الله و منافع پیامبر: هم‌پوشانی یا تصادف؟

دفتری با دو ستون باز کنید. در ستون راست هر آیه‌ای را بنویسید که به محمد چیزی می‌دهد: زن، مال، اختیار، مصونیت، آبرو. در ستون چپ هر آیه‌ای را که از او چیزی می‌گیرد، دستش را می‌بندد یا در دعوایی حق را به طرف مقابلش می‌دهد. بعد دو ستون را جمع بزنید.

این تمرین را هر کسی می‌تواند با یک قرآن و یک مداد انجام بدهد و نتیجه‌اش جای چانه زدن ندارد. ستون راست بلند است و پر از آیه‌های روشن. ستون چپ کوتاه است، و وقتی از نزدیک نگاهش کنید از آن هم کوتاه‌تر می‌شود.

این نوشته از مجموعه «نقد خدای اسلام» در مرتدین (Mortadin) همین دفتر را می‌نویسد. چهار نوشته پیشین هر کدام یک گوشه از هم‌پوشانی خواست الله و منافع پیامبر را نشان دادند. این‌جا حساب کل را می‌بندیم و می‌پرسیم: تصادف است؟ جواب را اول می‌گویم. تصادف نیست، و برای دیدنش نیازی به بدبینی هم نیست. کافی است همان معیاری را به کار ببریم که مسلمانان درباره هر مدعی دیگری به کار می‌برند.

فهرست مطالب

روش حساب: «منافع پیامبر» یعنی چه؟

منفعت فقط پول نیست. پنج چیز را می‌شماریم: امتیاز زناشویی، درآمد و دارایی، اختیار فرمان و داوری، مصونیت از نقد، و آبرو. آیه‌ای در ستون بستانکار می‌رود که یکی از این‌ها را به شخص محمد بدهد، یا در اختلافی که او یک طرفش بوده به سودش حکم کند. آیه‌ای در ستون بدهکار می‌رود که یکی از این‌ها را از او بگیرد یا حق را به مخالفش بدهد.

چرا این حساب مهم است؟ فرض کنید گوینده قرآن آفریدگاری است که با هیچ‌کس خویشاوندی ندارد. چنین گوینده‌ای وقتی درباره یک انسان و اطرافیانش حکم می‌کند، گاهی به سود او می‌گوید و گاهی به زیانش. حالا فرض کنید گوینده خود آن انسان است، آگاهانه یا ناآگاهانه. آن‌وقت انتظار داریم حکم‌ها یک‌طرفه باشند. دو فرضیه دو پیش‌بینی جدا دارند و دفتر نشان می‌دهد کدام درست درآمده است.

ستون بستانکار: منافع پیامبر در آیه‌ها

زمینه آیه آنچه به او رسید
زناشویی احزاب، ۳۷ ازدواج با همسر پیشین پسرخوانده
زناشویی احزاب، ۵۰ فهرست بلند زنان حلال و ازدواج بی مهر، «ویژه توست نه دیگر مؤمنان»
زناشویی احزاب، ۵۱ برداشته شدن نوبت برابر همسران
زناشویی تحریم، ۱ و ۲ باز شدن سوگندی که به سود همسرانش خورده بود
زناشویی احزاب، ۵۳ حرام شدن ابدی بیوه‌هایش بر دیگران
مالی انفال، ۱ و ۴۱ اختیار غنیمت و سهم ثابت از یک پنجم
مالی حشر، ۶ و ۷ همه دارایی‌ای که بی نبرد به دست آید
مالی مجادله، ۱۲ صدقه پیش از دیدار خصوصی
فرمان نساء، ۶۵ داوری او شرط ایمان
فرمان احزاب، ۳۶ هیچ اختیاری در برابر فرمان او
فرمان نساء، ۸۰ و فتح، ۱۰ اطاعت و بیعت با او یعنی با خدا
فرمان احزاب، ۶ «به مؤمنان از خودشان سزاوارتر»
مصونیت احزاب، ۵۷ و توبه، ۶۱ لعنت و عذاب برای آزارنده او
مصونیت حجرات، ۲ تباهی اعمال با بلند کردن صدا نزد او
مصونیت توبه، ۵۸ بی‌اعتبار شدن معترضان تقسیم مال
آبرو نور، ۱۱ تبرئه همسرش از تهمت
آبرو مسد، کوثر، قلم ۱۰ تا ۱۶ نفرین و دشنام به دشمنان شخصی‌اش
آبرو قلم، ۴ و شرح، ۴ «خویی والا» و نام بلند
آبرو فتح، ۲ آمرزش گناه گذشته و آینده
آبرو احزاب، ۵۶ درود خدا و فرشتگان بر او

بیست ردیف، بیش از سی آیه. جزئیات هر کدام را در وحی در خدمت مسائل روزمره پیامبر، خدای قرآن و مدیریت قدرت: از خانواده تا جنگ و خدای اسلام و دفاع شخصی و سیاسی از محمد آورده‌ایم. دو نکته درباره این ستون.

اول، قرآن خودش می‌داند که دارد امتیاز می‌دهد و آن را پنهان نمی‌کند:

«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۗ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا»

«ای پیامبر، ما برای تو آن همسرانی را که مهرشان را داده‌ای حلال کردیم، و [کنیزانی‌] را که خدا از غنیمت جنگی در اختیار تو قرار داده، و دختران عمویت و دختران عمه‌هایت و دختران دایی تو و دختران خاله‌هایت که با تو مهاجرت کرده‌اند، و زن مؤمنی که خود را [داوطلبانه‌] به پیامبر ببخشد-در صورتی که پیامبر بخواهد او را به زنی گیرد. [این ازدواج از روی بخشش‌] ویژه توست نه دیگر مؤمنان. ما نیک می‌دانیم که در مورد زنان و کنیزانشان چه بر آنان مقرر کرده‌ایم، تا برای تو مشکلی پیش نیاید، و خدا همواره آمرزنده مهربان است.» (احزاب، ۵۰؛ ترجمه فولادوند)

فهرست بلند است، ازدواج بی مهر با زنی که خود را ببخشد «ویژه توست نه دیگر مؤمنان»، و دلیل هم در خود آیه آمده: «تا برای تو مشکلی پیش نیاید». پس از ماجرای زینب هم می‌گوید: «بر پیامبر در آنچه خدا برای او فرض گردانیده گناهی نیست» (احزاب، ۳۸). امتیاز به زبان تکلیف گفته می‌شود: خدا بر او «فرض» کرده بود که آن زن را بگیرد.

دوم، فقیهان مسلمان هم این ستون را دیده‌اند و برایش باب جدا باز کرده‌اند. در فقه بابی هست به نام «خصائص النبی»، ویژگی‌های پیامبر، و سیوطی کتابی به نام «الخصائص الکبری» نوشته است. در این باب می‌خوانیم که او می‌توانست بیش از چهار زن داشته باشد، بی مهر زن بگیرد، و پیش از تقسیم غنیمت یک قلم را برای خود بردارد. به این آخری الصَّفِيّ می‌گفتند، برگزیده. عایشه می‌گوید: كَانَتْ صَفِيَّةُ مِنَ الصَّفِيِّ؛ صفیه از همین سهم برگزیده بود (سنن ابوداوود، ۲۹۹۴). انس بن مالک ماجرا را گفته است: در خیبر از زیبایی صفیه برای پیامبر گفتند، که شوهرش کشته شده بود و نوعروس بود، فَاصْطَفَاهَا النَّبِيُّ لِنَفْسِهِ؛ و پیامبر او را برای خود برگزید (صحیح بخاری، ۴۲۱۱).

ستون بدهکار: آیه‌هایی که به زیان او به نظر می‌رسند

دفتر بی ستون دوم دفتر نیست. مدافعان فهرستی دارند از آیه‌هایی که به گفته آنان هیچ جاعلی درباره خودش نمی‌نوشت. این فهرست را کامل می‌آوریم و یکی‌یکی می‌سنجیم.

«این کار در اختیار تو نیست»

پیامبر در نماز صبح کسانی را با نام نفرین می‌کرد و آیه آمد: «هیچ یک از این کارها در اختیار تو نیست؛ یا [خدا] بر آنان می‌بخشاید، یا عذابشان می‌کند» (آل‌عمران، ۱۲۸؛ صحیح بخاری، ۴۰۶۹). هنگام مرگ عمویش ابوطالب گفت تا نهی نشده‌ام برایت آمرزش می‌خواهم، و آیه آمد که پیامبر و مؤمنان را نرسد برای مشرکان آمرزش بخواهند، هر چند خویشاوند باشند (توبه، ۱۱۳؛ صحیح بخاری، ۴۶۷۵). و جای دیگر: «تو هر که را دوست داری نمی‌توانی راهنمایی کنی» (قصص، ۵۶).

این سه آیه از او چه می‌گیرند؟ اختیار نجات دادن دیگران را. از دارایی، فرمان و جایگاهش در این دنیا چیزی کم نمی‌شود. کارکردشان هم روشن است. پیروان می‌پرسند چرا عموی پیامبر، که عمری پشتیبانش بود، بی‌ایمان مرد؟ چرا نفرین او بر دشمنان کارگر نشد؟ این آیه‌ها جواب همین پرسش‌هایند. هر جا خواسته او درباره دیگران برآورده نشد، آیه‌ای توضیح داد که آن کار از اول با خدا بود. این‌ها خسارت نیستند؛ توجیه شکست‌اند.

«من هم بشری مثل شما هستم»

قرآن بارها از زبان او می‌گوید غیب نمی‌دانم، اختیار سود و زیان خودم را ندارم، و «اگر غیب می‌دانستم قطعا خیر بیشتری می‌اندوختم» (اعراف، ۱۸۸؛ همچنین انعام، ۵۰ و کهف، ۱۱۰). فروتنی است؟ ببینید این جمله‌ها کجا می‌آیند. مخالفان می‌گویند ایمان نمی‌آوریم تا چشمه‌ای از زمین بجوشانی، خانه‌ای از طلا داشته باشی یا به آسمان بروی. جواب: «آیا [من] جز بشری فرستاده هستم؟» (اسراء، ۹۰ تا ۹۳).

«من فقط بشرم» هر جا معجزه می‌خواهند گفته می‌شود و هر جا اطاعت می‌خواهد فراموش می‌شود. همان کسی که برای نیاوردن نشانه بشری مثل دیگران است، برای داوری و فرمان و سهم غنیمت هم‌ردیف خداست. این جمله‌ها او را از یک تعهد سنگین معاف می‌کنند، یعنی از اثبات ادعایش. در ستون بدهکار جایی ندارند.

وقتی آیه طرف عمر را می‌گیرد

عبدالله بن ابی که مرد، پیامبر بر جنازه‌اش ایستاد تا نماز بخواند. عمر جامه‌اش را گرفت و گفت بر منافق نماز می‌خوانی؟ پیامبر خواند. بعد آیه آمد: «هرگز بر هیچ مرده‌ای از آنان نماز مگزار» (توبه، ۸۴؛ صحیح بخاری، ۴۶۷۰). درباره اسیران بدر هم رأی نرم‌تر او و ابوبکر رد شد و رأی عمر، که می‌گفت گردنشان را بزنیم، تأیید (انفال، ۶۷؛ صحیح مسلم، ۱۷۶۳).

این‌جا واقعا آیه برخلاف کار او آمده است. ولی جهتش را ببینید. در هر دو مورد او نرمی کرده بود و وحی سختگیری خواست، و در هر دو مورد رأی نیرومندترین صحابی به کرسی نشست. رهبری که می‌بیند تصمیمش در میان یاران سختگیرش بد نشسته، آن را پس می‌گیرد، و پس گرفتنش را به خدا نسبت می‌دهد تا از اعتبار خودش چیزی کم نشود. جنبش از این اصلاح‌ها محکم‌تر بیرون آمد، نه ضعیف‌تر.

سرزنش‌ها و تهدیدها

سرزنش سوره عبس، «چرا حلال خدا را حرام کردی» و «چرا به آنان اجازه دادی» را در نوشته دوم سنجیده‌ایم: بیشترشان به اجازه‌ای تازه برای خود او ختم می‌شوند. می‌ماند دو تهدید. یکی این‌که اگر به مشرکان میل می‌کردی دو برابر عذابت می‌کردیم (اسراء، ۷۳ تا ۷۵)، و دیگری این‌که اگر سخنی بر ما می‌بست رگ قلبش را می‌بریدیم (حاقه، ۴۴ تا ۴۶). هر دو شرطی‌اند و شرط هیچ‌کدام رخ نداده است. تهدیدی که هرگز اجرا نمی‌شود هزینه‌ای ندارد و سودی دارد: به شنونده می‌گوید این مرد زیر نظر است و نمی‌تواند از خودش بگوید.

«از این پس زن دیگری بر تو حلال نیست»

این تنها آیه‌ای است که امتیازی مشخص را محدود می‌کند (احزاب، ۵۲). کنیزان را استثنا کرده است، و عایشه می‌گوید پیامبر از دنیا نرفت تا زنان دوباره بر او حلال شدند (سنن نسائی، ۳۲۰۴).

جمع ستون بدهکار

بیشتر این آیه‌ها خسارتی به او نمی‌زنند و کاری برایش می‌کنند: شکست را توجیه می‌کنند، از معجزه معافش می‌کنند، راستگویی‌اش را تضمین می‌کنند یا با اجازه‌ای تازه تمام می‌شوند. دو آیه واقعا تصمیم او را برمی‌گردانند، به سوی سختگیری و به رأی عمر. یک آیه امتیازی را می‌بندد که به روایت همسرش دوباره باز شد. می‌ماند سرزنش کوتاه سوره عبس، از سال‌های نخست مکه.

آنچه در این ستون نیست گویاتر است. آیه‌ای نیست که سهم او از غنیمت را کم کند. آیه‌ای نیست که در اختلافی مالی یا خانوادگی حق را به طرف او ندهد. آیه‌ای نیست که مشورت را الزام‌آور کند. قرآن می‌گوید با آنان مشورت کن، «و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن» (آل‌عمران، ۱۵۹)؛ تصمیم با خود اوست. و آیه‌ای نیست که بگوید پیامبر در فلان حکم خطا کرد و فلان زن، فلان برده یا فلان منتقد درست می‌گفت.

آزمون جابه‌جایی: اگر مدعی کس دیگری بود

مسلمانان این استدلال را خوب می‌شناسند، چون خودشان درباره دیگران به کارش می‌برند. جوزف اسمیت، بنیان‌گذار مورمون‌ها، در ۱۸۴۳ وحی‌ای اعلام کرد که چندهمسری را برایش روا می‌شمرد. در همان متن خدا به همسر او، اما اسمیت، با نام فرمان می‌دهد زنانی را که «به بنده‌ام جوزف داده شده‌اند» بپذیرد و به شوهرش وفادار بماند، وگرنه «نابود خواهد شد» (آموزه‌ها و پیمان‌ها، بخش ۱۳۲، بندهای ۵۲ و ۵۴).

هیچ مسلمانی برای داوری درباره این متن درنگ نمی‌کند. مردی می‌خواست زنان بیشتری بگیرد، همسرش مخالف بود، و خدا درست همان را گفت که مرد لازم داشت، با تهدید همسر. کسی نمی‌پرسد شاید این بار خواست خدا و خواست جوزف اسمیت واقعا یکی بوده است.

حالا نام‌ها را عوض کنید. مردی می‌خواست با همسر پیشین پسرخوانده‌اش ازدواج کند و از حرف مردم می‌ترسید، و آیه آمد که ما او را به نکاح تو درآوردیم. همسرانش از او دلخور بودند و این آیه آمد:

«عَسَىٰ رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِنْكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَأَبْكَارًا»

«اگر پیامبر، شما را طلاق گوید، امید است پروردگارش همسرانی بهتر از شما: مسلمان، مؤمن، فرمانبر، توبه کار، عابد، روزه‌دار، بیوه و دوشیزه به او عوض دهد.» (تحریم، ۵؛ ترجمه فولادوند)

ساختار دو ماجرا یکی است. اگر این استدلال درباره ایلینوی سال ۱۸۴۳ درست است، درباره مدینه هم درست است. کسی که آن را فقط در یک مورد می‌پذیرد، با معیار داوری نمی‌کند؛ با وفاداری داوری می‌کند.

قوی‌ترین دفاع: «او فقیر زیست و فقیر مرد»

بهترین جواب مدافع این است. اگر محمد وحی را برای منافع خود می‌ساخت، چرا ثروتی نیندوخت؟ عایشه می‌گوید هنگام مرگ زرهش نزد مردی یهودی گرو سی صاع جو بود (صحیح بخاری، ۲۹۱۶). برادر یکی از همسرانش می‌گوید نه درهمی به جا گذاشت، نه دیناری، نه برده‌ای؛ فقط استری سفید، سلاحش و زمینی که صدقه کرده بود (صحیح بخاری، ۲۷۳۹). سیزده سال هم در مکه آزار دید و چیزی به دست نیاورد.

این دفاع یک چیز را ثابت می‌کند: محمد مال‌اندوز نبود. این را می‌شود پذیرفت. ولی منفعت فقط سکه در صندوق نیست. فرمانروایی بی‌رقیب بر یک شبه‌جزیره، داوری نهایی در هر دعوا، اختیار خزانه‌ای که خرج نه خانه را می‌داد، و اطاعتی که سرپیچی از آن کفر بود، همه منفعت‌اند. تاریخ رهبران ساده‌زیست فراوان دارد که از قدرت دل نکندند. آن زمین هم بی‌اهمیت نبود. فدک و سهم خیبر چنان ارزشی داشت که پس از مرگ او دخترش و جانشینش بر سرش از هم بریدند (اقتصاد سیاسی وحی).

سال‌های مکه نشان می‌دهد او به رسالتش باور داشت، و این هم پذیرفتنی است. فرضیه رقیب به دروغگویی آگاهانه نیاز ندارد. آدمی که صدای درون خود را صدای خدا می‌داند، خواسته‌هایش را هم از همان صدا می‌شنود، و هر چه قدرتش بیشتر شود آن صدا خواسته‌های بزرگ‌تری را تأیید می‌کند. صداقت گوینده درستی ادعا را ثابت نمی‌کند (وحی: انسان‌ها چگونه سخن یا تجربه‌ای را به خدا نسبت می‌دهند؟).

دفاع دیگر الهیاتی است: او برگزیده خدا بود، پس طبیعی است که خدا هوایش را داشته باشد. این جواب دفتر را می‌بندد بی آن‌که حسابش را روشن کند. با این منطق هیچ مشاهده‌ای نمی‌تواند علیه ادعا باشد: اگر آیه به سود او بود، لطف خداست، و اگر به زیانش بود، نشانه راستگویی اوست. ادعایی که با هر دو حالت جور درمی‌آید چیزی را پیش‌بینی نمی‌کند.

جمع‌بندی: الله و منافع پیامبر، هم‌پوشانی یا تصادف؟

دفتر را ببندیم. در ستون بستانکار بیست قلم هست، در پنج زمینه، با آیه‌ای که خودش می‌گوید «ویژه توست نه دیگر مؤمنان». در ستون بدهکار، پس از کنار گذاشتن آنچه خسارت نیست، دو تصمیم مانده که به سوی سختگیری برگشته، یک محدودیت که برداشته شد، و یک سرزنش مکی.

اگر خواست یک خدای بی‌طرف و منافع یک انسان بیست بار پشت سر هم یکی دربیاید و هیچ‌بار جدی از هم جدا نشود، نامش تصادف نیست. دو توضیح می‌ماند. یا خدا از پیش مقرر کرده بود که خواستش همیشه همان باشد که این یک نفر می‌خواهد، که در آن صورت «خواست خدا» نام دیگر خواست اوست. یا از اول فقط یک خواست در کار بود. هر دو توضیح به یک جا می‌رسند.

پرسش‌های رایج درباره الله و منافع پیامبر

آیا در قرآن آیه‌ای به زیان محمد هست؟

چند آیه او را سرزنش یا محدود می‌کنند. ولی هیچ‌کدام از دارایی، فرمان یا امتیازهای زناشویی او نمی‌کاهد. بیشترشان توضیح می‌دهند چرا خواسته‌اش درباره دیگران برآورده نشد، یا تصمیمی نرم را به رأی سختگیرانه عمر برمی‌گردانند.

خصائص النبی چیست؟

بابی در فقه و عنوان کتاب‌هایی است درباره احکامی که فقط برای پیامبر بود: بیش از چهار همسر، ازدواج بی مهر، سهم برگزیده از غنیمت و مانند این‌ها. وجود این باب نشان می‌دهد خود فقیهان پذیرفته‌اند که قانون درباره او جور دیگری بود.

مگر پیامبر فقیر از دنیا نرفت؟

به روایت بخاری پول نقدی به جا نگذاشت. ولی اختیار غنیمت، فیء و صدقات با او بود و خرج خانه‌هایش از همان‌جا می‌رسید. منفعت قدرت، فرمان و مصونیت را هم باید شمرد.

آیا این یعنی محمد آگاهانه دروغ می‌گفت؟

لازم نیست. کسی که صدای درون خود را وحی می‌داند، خواسته‌هایش را هم صادقانه از همان صدا می‌شنود. این نوشته درباره سرچشمه آیه‌هاست، نه درباره نیت او.

منابع

  1. قرآن: احزاب ۶، احزاب ۳۶ تا ۳۸، احزاب ۵۰ تا ۵۳، احزاب ۵۶ و ۵۷، تحریم ۱ تا ۵، انفال ۱، انفال ۴۱، انفال ۶۷، حشر ۶ و ۷، مجادله ۱۲، نساء ۶۵، نساء ۸۰، فتح ۲، فتح ۱۰، حجرات ۲، توبه ۵۸، توبه ۶۱، توبه ۸۴، توبه ۱۱۳، نور ۱۱، قلم ۴، شرح ۴، آل‌عمران ۱۲۸، آل‌عمران ۱۵۹، قصص ۵۶، اعراف ۱۸۸، انعام ۵۰، کهف ۱۱۰، اسراء ۷۳ تا ۷۵، اسراء ۹۰ تا ۹۳ و حاقه ۴۴ تا ۴۶؛ ترجمه محمدمهدی فولادوند.
  2. صحیح بخاری، حدیث‌های ۴۲۱۱ (صفیه)، ۴۰۶۹ (نفرین در نماز)، ۴۶۷۵ (ابوطالب)، ۴۶۷۰ (نماز بر ابن ابی)، ۲۹۱۶ (زره در گرو) و ۲۷۳۹ (آنچه به جا گذاشت).
  3. صحیح مسلم، حدیث ۱۷۶۳ (اسیران بدر)؛ سنن ابوداوود، حدیث ۲۹۹۴ (سهم برگزیده)؛ سنن نسائی، حدیث ۳۲۰۴.
  4. آموزه‌ها و پیمان‌ها، بخش ۱۳۲، بندهای ۵۲ و ۵۴؛ متن و شرح در FAIR.
  5. David S. Powers, Muḥammad Is Not the Father of Any of Your Men، University of Pennsylvania Press، ۲۰۰۹.

ادامه مجموعه نقد خدای اسلام

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *