هفت آسمان در قرآن: لایه‌های جو، هفت سیاره یا جهان‌های نادیدنی؟

هفت آسمان در قرآن کدام است؟

  • الف) هفت لایه جو زمین
  • ب) هفت فلک سیاره‌ها
  • ج) کل کیهان دیدنی، به اضافه شش جهان دیگر که هنوز کشف نشده‌اند
  • د) هیچ‌کدام؛ «هفت» فقط یعنی «بسیار»

این پرسش ساختگی نیست. هر چهار گزینه را مدافعان قرآن داده‌اند، هر کدام با اطمینان و هر کدام به نام علم: گزینه الف از هارون یحیی است، ب از فخر رازی، ج از ناصر مکارم شیرازی و د از موریس بوکای. چهار پاسخ که هر یک سه تای دیگر را باطل می‌کند. وقتی کلید یک آزمون چهار جواب ناسازگار دارد، مشکل در آزمون‌دهنده نیست؛ در ادعای کسی است که می‌گوید متن جواب را از پیش داده بود.

این نوشته از مجموعه «کیهان‌شناسی و آفرینش» در مرتدین (Mortadin) هر چهار گزینه را با یک معیار می‌سنجد: خود متن. قرآن درباره هفت آسمان کم حرف نزده است؛ می‌گوید کجایند، از چه ساخته شده‌اند، چه چیزی در کدامشان است و چه بر سرشان خواهد آمد. هیچ‌کدام از چهار گزینه از این آزمون نمی‌گذرد، و گزینه پنجمی هست که می‌گذرد: هفت سقف روی هم، بالای زمینی گسترده، همان‌طور که همسایگان قرآن قرن‌ها پیش از آن می‌گفتند. تاریخ این باور، از معراج تا حدیث فاصله‌ها، در هفت آسمان؛ عددی که چشم غیرمسلح ساخت آمده است. اینجا فقط ادعای علمی را می‌آزماییم.

فهرست مطالب

خود قرآن درباره هفت آسمان چه می‌گوید؟

أَلَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا ﴿۱۵﴾ وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُورًا وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجًا ﴿۱۶﴾

«مگر ملاحظه نکرده‌اید که چگونه خدا هفت آسمان را توبرتو آفریده است؟ (۱۵) و ماه را در میان آنها روشنایی‌بخش گردانید و خورشید را [چون‌] چراغی قرار داد. (۱۶)» (نوح، ۷۱:۱۵ و ۱۶)

هفت ویژگی را می‌شود مستقیم از آیه‌ها برداشت. هر تطبیق علمی باید با همه آن‌ها جور باشد، نه با یکی.

  1. دیدنی‌اند. «مگر ملاحظه نکرده‌اید»، أَلَمْ تَرَوْا؛ و آیه ۳ سوره ملک از مخاطب می‌خواهد در هفت آسمان بنگرد و ببیند آیا خللی می‌یابد. مخاطب سده هفتم باید بتواند هفت آسمان را ببیند و وارسی کند.
  2. روی هم چیده شده‌اند. طِبَاقًا، طبقه طبقه، و «بر فراز شما» (نبأ، ۷۸:۱۲ و مؤمنون، ۲۳:۱۷).
  3. پس از زمین و از دود ساخته شده‌اند، در دو روز (فصلت، ۴۱:۱۱ و ۱۲؛ بقره، ۲:۲۹).
  4. ستارگان در پایین‌ترینشان‌اند. آسمان دنیا، یعنی آسمان نزدیک، با چراغ‌ها آراسته شده است (فصلت، ۴۱:۱۲؛ صافات، ۳۷:۶؛ ملک، ۶۷:۵).
  5. ماه «در میان آن‌ها»ست و خورشید چراغ است (نوح، ۷۱:۱۶).
  6. جسم‌اند و محکم. «هفت [آسمان] استوار» (نبأ، ۷۸:۱۲)؛ سقفی که می‌تواند بر زمین بیفتد (حج، ۲۲:۶۵)، در دارد (نبأ، ۷۸:۱۹)، نگهبان دارد (جن، ۷۲:۸) و در پایان مانند طومار پیچیده می‌شود (انبیاء، ۲۱:۱۰۴).
  7. قرینه‌ای زیر پا دارند. خدا هفت آسمان آفرید «و همانند آنها هفت زمین» (طلاق، ۶۵:۱۲).

یک نکته دیگر هم هست. قرآن این آسمان‌ها را جایی می‌داند که با ابزار می‌شود قصد رسیدن به آن کرد. فرعون به هامان می‌گوید کوشکی بلند بسازد تا به «راه‌های آسمان‌ها» برسد و از خدای موسی خبر بگیرد (غافر، ۴۰:۳۶ و ۳۷)، و قرآن به محمد می‌گوید اگر می‌تواند «نردبانی در آسمان» بجوید (انعام، ۶:۳۵). کوین فن بلادل، پژوهشگر باستان متأخر، نشان داده که این «اسباب» در بافت زمانه‌اش ریسمان‌ها و راه‌هایی‌اند که به سقف آسمان می‌رسند. آسمان در این متن جایی است بالای سر، با فاصله‌ای که برج و نردبان و ریسمان را به ذهن می‌آورد.

گزینه الف: هفت آسمان در قرآن یعنی هفت لایه جو؟

هارون یحیی، نام مستعار عدنان اکتار، می‌نویسد جو زمین «دقیقا هفت لایه» دارد: تروپوسفر، استراتوسفر، اوزونوسفر، مزوسفر، ترموسفر، یونوسفر و اگزوسفر. و نتیجه می‌گیرد: چهارده قرن پیش، زمانی که آسمان را پیکری یکپارچه می‌پنداشتند، قرآن به‌طور معجزه‌آسا گفت که آسمان از لایه‌ها ساخته شده، آن هم «هفت» لایه.

هر دو نیمه این ادعا نادرست است. ناسا جو را به پنج لایه اصلی تقسیم می‌کند: تروپوسفر، استراتوسفر، مزوسفر، ترموسفر و اگزوسفر. لایه اوزون بخشی از استراتوسفر است و یونوسفر با مزوسفر و ترموسفر هم‌پوشانی دارد. برای رسیدن به هفت، دسته‌بندی بر پایه دما با دسته‌بندی بر پایه ترکیب شیمیایی و یونش جمع زده شده است؛ با همین روش می‌شود به شش یا نه هم رسید. آسمان را هم یکپارچه نمی‌پنداشتند: تلمود بابلی پیش از قرآن هفت آسمان را به نام می‌شمرد.

اما مشکل اصلی با خود قرآن است. اگر آسمان اول تروپوسفر باشد، ستارگان باید در ارتفاع ده دوازده کیلومتری باشند (ویژگی ۴)، ماه باید درون جو باشد (ویژگی ۵)، و لایه‌های هوا باید پس از زمین و در دو روز از دود ساخته شده باشند (ویژگی ۳). لایه‌های جو در ندارند، نگهبان ندارند، بر زمین نمی‌افتند، و هیچ بیننده‌ای آن‌ها را با چشم نمی‌بیند (ویژگی‌های ۱ و ۶). هفت زمین همانند آن‌ها (ویژگی ۷) هم بی‌جواب می‌ماند. این تطبیق از هفت ویژگی، دست بالا با یکی جور است: لایه‌لایه بودن.

گزینه ب: هفت فلک سیاره‌ها

پیش از آنکه لایه‌های جو مد شود، قرن‌ها پاسخ علمی چیز دیگری بود. فخر رازی ذیل آیه ۲۹ بقره می‌نویسد قرآن بر وجود هفت آسمان دلالت دارد و اهل هیئت گفته‌اند نزدیک‌ترینشان به ما فلک ماه است، بالای آن فلک عطارد، سپس زهره، خورشید، مریخ، مشتری و زحل. این بهترین علم روزگار او بود، هیئت بطلمیوسی، و هفت آسمان قرآن با آن جفت شد.

دو چیز این تطبیق را از میان برد. اول، خود قرآن. در هیئت بطلمیوسی ستارگان ثابت بیرون از هر هفت فلک، در فلک هشتم، جای دارند، اما قرآن آن‌ها را چراغ پایین‌ترین آسمان می‌داند. رازی این ناسازگاری را دید و ذیل آیه چراغ‌ها ناچار شد استدلال منجمان را ضعیف بخواند و بگوید بعید نیست ستارگان در آسمان نزدیک نشانده شده باشند. جایی که علم روز با متن نمی‌خواند، علم را کنار گذاشت. دوم، تلسکوپ. اورانوس در ۱۷۸۱ و نپتون در ۱۸۴۶ کشف شدند، خورشید و ماه از فهرست سیاره‌ها بیرون رفتند، و معلوم شد فلک‌های بلورین هرگز وجود نداشته‌اند.

این گزینه چیز مهمی را نشان می‌دهد. کیهان قرآن حتی بطلمیوسی هم نیست. ستاره در سقف پایین و ماه در میان طبقه‌ها با هیچ مدل نجومی، کهن یا نو، نمی‌خواند. با مدلی می‌خواند که نجومی نیست: چند سقف روی هم، که چراغ‌ها به پایینی آویخته‌اند.

گزینه ج: هر چه می‌بینیم «آسمان اول» است

ناصر مکارم شیرازی دو گزینه قبلی و گزینه «عدد کثرت» را کنار می‌گذارد. می‌نویسد عدد هفت «همان شماره تعدادی معروف است، نه تکثیری»، و سپس:

«تمام آنچه را از ستارگان ثوابت و سیارات، و کهکشان‌ها و سحابی‌ها می‌بینیم همه مربوط به مجموعه آسمان اول است، بنابراین در ماورای این مجموعه عظیم، شش مجموعه عظیم دیگر (شش آسمان) وجود دارد که بعضی برتر از بعض دیگر است. و آنها از دسترس علم انسان (لااقل تاکنون) بیرون است.»

این پاسخ از بقیه زیرکانه‌تر است، چون با ویژگی ۴ جور درمی‌آید: همه چراغ‌ها در آسمان نزدیک. اما بهایش سنگین است. هر کشف تازه و هر کهکشان دورتر خودکار به آسمان اول افزوده می‌شود، و شش آسمان دیگر همیشه یک قدم آن‌سوتر از دورترین تلسکوپ‌اند. ادعایی که هیچ مشاهده‌ای نمی‌تواند به آن برسد، با هیچ مشاهده‌ای هم تأیید نمی‌شود.

با متن هم نمی‌خواند. قرآن می‌گوید «مگر ملاحظه نکرده‌اید» که خدا چگونه هفت آسمان را آفرید؛ مکارم می‌گوید شش‌تایشان را هیچ‌کس ندیده است. قرآن ماه را «در میان آنها» می‌گذارد؛ در این خوانش ماه فقط در گوشه‌ای از اولی است. قرآن برای هر هفت آسمان دو روز و برای زمین چهار روز می‌گذارد؛ در این خوانش شش جهان عظیم ناشناخته و همه کهکشان‌ها در دو روز ساخته شده‌اند و یک سیاره در چهار روز. و روایت‌هایی که سنت برای توضیح همین آیه‌ها آورده، فاصله میان آسمان‌ها را «پانصد سال راه» می‌دانند، نه چیزی بیرون از دسترس.

گزینه د: «هفت یعنی بسیار»

بوکای می‌نویسد مفسران قرآن درباره همه این آیه‌ها «هم‌داستان‌اند» که عدد هفت چیزی جز کثرت نیست. این حرف درباره مفسران نادرست است. مفسران آسمان‌ها را شمردند، برایشان فاصله تعیین کردند و ساکنانشان را نام بردند. طبری از ابن‌مسعود نقل می‌کند که ضخامت هر آسمان پانصد سال راه است و میان هر دو آسمان پانصد سال، و زمین‌ها هم هفت‌اند، با همین فاصله‌ها. حدیثی که ترمذی آورده و خودش آن را «غریب» خوانده، همین عددها را از زبان محمد می‌گوید و آسمان بالای سر را الرَّقِيعُ می‌نامد؛ هم‌ریشه واژه عبری «رقیع» که در سفر پیدایش نام گنبد آسمان است. در روایت‌های معراج هر آسمان پیامبر خودش را دارد. و مکارم، چنان‌که دیدیم، صریح می‌گوید هفت عدد شمارش است.

متن هم جلوی این گزینه را می‌گیرد. آیه ۱۲ طلاق می‌گوید خدا هفت آسمان آفرید و از زمین «همانند آنها»؛ تشبیه در شمار وقتی معنا دارد که شمار معنا داشته باشد. و اگر هم «هفت» فقط «بسیار» باشد، مدافع چیزی به دست نیاورده است. «آسمان‌های بسیار» نه لایه جو است، نه فلک، نه هیچ یافته‌ای که بشود نامش را معجزه گذاشت. گزینه د راه فرار است، نه تطبیق علمی.

پس هفت آسمان از کجا آمده است؟

گزینه پنجم ساده است: هفت آسمان در قرآن همان هفت آسمانی است که پیش از قرآن در خاور نزدیک می‌شمردند. در تلمود بابلی، ریش لاقیش هفت آسمان را یکی‌یکی نام می‌برد: ویلون، رقیع، شحاقیم، زوول، معون، مخون و عراووت؛ و می‌گوید خورشید و ماه و ستارگان در رقیع نشانده شده‌اند. یک برگ بعد، همان متن فاصله‌ها را می‌دهد: از زمین تا آسمان پانصد سال راه، ضخامت هر آسمان پانصد سال، و میان هر دو آسمان همین اندازه. این همان عدد ابن‌مسعود و حدیث ترمذی است.

متن‌های یهودی و مسیحی دیگر، از «وصیت لاوی» و «خنوخ دوم» تا «عروج اشعیا»، مسافرانی را نشان می‌دهند که آسمان به آسمان بالا می‌روند، همان‌طور که محمد در روایت معراج می‌رود.

درباره اینکه چرا هفت، دو توضیح در پژوهش‌ها هست. یکی هفت جرم گردانی است که چشم غیرمسلح در آسمان می‌بیند: ماه، خورشید و پنج سیاره. دیگری، که ادلا یاربرو کالینز از آن دفاع می‌کند، سنت جادویی بین‌النهرین است که عدد هفت در آن بار نمادین داشت؛ وین هوروویتس در «جغرافیای کیهانی بین‌النهرین» افسونی سومری را می‌آورد که می‌گوید آسمان‌ها هفت‌اند و زمین‌ها هفت‌اند. هر کدام درست باشد، نتیجه برای بحث ما یکی است: عدد از زمین آمده، نه از آسمان، و جفت «هفت آسمان و هفت زمین» پیش از قرآن ساخته شده بود.

تاریخ تطبیق‌ها هم همان الگوی آشناست. رازی در سده ششم هجری هفت فلک دید. عبدالرحمن کواکبی حدود ۱۹۰۰ نوشت دانشمندان ثابت کرده‌اند «طبقات زمین هفت است» و آیه ۱۲ طلاق همین را گفته بود. هارون یحیی هفت لایه جو دید. هر عصر هفت‌تایی خودش را پیدا کرد و هیچ‌کدام هفت‌تایی عصر بعد نبود. این همان آینه‌ای است که در خطای پس‌نگرانه در تفسیر قرآن وصف شد.

کارنامه چهار گزینه

ویژگی در متن قرآن لایه‌های جو هفت فلک شش جهان نادیدنی «هفت یعنی بسیار»
دیدنی برای مخاطب نه تا حدی نه مبهم
روی هم و بر فراز سر آری آری نامعلوم مبهم
ساخته از دود، پس از زمین، در دو روز نه نه نه نه
ستارگان در پایین‌ترین آسمان نه نه آری مبهم
ماه در میان آن‌ها نه آری نه مبهم
جسم محکم، با در و نگهبان نه تا حدی نامعلوم مبهم
هفت زمین همانند آن‌ها نه نه نه نه

با معیارهای معجزه علمی هم نتیجه همین است. تعین: عبارتی که چهار خوانش ناسازگار برمی‌دارد چیزی را منع نمی‌کند. تقدم مستند: لایه‌های جو پیش از قرن بیستم در هیچ تفسیری نیست. نوبودن: هفت آسمان با نام و فاصله در تلمود هست. دقت انطباق: جدول بالا. و آزمون کنترل: با همین روش، هفت آسمان تلمود هم «پیش‌بینی» لایه‌های جو است، و کسی چنین ادعایی را جدی نمی‌گیرد.

قوی‌ترین دفاع: «علم هنوز به شش آسمان دیگر نرسیده است»

مکارم می‌نویسد ابزارهای علمی هنوز پرده از شش عالم دیگر برنداشته‌اند، ولی «هیچ دلیلی بر نفی آن از نظر علوم نیز وجود ندارد». برخی مدافعان همین را با جهان‌های موازی یا بعدهای اضافه در فیزیک نظری پیوند می‌زنند.

این دفاع سه ضعف دارد. اول، جای بار اثبات را عوض می‌کند. «هنوز رد نشده» درباره هر ادعایی درست است که طوری ساخته شده باشد که ردشدنی نباشد. ادعای اعجاز می‌گفت قرآن چیزی را گفته که علم بعدا تأیید کرد. اینجا مدافع می‌گوید قرآن چیزی را گفته که علم هنوز تأیید نکرده است. این دیگر معجزه علمی نیست، ایمان به غیب است، و بحث علمی همین‌جا تمام می‌شود.

دوم، با متن ناسازگار است. متنی که می‌پرسد «مگر ملاحظه نکرده‌اید» از چیزی حرف نمی‌زند که ملاحظه‌شدنی نیست.

سوم، پیوند با فیزیک نظری همان گزینش دلبخواه است. فرضیه‌های چندجهانی شمار جهان‌ها را هفت نمی‌دانند، و بعدهای اضافه نظریه ریسمان طبقه‌هایی بر فراز سر ما نیستند که ماه در میانشان باشد و آخر کار مثل طومار پیچیده شوند. تنها چیز مشترک، دوباره، یک واژه است.

جمع‌بندی: هفت سقف، نه هفت لایه

هفت آسمان در قرآن معمایی علمی نیست که منتظر کشف مانده باشد. متن خودش می‌گوید منظورش چیست: هفت طبقه محکم و دیدنی بر فراز سر، ساخته از دود در دو روز، با چراغ‌هایی بر طبقه پایین، ماهی در میانشان، درها و نگهبان‌هایی، و هفت زمین قرینه در زیر. مفسران نخستین همین را فهمیدند و فاصله طبقه‌ها را پانصد سال راه دانستند، همان عددی که تلمود داده بود.

چهار تطبیق علمی که در هزار سال گذشته پیشنهاد شده، یعنی فلک‌های بطلمیوسی، طبقات زمین، لایه‌های جو و جهان‌های نادیدنی، هر کدام با علم یا خیال زمانه خودش ساخته شد، هر کدام بقیه را باطل می‌کند، و هیچ‌کدام با همه آنچه متن می‌گوید جور نیست. آنچه با همه متن جور است کیهانی است که دیگر کسی در آن زندگی نمی‌کند: زمینی در پایین، هفت سقف در بالا، و تختی بر فراز آخرین سقف. پاسخ درست آزمون آغاز این نوشته گزینه‌ای بود که در برگه نیامده بود.

پرسش‌های رایج درباره هفت آسمان در قرآن

هفت آسمان در قرآن یعنی هفت لایه جو زمین؟

نه. ناسا جو را به پنج لایه اصلی تقسیم می‌کند، و قرآن ستارگان را در پایین‌ترین آسمان و ماه را در میان آسمان‌ها می‌گذارد. هیچ‌کدام درون جو زمین نیستند.

آیا عدد هفت در این آیه‌ها به معنای «بسیار» است؟

مفسران کهن چنین نفهمیدند. آسمان‌ها را شمردند، میانشان پانصد سال راه فاصله گذاشتند و در روایت معراج در هر کدام پیامبری نشاندند. آیه ۱۲ طلاق هم زمین‌ها را در شمار «همانند» آسمان‌ها می‌داند.

هفت آسمان پیش از قرآن هم شناخته بود؟

بله. تلمود بابلی هفت آسمان را با نام و فاصله می‌شمرد، و متن‌هایی مانند «خنوخ دوم» و «عروج اشعیا» سفر در هفت آسمان را روایت می‌کنند. همه این‌ها از قرآن کهن‌ترند.

«هفت زمین» در قرآن چیست؟

آیه ۱۲ طلاق می‌گوید خدا از زمین هم همانند هفت آسمان آفرید. طبری از ابن‌مسعود نقل می‌کند که زمین‌ها هفت‌اند و میان هر دو پانصد سال راه است، و از ابن‌عباس که در هر زمین آفریدگانی مانند این زمین هست. کواکبی آن را «هفت طبقه زمین» خواند. زمین‌شناسی چنین هفت‌تایی‌ای نمی‌شناسد.

منابع

منابع اولیه و سنتی

  • قرآن، متن عربی و ترجمه محمدمهدی فولادوند، از پایگاه AlQuran Cloud.
  • محمد بن جریر طبری، «جامع البیان عن تأویل آی القرآن»، ذیل طلاق ۶۵:۱۲. متن در tafsir.app
  • فخرالدین رازی، «مفاتیح الغیب»، ذیل بقره ۲:۲۹ و ملک ۶۷:۵. ذیل بقره ۲:۲۹ در tafsir.app
  • جامع ترمذی، حدیث ۳۲۹۸. متن در sunnah.com
  • ناصر مکارم شیرازی، «منظور از آسمان‌های هفتگانه چیست؟»، به نقل از «پیام قرآن»، ج ۲، ص ۱۷۹. متن
  • عبدالرحمن کواکبی، «طبائع الاستبداد ومصارع الاستعباد»، فصل «الاستبداد والدین». متن در ویکی‌مصدر
  • تلمود بابلی، رساله حگیگا، برگ‌های ۱۲ب و ۱۳الف. ۱۲ب در سفاریا · ۱۳الف در سفاریا

منابع پژوهشی و گزارش‌ها

  • NASA, “Earth’s Atmosphere: A Multi-layered Cake.” Text
  • Harun Yahya, “The Layers of the Atmosphere,” in Miracles of the Qur’an. Text
  • Maurice Bucaille, The Bible, the Qur’an and Science (French original: Paris, Seghers, 1976). English text
  • Kevin van Bladel, “Heavenly cords and prophetic authority in the Quran and its Late Antique context,” Bulletin of the School of Oriental and African Studies 70, no. 2 (2007): 223–246. DOI
  • Adela Yarbro Collins, “The Seven Heavens in Jewish and Christian Apocalypses,” in Cosmology and Eschatology in Jewish and Christian Apocalypticism, Leiden: Brill, 1996, 21–54. DOI
  • Wayne Horowitz, Mesopotamian Cosmic Geography, Winona Lake: Eisenbrauns, 1998.
  • Mohammad Ali Tabataba’i and Saida Mirsadri, “The Qur’ānic Cosmology, as an Identity in Itself,” Arabica 63, no. 3–4 (2016): 201–234. DOI
  • Damien Janos, “Qur’ānic cosmography in its historical perspective: some notes on the formation of a religious worldview,” Religion 42, no. 2 (2012): 215–231. DOI

مطالعه بیشتر در مجموعه کیهان‌شناسی و آفرینش

پایه روشی این مجموعه در چهار نوشته «مبانی و روش نقد اعجاز قرآن» آمده است: اعجاز علمی قرآن چیست؟، قرآن و علم، معیارهای معجزه علمی و خطای پس‌نگرانه در تفسیر قرآن. تاریخ خود این باور را در هفت آسمان؛ عددی که چشم غیرمسلح ساخت بخوانید.

مطالب مرتبط

2 دیدگاه‌

  1. 0

    […] […]

  2. 0

    […] فراز آن، و همین تصویر در آفرینش آسمان و زمین در قرآن و هفت آسمان در قرآن هم دیده […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *