژه تو، نه دیگر مؤمنان»
نوبت همسران احزاب، ۵۱ هر که را خواستی عقب بینداز
مهمانان ولیمه احزاب، ۵۳ غذا که خوردید پراکنده شوید
بیوه‌های آینده او احزاب، ۶ و ۵۳ هرگز حق ازدواج ندارند
خرجی‌خواهی همسران احزاب، ۲۸ و ۲۹ یا خدا و رسول، یا طلاق
سوگند و راز خانه تحریم، ۱ تا ۵ سوگند باز شد و دو همسر تهدید شدند
شایعه درباره عایشه نور، ۱۱ تا ۲۰ بهتان است؛ چهار شاهد کجاست؟
سروصدا پشت در خانه حجرات، ۲ تا ۵ صدا بلند نکنید، از پشت اتاق‌ها صدا نزنید

ده مسئله، همه از یک خانه. پیامد این آیه‌ها برای زنان را در زن‌ستیزی در قرآن (بخش چهارم): همسران محمد، وحی‌های خانگی و امتیازهای ویژه بررسی کرده‌ایم. این‌جا پرسش دیگری داریم: این آیه‌ها درباره گوینده خود چه می‌گویند؟

آزمون اول، جهت: حکم همیشه به سود کیست؟

قاضی بی‌طرفی که ده بار میان یک مرد و اطرافیانش داوری کند، گاهی به سود او رأی می‌دهد و گاهی به زیانش. اگر هر ده رأی به سود یک طرف باشد، به قاضی شک می‌کنیم.

زینب: «آنچه در دل خود نهان می‌کردی»

«وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ ۖ فَلَمَّا قَضَىٰ زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا ۚ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا»

«و آنگاه که به کسی که خدا بر او نعمت ارزانی داشته بود و تو [نیز] به او نعمت داده بودی، می‌گفتی: ‹همسرت را پیش خود نگاه دار و از خدا پروا بدار› و آنچه را که خدا آشکارکننده آن بود، در دل خود نهان می‌کردی و از مردم می‌ترسیدی، با آنکه خدا سزاوارتر بود که از او بترسی. پس چون زید از آن [زن‌] کام برگرفت [و او را ترک گفت‌] وی را به نکاح تو درآوردیم تا [در آینده‌] در مورد ازدواج مؤمنان با زنان پسرخواندگانشان -چون آنان را طلاق گفتند- گناهی نباشد، و فرمان خدا صورت اجرا پذیرد.» (احزاب، ۳۷؛ ترجمه فولادوند)

زید بن حارثه برده آزادشده و پسرخوانده محمد بود. عبدالله بن عمر می‌گوید او را جز «زید بن محمد» صدا نمی‌زدیم، تا قرآن گفت پسرخوانده‌ها را به نام پدرانشان بخوانید (صحیح بخاری، ۴۷۸۲). زینب بنت جحش، دخترعمه محمد، همسر زید بود.

آیه سه چیز می‌گوید. محمد چیزی را در دل پنهان می‌کرد. از حرف مردم می‌ترسید. و سرانجام خدا خودش عقد را خواند. آنچه پنهان می‌کرد چه بود؟ طبری از قتاده نقل می‌کند: دلش می‌خواست زید طلاقش بدهد. و از ابن‌زید: روزی به سراغ زید رفت، باد پرده مویین در را کنار زد، زینب بی‌روسری در اتاق بود و فَوَقَعَ إِعْجَابُهَا فِي قَلْبِ النَّبِيِّ؛ شیفتگی‌اش به دل پیامبر افتاد. ابن‌کثیر، چهار و نیم قرن پس از طبری، می‌نویسد او این‌جا روایت‌هایی آورده که چون درست نیستند ترجیح می‌دهد نیاوردشان، و می‌گذرد. گذشتن از روایت، متن آیه را عوض نمی‌کند.

هر تفسیری را بپذیریم، سازوکار یکی است. مانع این ازدواج عرفی بود که پسرخوانده را پسر می‌دانست و همسرش را عروس. آیه مانع را برداشت، و برای برداشتنش یک نهاد اجتماعی را از میان برد. قرآن می‌گوید خدا پسرخواندگانتان را پسران واقعی شما قرار نداده (احزاب، ۴) و محمد پدر هیچ‌یک از مردان شما نیست (احزاب، ۴۰). فرزندخواندگی با نسب، که پناه یتیمان و بی‌کسان بود، از آن روز در فقه اسلامی جایی ندارد.

دیوید پاورز در پژوهشی مفصل استدلال می‌کند که این ماجرا با آموزه خاتمیت هم گره خورده است: پیامبری که پسر بالغ ندارد، وارثی برای نبوت ندارد. دلیلی که خود آیه می‌آورد ساده‌تر است: تا مؤمنان در ازدواج با زنان پسرخواندگانشان حرجی نداشته باشند. قانونی عمومی وضع می‌شود تا یک ازدواج مشخص عادی جلوه کند.

«ویژه تو، نه دیگر مؤمنان»

«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۗ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا»

«ای پیامبر، ما برای تو آن همسرانی را که مهرشان را داده‌ای حلال کردیم، و [کنیزانی‌] را که خدا از غنیمت جنگی در اختیار تو قرار داده، و دختران عمویت و دختران عمه‌هایت و دختران دایی تو و دختران خاله‌هایت که با تو مهاجرت کرده‌اند، و زن مؤمنی که خود را [داوطلبانه‌] به پیامبر ببخشد-در صورتی که پیامبر بخواهد او را به زنی گیرد. [این ازدواج از روی بخشش‌] ویژه توست نه دیگر مؤمنان. ما نیک می‌دانیم که در مورد زنان و کنیزانشان چه بر آنان مقرر کرده‌ایم، تا برای تو مشکلی پیش نیاید، و خدا همواره آمرزنده مهربان است.» (احزاب، ۵۰؛ ترجمه فولادوند)

مردان مسلمان به چهار همسر محدودند و اگر بیم بی‌عدالتی دارند به یکی (نساء، ۳). برای محمد فهرستی جدا آمده است، با یک بند که آیه خودش «ویژه» او می‌نامد: زنی که خود را بی مهر به پیامبر ببخشد. دلیل هم در متن هست: لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ، «تا برای تو مشکلی پیش نیاید». آیه بعد تکلیف عدالت میان همسران را هم از دوش او برمی‌دارد: نوبت هر کدام را که می‌خواهی عقب بینداز و هر کدام را که می‌خواهی پیش خود جای ده (احزاب، ۵۱).

تنها آیه‌ای که در این میان محدودیتی می‌گذارد آیه بعدی است: از این پس زن دیگری بر تو حلال نیست، وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ، «هر چند زیبایی آنها برای تو مورد پسند افتد»، مگر کنیزان (احزاب، ۵۲). قیدی که آیه لازم دیده بگوید، خودش گویاست. و عایشه می‌گوید پیامبر از دنیا نرفت تا زنان دوباره بر او حلال شدند (سنن نسائی، ۳۲۰۴؛ ترمذی آن را حسن صحیح دانسته است). تنها محدودیت این فهرست هم دوام نیاورد.

خرجی بیشتر یا طلاق

وقتی همسران خرجی بیشتر خواستند، به روایت صحیح مسلم ابوبکر و عمر هر کدام به گردن دختر خود زدند و پیامبر یک ماه از همسرانش کناره گرفت. بعد آیه آمد: «اگر خواهان زندگی دنیا و زینت آنید، بیایید تا مهرتان را بدهم و [خوش و] خرم شما را رها کنم» (احزاب، ۲۸؛ صحیح مسلم، ۱۴۷۸). درخواست صنفی چند زن با تهدید طلاق از آسمان جواب گرفت. در دعوای مالی یک خانه هم رأی به سود مرد خانه صادر شد.

آزمون دوم، زمان: وحی کی می‌آید و کی نمی‌آید؟

اگر سرچشمه وحی دانای نهان باشد، زمان رسیدنش به دانسته‌های گیرنده بستگی ندارد. دو ماجرا را کنار هم بگذاریم.

همان شب: مهمانانی که نمی‌رفتند

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَىٰ طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَٰكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ ۚ إِنَّ ذَٰلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ ۖ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ ۚ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ۚ ذَٰلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ ۚ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا ۚ إِنَّ ذَٰلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا»

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، داخل اتاقهای پیامبر مشوید، مگر آنکه برای [خوردن‌] طعامی به شما اجازه داده شود، [آن هم‌] بی‌آنکه در انتظار پخته‌شدن آن باشید؛ ولی هنگامی که دعوت شدید داخل گردید، و وقتی غذا خوردید پراکنده شوید بی‌آنکه سرگرم سخنی گردید. این [رفتار] شما پیامبر را می‌رنجاند و[لی‌] از شما شرم می‌دارد، و حال آنکه خدا از حق‌[گویی‌] شرم نمی‌کند، و چون از زنان [پیامبر] چیزی خواستید از پشت پرده از آنان بخواهید؛ این برای دلهای شما و دلهای آنان پاکیزه‌تر است، و شما حق ندارید رسول خدا را برنجانید، و مطلقا [نباید] زنانش را پس از [مرگ‌] او به نکاح خود درآورید، چرا که این [کار] نزد خدا همواره [گناهی‌] بزرگ است.» (احزاب، ۵۳؛ ترجمه فولادوند)

انس بن مالک، خدمتکار پیامبر، شب ولیمه زینب را روایت کرده است. مردم دسته‌دسته آمدند، خوردند و رفتند. سه نفر ماندند و گرم گفتگو شدند. پیامبر بیرون رفت، به اتاق‌های همسرانش سر زد و برگشت؛ هنوز نشسته بودند. به گفته انس او بسیار باحیا بود و چیزی نگفت. دوباره رفت و برگشت، و همین که پا به آستانه گذاشت پرده را میان خود و انس انداخت و آیه نازل شد (صحیح بخاری، ۴۷۹۳).

متن آیه همین را می‌گوید: این رفتار شما پیامبر را می‌رنجاند و او از شما شرم می‌کند، ولی خدا از گفتن حق شرم ندارد. جمله‌ای را که میزبان رویش نمی‌شود بگوید، خدا به جایش می‌گوید. فاصله میان دلخوری میزبان و رسیدن آیه یک شب هم نیست.

یک ماه: شایعه‌ای که جواب نمی‌گرفت

چندی بعد، در بازگشت از یک غزوه، عایشه از کاروان جا ماند و صفوان بن معطل، که پشت سر سپاه می‌آمد، او را بر شترش نشاند و به کاروان رساند. شایعه خیانت شهر را برداشت. آنچه پس از آن گذشت از زبان خود عایشه در صحیح بخاری آمده است (حدیث ۴۷۵۰).

پیامبر نمی‌دانست چه کند. با اسامه و علی مشورت کرد. علی گفت: لَمْ يُضَيِّقِ اللَّهُ عَلَيْكَ وَالنِّسَاءُ سِوَاهَا كَثِيرٌ؛ خدا بر تو تنگ نگرفته و زن جز او بسیار است، از کنیزش بپرس. از کنیز پرسید. بر منبر از مردم گله کرد. و به خود عایشه گفت:

«إِنْ كُنْتِ بَرِيئَةً فَسَيُبَرِّئُكِ اللَّهُ، وَإِنْ كُنْتِ أَلْمَمْتِ بِذَنْبٍ فَاسْتَغْفِرِي اللَّهَ وَتُوبِي إِلَيْهِ»

«اگر بی‌گناهی خدا تبرئه‌ات خواهد کرد، و اگر گناهی از تو سر زده از خدا آمرزش بخواه و توبه کن.» (صحیح بخاری، ۴۷۵۰)

این جمله کسی است که نمی‌داند. و عایشه می‌گوید این وضع یک ماه کشید: وَقَدْ لَبِثَ شَهْرًا لَا يُوحَى إِلَيْهِ فِي شَأْنِي؛ یک ماه گذشت و درباره من وحی‌ای به او نرسید. سپس آیه‌ها آمدند: آن بهتان را دسته‌ای از خودتان آوردند (نور، ۱۱) و «چرا چهار گواه بر [صحت] آن [بهتان] نیاوردند؟» (نور، ۱۳).

برای بیرون کردن سه مهمان، وحی همان شب رسید. برای تهمتی که خانه و جایگاه او را تهدید می‌کرد، یک ماه خبری نشد، و در این یک ماه او دقیقا همان کاری را کرد که هر مرد بی‌خبر از غیب می‌کند: پرس‌وجو. تفاوت این دو ماجرا در اهمیتشان نیست؛ دومی بسیار مهم‌تر بود. تفاوت در این است که در اولی خودش می‌دانست چه می‌خواهد و در دومی نمی‌دانست حقیقت چیست. وحی درست همان‌قدر می‌دانست که او می‌دانست.

معیار چهار شاهد عینی، که این‌جا برای بستن یک پرونده خانوادگی به کار آمد، اثبات چنین اتهامی را عملا ناممکن می‌کند و هنوز در فقه و قانون کیفری چند کشور اسلامی پابرجاست.

آزمون سوم، مقیاس: سپاه آسمان برای دعوای دو همسر

«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ ۖ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ ۚ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ»

«ای پیامبر، چرا برای خشنودی همسرانت، آنچه را خدا برای تو حلال گردانیده حرام می‌کنی؟ خدا[ست که‌] آمرزنده مهربان است.» (تحریم، ۱؛ ترجمه فولادوند)

درباره این‌که پیامبر چه چیزی را بر خود حرام کرده بود دو روایت هست و هر دو از صحیح‌ترین کتاب‌ها. به روایت عایشه در صحیح بخاری، او نزد زینب عسل می‌خورد و بیشتر می‌ماند؛ عایشه و حفصه قرار گذاشتند بگویند دهانت بوی صمغ می‌دهد، و او سوگند خورد دیگر نخورد (حدیث ۴۹۱۲). به روایت انس در سنن نسائی، کنیزی داشت که با او هم‌بستر می‌شد و عایشه و حفصه آن‌قدر پاپی شدند تا او را بر خود حرام کرد (حدیث ۳۹۵۹). طبری همین دومی را با نام آورده است: ماریه قبطی، در روز و اتاق حفصه.

عسل باشد یا کنیز، واکنش قرآن این است. نخست او را سرزنش می‌کند که چرا «برای خشنودی همسرانت» از حلال خدا گذشتی. بعد سوگند را باز می‌کند (تحریم، ۲). بعد همسری را که راز را به دیگری گفته بود رسوا می‌کند (تحریم، ۳). و بعد:

«إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا ۖ وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ ۖ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ ﴿۴﴾ عَسَىٰ رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِنْكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَأَبْكَارًا ﴿۵﴾»

«اگر [شما دو زن‌] به درگاه خدا توبه کنید [بهتر است‌]، واقعا دلهایتان انحراف پیدا کرده است. و اگر علیه او به یکدیگر کمک کنید، در حقیقت، خدا خود سرپرست اوست، و جبرئیل و صالح مؤمنان [نیز یاور اویند] و گذشته از این، فرشتگان [هم ]پشتیبان [او] خواهند بود. (۴) اگر پیامبر، شما را طلاق گوید، امید است پروردگارش همسرانی بهتر از شما: مسلمان، مؤمن، فرمانبر، توبه کار، عابد، روزه‌دار، بیوه و دوشیزه به او عوض دهد. (۵)» (تحریم، ۴ و ۵؛ ترجمه فولادوند)

ابن‌عباس می‌گوید یک سال می‌خواست از عمر بپرسد این دو زن که بودند و از هیبتش نمی‌پرسید. عمر جواب داد: حفصه و عایشه (صحیح بخاری، ۴۹۱۳). در یک سو دو زن ایستاده‌اند که از هووی تازه دلخورند. در سوی دیگر خدا، جبرئیل، مؤمنان شایسته و همه فرشتگان. آفریدگار کهکشان‌ها برای ساکت کردن دو همسر، نیروهای هستی را به صف می‌کند و آخر هم تهدید می‌کند که زنان بهتری، «بیوه و دوشیزه»، جایشان می‌آورد. جمله آخر را هم، چنان که در قرآن؛ کتاب آسمانی یا متن مداخله‌گر در بحران‌های زمینی؟ دیدیم، پیش از خدا عمر گفته بود.

آداب حضور: صدا، در، اجازه

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تَشْعُرُونَ»

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، صدایتان را بلندتر از صدای پیامبر مکنید، و همچنانکه بعضی از شما با بعضی دیگر بلند سخن می‌گویید با او به صدای بلند سخن مگویید، مبادا بی‌آنکه بدانید کرده‌هایتان تباه شود.» (حجرات، ۲؛ ترجمه فولادوند)

کیفر بلند حرف زدن نزد پیامبر تباه شدن همه کارهای نیک است، آن هم «بی‌آنکه بدانید». آیه‌های بعد می‌گویند کسانی که او را از پشت اتاق‌ها صدا می‌زنند بیشترشان نمی‌فهمند و اگر صبر کنند تا خودش بیرون بیاید برایشان بهتر است (حجرات، ۴ و ۵). جای دیگر: او را مثل یکدیگر صدا نزنید و بی اجازه‌اش از مجلس نروید (نور، ۶۲ و ۶۳). پیش از گفتگوی خصوصی با او صدقه بدهید (مجادله، ۱۲). و خدا و فرشتگانش بر او درود می‌فرستند، شما هم بفرستید (احزاب، ۵۶).

این‌ها آیین دربار است: چگونه صدا بزنید، کی بیایید، کی بروید، با چه آهنگی حرف بزنید. هر پادشاهی حاجب و پرده‌دار داشت. این‌جا نقش پرده‌دار را متنی بازی می‌کند که ادعا دارد سخن خداست.

بیوه‌هایی که حق ازدواج ندارند

همان آیه ولیمه با این حکم تمام می‌شود که مؤمنان هرگز نباید پس از پیامبر با زنانش ازدواج کنند. ابن‌کثیر و قرطبی می‌نویسند مردی از صحابه گفته بود اگر پیامبر بمیرد عایشه را می‌گیرم، و نامش را طلحه بن عبیدالله آورده‌اند. عایشه به گفته خودش شش‌ساله بود که عقد شد، نه‌ساله به خانه پیامبر رفت و نه سال با او زیست (صحیح بخاری، ۵۱۳۳). هجده‌ساله بیوه شد و نزدیک نیم قرن پس از آن زنده بود، بی حق ازدواج. حسادت یک مرد به آینده‌ای که خودش در آن نخواهد بود، حکم ابدی خدا شد.

شاهدان خانه چه دیدند؟

نزدیک‌ترین آدم‌ها به محمد این الگو را دیدند و درباره‌اش حرف زدند. حرف‌هایشان را حدیث‌نویسان خود اهل سنت ثبت کرده‌اند.

عایشه از زنانی که خود را به پیامبر «می‌بخشیدند» خوشش نمی‌آمد و می‌گفت مگر زن خودش را می‌بخشد؟ وقتی آیه نوبت همسران نازل شد، گفت:

«مَا أُرَى رَبَّكَ إِلَّا يُسَارِعُ فِي هَوَاكَ»

«می‌بینم پروردگارت جز این نمی‌کند که در برآوردن خواسته تو بشتابد.» (صحیح بخاری، ۴۷۸۸؛ صحیح مسلم، ۱۴۶۴)

شارحان قرن‌ها کوشیده‌اند این جمله را ناز یا شوخی بخوانند. واژه‌اش اما هَوَى است؛ همان واژه‌ای که قرآن درباره خود محمد نفی می‌کند: او از سر هوس سخن نمی‌گوید (نجم، ۳). عایشه با یک جمله کوتاه همان را گفت که این نوشته با ده مورد نشان می‌دهد.

همو درباره آیه زینب گفت: اگر پیامبر چیزی از وحی را پنهان می‌کرد، این آیه را پنهان می‌کرد (صحیح بخاری، ۷۴۲۰). مدافعان این را گواه امانت‌داری او می‌گیرند. جمله اما چیز دیگری را هم فاش می‌کند: نزدیک‌ترین همسرش آیه را مایه شرمندگی می‌دید. پنهان کردنش هم شدنی نبود. طلاق زید و ازدواج تازه را همه مدینه دیده بود و حرف مردم، که آیه خودش از آن یاد می‌کند، جواب می‌خواست.

زینب به همسران دیگر فخر می‌فروخت: زَوَّجَكُنَّ أَهَالِيكُنَّ، وَزَوَّجَنِي اللَّهُ تَعَالَى مِنْ فَوْقِ سَبْعِ سَمَاوَاتٍ؛ شما را خانواده‌هایتان شوهر دادند و مرا خدا از بالای هفت آسمان (صحیح بخاری، ۷۴۲۰). وقتی آیه ابزار رقابت در اندرونی می‌شود، اهل خانه دیگر آن را چیزی دور و آسمانی نمی‌بینند.

و همسری که راز را فاش کرده بود، به گفته مفسران حفصه، وقتی پیامبر به رویش آورد پرسید: «چه کسی این را به تو خبر داده؟» قرآن جواب را ثبت کرده است: «مرا آن دانای آگاه خبر داده است» (تحریم، ۳). پرسش حفصه پرسش کسی است که می‌داند در خانه‌ای با چند همسر و چند خدمتکار، خبر از راه‌های زمینی هم می‌رسد.

قوی‌ترین دفاع: «قرآن خود پیامبر را هم سرزنش کرده است»

مدافع می‌گوید اگر محمد نویسنده بود، خودش را توبیخ نمی‌کرد. قرآن اما می‌گوید از مردم ترسیدی و باید از خدا می‌ترسیدی (احزاب، ۳۷)، چرا حلال خدا را حرام کردی (تحریم، ۱)، چرا به آنان اجازه دادی (توبه، ۴۳)، و چهره در هم کشید و روی گرداند چون نابینا نزدش آمد (عبس، ۱ و ۲).

این سرزنش‌ها را یکی‌یکی نگاه کنیم. سرزنش آیه زینب این است که چرا زودتر به خواسته‌ات نرسیدی و ملاحظه مردم را کردی. سرزنش سوره تحریم این است که چرا برای دل همسرانت از لذتی حلال گذشتی. درباره اسیران بدر می‌گوید پیامبر را نمی‌سزد اسیر بگیرد تا در زمین کشتار بسیار کند، و دو آیه بعد: از آنچه به غنیمت برده‌اید حلال و پاکیزه بخورید (انفال، ۶۷ تا ۶۹).

سه توبیخ، و هر سه به گشاده‌تر شدن دست او ختم می‌شوند: زن را بگیر، کنیز یا عسل را پس مگیر، سخت‌تر بکش و غنیمت را بخور. توبیخ سوره توبه هم از همین جنس است: چرا به کسانی که از جنگ عذر می‌آوردند زود اجازه دادی؟ گله از نرمی اوست. توبیخی که آخرش جایزه است، توبیخ نیست.

سوره عبس با این‌ها فرق دارد. آیه‌ای مکی و زودهنگام است و سودی برای او ندارد. ولی برای توضیحش به فرشته نیازی نیست. آدمی که خود را مأمور خدا می‌داند، به مردی نابینا بی‌اعتنایی کرده و وجدانش آسوده نیست، صدای وجدانش را همان‌طور می‌شنود که بقیه الهام‌هایش را: از بیرون. این دقیقا چیزی است که توضیح طبیعی وحی پیش‌بینی می‌کند (وحی: انسان‌ها چگونه سخن یا تجربه‌ای را به خدا نسبت می‌دهند؟).

دفاع دوم این است که ازدواج‌های پیامبر سیاسی بود و رسالتش احکام ویژه می‌خواست. پیوند سیاسی شاید چند ازدواج را توضیح بدهد. زینب را توضیح نمی‌دهد، که دخترعمه خودش بود و قبیله تازه‌ای با او نمی‌آمد. قید «هر چند زیبایی آنها برای تو مورد پسند افتد» را هم توضیح نمی‌دهد. و اصل مطلب این است: مصلحت سیاسی یک رهبر چرا باید در متنی بیاید که قرار است آخرین سخن خدا با همه آدمیان تا پایان جهان باشد؟

جمع‌بندی: وحی در خدمت مسائل روزمره پیامبر

سه آزمون، سه نتیجه. در آزمون جهت، هر ده رأی به سود یک نفر است: ازدواجی که عرف نمی‌پذیرفت روا شد، سقف چهار همسر برای او برداشته شد، عدالت در نوبت از او برداشته شد، درخواست خرجی با تهدید طلاق جواب گرفت و سوگندش باز شد. در آزمون زمان، وحی وقتی آمد که او می‌دانست چه می‌خواهد، و وقتی او نمی‌دانست حقیقت چیست یک ماه خاموش ماند. در آزمون مقیاس، خدا و جبرئیل و فرشتگان برای دعوای دو همسر صف کشیدند و آداب در زدن و صدا زدن به زبان آفریدگار جهان ابلاغ شد.

دو فرضیه پیش روست. یا آفریدگار هستی به راستی این‌همه دلمشغول اندرونی یک مرد بود و از قضا هر بار همان را خواست که او می‌خواست. یا مردی که صمیمانه یا حسابگرانه خواسته‌هایش را از زبان خدا می‌شنید، گرفتاری‌های خانه‌اش را هم از همان راه حل کرد. فرضیه دوم هیچ تصادفی را بی‌توضیح نمی‌گذارد. عایشه همین را فهمید. همین منطق را بیرون از خانه، در غنیمت و جنگ و فرمانروایی، در خدای قرآن و مدیریت قدرت: از خانواده تا جنگ دنبال کرده‌ایم.

پرسش‌های رایج درباره وحی و مسائل روزمره پیامبر

آیا جمله عایشه درباره شتاب خدا در خواسته پیامبر سند معتبر دارد؟

بله. در صحیح بخاری (حدیث ۴۷۸۸ و ۵۱۱۳) و صحیح مسلم (حدیث ۱۴۶۴) آمده است، یعنی در دو کتابی که اهل سنت پس از قرآن معتبرترین می‌دانند.

ماجرای ازدواج پیامبر با زینب بنت جحش در قرآن چیست؟

آیه ۳۷ سوره احزاب می‌گوید پیامبر چیزی را در دل پنهان می‌کرد و از مردم می‌ترسید، و خدا پس از طلاق زید، زینب را به نکاح او درآورد. زید پسرخوانده او بود و برای این ازدواج، پسرخواندگی از اعتبار افتاد.

چرا در ماجرای افک وحی یک ماه دیر آمد؟

به روایت خود عایشه یک ماه هیچ وحی‌ای نرسید و پیامبر در این مدت پرس‌وجو می‌کرد و به او گفت اگر گناهی کرده‌ای توبه کن. ساده‌ترین توضیح این است که وحی چیزی بیش از خود او نمی‌دانست.

مگر قرآن پیامبر را هم سرزنش نکرده است؟

کرده است. ولی بیشتر این سرزنش‌ها به اجازه‌ای تازه برای او ختم می‌شوند، و سرزنش بی‌سود سوره عبس را صدای وجدان یک انسان هم به خوبی توضیح می‌دهد.

منابع

  1. قرآن: احزاب ۴ تا ۶، احزاب ۲۸ تا ۳۳، احزاب ۳۷ تا ۴۰، احزاب ۵۰ تا ۵۳، احزاب ۵۶، تحریم ۱ تا ۵، نور ۱۱ تا ۲۰، نور ۶۲ و ۶۳، حجرات ۱ تا ۵، مجادله ۱۲، نساء ۳، نجم ۳، انفال ۶۷ تا ۶۹، توبه ۴۳، عبس ۱ تا ۱۰، بقره ۲۵۵ و اخلاص؛ ترجمه محمدمهدی فولادوند.
  2. صحیح بخاری، حدیث‌های ۴۷۸۸ و ۵۱۱۳ (جمله عایشه)، ۴۷۸۲ (زید بن محمد)، ۷۴۲۰ (آیه زینب و فخر او)، ۴۷۹۳ (ولیمه)، ۴۷۵۰ (افک)، ۴۹۱۲ (عسل)، ۴۹۱۳ (حفصه و عایشه)، ۵۱۳۳ (سن عایشه) و ۵۰۱۳ (سوره اخلاص).
  3. صحیح مسلم، حدیث‌های ۱۴۶۴ و ۱۴۷۸ (آیه تخییر).
  4. سنن نسائی، حدیث‌های ۳۲۰۴ و ۳۹۵۹؛ جامع ترمذی، حدیث ۳۲۱۶.
  5. طبری، جامع البیان، ذیل احزاب ۳۷ و تحریم ۱.
  6. ابن‌کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ذیل احزاب ۳۷ و احزاب ۵۳؛ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ذیل احزاب ۵۳.
  7. David S. Powers, Muḥammad Is Not the Father of Any of Your Men: The Making of the Last Prophet، University of Pennsylvania Press، ۲۰۰۹.

ادامه مجموعه نقد خدای اسلام

مطالب مرتبط

2 دیدگاه‌

  1. 0

    […] وحی در خدمت مسائل روزمره پیامبر […]

  2. 0

    […] ردیف، بیش از سی آیه. جزئیات هر کدام را در وحی در خدمت مسائل روزمره پیامبر، خدای قرآن و مدیریت قدرت: از خانواده تا جنگ و خدای […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *