آیا در قرآن «گسترش آسمان» همان انبساط کیهان است؟

شعبده‌بازی با واژگان برای پنهان کردن خرافات باستانی

یکی از بزرگترین دستاوردهای علمی بشر در قرن بیستم، کشف انبساط کیهان توسط ادوین هابل (Edwin Hubble) در سال ۱۹۲۹ بود. مشاهدات او نشان داد که کهکشان‌ها در حال دور شدن از یکدیگر هستند و فضای میان آن‌ها در حال گسترش است. این کشف حیرت‌انگیز، پایه‌های نظریه بیگ‌بنگ را مستحکم کرد و درک ما را از کیهان برای همیشه تغییر داد. اما طبق معمول، دستگاه تبلیغاتی دین که در تولید علم و اندیشه در دنیای مدرن عقیم مانده است، پس از دهه‌ها سکوت و بی‌خبری، ناگهان بیدار شد تا این دستاورد عظیم علمی را نیز مصادره به مطلوب کند.

مبلغان مذهبی و سوداگران «اعجاز علمی»، با زیر و رو کردن کلمات قرآن، آیه‌ای را یافتند تا ادعا کنند که محمد در قرن هفتم میلادی، تلسکوپ فضایی در اختیار داشته و انبساط متریک فضا-زمان را کشف کرده است! اما وقتی این ادعای پرطمطراق را با لنز زبان‌شناسی تاریخی، کیهان‌شناسی مدرن و اسطوره‌شناسی باستان بررسی می‌کنیم، چیزی جز یک تقلب زبانی و مصادره‌ی وقیحانه‌ی علم نصیبمان نمی‌شود.

 

آیه مورد بحث: سازندگان خیمه کیهانی

متنی که ماله‌کشان مذهبی با استناد به آن، ادعای کشف انبساط کیهان را دارند، آیه ۴۷ از سوره ذاریات است:

وَالسَّمَاءَ بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ

ترجمه محمدمهدی فولادوند: «و آسمان را به قدرت خود برافراشتيم و بى‏‌گمان ما [آسمان]گستريم.»

با خواندن این ترجمه و دیدن کلمه «گستریم»، ذهن مخاطب ناآشنا با ادبیات عرب و تاریخ تفسیر، بلافاصله به یاد بادکنکی می‌افتد که در حال باد شدن است (مثال رایج انبساط کیهان). اما آیا واقعیت زبانی و تاریخی این آیه چنین چیزی را تایید می‌کند؟

 

کالبدشکافی زبانی: توهم حرکت در یک صفت ایستا

تمام بار ادعای اعجاز در این آیه، روی کلمه «لَمُوسِعُونَ» استوار است. اعجاز‌تراشان ادعا می‌کنند این کلمه به معنای «ما در حال گسترش دادنِ پیوسته هستیم» است. این ادعا از نظر قواعد زبان عربی کلاسیک یک فریب آشکار است.

۱. وسعت دادن در برابر قدرتمند بودن:

کلمه «مُوسِع» اسم فاعل از ریشه «و-س-ع» است. در زبان عربی، کلمه «وُسع» به معنای توانایی، طاقت و ثروت است. «موسع» به کسی می‌گویند که دارای وسعت امکانات، غنی و توانا باشد. دقیقاً به همین دلیل است که در آیه ۲۳۶ سوره بقره می‌خوانیم: «عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَعَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ» (بر توانگر به اندازه توانش و بر تنگدست به اندازه توانش). در اینجا «موسع» به معنای «منبسط‌کننده» نیست، بلکه به معنای «فرد توانا و غنی» است [1].

۲. ایستا بودن در برابر انبساط مستمر:

حتی اگر فرض کنیم «موسعون» به معنای «وسعت‌دهندگان» باشد، در ادبیات عرب و فهم مردمان آن زمان، این به معنای یک وسعت ایستای از پیش ساخته شده است، نه یک فرآیند دینامیک و در حال انبساط. وقتی شما می‌گویید «من خانه را وسیع ساختم»، منظور این نیست که دیوارهای خانه هر لحظه در حال دور شدن از هم هستند؛ بلکه یعنی ابعاد آن را بزرگ و پهناور بنا کرده‌اید.

برای اثبات این موضوع، کافی است به مفسران کلاسیک و بزرگ اسلامی مراجعه کنیم که زبان مادری‌شان عربی بود و دغدغه آشتی دادن قرآن با ادوین هابل را نداشتند!

محمد بن جریر طبری (بزرگترین مفسر تاریخ اسلام) در تفسیر خود می‌نویسد: «وإنا لموسعون: یعنی ما بر خلق آن تواناییم (ذو سعة) و همچنین روزیِ آفریدگان را وسعت می‌بخشیم» [2].

ابن کثیر نیز می‌گوید: «یعنی ما پهنای آن را گسترده ساختیم و سقف آن را بالا بردیم» [3].

هیچ‌یک از مسلمانان در ۱۴۰۰ سال گذشته تا پیش از قرن بیستم، از این آیه «انبساط مستمر و پویای کیهان» را نفهمیدند. آن‌ها صرفاً درک می‌کردند که خدایشان یک سقف بسیار پهناور و بزرگ (استاتیک) بالای سرشان کشیده است و قدرت و ثروت زیادی دارد.

 

تناقض مرگبار با کیهان‌شناسی: آسمان به مثابه یک گنبد جامد

نکته‌ای که معجزه تراشان مذهبی به عمد آن را پنهان می‌کنند، ابتدای همین آیه است: «بَنَيْنَاهَا» (آن را بنا کردیم).

کلمه «بناء» برای ساختن یک عمارت و سازه‌ی فیزیکی به کار می‌رود. قرآن به طور سیستماتیک در سراسر متنش، آسمان را نه به عنوان فضایی خالی و یک خلأ منبسط‌شونده، بلکه به عنوان یک «سقف جامد و فیزیکی» توصیف می‌کند.

به این آیات توجه کنید:

  • سوره انبیاء، آیه ۳۲: «وَجَعَلْنَا السَّمَاءَ سَقْفًا مَحْفُوظًا» (و آسمان را سقفى محفوظ قرار داديم).
  • سوره حج، آیه ۶۵: «وَيُمْسِكُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ» (و آسمان را نگه مى‌دارد تا [مبادا] بر زمين فرو افتد).
  • سوره رعد، آیه ۲: «اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا» (خدا همان كسى است كه آسمانها را بدون ستونهايى كه آنها را ببينيد برافراشت).

آیا خلا و فضا-زمانِ نظریه نسبیت عام انیشتین، نیازی به ستون دارد تا روی زمین نیفتد؟ آیا فضا-زمان سقف است؟ آیا انبساط کیهان به معنای بزرگ شدن یک سقف بتنی یا آجری است؟

قرآن کیهان را شبیه به یک چادر عظیم یا یک ساختمان با سقفِ گنبدی می‌داند که خدا آن را بدون ستون روی زمینِ تخت نگه داشته است. در چنین کیهان‌شناسی بدوی و اسطوره‌ای، کلمه «موسعون» صرفاً به معنای این است که «ما این خیمه/سقف را بسیار پهناور و بزرگ ساختیم». این هیچ ربطی به Redshift (انتقال به سرخ) و دور شدن کهکشان‌ها در اخترفیزیک مدرن ندارد [4].

 

ریشه‌های باستانی: سرقت از ادبیات خاورمیانه و تورات

در اینجا نیز با یک ایده اورجینال روبرو نیستیم. تشبیه آسمان به یک خیمه پهناور یا یک سقف برافراشته که گسترانیده شده است، یکی از کلیشه‌های اصلی ادبیات خاورمیانه باستان است. محمد و نویسندگان قرآن صرفاً این استعاره‌های ادبی یهودی-مسیحی و خاورمیانه‌ای را بازتولید کرده‌اند.

هزاران سال پیش از اسلام، در متون عهد عتیق (تورات و کتاب انبیای یهود) دقیقاً همین تعابیر در مورد پهن کردن و گستردن آسمان به کار رفته است:

  • کتاب اشعیا، باب ۴۰، آیه ۲۲: «اوست که بر دایره‌ی زمین می‌نشیند… اوست که آسمان‌ها را همچون پرده‌ای می‌گستراند و آن‌ها را مانند خیمه‌ای برای سکونت پهن می‌کند.» [5]
  • کتاب مزامیر (زبور داوود)، باب ۱۰۴، آیه ۲: «خویشتن را به نور همچون جامه پوشانیده‌ای، و آسمان‌ها را همچون خیمه‌ای گسترانیده‌ای.» [6]

نویسندگان عهد عتیق و به تبع آن‌ها نویسنده قرآن، کیهان را به چشم یک چادر عشایری یا خیمه می‌دیدند. وقتی یک بادیه‌نشین در قرن هفتم خیمه خود را برپا می‌کرد، پارچه آن را «می‌گسترد» و با طناب و میخ آن را محکم می‌کرد و بالا می‌برد. خدای قرآن (الله) نیز دقیقاً مانند یک رئیس قبیله باستانی عمل می‌کند: او خیمه آسمان را بالا برده (رفعناها/بنیناها) و آن را بسیار وسیع و پهناور گسترده است (موسعون).

اینکه اعجاز‌تراشان امروزی تلاش می‌کنند استعاره‌ی شاعرانه و باستانیِ «پهن کردن چادر» در کتاب اشعیا و قرآن را به کشفیات تلسکوپ فضایی جیمز وب و انبساط متریک فضا گره بزنند، نه تنها توهین به علم، بلکه نشان‌دهنده سقوط یک تمدن به ورطه‌ی خودفریبی و توهم است.

 

نتیجه‌گیری

تلاش برای تطبیق آیه ۴۷ سوره ذاریات با انبساط کیهان، یک زمان‌پریشی مضحک است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که:

۱. واژه «موسعون» در زبان و ادبیات زمان خود، به معنای «دارای قدرت و وسعت (به شکل ایستا)» بوده است، نه یک فرآیند مستمر فیزیکی.

۲. ادعای ساختن فیزیکی آسمان (بنیناها) و ترسِ مکرر قرآن از سقوط این سقف بر سر مردم، اثبات می‌کند که قرآن به مدل «گنبد جامد آسمان» اعتقاد دارد که در تضاد مطلق با درک مدرن از فضاست.

۳. مفهوم گستردن آسمان، قرن‌ها پیش از اسلام در متون یهودی مانند کتاب اشعیا به عنوان استعاره‌ای از «برپا کردن خیمه الهی» وجود داشته است.

پذیرش این حقیقت که متون باستانی صرفاً انعکاس‌دهنده دانش محدود و اسطوره‌های زمانه‌ی خود هستند، بسیار شرافتمندانه‌تر از آن است که برای فرار از واقعیت، کلمات را شکنجه دهیم تا از دل آن‌ها فیزیک مدرن استخراج کنیم. آسمانِ قرآن، سقفی است که ممکن است هر لحظه فرو بریزد؛ چنین سقفی قابلیت انبساط کیهانی ندارد، بلکه نیازمند تعمیرات اساسی است!

منابع:

{1} ابن منظور، محمد بن مکرم. لسان العرب. ذیل ریشه «وسع». (توضیح واژگانی مبنی بر ارتباط وسع با توانگری و غنا).

{2} الطبری، محمد بن جریر. جامع البیان عن تأویل آی القرآن. تفسیر آیه ۴۷ سوره ذاریات.

{3} ابن کثیر، اسماعیل بن عمر. تفسیر القرآن العظیم. تفسیر آیه ۴۷ سوره ذاریات.

{4} Hawking, S. (1988). A Brief History of Time. Bantam Books. (برای درک مفهوم دقیق فضازمان و تضاد آن با مفهوم سقف در کیهان‌شناسی).

{5} کتاب مقدس (عهد عتیق)، کتاب اشعیا، باب ۴۰، آیه ۲۲. (ترجمه استاندارد).

{6} کتاب مقدس (عهد عتیق)، کتاب مزامیر، باب ۱۰۴، آیه ۲.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *