گسترش آسمان و انبساط کیهان در قرآن: معجزهای که مترجمان نوشتند
«و ماییم که مقتدریم.» این ترجمه مهدی الهی قمشهای است از دو واژه پایانی آیه ۴۷ سوره ذاریات. عبدالمحمد آیتی همان دو واژه را چنین برگردانده: «و حقا که ما تواناییم.» بهاءالدین خرمشاهی: «و ما توانمندیم.» حالا ترجمه ناصر مکارم شیرازی را بخوانید: «و همواره آن را وسعت میبخشیم!» و محسن قرائتی را، که در تفسیرش زیر همین آیه نوشته آسمان در حال گسترش است و این گسترش ادامه دارد. متن عربی برای هر پنج نفر یکی بود: وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ.
میان این دو خانواده ترجمه نسخه خطی تازهای پیدا نشده است؛ یک کشف علمی فاصله انداخته. در ۱۹۲۹ ادوین هابل نشان داد کهکشانها از هم دور میشوند، و چند دهه بعد واژهای که سیزده قرن «توانا» و «گشادهدست» معنا شده بود، سند انبساط کیهان در قرآن شد. این نوشته از مجموعه «کیهانشناسی و آفرینش» در مرتدین (Mortadin) نشان میدهد که این معجزه در آیه نیست، در ترجمه آیه است: در یک «همواره» که در عربی وجود ندارد، در مفعولی که مترجم افزوده، و در کنار گذاشتن بیسروصدای هر آنچه مفسران پیش از هابل گفته بودند.
فهرست مطالب
- ادعای انبساط کیهان در قرآن دقیقا چه میگوید؟
- انبساط کیهان در علم چیست؟
- «موسعون» در عربی یعنی چه؟
- سیزده قرن تفسیر: توانایی، روزی، سقف فراخ
- معجزه در ترجمه متولد شد
- آسمانی که «بنا» شده، منبسط نمیشود
- آزمون کنترل: اشعیا زودتر و صریحتر گفته بود
- پیشبینیای که شکست خورد: «آسمان را درمیپیچیم»
- کارنامه ادعا در جدول آزمون
- قویترین دفاع: «گستراندن یکی از معانی واژه است و اسم فاعل بر استمرار دلالت دارد»
- جمعبندی: واژهای که توانایی بود و انبساط کیهان شد
- پرسشهای رایج درباره انبساط کیهان در قرآن
- منابع
- مطالعه بیشتر در مجموعه کیهانشناسی و آفرینش
ادعای انبساط کیهان در قرآن دقیقا چه میگوید؟
وَالسَّمَاءَ بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ
«و آسمان را به قدرت خود برافراشتیم، و بیگمان، ما [آسمان]گستریم!» (ذاریات، ۵۱:۴۷)
ترجمه بالا از فولادوند است و دو چیز در آن دیدنی است: واژه «آسمان» در قلاب، که مترجم افزوده، و علامت تعجب، که هیجان مترجم را نشان میدهد. ادعا این است که «موسعون» یعنی «ما پیوسته گسترشدهندهایم» و مفعولش آسمان است؛ پس قرآن چهارده قرن پیش از تلسکوپ گفته که کیهان منبسط میشود.
پایگاه پرسش و پاسخ دینی اسلامکوئست مینویسد این تفسیر «میتواند نشانی از اعجاز قرآن نیز باشد، زیرا هنگامی که هیچ کدام از فناوریهای نوین در اختیار نبود، این کتاب مقدس به موضوعی اشاره کرده که بیش از هزار سال بعد اثبات شد». موریس بوکای در ۱۹۷۶ آیه را چنین برگرداند: «آسمان را با قدرت ساختیم. بهراستی ما آن را منبسط میکنیم.» و مصطفی خرمدل در پانویس ترجمهاش مینویسد این بخش آیه «اشاره به نظریه گسترش جهان دارد» و از دور شدن کهکشانها و انفجار عظیم آغازین میگوید.
برای اینکه این ادعا درست باشد، چهار چیز باید برقرار باشد: واژه باید همین معنا را بدهد، خوانندگان پیش از هابل باید دستکم گاهی همین را فهمیده باشند، جزئیات آیه باید با انبساط کیهان بخواند، و همین روش نباید در کتابهای دیگر هم انبساط کیهان پیدا کند. اینها چکیده همان هشت معیاری است که در معیارهای معجزه علمی آمده، و همانجا دیدیم که این عبارت از نخستین معیار، یعنی تعین، نمیگذرد. اینجا پرونده را کامل باز میکنیم.
انبساط کیهان در علم چیست؟
انبساط کیهان جملهای کلی درباره بزرگ بودن آسمان نیست؛ گزارهای دقیق و اندازهپذیر است. کهکشانهای دور از ما دور میشوند و سرعت دور شدنشان با فاصلهشان متناسب است: کهکشانی که دو برابر دورتر است، دو برابر تندتر میرود. الکساندر فریدمان در ۱۹۲۲ و ژرژ لومتر در ۱۹۲۷ این را از معادلههای نسبیت عام بیرون کشیدند، و ادوین هابل در ۱۹۲۹ با اندازهگیری فاصله و سرخگرایی کهکشانها رابطه را منتشر کرد.
آنچه منبسط میشود خود فضا میان خوشههای کهکشانی است، نه جسمی به نام آسمان. منظومه شمسی و کهکشان ما، که با گرانش به هم بستهاند، بزرگ نمیشوند.
دو نکته تاریخی هم هست. اینشتین در ۱۹۱۷ جملهای به معادلههایش افزود تا جهان ایستا بماند، چون ایستا بودن جهان را بدیهی میدانست؛ مدافعان این را شاهد میگیرند که «حتی اینشتین هم نمیدانست». و در ۱۹۹۸ دو گروه رصدی نشان دادند که انبساط کیهان نهتنها ادامه دارد، بلکه شتاب میگیرد؛ کشفی که پایینتر به کارمان میآید.
«موسعون» در عربی یعنی چه؟
«موسع» اسم فاعل از «اوسع» است و این فعل دو کاربرد دارد. کاربرد نخست لازم است: «اوسع الرجل» یعنی آن مرد دارا و توانا شد. جوهری، لغوی سده چهارم هجری، به نقل قرطبی دقیقا همین آیه را شاهد همین معنا آورده است: وَأَوْسَعَ الرَّجُلُ أَيْ صَارَ ذَا سَعَةٍ وَغِنًى، و آیه یعنی أَغْنِيَاءُ قَادِرُونَ؛ دارا و تواناییم. خود قرآن هم واژه را به همین معنا به کار برده است: عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَعَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ (بقره، ۲:۲۳۶)، یعنی بر توانگر به اندازه توانش و بر تنگدست به اندازه توانش. در این آیه «موسع» در برابر «مقتر» نشسته است: دارا در برابر ندار.
کاربرد دوم متعدی است: چیزی را فراخ کردن. در این کاربرد فعل مفعول میخواهد، و آیه مفعولی ندارد. نمیگوید «آن را فراخکنندهایم»؛ میگوید «انا لموسعون» و تمام. مترجمی که مینویسد «آن را وسعت میبخشیم» مفعول را از خودش آورده است، و فولادوند دستکم آن را در قلاب گذاشته.
ساخت جمله هم راهنماست. آیه بعدی دقیقا همین قالب را دارد: «و زمین را گسترانیدهایم و چه نیکو گسترندگانیم» (ذاریات، ۵۱:۴۸). فَنِعْمَ الْمَاهِدُونَ در پایان آیه ۴۸ ستایش گوینده از خودش است، نه خبری درباره اینکه زمین هنوز دارد پهن میشود. «انا لموسعون» در پایان آیه ۴۷ همان نقش را دارد، مانند إِنَّا لَقَادِرُونَ (معارج، ۷۰:۴۰) که قرآن چند آیه را با آن میبندد. اگر اسم فاعل در آیه ۴۷ از کاری پیوسته و جاری خبر میدهد، در آیه ۴۸ هم باید چنین باشد، و آنوقت قرآن گفته است زمین همچنان در حال پهن شدن است.
سیزده قرن تفسیر: توانایی، روزی، سقف فراخ
آنچه نخستین خوانندگان عربزبان از این دو واژه فهمیدند ثبت شده است. طبری آیه را اینطور باز میکند: آسمان را رَفَعْنَاهَا سَقْفًا بِقُوَّةٍ، با نیرو به شکل سقفی برافراشتیم، و «موسعون» یعنی:
لَذُو سَعَةٍ بِخَلْقِهَا وَخَلْقِ مَا شِئْنَا أَنْ نَخْلُقَهُ وَقُدْرَةٍ عَلَيْهِ
«ما برای آفریدن آن و آفریدن هر چه بخواهیم گشایش و توانایی داریم.»
و بلافاصله به آیه ۲۳۶ بقره ارجاع میدهد. سپس قول دیگری از ابنزید میآورد: أَوْسَعَهَا، آن را فراخ ساخت؛ فعل ماضی، کاری انجامشده. مقاتل بن سلیمان، صاحب کهنترین تفسیر کامل موجود، میگوید: ما تواناییم که آن را هر گونه بخواهیم فراخ کنیم. باز هم سخن از توانایی است، نه از رخدادی جاری.
ابنجوزی در سده ششم هجری همه اقوال را یکجا شمرده و به پنج رسیده است:
| معنا | گوینده | موضوع |
|---|---|---|
| روزی را با باران فراخ میکنیم | حسن بصری | گشادهدستی خدا |
| تواناییم | ابنقتیبه | قدرت خدا |
| صاحب گشایشیم و چیزی بر ما تنگ نمیآید | به نقل ماوردی | بینیازی خدا |
| میان آسمان و زمین را فراخ کردیم | زجاج | فاصله سقف از کف |
| آسمان را فراخ ساختیم | ابنزید | پهناوری سقف |
سه قول از پنج قول اصلا درباره آسمان نیست. دو قول دیگر هم از اندازه حرف میزنند، نه از حرکت. فخر رازی همین را با تصویری روشن شرح میدهد: خدا آسمان را چنان فراخ ساخت که زمین و آب و هوای پیرامونش در برابر آن كَحَلْقَةٍ فِي فَلَاةٍ، مانند حلقهای در بیابان، است؛ و میافزاید که ساختن گنبدی چنین فراخ از بنایان برنمیآید. ابنکثیر: قَدْ وَسَّعْنَا أَرْجَاءَهَا وَرَفَعْنَاهَا بِغَيْرِ عَمَدٍ؛ کرانههایش را فراخ کردیم و بیستون بالایش بردیم. زمخشری: لَقَادِرُونَ، مِنَ الْوُسْعِ وَهُوَ الطَّاقَةُ؛ تواناییم، از «وسع» به معنای توان. سقفی پهناور که یک بار ساخته شده و سر جایش ایستاده، درست ضد جهانی است که هر لحظه بزرگتر میشود.
این فهم تا قرن بیستم ادامه داشت. محمد طاهر بن عاشور، مفسر تونسی که تفسیرش را دههها پس از کشف هابل نوشت، هنوز میگوید «موسع» یعنی ذَا وُسْعٍ، أَيْ قُدْرَةٍ، صاحب توان؛ و فعل «بنا کردن» را برای آسمان از این رو مناسب میداند که آسمان به چشم بیننده شبیه گنبد است.
محمدحسین طباطبایی در «المیزان» نخست دو معنای قدرت و نعمت را میآورد و فقط در پایان میافزاید «احتمال هم دارد» که منظور توسعه دادن آفرینش آسمان باشد، «که بحثهای ریاضی امروز هم آن را تأیید میکند». این جمله تاریخ تولد خوانش «گسترش آسمان» را نشان میدهد: احتمالی که پس از علم روز، و به پشتوانه علم روز، به ته فهرست افزوده شد.
معجزه در ترجمه متولد شد
ترجمهها این تاریخ تولد را دقیقتر نشان میدهند، چون تاریخ چاپ دارند.
| مترجم | سال | ترجمه «وإنا لموسعون» |
|---|---|---|
| جان رادول | ۱۸۶۱ | and given it its expanse (و به آن پهنا دادهایم) |
| ادوارد پالمر | ۱۸۸۰ | we do surely give it ample space (به آن فضای فراخ میدهیم) |
| محمد مارمادوک پیکتال | ۱۹۳۰ | We it is Who make the vast extent (ماییم که پهنه فراخ را میسازیم) |
| عبدالله یوسف علی | ۱۹۳۴ | We Who create the vastness of space (ماییم که فراخی فضا را میآفرینیم) |
| آرتور آربری | ۱۹۵۵ | We extend it wide (آن را پهناور میگسترانیم) |
| محمد اسد | ۱۹۸۰ | We who are steadily expanding it (ماییم که پیوسته منبسطش میکنیم) |
| صحیح اینترنشنال | ۱۹۹۷ | We are [its] expander (ما منبسطکننده [آن] هستیم) |
تا ۱۹۵۵ همه این مترجمان از پهنا و فراخی حرف میزنند، یعنی از اندازه. «پیوسته» و «منبسط کردن» از ۱۹۸۰ میآید. در فرانسه مرز را خود بوکای نشان داده است. رژی بلاشر، عربیدان سرشناس سوربن، عبارت را به «گشادهدستی» برگردانده بود، و بوکای این را کار مترجمی میداند که «نتوانسته معنا را دریابد». محمد حمیدالله گستردن را آورده بود اما، به گفته بوکای، با علامت سؤال. قاعده بوکای روشن است: مترجمی که معنای لغوی و کهن را آورده اشتباه کرده، و مترجمی که علم قرن بیستم را در آیه نشانده درست فهمیده است.
در فارسی هر دو خانواده کنار هم روی قفسهاند. قمشهای، آیتی، خرمشاهی و صفوی توانایی را آوردهاند. مجتبوی هر دو را با خط تیره کنار هم گذاشته: «ما تواناییم ـ یا گسترشدهندهایم». انصاریان نوشته «ما [همواره] وسعتدهندهایم» و دستکم «همواره» را در قلاب گذاشته. مکارم و قرائتی قلاب را هم برداشتهاند: «همواره آن را وسعت میبخشیم».
خواننده فارسیزبانی که فقط ترجمه مکارم را دارد، «همواره» و «آن را» را کلام خدا میخواند. هیچکدام در عربی نیست. این همان مهندسی ترجمه است که در خطای پسنگرانه در تفسیر قرآن وصف شد: نتیجه را در ترجمه میگذارند و بعد از ترجمه بیرونش میکشند.
آسمانی که «بنا» شده، منبسط نمیشود
حتی اگر «موسعون» را به گسترش آسمان برگردانیم، باید پرسید آسمان این آیه چیست. فعل آیه «بنینا» است: بنا کردیم. قرآن آسمان را «بنا» مینامد (بقره، ۲:۲۲)، «سقفی محفوظ» (انبیاء، ۲۱:۳۲)، چیزی که «بدون ستونهایی که آنها را ببینید» برافراشته شده (رعد، ۱۳:۲) و «هیچ گونه شکافتگی» ندارد (ق، ۵۰:۶). خدا نگهش داشته که بر زمین نیفتد (حج، ۲۲:۶۵)، و پارههایی از آن میتواند بر سر مردم بیفتد (سبأ، ۳۴:۹). طبری همین آیه را با «سقف» شرح کرد و ابنعاشور با «گنبد».
این تصویر با انبساط کیهان دو ناسازگاری دارد. اول، آنچه در کیهانشناسی منبسط میشود فضای میان خوشههای کهکشانی است، در مقیاسی که هیچ چشمی نمیبیند. آسمان بالای سر، با ماه و خورشید و ستارههای کهکشان خودمان، منبسط نمیشود. دوم، قرآن این سقف را به محکمی و بیدرز بودنش میستاید و از مخاطب میخواهد دوباره نگاه کند که آیا خللی در آن میبیند (ملک، ۶۷:۳). ستایش از بنایی است که تمام شده و سر جایش ایستاده، نه از چیزی که هر لحظه در حال تغییر است.
پرونده این سقف در سقف محفوظ در قرآن و طبقههایش در هفت آسمان در قرآن آمده است. و اینکه چرا نمیشود سقف را «زبان پدیداری» خواند و گسترش را «علم دقیق»، در قرآن و علم بحث شده است.
آزمون کنترل: اشعیا زودتر و صریحتر گفته بود
اگر «ما فراخکنندهایم» پیشبینی انبساط کیهان است، کتاب مقدس یهودیان حدود دوازده قرن پیش از قرآن همین را گفته، و با دستور زبانی که بیشتر به کار مدافع میآید. اشعیا ۴۰:۲۲ خدا را چنین وصف میکند: آن که آسمانها را مانند پردهای نازک میگستراند و مانند خیمهای برای نشستن پهن میکند. فعل عبری این جمله، «نوطه»، اسم فاعل است، درست مانند «موسع»، با این تفاوت که مفعولش، «شمیم» یعنی آسمانها، صریح در جمله آمده است. همین تعبیر در مزمور ۱۰۴:۲، ایوب ۹:۸ و زکریا ۱۲:۱ تکرار میشود.
مبلغان مسیحی از این آیهها همان استفادهای را میکنند که مبلغان مسلمان از آیه گسترش آسمان در سوره ذاریات. جیسون لایل، اخترفیزیکدان آفرینشگرا، در ۲۰۰۸ نوشت جالب است که کتاب مقدس اندیشه جهان در حال انبساط را هزاران سال پیش از آنکه علم سکولار آن را بپذیرد ثبت کرده است. هیو راس یازده آیه با همین فعل فهرست میکند. و تلمود بابلی، قرنها پیش از هر دو، همین آیه اشعیا را شاهد پایینترین آسمان از هفت آسمان آورده بود که نامش «ویلون»، یعنی پرده، است.
مدافع مسلمان اینجا دو راه دارد. اگر بگوید «گستراندن آسمان مانند خیمه» تصویر برپا کردن چادر است و ربطی به کهکشانها ندارد، درست گفته، و همین حکم درباره آیه خودش هم صادق است؛ آیهای که درست پس از آن زمین را «فرش» میکند. اگر بپذیرد که اشعیا انبساط کیهان را پیشبینی کرده، آیه ذاریات دیگر نه تازه است و نه یگانه. در هر دو حال معجزهای باقی نمیماند.
پیشبینیای که شکست خورد: «آسمان را درمیپیچیم»
ادبیات اعجاز به انبساط کیهان بسنده نکرد و پایان جهان را هم در قرآن یافت:
يَوْمَ نَطْوِي السَّمَاءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ ۚ كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ ۚ وَعْدًا عَلَيْنَا ۚ إِنَّا كُنَّا فَاعِلِينَ
«روزی که آسمان را همچون در پیچیدن صفحه نامهها در میپیچیم. همان گونه که بار نخست آفرینش را آغاز کردیم، دوباره آن را بازمیگردانیم. وعدهای است بر عهده ما، که ما انجامدهنده آنیم.» (انبیاء، ۲۱:۱۰۴)
زغلول نجار این آیه را توصیف «فروپاشی بزرگ» (بیگ کرانچ) میداند: جهان پس از انبساط دوباره جمع میشود و مانند طوماری درهم میپیچد. در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ این هم یکی از سرنوشتهای ممکن جهان در کیهانشناسی بود؛ اگر ماده به اندازه کافی باشد، گرانش انبساط را متوقف و وارونه میکند. اما در ۱۹۹۸ دو گروه رصدی با سنجش ابرنواخترهای دور نشان دادند که انبساط کیهان شتاب میگیرد، و مدل استاندارد امروز جهانی را وصف میکند که تا ابد منبسط و سرد میشود، نه جهانی که درهم میپیچد.
اینجا تنها جایی است که خوانش اعجازی واقعا چیزی را پیش از دادهها گفت: آینده را. و همان یک پیشبینی با شواهد بعدی جور درنیامد. مدافعان البته چیزی را پس نگرفتند؛ آیه طومار هر وقت لازم باشد «قیامت» است و ربطی به فیزیک ندارد. این همان الگوی نردبان عقبنشینی است که در اعجاز علمی قرآن چیست؟ وصف شد: هر جا متن با علم جور باشد علم است، و هر جا نباشد غیب.
کارنامه ادعا در جدول آزمون
| معیار | نتیجه |
|---|---|
| ۱. تعین | مردود. «موسعون» با توانایی، با روزیرسانی، با سقفی پهناور و با انبساط کیهان به یک اندازه جور است. |
| ۲. تقدم مستند | مردود. پنج قول کهن ثبت شده و هیچکدام دور شدن پیوسته اجرام از هم نیست؛ «پیوسته» از ۱۹۸۰ به ترجمهها آمد. |
| ۳. نوبودن | مردود. گستراندن آسمان در اشعیا، مزامیر، ایوب و زکریا قرنها پیشتر آمده است. |
| ۴. دقت انطباق | مردود. آیه نه از کهکشان میگوید، نه از فاصله، نه از سرعت؛ و آسمانش سقفی ساختهشده است. |
| ۵. حسابداری متقارن | مردود. «موسعون» علمی خوانده میشود و «ماهدون» در آیه بعد، که زمین را فرش میکند، نه. |
| ۶. ابطالپذیری | مردود. اگر جهان ایستا بود، آیه همچنان «ما تواناییم» معنا میشد و خطایی در کار نبود. |
| ۷. باروری پیشبینانه | مردود. هیچکس از این آیه به انبساط کیهان نرسید؛ تنها پیشبینی واقعی، درهمپیچیدن جهان، با شواهد جور درنیامد. |
| ۸. آزمون کنترل | مردود. همین روش در کتاب اشعیا هم انبساط کیهان پیدا میکند. |
قویترین دفاع: «گستراندن یکی از معانی واژه است و اسم فاعل بر استمرار دلالت دارد»
این جدیترین شکل ادعاست و نیمی از آن درست است: «اوسع» میتواند به معنای فراخ کردن باشد، و ابنزید در سده دوم هجری همین را گفته بود. اما از «میتواند» تا «معجزه» چهار گام فاصله است و هیچکدام برداشته نمیشود.
اول، معنای ممکن معنای مراد نیست. واژهای که پنج معنا برمیدارد و مفسران عربزبان سیزده قرن چهار معنای دیگر را همسنگ یا برتر دانستهاند، نمیتواند شاهد معنای پنجم باشد، مگر آنکه قرینهای در خود متن آن را تعیین کند. تنها قرینهای که مدافع دارد کشف هابل است، و آن بیرون از متن است.
دوم، اسم فاعل در عربی زمان ندارد. «ماهدون» در آیه بعد هم اسم فاعل است و کسی از آن نتیجه نمیگیرد که زمین همچنان در حال پهن شدن است. ابنزید همین واژه را با فعل ماضی معنا کرد. استمرار را مترجم با «همواره» به آیه افزوده است.
سوم، حتی «ما پیوسته فراخکننده آسمانیم» هنوز انبساط کیهان نیست. انبساط کیهان یعنی فاصله کهکشانها با آهنگی متناسب با فاصلهشان زیاد میشود. جملهای که هیچکدام از این جزئیات را ندارد، با سقفی که بزرگ ساخته شده هم جور است، و مفسران دقیقا همین را فهمیدند.
چهارم، گویندهای که میخواست از انبساط کیهان خبر بدهد واژه کم نداشت. کافی بود بگوید ستارگان از هم دور میشوند. عربی سده هفتم برای «دور شدن» و «ستاره» واژه داشت و مخاطب بادیهنشین هم جمله را میفهمید، حتی اگر باورش نمیکرد. آیه چنین نگفت. گفت «ما تواناییم»، و مترجمان قرن بیستم باقی را نوشتند.
جمعبندی: واژهای که توانایی بود و انبساط کیهان شد
آیه ۴۷ ذاریات از انبساط کیهان خبر نمیدهد. واژه محوریاش در خود قرآن به معنای «توانگر» آمده، در آیه مفعولی ندارد، و در قالبی نشسته که قرآن برای ستایش خدا از خودش به کار میبرد. مفسران سیزده قرن در آن توانایی، روزیرسانی و سقفی پهناور دیدند. مترجمان تا میانه قرن بیستم از «پهنا» نوشتند و فقط پس از آنکه انبساط کیهان به دانش عمومی بدل شد، «همواره» و «منبسط میکنیم» به ترجمهها راه یافت. طباطبایی خوانش تازه را با استناد به «بحثهای ریاضی امروز» به فهرست احتمالها افزود. همان تعبیر، با دستور زبانی صریحتر، قرنها پیشتر در کتاب اشعیا آمده است. و تنها جایی که ادبیات اعجاز واقعا جلوتر از دادهها حرف زد، یعنی درهمپیچیدن جهان، دادهها راه دیگری رفتند.
انبساط کیهان را فریدمان و لومتر از معادلهها بیرون کشیدند و هابل با تلسکوپ صد اینچی رصدخانه مونت ویلسون دید. آیه در آن سالها همان معنایی را داشت که قمشهای نوشت: «و ماییم که مقتدریم.»
پرسشهای رایج درباره انبساط کیهان در قرآن
«و إنا لموسعون» یعنی چه؟
به گفته طبری یعنی ما گشایش و توانایی داریم. «موسع» در آیه ۲۳۶ بقره به معنای توانگر آمده است. معنای «فراخکننده» هم ممکن است، اما آیه مفعولی ندارد و مفسران کهن آن را به توانایی، روزی یا پهناوری سقف آسمان برگرداندهاند.
آیا مفسران قدیم از این آیه گسترش آسمان را فهمیده بودند؟
برخی، مانند ابنزید و فخر رازی، از فراخ ساختن آسمان گفتهاند، اما به معنای سقفی که بزرگ ساخته شده است. هیچکدام از دور شدن پیوسته اجرام آسمانی از هم سخن نگفتهاند.
چرا ترجمههای فارسی این آیه با هم فرق دارند؟
چون برخی معنای لغوی و کهن را آوردهاند («ما تواناییم») و برخی کشف قرن بیستم را به ترجمه افزودهاند («همواره آن را وسعت میبخشیم»). واژههای «همواره» و «آن را» در متن عربی نیست.
آیا کتاب مقدس هم از گسترش آسمان سخن گفته است؟
بله. اشعیا ۴۰:۲۲ و چندین آیه دیگر خدا را «گستراننده آسمانها» مینامند و مبلغان مسیحی همین را پیشبینی انبساط کیهان میدانند. این تعبیر در هر دو کتاب تصویر برپا کردن خیمه است.
منابع
منابع اولیه و سنتی
- قرآن، متن عربی و ترجمه محمدمهدی فولادوند، از پایگاه AlQuran Cloud؛ ترجمههای فارسی و انگلیسی دیگر آیه ۵۱:۴۷ هم از همین پایگاه گرفته شده است.
- محمد بن جریر طبری، «جامع البیان عن تأویل آی القرآن»، ذیل ذاریات ۵۱:۴۷. متن در tafsir.app
- مقاتل بن سلیمان، «تفسیر مقاتل»، ذیل ذاریات ۵۱:۴۷. متن در tafsir.app
- ابوالفرج ابنجوزی، «زاد المسیر»، ذیل ذاریات ۵۱:۴۷. متن در tafsir.app
- فخرالدین رازی، «مفاتیح الغیب»، ذیل ذاریات ۵۱:۴۷. متن در tafsir.app
- قرطبی، «الجامع لأحکام القرآن»، ذیل ذاریات ۵۱:۴۷ (نقل جوهری). متن در tafsir.app
- زمخشری، «الکشاف»، و ابنکثیر، «تفسیر القرآن العظیم»، ذیل همان آیه. الکشاف در tafsir.app
- محمد طاهر بن عاشور، «التحریر والتنویر»، ذیل ذاریات ۵۱:۴۷. متن در tafsir.app
- محمدحسین طباطبایی، «المیزان»، ترجمه محمدباقر موسوی همدانی، ج ۱۸، ذیل ذاریات ۴۷. متن فارسی
- محسن قرائتی، «تفسیر نور»، ج ۹، ص ۲۶۴. متن در دانشنامه اسلامی
- اسلامکوئست، «منظور از گسترش آسمان و فرششدن زمین در آیات ۴۷ و ۴۸ سوره ذاریات چیست؟». متن
- کتاب اشعیا ۴۰:۲۲، مزامیر ۱۰۴:۲، ایوب ۹:۸ و زکریا ۱۲:۱. متن عبری و ترجمه در سفاریا
- تلمود بابلی، رساله حگیگا، برگ ۱۲ب. متن در سفاریا
منابع پژوهشی، ترجمهها و گزارشها
- Edwin Hubble, “A relation between distance and radial velocity among extra-galactic nebulae,” PNAS 15, no. 3 (1929): 168–173. DOI
- Adam G. Riess et al., “Observational Evidence from Supernovae for an Accelerating Universe and a Cosmological Constant,” The Astronomical Journal 116 (1998): 1009–1038. DOI
- Saul Perlmutter et al., “Measurements of Ω and Λ from 42 High-Redshift Supernovae,” The Astrophysical Journal 517 (1999): 565–586. DOI
- J. M. Rodwell, The Koran, 1861, Sura 51. Text
- E. H. Palmer, The Qur’ân, Sacred Books of the East, vol. 9, 1880, chapter 51. Text
- Maurice Bucaille, The Bible, the Qur’an and Science (French original: Paris, Seghers, 1976), section “The Expansion of the Universe.” English text
- Jason Lisle, “The Universe Confirms the Bible,” Answers in Genesis, 6 March 2008. Text
- Hugh Ross, “What Does the Bible Say about the Big Bang?”, Reasons to Believe, 5 February 2023. Text
- Zaghloul El-Naggar, “The Big Crunch.” Text
- Nidhal Guessoum, Islam’s Quantum Question: Reconciling Muslim Tradition and Modern Science, London: I.B. Tauris, 2011.
مطالعه بیشتر در مجموعه کیهانشناسی و آفرینش
- آیا قرآن به بیگ بنگ اشاره کرده است؟ یک آیه، چهار نظریه، صفر پیشبینی
- آفرینش آسمان و زمین در قرآن: عرشی بر آب، دودی از دریا، سقفی بر زمین
- هفت آسمان در قرآن: لایههای جو، هفت سیاره یا جهانهای نادیدنی؟
- ستارگان در قرآن: زینت آسمان یا ابزار رجم شیاطین؟
- آیا قرآن ترتیب علمی آفرینش جهان را میداند؟ زمینی که پیش از ستارگان ساخته شد
- خورشید و ماه در قرآن: از سجده زیر عرش تا چشمه گلآلود
پایه روشی این مجموعه در چهار نوشته «مبانی و روش نقد اعجاز قرآن» آمده است: اعجاز علمی قرآن چیست؟، قرآن و علم، معیارهای معجزه علمی و خطای پسنگرانه در تفسیر قرآن.

2 دیدگاه
[…] را نشانه انبساط کیهان میدانند؛ پرونده این یکی در گسترش آسمان و انبساط کیهان در قرآن جدا بررسی شده […]
[…] […]