کعبه و ابراهیم: خانه‌ای که بارها ساخته شد و نیایی که دیر رسید

ربیع‌الاول سال ۶۴ هجری است، پاییز ۶۸۳ میلادی، و کعبه می‌سوزد. سپاه شام مکه را محاصره کرده تا عبدالله بن زبیر را، که خود را خلیفه می‌خواند، بیرون بکشد. در میانه جنگ خانه آتش می‌گیرد و دیوارهایش ترک برمی‌دارد. [۱]

یزید می‌میرد، سپاه برمی‌گردد و ابن‌زبیر با خانه‌ای نیم‌سوخته می‌ماند. صحیح مسلم ادامه را ثبت کرده است. ابن‌عباس به او می‌گوید فقط همان را که سست شده درست کن و خانه‌ای را که مردم بر آن مسلمان شدند به حال خود بگذار. ابن‌زبیر نمی‌پذیرد و دستور ویرانی می‌دهد. مردم پس می‌کشند، مبادا بر نخستین کسی که بالا می‌رود چیزی از آسمان فرود بیاید. مردی بالا می‌رود و سنگی پایین می‌اندازد. چیزی نمی‌شود. آن‌وقت همه دست به کار می‌شوند و خانه را با زمین یکسان می‌کنند. [۲]

در کف گودال سنگ‌هایی پیدا می‌شود که به گفته راوی صحیح بخاری «مانند کوهان شتر» بودند، و آنها را پی ابراهیم می‌خوانند. [۳] ابن‌زبیر روی آن خانه‌ای بزرگ‌تر می‌سازد، با دو در هم‌سطح زمین، چون خاله‌اش عایشه از پیامبر شنیده بود که قریش هنگام ساختن پول کم آوردند و خانه را کوچک‌تر از اصلش ساختند. ده سال نگذشته، منجنیق‌های حجاج همین خانه را می‌کوبند، ابن‌زبیر کشته می‌شود، و عبدالملک دستور می‌دهد افزوده‌های او را بردارند و خانه را به شکل قریش برگردانند. [۲]

در ده سال، خانه‌ای که قرار است ابراهیم ساخته باشد دو بار به دست مسلمانان ویران و دو بار با دو نقشه متفاوت ساخته شد، و هر دو طرف نقشه ابراهیم را نزد خودشان می‌دانستند. این مقاله درباره همین ادعاست: پیوند کعبه و ابراهیم از کجا آمده، چه زمانی وارد قرآن شده، و چه کاری برای صاحبانش می‌کند.

چهار ادعا که جای هم می‌نشینند

در بحث کعبه و ابراهیم چهار ادعا معمولا یک‌جا تحویل داده می‌شوند. اول، در مکه پیش از اسلام حرمی بود. دوم، آن حرم جای زیارت و مناسک بود. سوم، بنایش را ابراهیم و اسماعیل گذاشته‌اند. چهارم، همین پیشینه نشان می‌دهد که آیین محمد بازگشت به دین نخستین است. دو ادعای اول تاریخی‌اند و برایشان شاهد هست. سومی به مردی برمی‌گردد که بنا بر گاه‌شماری کتاب مقدس باید حدود دو هزار سال پیش از میلاد زیسته باشد. چهارمی الهیات است. مدافع شاهد دو ادعای اول را خرج دو ادعای آخر می‌کند، و کار نقد جداکردن این حساب‌هاست.

لازم نیست منتقد وجود حرم یا قدمت آن را انکار کند. بنایی می‌تواند کهن و عزیز باشد و شناسنامه‌ای که برایش نوشته‌اند جعلی باشد.

«همان خانه»؟ خط زمانی یک ساختمان

زمان چه شد
حدود ۶۰۰ تا ۶۰۵ میلادی قریش خانه را از نو می‌سازد؛ چوبش از یک کشتی شکسته رومی است و نجارش قبطی‌ای به نام باقوم. پول کم می‌آید و بخشی از محوطه بیرون می‌ماند.
۶۸۳ (۶۴ قمری) در محاصره سپاه شام، خانه می‌سوزد.
۶۸۴ تا ۶۸۵ ابن‌زبیر آن را تا پی خراب می‌کند و بزرگ‌تر، با دو در، می‌سازد.
۶۹۲ و ۶۹۳ منجنیق‌های حجاج؛ سپس عبدالملک ساخته ابن‌زبیر را برمی‌چیند و نقشه قریش را برمی‌گرداند.
۹۳۰ قرمطیان مکه را در موسم حج غارت می‌کنند، کشته‌ها را در زمزم می‌ریزند و حجرالاسود را به بحرین می‌برند؛ سنگ در ۹۵۱ برمی‌گردد.
۱۶۳۰ (۱۰۳۹ قمری) باران و سیل بخشی از دیوارها را فرو می‌ریزد و سلطان مراد چهارم عثمانی فرمان بازسازی می‌دهد.

منابع این جدول همه اسلامی یا برگرفته از منابع اسلامی‌اند. [۱] یعنی به روایت خود سنت، دیوارهایی که امروز طواف می‌شوند سنگ‌چین عثمانی سده هفدهم‌اند، روی نقشه‌ای که قریش در آستانه بعثت با چوب یک کشتی رومی اجرا کرد. «همان خانه» یعنی همان جا و همان نام.

از بازسازی قریش یک جزئیات دیگر هم مانده است. عایشه از پیامبر می‌پرسد چرا در خانه این‌قدر بالاست. پاسخ در صحیح بخاری:

«فَعَلَ ذَلِكِ قَوْمُكِ لِيُدْخِلُوا مَنْ شَاءُوا وَيَمْنَعُوا مَنْ شَاءُوا»

قوم تو چنین کردند تا هر که را خواستند راه بدهند و هر که را خواستند راه ندهند. [۴]

کهن‌ترین توضیحی که از معماری کعبه داریم توضیح الهیاتی نیست. درباره این است که کلید دست چه کسی باشد.

«هر که در آن درآید در امان است»

قرآن درباره این خانه وعده‌ای دارد که می‌شود با همین خط زمانی سنجیدش:

«فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ ۖ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا ۗ وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا ۚ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ»

«در آن، نشانه‌هایی روشن است [از جمله] مقام ابراهیم است؛ و هر که در آن درآید در امان است؛ و برای خدا، حج آن خانه، بر عهده مردم است؛ [البته بر] کسی که بتواند به سوی آن راه یابد. و هر که کفر ورزد، یقینا خداوند از جهانیان بی‌نیاز است.» (آل‌عمران ۹۷، ترجمه فولادوند) [۵]

در ۶۸۳ خانه در محاصره سوخت. در ۶۹۲ منجنیق بر آن بارید و ابن‌زبیر در همان شهر کشته شد. در ۹۳۰ قرمطیان زائران را در مسجدالحرام کشتند، و به روایت ابن‌کثیر مردی که با گرز بر حجرالاسود می‌کوبید فریاد می‌زد: «أَيْنَ الطَّيْرُ الْأَبَابِيلُ؟ أَيْنَ الْحِجَارَةُ مِنْ سِجِّيلٍ؟» پرندگان ابابیل کجایند؟ سنگ‌های سجیل کجاست؟ [۶] در ۱۹۷۹ جهیمان عتیبی با چندصد مرد مسلح دو هفته مسجدالحرام را در دست داشت، و به آمار رسمی ۲۷۰ نفر در آن ماجرا کشته شدند. [۶]

طعنه آن قرمطی دقیق بود. سوره فیل می‌گوید خدا بر سر «پیلداران» پرنده فرستاد، و سنت آن را دفاع از همین خانه در برابر ابرهه می‌داند؛ ابرهه و کتیبه‌اش را در الرحمن دیده‌ایم. در برابر فرمانده مسیحی پرنده آمد. در برابر منجنیق خلیفه مسلمان و شمشیر قرمطی هیچ نیامد. مدافع می‌گوید «در امان است» خبر نیست، فرمان است: باید امنش بدارید. بسیار خوب. پس امنیت این خانه کار نگهبانان مسلح است، مثل هر ساختمان دیگر، و هر بار نگهبان کم آورد خانه هم سوخت.

ابراهیمی که قریش می‌شناخت تیر فال در دست داشت

«کعبه» در عربستان اسم خاص نبود. بخاری از جریر بن عبدالله نقل می‌کند که در جاهلیت خانه‌ای بود به نام ذوالخلصه که به آن «کعبه یمانی» می‌گفتند. پیامبر از جریر خواست او را از آن «آسوده کند»، و جریر با صد و پنجاه سوار رفت، خانه را شکست و هر که را آنجا یافت کشت. [۷] پس دست‌کم یک کعبه دیگر هم در کار بود، و آنچه رقیب را از میدان بیرون کرد شمشیر بود، نه قدمت. درباره خدایان آن حرم‌ها در لات، عزی و منات نوشته‌ایم.

سنت اسلامی دو گزارش دارد که نشان می‌دهد نام ابراهیم پیش از اسلام هم به این خانه بسته بوده است. در یکی، زید بن عمرو پشت به کعبه داده و به قریش می‌گوید هیچ‌یک از شما جز من بر دین ابراهیم نیست. در دیگری، روز فتح مکه از درون خانه تصویر ابراهیم و اسماعیل را بیرون می‌آورند که تیرهای فال، ازلام، در دست دارند، و پیامبر می‌گوید خدا بکشدشان، خوب می‌دانستند که آن دو هرگز با اینها فال نگرفتند. [۸]

این دو گزارش به سود مدافع است و باید همین را گفت: اگر درست باشند، محمد پیوند ابراهیم و کعبه را از هیچ نساخته است. اما ببینید چه چیزی را ثابت می‌کنند. ابراهیمی که بر دیوار کعبه بود پیامبر توحید نبود؛ نیای فال‌گیری بود میان سیصد و شصت بتی که همان روز شکسته شد (ماجرایش در چرا هیچ دینی حق مصونیت ندارد؟ آمده است). از کجا معلوم که نسخه قریش تحریف بود و نسخه بعدی اصل؟ تنها شاهد، حرف کسی است که تصویر را پاک کرد.

کعبه و ابراهیم در قرآن: ابراهیم چه زمانی به مکه رسید؟

سرراست‌ترین متن این است:

«وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا ۖ إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ»

«و هنگامی که ابراهیم و اسماعیل پایه‌های خانه [کعبه] را بالا می‌بردند، [می‌گفتند:] ای پروردگار ما، از ما بپذیر که در حقیقت، تو شنوای دانایی.» (بقره ۱۲۷، ترجمه فولادوند) [۹]

این آیه و هم‌خانواده‌هایش (بقره ۱۲۵، آل‌عمران ۹۶ و ۹۷، حج ۲۶) در سوره‌هایی هستند که سنت اسلامی خودش مدنی می‌داند. حالا سوره‌های مکی را ورق بزنید. در انعام، مریم، انبیاء و عنکبوت یک جمله تکرار می‌شود: به ابراهیم «اسحاق و یعقوب» را بخشیدیم. اسماعیل در همین سوره‌ها هست، اما جای دیگر و در فهرستی دیگر، کنار یسع و ادریس و ذوالکفل، بی‌هیچ اشاره‌ای به اینکه پسر ابراهیم است. خانه هم هست، «پروردگار این خانه» در سوره قریش، اما بی‌ابراهیم. [۱۰]

در مدینه همه چیز عوض می‌شود. فهرست تازه‌ای پیدا می‌شود که در آن اسماعیل میان ابراهیم و اسحاق نشسته است، پدر و پسر با هم پایه‌های خانه را بالا می‌برند، و ابراهیم دعا می‌کند که از نسل ساکن آن دره پیامبری برخیزد. خاورشناس هلندی، اسنوک هورخرونیه، در ۱۸۸۰ این الگو را دید و نتیجه گرفت که پیوند ابراهیم با مکه محصول مدینه است. خودش بعدها خلاصه‌اش را چنین نوشت: این پیوند ویژه اسلام با ابراهیم به محمد امکان داد با اقتباس از قصه‌های ابراهیم و هاجر و اسماعیل، آیین‌های مکیان و به‌ویژه حج را وارد دین خود کند. [۱۱]

زمان این چرخش را قرآن خودش نشان می‌دهد. در مدینه یهودیان محمد را نپذیرفتند. پاسخ این بود که ابراهیم «نه یهودی بود و نه نصرانی» و نزدیک‌ترین مردم به او «این پیامبر» و پیروانش‌اند (آل‌عمران ۶۷ و ۶۸). [۱۲] قبله از بیت‌المقدس به مکه برگشت. دینی که تا دیروز خود را دنباله یهودیت و مسیحیت معرفی می‌کرد، حالا از هر دو قدیمی‌تر شده بود. جماعتی که دیر به صحنه رسیده بود، با یک نسب‌نامه از همه زودتر رسید.

این نظریه مخالف هم دارد و منصفانه است که بگوییم کجا می‌لنگد. در سوره ابراهیم، که سنت مکی‌اش می‌داند، ابراهیم نزد «خانه محترم» دعا می‌کند و برای اسماعیل و اسحاق با هم شکر می‌گوید (آیات ۳۵ تا ۳۹). طرفداران نظریه این قطعه را افزوده مدنی می‌دانند؛ اوری روبین و دیگران استدلال کرده‌اند که «دین ابراهیم» پیش از اسلام هم در مکه شناخته بود. [۱۳] اما حتی اگر حق با مخالفان باشد، نتیجه فقط این است که ادعا چند سال یا چند دهه قدیمی‌تر است. از قدیمی‌ترین شاهد آن تا زمان فرضی ابراهیم همچنان بیش از دو هزار و پانصد سال راه است.

اسماعیل را چه کسی پدر عرب‌ها کرد؟

نسب‌نامه‌ای که عرب را فرزند اسماعیل می‌کند عربی نیست. سفر پیدایش دوازده پسر برای اسماعیل می‌شمارد که نامشان نام قبیله‌های شمال عربستان است. یوسفوس، مورخ یهودی سده اول میلادی، صریح می‌نویسد که عرب‌ها پسرانشان را در سیزده‌سالگی ختنه می‌کنند چون اسماعیل، «بنیان‌گذار قومشان»، در این سن ختنه شد. [۱۴] این نگاه همسایه است به همسایه: یهودیان در شجره‌نامه خودشان برای بیابان‌نشینان کناری هم شاخه‌ای کشیده بودند، شاخه پسر کنیز.

سوزومنوس، مورخ مسیحی سده پنجم، یک قدم جلوتر می‌رود و سازوکار را هم می‌گوید. می‌نویسد ساراسن‌ها از اسماعیل‌اند، مثل یهودیان ختنه می‌کنند و گوشت خوک نمی‌خورند، و بعد: برخی از ایشان با یهودیان برخورد کردند، حقیقت اصل و نسب خود را از آنان فراگرفتند، نزد خویشانشان بازگشتند و به آداب و قوانین عبرانی گراییدند. [۱۴] بیش از یک قرن و نیم پیش از بعثت محمد، یک مورخ رومی ثبت کرده که عرب‌ها نسب ابراهیمی‌شان را از یهودیان یاد می‌گیرند.

خود عرب‌ها چه می‌گفتند؟ رنه داگورن در پژوهشی درباره نام‌ها و نسب‌نامه‌های عربی نشان داد که اسماعیل پیش از قرآن در نام‌شناسی عرب‌ها غایب است و جز در چند کتیبه دیده نمی‌شود. ماکسیم رودنسون در مقدمه همان کتاب نتیجه را در یک جمله نوشت: باید از این فکر دست کشید که عرب‌ها پیش از اسلام خود را فرزندان اسماعیل پسر ابراهیم می‌دانستند. [۱۵] قومی که نیای خود را بشناسد، نام او را بر فرزندان و قبیله‌هایش می‌گذارد.

پس ترتیب ماجرا این است. یهودیان و مسیحیان عرب‌ها را اسماعیلی نامیدند. عرب‌ها این نسب را از همان‌ها گرفتند. و قرآن با همین نسب به یهودیان و مسیحیان گفت ابراهیم مال شما نیست.

هاجر از بئرشبع تا مکه

قرآن از هاجر نام نمی‌برد و از زمزم و سرگردانی مادر و کودک چیزی نمی‌گوید. این داستان در حدیث است، و مفصل‌ترین نسخه‌اش را بخاری در سده نهم میلادی ثبت کرده: ابراهیم مادر و کودک را در دره‌ای بی‌آب می‌گذارد، آب تمام می‌شود، مادر هفت بار میان صفا و مروه می‌دود، فرشته‌ای پیدا می‌شود و آب می‌جوشد. [۱۶]

هر که پیدایش ۲۱ را خوانده باشد این داستان را می‌شناسد: هاجر، کودک، بیابان، تمام‌شدن آب، گریه، فرشته و چاه. فقط جغرافیا فرق دارد. در تورات صحنه بیابان بئرشبع است، در جنوب فلسطین، و پسر بعدها در بیابان فاران ساکن می‌شود. فاران در خود تورات جای معلومی دارد: بنی‌اسرائیل پس از سینا به آن می‌رسند و جاسوسان موسی از قادش در فاران راهی کنعان می‌شوند. [۱۷] از بئرشبع تا مکه بیش از هزار کیلومتر بیابان است، و متن یک کلمه درباره چنین سفری ندارد.

مدافعان دو پل زده‌اند. یکی «وادی بکا» در مزمور ۸۴ است، که آن را همان «بکه» قرآن می‌دانند. اما همان مزمور در آیه بعد می‌گوید زائران «در صهیون» نزد خدا حاضر می‌شوند. دومی این است که فاران را مکه بخوانند، برخلاف نقشه خود تورات. [۱۷] مترجمان هم کمک کرده‌اند. قرآن می‌گوید نخستین خانه در «بکه» نهاده شد، و فولادوند در ترجمه آل‌عمران ۹۶ بی‌هیچ قلابی می‌نویسد «در مکه».

صحنه ساختن خانه هم پیشینه دارد. یوزف ویتستوم نشان داده که تصویر پدر و پسری که با هم بنایی برای خدا می‌سازند، در بازگویی‌های یهودی و سریانی داستان قربانی، پیدایش ۲۲، آشناست؛ آنجا ابراهیم و اسحاق با هم مذبح می‌سازند. به نظر او بقره ۱۲۷ بازپرداخت همین سنت است، با یک جابه‌جایی: اسماعیل به جای اسحاق. [۱۸] در جمله عربی آیه هم نام اسماعیل پس از تمام‌شدن جمله اصلی و جدا از پدرش آمده است.

و وقتی حدیث می‌خواهد به این خانه تاریخ بدهد، کار خراب‌تر می‌شود. ابوذر می‌پرسد نخستین مسجد زمین کدام بود. پاسخ: مسجدالحرام. بعد؟ مسجدالاقصی. فاصله‌شان؟ چهل سال. [۱۹] میان ابراهیم و سلیمان، سازنده معبد اورشلیم، در گاه‌شماری خود کتاب مقدس نزدیک به هزار سال فاصله است.

خود قرآن ادعای بزرگ‌تری دارد: خانه بکه «نخستین خانه‌ای» است که برای مردم نهاده شد (آل‌عمران ۹۶). این را می‌شود با زمین سنجید. در گوبکلی‌تپه، در جنوب شرق ترکیه امروز، بناهای سنگی یادمانی با ستون‌های تی‌شکل برپاست که به گزارش یونسکو شکارگران میان ۹۶۰۰ تا ۸۲۰۰ پیش از میلاد ساخته‌اند و به احتمال زیاد کاربرد آیینی داشته است. [۲۰] این بناها دست‌کم هفت هزار سال از زمان فرضی ابراهیم کهنه‌ترند. در مکه از چنین قدمتی یک سنگ تراشیده هم به دست نیامده است.

شاهد بیرونی: سکوت تا سده هفتم

درباره خود ابراهیم، کار دهه‌هاست تمام شده است. پس از پژوهش‌های تامس تامپسون و جان ون‌سترز در دهه ۱۹۷۰، بیشتر پژوهشگران کتاب مقدس دیگر روایت‌های پدران را تاریخ نمی‌دانند؛ به تعبیر ویلیام دوور، باستان‌شناسان از یافتن زمینه‌ای که ابراهیم و اسحاق و یعقوب را شخصیت‌های تاریخی باورپذیر کند دست کشیده‌اند. [۲۱] یعنی پیش از پرسیدن اینکه ابراهیم به مکه رفت یا نه، باید پرسید اصلا ابراهیمی بود که جایی برود.

درباره مکه هم شاهد بیرونی کم است. نام «ماکورابا» در جغرافیای بطلمیوس را سال‌ها همان مکه گرفته‌اند؛ ایان موریس در ۲۰۱۸ تاریخ این تطبیق را بررسی کرد و نتیجه گرفت که یا باید کنارش گذاشت یا با استدلالی بهتر از آنچه تاکنون آمده از آن دفاع کرد. [۲۲] و اگر هم ماکورابا مکه باشد، از آن فقط نام یک آبادی درمی‌آید، نه نام سازنده یک خانه.

کهن‌ترین شاهد غیراسلامی که حرم عرب‌ها و ابراهیم را کنار هم می‌گذارد رویدادنامه‌ای سریانی است از دهه ۶۶۰ میلادی، معروف به رویدادنامه خوزستان. نویسنده مسیحی‌اش از «قبه ابراهیم» حرف می‌زند، که پژوهشگران آن را همان کعبه می‌دانند:

«درباره قبه ابراهیم نتوانسته‌ایم بفهمیم چیست، جز اینکه ابراهیم چون مال فراوان یافت و می‌خواست از رشک کنعانیان دور باشد، زیستن در جاهای دور و فراخ بیابان را برگزید؛ و چون در خیمه می‌زیست، آن مکان را برای پرستش خدا و قربانی ساخت.» [۲۳]

بعد می‌افزاید که پرستش عرب‌ها در آنجا چیز تازه‌ای نیست و از سر احترام به پدر سرکرده قومشان است. این سند دو چیز می‌گوید. ادعای ابراهیمی کعبه سی سال پس از مرگ محمد به گوش همسایگان رسیده بود، پس ساخته قرن‌های بعد نیست. و همسایه‌ای که تورات را از بر بود نمی‌دانست این چه بنایی است، و برای توضیحش داستانی از خودش ساخت. شاهد بیرونی ما برای خانه ابراهیم مردی است که می‌گوید نمی‌دانم.

زمین هم ساکت است. تا جایی که می‌دانیم از محوطه حرم هیچ گزارش کاوش علمی منتشر نشده، و آنچه بیرون از آن بود در توسعه‌های چند دهه اخیر از میان رفته است؛ به برآورد حافظان میراث، تا نود و پنج درصد بناهای تاریخی مکه و مدینه. [۲۴] متولیان خانه ابراهیم، محله‌های پیرامون آن را پیش از آنکه کسی بتواند در خاکشان بگردد با بتن پوشانده‌اند.

یک هشدار هم لازم است. در فضای مجازی نظریه‌ای می‌چرخد که کعبه نخستین در پترا بوده و مسجدهای اولیه رو به آنجا ساخته شده‌اند. دیوید کینگ، متخصص تاریخ قبله‌یابی، نشان داده که این ادعا از سنجیدن جهت بناهای کهن با محاسبات امروزی درآمده است، روشی که سازندگانشان نداشتند. [۲۴] نقد تبار ابراهیمی کعبه به این میان‌بر نیاز ندارد و با آن ضعیف می‌شود.

تبار مقدس چه کاری می‌کند؟

سه کار. اول، پیشینه می‌سازد. دین تازه‌ای که از یهودیان و مسیحیان مدینه تایید نگرفت، با ابراهیم از هر دو قدیمی‌تر شد. دوم، حرم بت‌ها را نگه می‌دارد. اگر خانه را ابراهیم ساخته باشد، لازم نیست خرابش کنی؛ کافی است «پاکش» کنی. طواف و سعی و قربانی می‌مانند و فقط شناسنامه‌شان عوض می‌شود. تلبیه مشرکان را، که با یک جمله کم‌وزیاد به تلبیه مسلمانان بدل شد، در الله پیش از قرآن دیده‌ایم.

سوم، کلید را واگذار می‌کند. قریش در را بالا برد تا هر که را خواست راه بدهد. ابن‌زبیر و عبدالملک هر دو به نام ابراهیم ساختند و خراب کردند. قرآن در سال نهم هجری مشرکان را «ناپاک» خواند و ورودشان را به مسجدالحرام بست (توبه ۲۸)، و تابلوهای «فقط مسلمانان» بر جاده‌های مکه هنوز همان حکم را اجرا می‌کنند. شاه سعودی از ۱۹۸۶ به‌جای «اعلی‌حضرت» خود را «خادم الحرمین الشریفین» می‌نامد، لقبی که پیش از او ممالیک و عثمانیان داشتند. [۲۵] هر که کلیددار خانه نیای مشترک باشد، بر همه فرزندان آن نیا حقی پیدا می‌کند که هیچ انتخاباتی به او نداده است.

در مرتدین (Mortadin) بارها به این الگو برخورده‌ایم: روایتی درباره گذشته دور که کارش توزیع اختیار در زمان حال است. پرسش درست در برابر چنین روایتی این نیست که آیا می‌توانی ثابت کنی رخ نداده. بار دلیل بر دوش کسی است که می‌گوید مردی در هزاره دوم پیش از میلاد از کنعان به دره‌ای در حجاز آمد و خانه‌ای ساخت؛ و او تاکنون جز متنی از سده هفتم میلادی چیزی نیاورده است.

ابن‌زبیر در کف آن گودال به سنگ‌هایی شبیه کوهان شتر نگاه کرد و ابراهیم را دید. سنگ‌ها چیزی نگفتند. سنگ شناسنامه ندارد. شناسنامه را آدم‌ها می‌نویسند، در آیه و حدیث و فرمان حکومتی، و همان‌جا باید آن را خواند و سنجید.

منابع

۱. درباره آتش‌سوزی ۳ ربیع‌الاول ۶۴ (۳۱ اکتبر ۶۸۳)، بازسازی قریش با چوب کشتی و نجاری باقوم، محاصره ۶۹۲ و بازسازی ۶۹۳: مدخل «Kaaba» ویکی‌پدیا، بخش تاریخ، با ارجاع به منابع سیره و تاریخ. درباره قرمطیان: مدخل «Sack of Mecca». درباره بازسازی ۱۰۳۹ قمری: کتابخانه ملی قطر، «The Architecture of the Holy Kaaba».

۲. صحیح مسلم، کتاب الحج، روایت عطا درباره سوختن خانه در روزگار یزید و بازسازی ابن‌زبیر (شماره 1333f در Sunnah.com) و سخن عبدالملک (1333i).

۳. صحیح بخاری، حدیث ۱۵۸۶.

۴. صحیح بخاری، حدیث ۱۵۸۴.

۵. قرآن، آل‌عمران ۹۶ و ۹۷.

۶. درباره قرمطیان و جمله «أَيْنَ الطَّيْرُ الْأَبَابِيلُ»: ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، جلد ۱۱، رویدادهای سال ۳۱۷، به نقل الجزیره؛ قرآن، سوره فیل. درباره تصرف مسجدالحرام در ۲۰ نوامبر تا ۴ دسامبر ۱۹۷۹: مدخل «Grand Mosque seizure» ویکی‌پدیا.

۷. صحیح بخاری، حدیث ۴۳۵۵.

۸. صحیح بخاری، حدیث ۳۸۲۸ (زید بن عمرو) و حدیث ۱۶۰۱ (تصویر ابراهیم و اسماعیل).

۹. قرآن، بقره ۱۲۵ تا ۱۲۹؛ آل‌عمران ۹۶ و ۹۷؛ حج ۲۶.

۱۰. قرآن، «اسحاق و یعقوب»: انعام ۸۴، مریم ۴۹، انبیاء ۷۲، عنکبوت ۲۷؛ اسماعیل در فهرست‌های دیگر: انعام ۸۶، مریم ۵۴، انبیاء ۸۵، ص ۴۸؛ قریش ۳. فهرست مدنی: بقره ۱۳۳، آل‌عمران ۸۴، نسا ۱۶۳.

۱۱. C. Snouck Hurgronje, Het Mekkaansche Feest، لیدن، ۱۸۸۰؛ نقل از خلاصه خود او در Mohammedanism: Lectures on Its Origin, Its Religious and Political Growth, and Its Present State، نیویورک، ۱۹۱۶، درس اول، نسخه Project Gutenberg.

۱۲. قرآن، آل‌عمران ۶۷ و ۶۸؛ درباره قبله بقره ۱۴۲ تا ۱۴۴.

۱۳. قرآن، ابراهیم ۳۵ تا ۳۹. Uri Rubin, «Ḥanīfiyya and Kaʿba: An Inquiry into the Arabian Pre-Islamic Background of Dīn Ibrāhīm»، Jerusalem Studies in Arabic and Islam، شماره ۱۳، ۱۹۹۰، ص ۸۵ تا ۱۱۲.

۱۴. کتاب مقدس، پیدایش ۲۵:۱۲ تا ۱۸. فلاویوس یوسفوس، باستان‌شناخت یهود، کتاب اول، بندهای ۲۱۴ و ۲۲۰ تا ۲۲۱، ترجمه ویستون. سوزومنوس، تاریخ کلیسا، کتاب ششم، فصل ۳۸، ترجمه انگلیسی در CCEL.

۱۵. René Dagorn, La geste d’Ismaël d’après l’onomastique et la tradition arabes، با مقدمه ماکسیم رودنسون، ژنو، دروز، ۱۹۸۱؛ نقد و معرفی: Guy Monnot، Revue de l’histoire des religions، دوره ۲۰۰، شماره ۴، ۱۹۸۳، ص ۴۴۰ و ۴۴۱؛ نقل یافته داگورن و جمله رودنسون در مدخل «Ismaël» ویکی‌پدیای فرانسوی.

۱۶. صحیح بخاری، حدیث ۳۳۶۴.

۱۷. کتاب مقدس: پیدایش ۲۱:۱۴ تا ۲۱؛ اعداد ۱۰:۱۲ و ۱۳:۲۶؛ مزمور ۸۴:۶ و ۸۴:۷.

۱۸. Joseph Witztum, «The foundations of the house (Q 2: 127)»، Bulletin of the School of Oriental and African Studies، دوره ۷۲، شماره ۱، ۲۰۰۹، ص ۲۵ تا ۴۰، DOI: 10.1017/S0041977X09000020؛ کتاب مقدس، پیدایش ۲۲.

۱۹. صحیح بخاری، حدیث ۳۳۶۶.

۲۰. یونسکو، فهرست میراث جهانی، «Göbekli Tepe».

۲۱. Thomas L. Thompson, The Historicity of the Patriarchal Narratives، ۱۹۷۴؛ John Van Seters, Abraham in History and Tradition، ۱۹۷۵؛ جمع‌بندی و نقل دوور در مدخل «Abraham» ویکی‌پدیا، بخش Historicity.

۲۲. Ian D. Morris, «Mecca and Macoraba»، Al-ʿUṣūr al-Wusṭā، دوره ۲۶، ۲۰۱۸، ص ۱ تا ۶۰، DOI: 10.7916/alusur.v26i1.6850.

۲۳. رویدادنامه خوزستان (سریانی، دهه ۶۶۰ میلادی)، ترجمه انگلیسی در Robert G. Hoyland, Seeing Islam as Others Saw It، پرینستون، ۱۹۹۷؛ متن نقل‌شده در مدخل «Kaaba» ویکی‌پدیا؛ درباره تاریخ متن: مدخل «Khuzistan Chronicle». برگردان فارسی از ترجمه انگلیسی است.

۲۴. مدخل «Destruction of early Islamic heritage sites in Saudi Arabia» ویکی‌پدیا، با ارجاع به گزارش‌های مطبوعاتی. David A. King, «The Petra Fallacy»، ۲۰۱۸.

۲۵. قرآن، توبه ۲۸؛ مدخل «Custodian of the Two Holy Mosques» ویکی‌پدیا.

مطالعه بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *