الله و منافع پیامبر: هم پوشانی یا تصادف؟

کالبدشکافی تقاطع وحی و قدرت شخصی

در بررسی انتقادی خاستگاه اسلام، یکی از چالش برانگیزترین و روشنگرترین مباحث، بررسی رابطه میان الله و منافع پیامبر: هم پوشانی یا تصادف؟ است. در الهیات سنتی، خداوند موجودی منزه، بی نیاز و فراتر از معادلات خرد و حقیر انسانی توصیف میشود. کلام چنین خدایی قاعدتا باید بازتاب دهنده قوانینی کلی، عادلانه و فارغ از سوگیری به نفع یک شخص خاص باشد. اما هنگامی که با رویکردی خردگرایانه و جامعه شناختی به متن قرآن نگاه میکنیم، با پدیده ای حیرت انگیز مواجه میشویم: اراده کائنات، نزول فرشتگان و صدور احکام ابدی، در اکثریت قریب به اتفاق موارد، در تطابق کامل و صد درصدی با نیازها، امیال، منافع اقتصادی و امنیت روانی شخص محمد بن عبدالله قرار دارد.

آیا این تقاطع مداوم میان خواسته های یک رهبر سیاسی در خاورمیانه باستان و فرامین خالق هستی، صرفا یک تصادف است؟ یا اینکه الله در قرآن، در واقع فرافکنی ذهنی و ابزار ایدئولوژیک پیامبر برای مشروعیت بخشیدن به منافع شخصی و حکومتی اش بوده است؟ در این مطلب تحلیلی و مستند، با بررسی آیاتی که مستقیما در خدمت تثبیت رانت های ویژه برای پیامبر نازل شده اند، اثبات میکنیم که این هم پوشانی، نه یک تصادف، بلکه ذات و مکانیزم اصلی تولید متن در دین اسلام است.

انحصار ثروت های بادآورده: قانون فیء و غنائم ویژه

برای تاسیس و نگهداری یک حکومت و یک ارتش ایدئولوژیک، هیچ چیز به اندازه منابع مالی اهمیت ندارد. پیامبر اسلام پس از هجرت به مدینه و آغاز درگیری با قبایل یهودی و کاروان های تجاری، به منابع مالی عظیمی دست یافت. در توزیع این ثروت ها، همواره میان او و جنگجویانش اختلاف نظر به وجود می آمد. در اینجا خدای اسلام دقیقا به عنوان یک حامی اقتصادی برای شخص رهبر وارد میدان میشود تا انحصار ثروت را در دست او تضمین کند.

بارزترین نمونه این انحصارطلبی اقتصادی با توجیه الهی، در ماجرای اموال بنی نضیر (یکی از قبایل ثروتمند یهودی مدینه) رخ داد. مسلمانان بدون درگیری نظامی سخت، اموال و زمین های این قبیله را غصب کردند. جنگجویان منتظر تقسیم این زمین های مرغوب (از جمله منطقه فدک) بودند، اما ناگهان وحی نازل شد و قانون جدیدی به نام «فیء» (ثروت بدون جنگ) را ابداع کرد تا کل این اموال را به عنوان دارایی شخصی و بلامنازع در اختیار پیامبر قرار دهد [1].

در سوره حشر آیه 6 این رانت عظیم اقتصادی چنین تئوریزه میشود:

«وَمَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَىٰ رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلَا رِكَابٍ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَىٰ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»

ترجمه محمدمهدی فولادوند: «و آنچه را خدا از آنان به رسم غنیمت عاید پیامبر خود گردانید، [شما براى به دست آوردن آن‌] اسب یا شترى نتاختید، ولى خدا فرستادگانش را بر هر که بخواهد چیره مى‌گرداند، و خدا بر هر کارى تواناست.»

سپس در آیه 7 همان سوره تاکید میکند که حق توزیع این اموال کاملا در اختیار پیامبر است. این هم پوشانی عجیب میان اراده خدا و جیب پیامبر، نشان میدهد که وحی در مدینه کارکردی کاملا مادی پیدا کرده بود. خدای قرآن در اینجا نقش یک حسابرس و مدیر مالی را بازی میکند که وظیفه اش تمرکز ثروت در دست رهبر است تا او بتواند با این منابع، مخالفان را بخرد، قبایل را مطیع کند و امپراتوری خود را گسترش دهد.

رهایی از الزامات عدالت زناشویی: چک سفید امضای جنسی

همانطور که در مطالب پیشین اشاره شد، قرآن رانت های جنسی ویژه ای به پیامبر اعطا کرده بود (مانند ازدواج بدون مهریه و تعدد زوجات نامحدود). اما یکی از شگفت انگیزترین موارد هم پوشانی الله و منافع پیامبر، جایی است که خدا او را حتی از رعایت قانون «عدالت در تقسیم شب ها» میان همسرانش معاف میکند.

در فرهنگ چندهمسری اعراب، مرد موظف بود شب های خود را به تساوی میان همسرانش تقسیم کند. پیامبر با داشتن زنان متعدد، در مدیریت این زمان بندی و فشارهای روانی ناشی از حسادت زنانش به شدت دچار مشکل و خستگی شده بود. او گاهی تمایل داشت با یکی از زنان (مثلا عایشه جوان) زمان بیشتری بگذراند، اما قوانین سنتی و اعتراض سایر زنان مانع میشد. در این بن بست عاطفی و جنسی، کائنات بار دیگر به یاری او می آید تا او را از این تعهد خسته کننده برهاند [2].

در سوره احزاب آیه 51، خداوند صریحا پیامبر را از رعایت مساوات میان همسران معاف میکند:

«تُرْجِي مَنْ تَشَاءُ مِنْهُنَّ وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَنْ تَشَاءُ ۖ وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكَ ۚ ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَنْ تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَلَا يَحْزَنَّ وَيَرْضَيْنَ بِمَا آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ…»

ترجمه محمدمهدی فولادوند: «نوبت هر کدام از آن زنها را که مى‌خواهى به تاخیر انداز و هر کدام را که مى‌خواهى پیش خود جاى ده، و بر تو باکى نیست که هر کدام را که ترک کرده‌اى [دوباره‌] طلب کنى. این نزدیکتر است براى اینکه چشمانشان روشن گردد و دلتنگ نشوند و همگیشان به آنچه به آنان داده‌اى خشنود گردند…»

این آیه، بی شرمانه ترین استفاده ابزاری از مفهوم الوهیت برای راحتی شخصی یک مرد است. خدا صراحتا به محمد میگوید: هر زنی را خواستی دور کن، هر زنی را خواستی نزدیک کن و هیچ گناهی بر تو نیست. جالب اینجاست که خدا ادعا میکند این قانون تبعیض آمیز باعث میشود زنان پیامبر خوشحال تر شوند! اینجاست که جمله معروف عایشه بار دیگر در ذهن طنین انداز میشود که پروردگار تو تنها برای برآوردن هوس های تو عجله میکند. آیا این سطح از انطباق خواسته های جنسی یک مرد با فرامین آسمانی، چیزی جز یک اختراع زمینی است؟

مصونیت در برابر پرسشگری: تقدس بخشیدن به دیکتاتوری

یک رهبر سیاسی در یک جامعه نوپا همواره با چالش پرسشگری، انتقاد و حتی بی احترامی از سوی زیردستان مواجه است. اعراب بادیه نشین مردمانی صریح و بی پروا بودند که به راحتی با روسای قبایل خود بحث میکردند و گاه صدای خود را بالا میبردند. محمد برای تاسیس یک حکومت مطلقه و ایدئولوژیک، نیازمند آن بود که این روحیه برابری طلبانه و صریح اعراب را در هم بشکند و فاصله ای طبقاتی و قدسی میان خود و پیروانش ایجاد کند.

برای رسیدن به این اتوریته مطلق، باز هم خدای قرآن وارد عمل میشود و قوانین آداب معاشرت درباری را با ضمانت اجرایی عذاب الهی وضع میکند.

در سوره حجرات آیات 1 و 2، الله هرگونه تقدم جستن بر پیامبر یا بلند کردن صدا در حضور او را مساوی با نابودی تمام اعمال نیک و کفر میداند:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (1) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تَشْعُرُونَ (2)»

ترجمه محمدمهدی فولادوند: «اى کسانى که ایمان آورده‌اید، در برابر خدا و پیامبرش [در هیچ کارى‌] پیشى مجویید و از خدا پروا بدارید که خدا شنواى داناست. اى کسانى که ایمان آورده‌اید، صدایتان را بلندتر از صداى پیامبر مکنید، و همچنانکه بعضى از شما با بعضى دیگر بلند سخن مى‌گویید با او به صداى بلند سخن مگویید، مبادا بى‌آنکه بدانید کرده‌هایتان تباه شود.»

خدای قرآن در اینجا یک بستر روانی ترسناک ایجاد میکند: اگر در بحث با رهبر صدایتان بالا برود، حتی اگر ندانید، تمام زحمات و عباداتتان نابود میشود و به جهنم میروید. این بهترین و کم هزینه ترین روش برای خفه کردن هرگونه نقد درون گروهی و ساکت کردن یاران و صحابه در مجالس مشورتی بود [3]. این میزان از هم پوشانی میان نیاز محمد به سکوت و اطاعت مطلق پیروانش، با دستورات خدا، نشان میدهد که وحی چیزی جز صدای درونی اقتدارگرایی پیامبر نبوده است.

انحصار ارتباط با آسمان: ابزاری برای رفع مسئولیت

یکی دیگر از ابعاد جالب هم پوشانی منافع پیامبر و الله در قرآن، استفاده از خدا به عنوان سپری برای فرار از پاسخگویی به مطالبات منطقی مخالفان است. مخالفان پیامبر بارها از او میخواستند که به عنوان اثبات ادعایش، معجزه ای ملموس و عینی (مانند زنده کردن مردگان، شکافتن کوه ها یا آوردن گنجی از آسمان) نشان دهد. پیامبر که توانایی انجام هیچ کار فراطبیعی را نداشت، در موقعیت بسیار ضعف و استیصال قرار میگرفت.

در تمام این موارد، وحی به کمک او می آید تا ناتوانی او را توجیه کند. خدا در آیاتی متعدد اعلام میکند که سنت او بر نشان دادن معجزه نیست و پیامبر تنها یک «بشیر و نذیر» (بشارت دهنده و ترساننده) است.

برای مثال در سوره اسراء آیه 59، خدا رسما پرونده درخواست معجزه را میبندد:

«وَمَا مَنَعَنَا أَنْ نُرْسِلَ بِالْآيَاتِ إِلَّا أَنْ كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ…»

ترجمه محمدمهدی فولادوند: «و [چیزى‌] ما را از فرستادن معجزات باز نداشت جز اینکه پیشینیان، آنها را به دروغ گرفتند…»

این پاسخ از نظر منطقی به شدت ضعیف و بهانه جویانه است. خدا میگوید چون اقوام قبلی معجزات را تکذیب کردند، من دیگر به محمد معجزه نمیدهم! این آیه در واقع راه فراری است که ذهن هوشمند محمد برای رهایی از فشار پرسشگران مکه ابداع کرد. او ناتوانی خود در اثبات ادعایش را به اراده تغییرناپذیر خدا نسبت داد و با این کار، موقعیت متزلزل خود را حفظ کرد.

نتیجه گیری

در تحلیل نهایی موضوع الله و منافع پیامبر: هم پوشانی یا تصادف؟ باید با قاطعیت گفت که در دنیای واقعیات و آمار، رخ دادن صدها مورد انطباق دقیق میان نیازهای سیاسی، مالی، جنسی و روانی یک انسان با فرامین خالق یک کیهان بی انتها، از نظر ریاضی و منطقی غیرممکن است. تصادف زمانی معنا دارد که دو رویداد مستقل بدون رابطه علی و معلولی تلاقی کنند. اما در مورد قرآن، رابطه ای کاملا ارگانیک و علت و معلولی وجود دارد.

متن قرآن پیرامون محور یک انسان می چرخد و رسالت اصلی اش، هموار کردن مسیر قدرت او، توجیه اشتباهاتش، سرکوب دشمنانش، و فراهم کردن بالاترین سطح از رفاه مادی و جنسی برای او در دل جامعه عربستان بوده است. الله در قرآن، صدای کیهان نیست؛ بلکه سایه پررنگ، استراتژیست پنهان و دستیار قدرتمند محمد بن عبدالله است که با پوشاندن لباس قداست بر امیال او، موفق شد یکی از ماندگارترین و در عین حال مستبدترین سیستم های اعتقادی تاریخ را بنا کند. درک این هم پوشانی، کلید اصلی رهایی ذهن از زندان تقدس گرایی است.

منابع:

[1] ابن هشام، السیرة النبویة، جلد سوم، بخش مربوط به غزوه بنی نضیر و نزول سوره حشر پیرامون احکام فیء.

[2] محمد بن جریر طبری، جامع البیان عن تاویل آی القرآن (تفسیر طبری)، ذیل تفسیر سوره احزاب، آیه 51 و روایات مربوط به اختیار پیامبر در تنظیم روابط با همسران.

[3] فخر رازی، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ذیل تفسیر سوره حجرات و شان نزول آیات در پی بلند کردن صدای ابوبکر و عمر در حضور پیامبر.

برچسب ها (Tags):

الله و منافع پیامبر, نقد اسلام, محمدمهدی فولادوند, منافع شخصی پیامبر, تناقضات قرآن, سوره احزاب, قانون فیء, سوره حشر, سوره حجرات, روانشناسی پیامبر, آتئیسم, نقد قرآن, اسلام شناسی, تاریخ مندی قرآن, همسران پیامبر, غنائم جنگی در اسلام

توضیحات متا:

الله و منافع پیامبر: هم پوشانی یا تصادف؟ این مقاله تحلیلی نشان میدهد که چگونه اراده خداوند در قرآن به شکلی سیستماتیک و شگفت انگیز با منافع سیاسی، اقتصادی و شخصی محمد بن عبدالله در هم آمیخته است و اسطوره بی طرفی و کیهانی بودن وحی را باطل میکند.

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *