زن‌ستیزی در قرآن (بخش دوم): بدن زن، کنیزان، حجاب و بهشت مردانه

در سال ۲۰۱۴، هنگامی که داعش هزاران زن ایزدی را از سنجار به اسارت گرفت، «اداره پژوهش و فتوا»ی این گروه جزوه‌ای پرسش و پاسخ منتشر کرد تا به جنگجویانش بگوید با این زنان چه می‌توانند بکنند. پاسخ به پرسش «آیا آمیزش با اسیر زن جایز است؟» یک جمله بود و یک آیه: سوره مؤمنون، آیات ۵ و ۶. داعش در این مورد چیزی اختراع نکرد. آیه را از جایی آورد که چهارده قرن در آن بوده است.

این بخش دوم از مجموعه زن‌ستیزی در قرآن در مرتدین (Mortadin) است و به بدن زن می‌پردازد: بدنی که در قرآن کشتزار، دارایی، غنیمت جنگی، منبع فتنه و در نهایت پاداش بهشتی مردان است. در بخش اول دیدیم که قرآن زن را در حقوق، ارث و شهادت کسری از مرد می‌شمارد. این‌جا می‌بینیم که همین منطق چگونه به کنترل بدن می‌رسد.

فهرست مجموعه: بخش اول: برتری مرد، ارث، شهادت و قوامیت | بخش دوم (همین نوشته) | بخش سوم: زدن، حبس، طلاق و قانون ترس | بخش چهارم: همسران محمد و وحی‌های خانگی

تصویری مفهومی از نابرابری جنسیتی در قرآن

زن در فهرست کالاهای دلخواه

سوره آل عمران (۳)، آیه ۱۴:

«زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ۗ ذَٰلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا»

«دوستی خواستنیها[ی گوناگون] از: زنان و پسران و اموال فراوان از زر و سیم و اسب‌های نشاندار و دامها و کشتزار[ها] برای مردم آراسته شده، [لیکن] این جمله، مایه تمتع زندگی دنیاست.»

آیه خطاب به «الناس» (مردم) است، اما فهرستش فقط از دید مرد معنا دارد: زنان، پسران، طلا، نقره، اسب، دام، زمین کشاورزی. زن اولین قلم این فهرست است و در کنار ثروت و دام قرار گرفته، به‌عنوان چیزی که مرد می‌خواهد و «متاع» (کالای بهره‌برداری) دنیاست. «مردم» در این آیه عملاً یعنی مردان؛ زن در جایگاه خواهنده نیست، در جایگاه خواسته است. این آیه قانون نیست، اما چارچوب ذهنی قوانین بعدی را نشان می‌دهد.

«نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ»: استعاره کشتزار

سوره بقره (۲)، آیه ۲۲۳:

«نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّىٰ شِئْتُمْ ۖ وَقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ»

«زنان شما کشتزار شما هستند، پس، از هر جا [و هر گونه] که خواستید به کشتزار خود درآیید، و آن‌ها را برای خودتان مقدم دارید.»

در این استعاره مرد کشاورز است و زن زمین. کشاورز می‌کارد، تصمیم می‌گیرد، برداشت می‌کند؛ زمین پذیرا و منفعل است. استعاره‌ها بی‌طرف نیستند؛ آنچه را در یک رابطه دیده یا نادیده می‌شود تعیین می‌کنند. در این تصویر، میل و رضایت زن اصلاً جایی ندارد، چون زمین میل ندارد.

مدافعان درست می‌گویند که شأن نزول این آیه، بنا بر روایات، بحثی میان مسلمانان و یهودیان مدینه درباره حالت‌های آمیزش بوده و «أَنَّىٰ شِئْتُمْ» در اصل به «هر حالتی» اشاره دارد، نه به «هر زمانی بدون رضایت». این نکته تاریخی را می‌پذیریم. اما حتی در این خوانش، فاعل انتخاب «شما» (مردان) است. آیه هیچ‌جا نمی‌گوید «با رضایت آنان». و فقه اسلامی از همین جا و از احادیث مکمل، مفهوم «تمکین» را ساخت: وظیفه زن به در دسترس بودن جنسی برای شوهر، که ترک آن زن را «ناشزه» و مستحق قطع نفقه می‌کند. حدیث مشهور صحیح بخاری که می‌گوید اگر مرد همسرش را به بستر بخواند و او سر باز زند، فرشتگان تا صبح او را لعن می‌کنند، همین منطق را کامل می‌کند.

در بسیاری از صورت‌بندی‌های فقه سنتی اسلامی، رضایت مستمر زن شرط مستقل رابطه زناشویی شمرده نشده و عقد نکاح برای شوهر حق دسترسی جنسی ایجاد می‌کند. این حکم کلی درباره همه فقیهان یا همه نظام‌های حقوقی معاصر مسلمان نیست. اعلامیه رفع خشونت علیه زنان سازمان ملل (۱۹۹۳) در ماده ۲ تجاوز در چارچوب ازدواج را صریحاً از مصادیق خشونت علیه زنان می‌شمارد. این‌جا تقابل دو دیدگاه روشن است: در یکی، بدن زن در هر لحظه متعلق به خود اوست؛ در دیگری، عقد نکاح حق دسترسی را منتقل می‌کند.

بدن ناپاک: عادت ماهانه به‌عنوان «اذی»

سوره بقره (۲)، بخشی از آیه ۲۲۲:

«وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ ۖ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىٰ يَطْهُرْنَ»

«و از تو درباره عادت ماهانه [زنان] می‌پرسند، بگو: آن، رنجی است. پس هنگام عادت ماهانه، از [آمیزش با] زنان کناره‌گیری کنید و به آنان نزدیک نشوید تا پاک شوند.»

«أذی» را می‌توان رنج، آزار یا پلیدی ترجمه کرد، و مترجمان در این میان نوسان دارند. اما عبارت «حَتَّىٰ يَطْهُرْنَ» (تا پاک شوند) تکلیف را روشن می‌کند: بدن زن در این دوره «ناپاک» است. این نگاه در بسیاری از ادیان باستانی، از جمله یهودیت، وجود داشت و قرآن آن را ادامه داد. مسئله این است که همین داده بیولوژیک در حدیثی که در بخش اول آوردیم (صحیح بخاری ۳۰۴) دلیل «نقص دین» زن شمرده شده است: زنی که در این ایام نماز نمی‌خواند و روزه نمی‌گیرد، دینش ناقص است. یعنی خدا ابتدا عبادت را در این دوره بر زن حرام می‌کند و سپس همین محرومیت، که خودش تحمیل کرده، به‌عنوان کاستی زن ثبت می‌شود. این یک دور بسته تمام‌عیار است.

ملک یمین: قانون‌گذاری بردگی جنسی

سوره مؤمنون (۲۳)، آیات ۵ و ۶ (با تکرار تقریباً کلمه‌به‌کلمه در سوره معارج، آیات ۲۹ و ۳۰):

«وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ ۝ إِلَّا عَلَىٰ أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ»

«و کسانی که پاکدامنند، مگر در مورد همسرانشان یا کنیزانی که به دست آورده‌اند، که در این صورت بر آنان نکوهشی نیست.»

سوره نساء (۴)، ابتدای آیه ۲۴:

«وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ۖ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ»

«و زنان شوهردار [نیز بر شما حرام شده است] به استثنای زنانی که مالک آنان شده‌اید؛ [این] فریضه الهی است که بر شما مقرر گردیده است.»

این آیات قلب ماجرا هستند. «پاکدامنی» در قرآن تعریف مشخصی دارد: رابطه جنسی فقط با دو گروه مجاز است، همسران و «ملک یمین». زن برده، بی‌آن‌که ازدواجی در کار باشد و بی‌آن‌که رضایتش پرسیده شود، به حکم مالکیت در دسترس جنسی مالک است. این نه تفسیر منتقدان، بلکه اجماع فقه کلاسیک همه مذاهب است. پژوهش کشیا علی، استاد دانشگاه بوستون، در کتاب «ازدواج و بردگی در صدر اسلام» نشان می‌دهد که فقیهان نخستین، ازدواج و مالکیت برده را دو نهاد موازی و هم‌ساختار می‌دیدند: در هر دو، مرد در ازای پرداخت (مهر یا بها) مالک حق دسترسی جنسی می‌شد.

آیه ۲۴ نساء حتی یک قدم جلوتر می‌رود. زنان شوهردار حرام‌اند، مگر آن‌که «ملک یمین» باشند. مسلم در صحیح خود (حدیث ۱۴۵۶) از ابوسعید خدری روایت می‌کند که در جنگ اوطاس، پس از غلبه بر قبیله هوازن، اصحاب از آمیزش با زنان اسیر پرهیز می‌کردند چون شوهرانشان مشرک و زنده بودند؛ سپس همین آیه نازل شد و آن زنان پس از پایان عده برایشان حلال شدند. عنوانی که گردآورندگان صحیح مسلم برای این باب گذاشته‌اند خودش گویاست: جواز آمیزش با زن اسیر پس از اطمینان از باردار نبودن، و این‌که اگر شوهر داشته باشد، ازدواجش با اسارت فسخ می‌شود. یعنی اسارت، پیوند زناشویی زن را باطل می‌کند و مالکیت جنسی را به اسیرکننده منتقل می‌کند. این شأن نزول در سنن ترمذی، نسائی و ابوداوود هم آمده است.

فاصله این حکم تا آنچه در سنجار رخ داد، فاصله متن تا اجراست. کمیسیون تحقیق سازمان ملل درباره سوریه در گزارش ۲۰۱۶ با عنوان «آمدند که نابود کنند» نتیجه گرفت که داعش علیه ایزدیان مرتکب نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت شده است و بردگی جنسی را یکی از ابزارهای این نسل‌کشی دانست. جزوه داعش، به گزارش رسانه‌هایی که ترجمه مؤسسه ممری (MEMRI) از آن را منتشر کردند، دقیقاً به آیات ۵ و ۶ سوره مؤمنون استناد کرده بود. اساسنامه رم دیوان کیفری بین‌المللی بردگی جنسی را در ماده ۷ از مصادیق جنایت علیه بشریت می‌شمارد.

دفاع رایج: «اسلام برده‌داری را اختراع نکرد، آن را تدریجاً محدود کرد و آزادسازی بردگان را تشویق کرد.» بخش اول درست است و بخش دوم تا حدی. اما آیاتی که آزادی برده را «کفاره» یا کار نیک می‌شمارند، هیچ‌کدام نهاد برده‌داری را لغو نمی‌کنند؛ و آیاتی که آمیزش با کنیز را مجاز می‌کنند، هیچ‌وقت نسخ نشدند. برده‌داری در سرزمین‌های اسلامی تا قرن بیستم ادامه یافت و در عربستان سعودی در ۱۹۶۲ و در موریتانی در ۱۹۸۱ رسماً لغو شد؛ فشار این لغو هم عمدتاً از بیرون آمد، نه از درون فقه. «تدریج» پانزده قرنی، تدریج نیست. و در خود قرآن، تدریج در جهت عکس هم کار می‌کند: متنی که در مکه فقط از «ملک یمین» در یک فهرست گذرا حرف می‌زند، در مدینه، با غنیمت‌های جنگی واقعی، جزئیاتش را قانون‌گذاری می‌کند. (برای زمینه تاریخی گسترده‌تر، نوشته سیر تحول برده‌داری در تاریخ را در مرتدین ببینید.)

کنیز در قانون: نه رضایت، نه مالکیت بر خود

سوره نساء (۴)، بخش‌هایی از آیه ۲۵:

«فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ … فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ … فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ»

«پس با دختران جوانسال با ایمان شما که مالک آنان هستید [ازدواج کند] … پس آنان را با اجازه خانواده‌شان به همسری [خود] درآورید و مهرشان را به طور پسندیده به آنان بدهید … پس چون به ازدواج [شما] درآمدند، اگر مرتکب فحشا شدند، پس بر آنان نیمی از عذاب [=مجازات] زنان آزاد است.»

«أهل» در این آیه، به تصریح مفسران، مالکان کنیز است. ازدواج زن برده با اجازه ارباب او انجام می‌شود، نه با اراده خودش. توافق میان دو مرد است: خواستگار و مالک. آیه یک نکته دیگر هم دارد که در نسخه قبلی این نوشته دیده نشده بود: مجازات کنیز شوهردار در صورت «فاحشه»، نصف مجازات زن آزاد است. استدلال فقیهان این است که کنیز «ارزش» کمتری دارد، پس مجازاتش هم کمتر است. یعنی حتی در عذاب، زن برده نیمه‌انسان حساب می‌شود.

جان استوارت میل در «انقیاد زنان» به نکته‌ای اشاره می‌کند که این‌جا معنای تازه‌ای پیدا می‌کند: او می‌نوشت که در کشورهای مسیحی زمان او، دست‌کم در نظر، کنیز زن حق داشت در برابر نزدیکی جنسی ارباب مقاومت کند، اما همسر نه. در فقه کلاسیک اسلامی، هیچ‌کدام از این دو حق را نداشتند.

«إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا»: شرط عجیب منع فحشای اجباری

سوره نور (۲۴)، بخشی از آیه ۳۳:

«وَلَا تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۚ وَمَنْ يُكْرِهْهُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِكْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِيمٌ»

«و کنیزان خود را -در صورتی که تمایل به پاکدامنی دارند- برای اینکه متاع زندگی دنیا را بجویید، به زنا وادار مکنید، و هر کس آنان را به زور وادار کند، در حقیقت، خدا پس از اجبار نمودن ایشان، [نسبت به آنها] آمرزنده مهربان است.»

این آیه را معمولاً به‌عنوان نمونه‌ای از اصلاحات قرآن نقل می‌کنند، و درست است که فحشای اجباری کنیزان را، که در مدینه رایج بود و روایات آن را به عبدالله بن ابی نسبت می‌دهند، منع می‌کند. اما به ساختار جمله نگاه کنید. نخست، منع مشروط است: «اگر آنان خواهان پاکدامنی باشند». مفسران برای رفع این مشکل گفته‌اند شرط «مفهوم ندارد» و فقط وضع واقعی را توصیف می‌کند. شاید؛ اما متنی که برای خدای دانا به این نوع تعمیر نیاز دارد، دقیقاً آن متن روشن و بی‌ابهامی نیست که ادعا می‌شود. دوم، آیه برای مالکی که کنیز را به فحشا وادار کند هیچ مجازاتی تعیین نمی‌کند. جمله پایانی فقط می‌گوید خدا نسبت به کنیزانِ مجبورشده بخشنده است. قربانی بخشیده می‌شود؛ مجرم بی‌کیفر می‌ماند. مقایسه کنید با صد تازیانه‌ای که همین سوره در آیه ۲ برای زنای آزادانه تعیین می‌کند.

«وَاللَّائِي لَمْ يَحِضْنَ»: عده دخترانی که هنوز بالغ نشده‌اند

سوره طلاق (۶۵)، بخشی از آیه ۴:

«وَاللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِنْ نِسَائِكُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ وَاللَّائِي لَمْ يَحِضْنَ»

«و آن زنان شما که از خون‌دیدن [ماهانه] نومیدند، اگر شک دارید [که خون می‌بینند یا نه؟] عده آنان سه ماه است، و [دخترانی] که [هنوز] خون ندیده‌اند [نیز عده‌شان سه ماه است].»

این آیه در نسخه قبلی این مجموعه نبود، در حالی که یکی از مهم‌ترین آیات این بحث است. آیه عده طلاق را برای سه گروه تعیین می‌کند: زنان یائسه، زنان باردار، و «اللَّائِي لَمْ يَحِضْنَ»، یعنی کسانی که هنوز عادت ماهانه ندیده‌اند. عده فقط برای زنی معنا دارد که ازدواجش به آمیزش رسیده باشد (قرآن در سوره احزاب، آیه ۴۹، صریحاً می‌گوید زنی که پیش از آمیزش طلاق داده شود عده ندارد). پس آیه، ازدواج و آمیزش با دختری را که هنوز بالغ نشده، مفروض می‌گیرد.

این خوانش اختراع منتقدان نیست. طبری و بیشتر مفسران کلاسیک «اللائی لم یحضن» را به دختران خردسال تفسیر کرده‌اند. بخاری، که صحیح او معتبرترین کتاب حدیث سنی است، در کتاب نکاح بابی دارد با این عنوان: ازدواج دادن مرد فرزندان خردسالش، به دلیل این سخن خدا «وَاللَّائِي لَمْ يَحِضْنَ» که عده آنان را پیش از بلوغ سه ماه قرار داد. و روایت مشهور همان کتاب (حدیث ۵۱۳۳) می‌گوید محمد با عایشه در شش‌سالگی ازدواج کرد و در نه‌سالگی با او هم‌بستر شد. مدافعان امروز این حدیث را به چالش می‌کشند و سن عایشه را بالاتر حساب می‌کنند؛ اما حتی اگر آن روایت را کنار بگذاریم، آیه ۴ سوره طلاق سر جایش است. قانون‌گذاری که عده دختر نابالغ را تعیین می‌کند، ازدواج او را ممنوع نکرده، تنظیم کرده است. پیامد این آیه در قوانین امروز هم زنده است: قانون مدنی ایران ازدواج دختر زیر سیزده سال را با اذن ولی و تشخیص دادگاه همچنان ممکن می‌داند.

حجاب: پوشش زن آزاد، بدن بی‌دفاع کنیز

سوره نور (۲۴)، آیه ۳۰ و بخشی از آیه ۳۱:

«قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ … وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا ۖ وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ»

«به مردان با ایمان بگو: دیده فرو نهند و پاکدامنی ورزند … و به زنان با ایمان بگو: دیدگان خود را [از هر نامحرمی] فرو بندند و پاکدامنی ورزند و زیورهای خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که طبعاً از آن پیداست. و باید روسری خود را بر گردن خویش [فرو] اندازند.»

مدافعان درست می‌گویند که آیه ابتدا مردان را خطاب می‌کند. اما مقایسه دو دستور گویاست. مردان فقط باید نگاه خود را فرو بگیرند و پاکدامن باشند؛ زنان باید همین کارها را بکنند و علاوه بر آن، بدن خود را بپوشانند، زینتشان را پنهان کنند و فهرستی از مردانی که می‌توانند زینتشان را ببینند رعایت کنند. بار کنترل میل مرد روی بدن زن گذاشته می‌شود. نتیجه منطقی این نگاه، فرهنگی است که در آن زنِ کم‌پوشیده مقصر آزاری است که می‌بیند.

اما آیه‌ای که واقعاً پرده را کنار می‌زند، سوره احزاب (۳۳) آیه ۵۹ است:

«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ۚ ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ»

«ای پیامبر، به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو: پوششهای خود را بر خود فروتر گیرند. این برای آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند [به احتیاط] نزدیکتر است.»

نسخه قبلی فقط نیمه اول آیه را آورده بود. نیمه دوم، دلیل حکم را می‌گوید: «تا شناخته شوند و آزار نبینند». شناخته شوند به‌عنوان چه؟ طبری و ابن کثیر در تفسیر این آیه روایت می‌کنند که در مدینه، فاسقان شب‌ها متعرض زنانی می‌شدند که برای قضای حاجت بیرون می‌رفتند، و وقتی بازخواست می‌شدند می‌گفتند گمان کردیم کنیز است. آیه آمد تا زنان آزاد با پوشش خود از کنیزان متمایز شوند. یعنی حجاب در این آیه نشانه طبقاتی است: برچسبی که می‌گوید «این زن آزاد است، به او دست نزن». پیامد ناگفته‌اش این است که زنِ بدون این برچسب، یعنی کنیز، همچنان هدف مجاز باقی می‌ماند. آیه مردان آزارگر را مجازات نمی‌کند؛ به زنان آزاد یاد می‌دهد چطور از دسته قربانیان بیرون بروند. در روایات متعددی از فقه اولیه هم آمده که کنیزان از پوشاندن سر، به شیوه زنان آزاد، منع می‌شدند تا این مرز طبقاتی حفظ شود.

این تمایز، ادعای رایج «حجاب برای حفظ کرامت همه زنان است» را از درون متن رد می‌کند. کرامتی که حجاب حفظ می‌کرد، کرامت زن آزاد بود و بهایش را زن برده می‌پرداخت. درباره دستور «در خانه‌هایتان بمانید» و آیه «پرده» که خطاب به همسران محمد است، در بخش چهارم می‌نویسیم؛ آن‌جا نشان می‌دهیم چگونه قاعده‌ای خصوصی برای خانواده پیامبر به الگوی همه زنان تبدیل شد.

بهشت مردانه: حوریان و میل بی‌جواب زن

قرآن مکی، پیش از هر قانونی درباره زن، بهشت را توصیف می‌کند. و بهشت قرآن به شکلی آشکار از چشم مرد دیده شده است.

سوره واقعه (۵۶)، آیات ۲۲ و ۲۳، و آیات ۳۵ تا ۳۷:

«وَحُورٌ عِينٌ ۝ كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ»

«و حوران چشم‌درشت، مثل لؤلؤ نهان میان صدف،»

«إِنَّا أَنْشَأْنَاهُنَّ إِنْشَاءً ۝ فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْكَارًا ۝ عُرُبًا أَتْرَابًا»

«ما آنان را پدید آورده‌ایم پدید آوردنی، و ایشان را دوشیزه گردانیده‌ایم، شوی دوست همسال،»

سوره رحمن (۵۵)، آیه ۵۶:

«فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ»

«در آن [باغها، دلبرانی] فروهشته‌نگاهند که دست هیچ انس و جنی پیش از ایشان به آنها نرسیده است.»

و سوره نبأ (۷۸)، آیه ۳۳: «وَكَوَاعِبَ أَتْرَابًا»، که مفسران کلاسیک آن را به دخترانی همسال با سینه‌های برآمده معنا کرده‌اند.

نسخه قبلی نوشته بود «ده‌ها آیه» درباره حورالعین هست. دقیق‌تر این است: واژه «حور» در چهار آیه آمده (دخان ۵۴، طور ۲۰، رحمن ۷۲، واقعه ۲۲)، و توصیف‌های مرتبط با همسران باکره و «فروهشته‌نگاه» در چند آیه دیگر (صافات ۴۸ و ۴۹، ص ۵۲، رحمن ۵۶، واقعه ۳۵ تا ۳۷، نبأ ۳۳). عدد کمتر است، اما تصویر به همان اندازه یک‌سویه است. ویژگی‌هایی که برجسته شده‌اند گویا هستند: باکرگی («لَمْ يَطْمِثْهُنَّ»، هیچ‌کس پیش از آنان با ایشان نیامیخته)، نگاه فروهشته («قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ»، زنانی که به جز همسرشان به کسی نگاه نمی‌کنند)، پنهان‌شدگی («مَقْصُورَاتٌ فِي الْخِيَامِ»، در خیمه‌ها نگاه‌داشته‌شده، رحمن ۷۲)، و جوانی و اشتیاق به شوهر. این دقیقاً فهرست آرزوهای یک مرد در جامعه‌ای است که بر کنترل جنسی زن بنا شده: زنی که هیچ‌کس پیش از او لمسش نکرده، به کسی جز او نگاه نمی‌کند و از خانه بیرون نمی‌رود.

زن مؤمن در این بهشت چه پاداشی دارد؟ قرآن تقریباً ساکت است. آیاتی از «أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ» (همسران پاکیزه، بقره ۲۵) سخن می‌گویند که از نظر دستوری می‌تواند به هر دو جنس اشاره کند، و آیاتی از ورود مؤمنان «با همسرانشان» به بهشت. اما هیچ معادل مذکری برای حوری وجود ندارد؛ هیچ توصیفی از مردان باکره و فروهشته‌نگاه برای زنان. میل جنسی زن در آخرت‌شناسی قرآن یا وجود ندارد یا ارزش توصیف ندارد.

دفاع پژوهشی: کریستف لوکزنبرگ در کتاب «خوانش سریانی‌ـ‌آرامی قرآن» (۲۰۰۰) این فرضیه را مطرح کرد که «حور عین» در اصل به معنای «انگورهای سفید» بوده و بعدها به اشتباه دختران بهشتی فهمیده شده است. این فرضیه در میان پژوهشگران قرآن بحث‌برانگیز است و بسیاری آن را رد کرده‌اند. اما حتی اگر درباره واژه «حور» درست باشد، نمی‌تواند «أَبْكَارًا» (دوشیزگان)، «عُرُبًا» (شوی‌دوستان) یا «لَمْ يَطْمِثْهُنَّ» (کسی با آنان نیامیخته) را توضیح دهد. انگور دوشیزه نیست. و مهم‌تر: چهارده قرن سنت اسلامی، از تفاسیر کلاسیک تا خطبه‌های امروز، این آیات را به معنای زنان بهشتی فهمیده و تبلیغ کرده است. اثر اجتماعی یک متن را خوانش تاریخی‌اش می‌سازد، نه فرضیه یک زبان‌شناس در قرن بیست‌ویکم.

جمع‌بندی: بدنی که به دیگری تعلق دارد

اگر آیات این بخش را کنار هم بچینیم، یک سیر روشن دیده می‌شود. در دنیا، بدن زن آزاد به شوهر تعلق دارد (کشتزار، تمکین)؛ بدن زن برده به مالک (ملک یمین)؛ بدن زن اسیر، حتی اگر شوهر داشته باشد، به فاتح (نساء ۲۴ و روایت اوطاس)؛ بدن دختر نابالغ به ولی و شوهری که ولی برمی‌گزیند (طلاق ۴)؛ و پوشاندن بدن، نه حق انتخاب، بلکه نشانه‌ای طبقاتی برای جدا کردن زن محافظت‌شده از زن بی‌دفاع است (احزاب ۵۹). در آخرت هم زن به پاداش بدن مردان مؤمن تبدیل می‌شود.

در هیچ‌کدام از این موقعیت‌ها، زن مالک بدن خود نیست. این نقطه مشترک، ساده‌ترین توضیح طبیعی را دارد: متنی که در جامعه‌ای پدرسالار، برده‌دار و جنگجو شکل گرفته، هنجارهای جنسی مردان آن جامعه را بازتاب می‌دهد و با امضای الهی آن را تثبیت می‌کند. توضیح الهی باید بگوید چرا آفریننده جهان، بهشت را دقیقاً مطابق با خیال‌پردازی جنسی مردان عرب قرن هفتم طراحی کرد، و چرا قانونش آمیزش با زن اسیرِ شوهردار را پس از یک دوره عده مجاز کرد.

در بخش سوم به ابزارهای اجرای این نظام می‌رسیم: زدن، حبس خانگی، لعان و طلاقی که فقط در دست مرد است. همه نوشته‌های این موضوع در دسته زن‌ستیزی در اسلام و نوشته‌های مرتبط با بردگی در دسته برده‌داری در مرتدین گرد آمده‌اند.

مجموعه زن‌ستیزی در قرآن: بخش اول | بخش دوم (همین نوشته) | بخش سوم | بخش چهارم

منابع

منابع اولیه

  • قرآن، ترجمه محمدمهدی فولادوند. متن و ترجمه در تنزیل.
  • صحیح مسلم، حدیث ۱۴۵۶ (شأن نزول نساء ۲۴ در جنگ اوطاس): sunnah.com/muslim:1456؛ روایت‌های موازی در سنن ترمذی، نسائی و ابوداوود: جست‌وجوی «Awtas» در sunnah.com
  • صحیح بخاری، حدیث ۳۰۴ (نقص دین به دلیل عادت ماهانه): sunnah.com/bukhari:304
  • صحیح بخاری، کتاب نکاح، باب ازدواج دادن فرزندان خردسال (با استناد به طلاق ۴)، و حدیث ۵۱۳۳ (سن عایشه).
  • طبری، جامع البیان، و ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ذیل احزاب ۵۹، نور ۳۳ و طلاق ۴.

پژوهش‌ها

  • کشیا علی، ازدواج و بردگی در صدر اسلام (Kecia Ali, Marriage and Slavery in Early Islam, Harvard University Press, 2010).
  • کشیا علی، اخلاق جنسی و اسلام (Kecia Ali, Sexual Ethics and Islam, Oneworld, 2006/2016).
  • کریستف لوکزنبرگ، خوانش سریانی‌ـ‌آرامی قرآن (Christoph Luxenberg, Die syro-aramäische Lesart des Koran, 2000؛ ترجمه انگلیسی ۲۰۰۷).
  • جان استوارت میل، انقیاد زنان (۱۸۶۹)، فصل دوم: پروژه گوتنبرگ

گزارش‌ها و اسناد

  • کمیسیون مستقل بین‌المللی تحقیق درباره سوریه، «آمدند که نابود کنند: جنایات داعش علیه ایزدیان»، شورای حقوق بشر سازمان ملل، ژوئن ۲۰۱۶: بیانیه و خلاصه گزارش
  • گزارش نیوزویک درباره جزوه «پرسش و پاسخ درباره اسیران و بردگان» داعش (ترجمه ممری): Newsweek
  • اعلامیه رفع خشونت علیه زنان، مجمع عمومی سازمان ملل، ۱۹۹۳، ماده ۲.
  • اساسنامه رم دیوان کیفری بین‌المللی (۱۹۹۸)، ماده ۷.

مطالب مرتبط

2 دیدگاه‌

  1. 0

    […] اول [فعلی] ، بخش دوم [لینک] ، بخش سوم [لینک] ، بخش چهارم [لینک] […]

  2. 0

    […] تکرارش نمی‌کنم. پیوند این احکام با تن زن اسیر را هم بخش دوم زن‌ستیزی در قرآن باز کرده […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *