اقتصاد سیاسی وحی

توجیه ایزدی برای تخصیص و تمرکز ثروت در دست حاکمیت

مبحث اقتصاد سیاسی وحی: توجیه ایزدی برای تخصیص منابع مادی شاید یکی از مهم ترین و در عین حال افشاگرانه ترین زوایای نقد تاریخی و جامعه شناختی اسلام باشد. هیچ دولت، امپراتوری یا جنبش نظامی در طول تاریخ نتوانسته است بدون پشتوانه قوی مالی، اخذ مالیات و کنترل منابع اقتصادی به حیات خود ادامه دهد یا قلمرو خود را گسترش دهد. پیامبر اسلام نیز پس از هجرت به مدینه و تاسیس دولت شهر خود، به شدت نیازمند انباشت سرمایه برای تجهیز ارتش، خرید تسلیحات، تامین معاش مهاجران و جلب وفاداری قبایل بود.

در این مقطع حساس تاریخی، خدای کیهانی که در مکه تنها دغدغه اخلاقیات و هشدار درباره روز قیامت را داشت، ناگهان به یک استراتژیست اقتصادی و مدیر ارشد مالی تبدیل میشود. کلام الهی در مدینه به صورت سیستماتیک و با استفاده از قوانین جدیدی مانند غنائم، انفال، خمس، فیء و زکات، ساختار توزیع ثروت را در شبه جزیره عربستان دگرگون میکند. در این ساختار جدید، بخش عظیمی از ثروت های تولید شده (مالیات) یا غارت شده (غنائم) با توجیهات مقدس الهی در انحصار شخص رهبر و طبقه حاکم جدید قرار میگیرد. در این مقاله تحلیلی، کالبدشکافی میکنیم که چگونه وحی به عنوان یک قانون اساسی اقتصادی برای نهادینه کردن رانت و قدرت مادی عمل کرده است.

ملی کردن ثروت های جنگی: ماجرای انفال و تمرکز قدرت

اولین چالش بزرگ اقتصادی دولت نوپای مدینه، پس از جنگ بدر رخ داد. مسلمانان که تا پیش از آن در فقر به سر میبردند، ناگهان با پیروزی بر کاروان و ارتش قریش، به حجم عظیمی از غنائم جنگی (اسب، شتر، شمشیر، زره و اسیرانی که برای آزادی آن ها باید پول پرداخت میشد) دست یافتند. سربازان بر سر تقسیم این ثروت بادآورده با یکدیگر درگیر شدند؛ جوانان که در خط مقدم جنگیده بودند سهم بیشتری می خواستند و پیرمردان که در پشت جبهه بودند نیز ادعای حق میکردند.

این بحران میتوانست ارتش کوچک محمد را از هم بپاشد. در این لحظه، وحی وارد عمل میشود تا حق مالکیت را به صورت انحصاری برای دولت مرکزی تعریف کند و جلوی خودمختاری جنگجویان را بگیرد.

در سوره انفال آیه ۱، خدا مستقیما قانون مالکیت غنائم را وضع میکند:

«یسالونک عن الانفال قل الانفال لله والرسول فاتقوا الله واصلحوا ذات بینکم…»

ترجمه محمدمهدی فولادوند: «از تو درباره غنایم جنگى مى‌پرسند بگو غنایم جنگى اختصاص به خدا و فرستاده او دارد پس از خدا پروا دارید و با یکدیگر سازش نمایید…»

با اختصاص دادن کل غنائم به «خدا و رسول»، پیامبر عملا حق انحصاری و وتوی توزیع ثروت را به دست می آورد. عبارت «اختصاص به خدا دارد» در واقع یک پوشش ایدئولوژیک برای «اختصاص به دولت مرکزی» است، زیرا خدا که نیازی به شمشیر و شتر ندارد؛ این پیامبر است که به عنوان نماینده خدا، تمام این اموال را در اختیار میگیرد تا آن ها را بر اساس مصلحت سیاسی خود توزیع کند [1].

نهادینه سازی رانت و پیدایش اشرافیت جدید: قانون خمس

پس از اینکه پیامبر تسلط خود را بر کلیت غنائم اثبات کرد، برای تشویق سربازان به ادامه جنگ ها، بخش عمده غنائم را میان آن ها تقسیم میکرد، اما برای تضمین همیشگی سهم خود و خانواده اش، قانون «خمس» (یک پنجم) را از طریق کلام الهی وضع نمود. این قانون، یک سیستم مالیات بر درآمد فوق العاده سنگین (۲۰ درصد) بود که از هر جنگی به دست می آمد و مستقیما به جیب رهبری و نزدیکانش واریز میشد.

سوره انفال آیه ۴۱ اساسنامه این رانت اقتصادی است:

«واعلموا انما غنمتم من شیء فان لله خمسه وللرسول ولذی القربی والیتامی والمساکین وابن السبیل…»

ترجمه محمدمهدی فولادوند: «و بدانید که هر چیزى را به غنیمت گرفتید یک پنجم آن براى خدا و پیامبر و براى خویشاوندان او و یتیمان و بینوایان و در راه‌ماندگان است…»

ذکر صریح «پیامبر و خویشاوندان او» (ذی القربی) در کنار نام خدا، نشان دهنده شکل گیری یک طبقه ممتاز اقتصادی در مدینه است. این آیه توجیه گر سرازیر شدن سیل ثروت های غارت شده از امپراتوری های ایران و روم و قبایل عرب به سمت خاندان رهبری در سال های بعد شد. اقتصاد سیاسی وحی در اینجا به گونه ای عمل میکند که جنگجویان جان خود را به خطر می اندازند، اما ۲۰ درصد از کل دستاورد آن ها بدون هیچ زحمتی به رهبر و بستگانش تعلق میگیرد.

قانون فیء: ثروت های نجومی و انحصاری بدون قطره ای خون

یکی از حیرت انگیزترین بخش های اقتصاد سیاسی وحی، ابداع قانونی به نام «فیء» است. فیء به اموالی گفته میشود که بدون درگیری نظامی سخت و تنها از طریق ارعاب، محاصره یا تسلیم شدن دشمن به دست می آید. پیامبر اسلام برای اینکه جنگجویانش در این ثروت های عظیم شریک نشوند و تمام آن در انحصار خودش باقی بماند، آیه ای کاملا اختصاصی دریافت کرد.

در جریان محاصره قبیله ثروتمند یهودی بنی نضیر در مدینه، آن ها بدون جنگ تسلیم شدند و زمین های کشاورزی بسیار مرغوب، باغ های خرما و اموال فراوانی از آن ها به جا ماند. مسلمانان منتظر تقسیم این اموال بودند، اما وحی نازل شد تا خط قرمزی بر روی این اموال بکشد [2].

در سوره حشر آیات ۶ و ۷ میخوانیم:

«وما افاء الله علی رسوله منهم فما اوجفتم علیه من خیل ولا رکاب ولکن الله یسلط رسله علی من یشاء…»

ترجمه محمدمهدی فولادوند: «و آنچه را خدا از آنان به رسم غنیمت عاید پیامبر خود گردانید شما براى به دست آوردن آن اسب یا شترى نتاختید ولى خدا فرستادگانش را بر هر که بخواهد چیره مى‌گرداند…»

خدا به صراحت به سربازان می گوید چون شما اسب و شتری نتاخته اید و نجنگیده اید، پس حقی از این اموال ندارید. این اموال متعلق به خداست و خدا آنها را انحصارا به پیامبرش می بخشد. به این ترتیب، محمد بن عبدالله صاحب وسیع ترین و حاصلخیزترین زمین های مدینه (مانند فدک) شد و به بزرگترین زمین دار و ثروتمند شبه جزیره تبدیل گردید. این هم پوشانی دقیق میان کلام آسمانی و منافع اقتصادی شخصی، یکی از روشن ترین دلایل انسان ساخت بودن قرآن است.

خرید وفاداری سیاسی با پول های دولتی: مؤلفة قلوبهم

اقتصاد سیاسی حکومت تنها به انباشت ثروت محدود نمیشود، بلکه نحوه خرج کردن آن برای حفظ قدرت نیز بسیار حیاتی است. پیامبر اسلام به عنوان یک سیاستمدار واقع گرا میدانست که بسیاری از روسای قبایل مکه و اطراف مدینه (مانند ابوسفیان و پسرانش) از روی ایمان قلبی به اسلام نپیوسته اند، بلکه به دلیل قدرت نظامی او تسلیم شده اند. برای جلوگیری از شورش این افراد متنفذ، محمد باید وفاداری آن ها را میخرید.

در اینجا باز هم وحی به کمک می آید تا پرداخت رشوه های سیاسی و باج های حکومتی را تحت عنوان یک عمل شرعی و الهی (از محل زکات و صدقات عمومی) توجیه کند.

در سوره توبه آیه ۶۰، موارد مصرف مالیات های اسلامی مشخص میشود:

«انما الصدقات للفقراء والمساکین والعاملین علیها والمولفة قلوبهم…»

ترجمه محمدمهدی فولادوند: «صدقات تنها به تهیدستان و بینوایان و متصدیان آن و کسانى که دلشان به دست آورده مى‌شود…»

اصطلاح «المولفة قلوبهم» (کسانی که دلشان به دست آورده میشود) دقیقا به معنای پرداخت پول های کلان به اشراف و روسای قبایل غیرمسلمان یا تازه مسلمان است تا دست از مخالفت بردارند و شمشیرهایشان را در خدمت حکومت قرار دهند [3]. خدای قرآن به پیامبرش اجازه میدهد که از بیت المال عمومی (پولی که از مردم عادی به عنوان زکات گرفته شده) برای تطمیع نخبگان سیاسی استفاده کند. این سیاست کاملا ماکیاولیستی، نشان میدهد که مکانیزم تولید آیات در مدینه، چیزی جز بخشنامه های اجرایی یک دولت برای بقا و توسعه طلبی نبوده است.

نتیجه گیری و پایان بررسی مقالات دوازده گانه

بررسی اقتصاد سیاسی وحی: توجیه ایزدی برای تخصیص منابع مادی به عنوان بخشی از این سلسله مقالات، پازل شناخت تاریخی و خردگرایانه خاستگاه اسلام را تکمیل میکند.

این بررسی بدون سانسور اثبات میکند که اتوریته الهی در متون مقدس، کارآمدترین و خطرناک ترین ابزاری بوده است که بشر برای توجیه دیکتاتوری، خشونت و استثمار اقتصادی اختراع کرده است. رهایی جوامع بشری، به ویژه در خاورمیانه، در گرو عبور شجاعانه از این متون باستانی، تقدس زدایی از آن ها و جایگزین کردن قوانین قبیله ای با اصول خردگرایی، حقوق بشر و برابری انسان هاست.

منابع:

[1] محمد بن جریر طبری، جامع البیان عن تاویل آی القرآن (تفسیر طبری)، ذیل تفسیر سوره انفال آیه ۱ و بررسی اختلافات مسلمانان بر سر غنائم جنگ بدر.

[2] ابن هشام، السیرة النبویة، جلد سوم، بخش مربوط به غزوه بنی نضیر و انحصار اموال و زمین های آن ها برای شخص پیامبر اسلام بر اساس آیه فیء.

[3] فخر رازی، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ذیل تفسیر سوره توبه آیه ۶۰ و تشریح سهم «مؤلفة قلوبهم» در اقتصاد سیاسی مدینه.

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *