آفرینش آسمان و زمین در قرآن: عرشی بر آب، دودی از دریا، سقفی بر زمین

دستور کار این است. اول آب: پیش از هر چیز دریایی هست و تختی بر آن. بعد زمین، در دو روز. بعد کوه‌ها، که از بالا روی زمین گذاشته می‌شوند تا تکان نخورد، و خوراکی‌ها، که اندازه‌گیری می‌شوند؛ روی هم چهار روز. بعد صاحب کار رو به بالا می‌کند، به دودی که از آب برخاسته، و آن را در دو روز هفت سقف می‌کند. سقف‌ها ستون ندارند، یا ستونی دارند که دیده نمی‌شود. به سقف پایینی چراغ می‌آویزند. شش روز، و خانه آماده است.

این آفرینش آسمان و زمین در قرآن است، وقتی آیه‌هایش را به ترتیب خود متن کنار هم بگذاریم. ادبیات اعجاز علمی هرگز این تصویر را کامل نشان نمی‌دهد. تکه‌ای را برمی‌دارد، مثلا «دود» یا «شش دوره»، کنار یک اصطلاح اخترفیزیک می‌گذارد و بقیه را از قاب بیرون می‌برد. این نوشته از مجموعه «کیهان‌شناسی و آفرینش» در مرتدین (Mortadin) کل ساختمان را صحنه به صحنه نشان می‌دهد. نتیجه را از همین حالا می‌شود گفت: آنچه قرآن وصف می‌کند ساختن یک خانه است، با کف و سقف و چراغ، بر کرانه دریایی آغازین. این تصویر در خاور نزدیک باستان آشنا بود و با تاریخ واقعی کیهان در هیچ صحنه‌ای جور درنمی‌آید.

فهرست مطالب

ادعا: «آفرینش آسمان و زمین در قرآن با علم کاملا سازگار است»

موریس بوکای، جراح فرانسوی و پدر معنوی اعجاز علمی مدرن، کتابش را بر این پایه بنا کرد: روایت سفر پیدایش از آفرینش با علم ناسازگار است، اما میان علم و توصیف قرآن از آفرینش آسمان و زمین «توافق کامل» هست. مدافعان امروزی همان را جزئی‌تر می‌گویند: «دخان» همان گاز آغازین کیهان است، «شش روز» شش دوره کیهانی است، و قرآن برخلاف تورات نه از خستگی خدا حرف زده و نه از روز و شب پیش از خورشید.

برای سنجیدن ادعای سازگاری آفرینش آسمان و زمین با علم لازم نیست آیه‌ای را تأویل کنیم. کافی است روایت آفرینش در قرآن را همان‌طور که هست، با ترتیب خودش، بخوانیم و در هر صحنه بپرسیم: این را چه کسی، در چه زمانی، چگونه می‌فهمید، و تاریخ واقعی کیهان در همان نقطه چه می‌گوید.

صحنه اول: آب و تخت، پیش از هر چیز

وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ۗ وَلَئِنْ قُلْتَ إِنَّكُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَٰذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ

«و اوست کسی که آسمانها و زمین را در شش هنگام آفرید و عرش او بر آب بود، تا شما را بیازماید که کدام‌یک نیکوکارترید! و اگر بگویی: «شما پس از مرگ برانگیخته خواهید شد» قطعا کسانی که کافر شده‌اند خواهند گفت: «این [ادعا] جز سحری آشکار نیست.»» (هود، ۱۱:۷)

آیه می‌گوید هنگام آفرینش آسمان‌ها و زمین، عرش خدا بر آب بود. یعنی پیش از آسمان و زمین دست‌کم دو چیز وجود دارد: تخت و آب. حدیثی در صحیح بخاری همین ترتیب را از زبان محمد می‌آورد:

كَانَ اللَّهُ وَلَمْ يَكُنْ شَيْءٌ غَيْرُهُ، وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ، وَكَتَبَ فِي الذِّكْرِ كُلَّ شَيْءٍ، وَخَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ

«خدا بود و چیزی جز او نبود، و عرشش بر آب بود، و در لوح همه چیز را نوشت، و آسمان‌ها و زمین را آفرید.» (بخاری، ۳۱۹۱)

خوانندگان نخستین پرسش بدیهی را پرسیدند. طبری نقل می‌کند که از ابن‌عباس پرسیدند آب بر چه بود، و او گفت: عَلَى مَتْنِ الرِّيحِ؛ بر پشت باد. کسی نگفت آب استعاره است. پرسیدند زیرش چه بود.

این صحنه برای هر خواننده تورات آشناست. در دومین آیه سفر پیدایش، پیش از هر آفرینشی، تاریکی بر روی «ژرفا»ست و بادی از خدا بر سطح آب‌ها می‌وزد. در مزامیر، خدا تیرهای بالاخانه‌هایش را در آب‌ها کار گذاشته (۱۰۴:۳) و بر سیلاب بر تخت نشسته است (۲۹:۱۰). در «انوما الیش» بابلی هم پیش از آسمان و زمین فقط دو آب هست، آپسو و تیامت. آب آغازین، تخت خدا بر آن و بادی که می‌وزد، اثاثیه مشترک آفرینش در خاور نزدیک است.

تاریخ واقعی کیهان از آب آغاز نمی‌شود و نمی‌تواند بشود. آب مولکولی از هیدروژن و اکسیژن است و اکسیژن در جهان آغازین وجود نداشت؛ آن را ستاره‌ها ساختند، و نخستین ستاره‌ها ده‌ها تا صدها میلیون سال پس از آغاز روشن شدند. مدافعی که «ماء» را «ماده مذاب» یا «پلاسما» معنا می‌کند، همان کاری را با آب می‌کند که با دود کرده است، و ابن‌عباس حرفش را نمی‌فهمید: او زیر آب دنبال باد می‌گشت.

صحنه دوم: زمین و کوه‌ها، پیش از آسمان

مفصل‌ترین روایت آفرینش آسمان و زمین در سوره فصلت است:

۞ قُلْ أَئِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَنْدَادًا ۚ ذَٰلِكَ رَبُّ الْعَالَمِينَ ﴿۹﴾ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِنْ فَوْقِهَا وَبَارَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاءً لِلسَّائِلِينَ ﴿۱۰﴾

«بگو: «آیا این شمایید که واقعا به آن کسی که زمین را در دو هنگام آفرید، کفر می‌ورزید و برای او همتایانی قرار می‌دهید؟ این است پروردگار جهانیان.» (۹) و در [زمین‌]، از فراز آن [لنگرآسا] کوهها نهاد و در آن خیر فراوان پدید آورد، و مواد خوراکی آن را در چهار روز اندازه‌گیری کرد [که‌] برای خواهندگان، درست [و متناسب با نیازهایشان‌] است. (۱۰)» (فصلت، ۴۱:۹ و ۱۰)

زمین در دو روز ساخته می‌شود. سپس کوه‌ها مِنْ فَوْقِهَا، از بالای آن، بر زمین نهاده می‌شوند، و خوراکی‌ها اندازه‌گیری می‌شوند، «در چهار روز». همه این‌ها پیش از آن است که نوبت به آسمان برسد.

چرا کوه از بالا؟ قرآن جای دیگر فعل روشن‌تری دارد: خدا کوه‌ها را در زمین «افکند» تا زمین مردم را نجنباند (نحل، ۱۶:۱۵). روایتی که طبری با سند از ابن‌عباس و ابن‌مسعود می‌آورد، صحنه را کامل می‌کند:

فَخَلَقَ الْأَرْضَ عَلَى حُوتٍ، وَالْحُوتُ فِي الْمَاءِ، وَالْمَاءُ عَلَى ظَهْرِ صَفَاةٍ، وَالصَّفَاةُ عَلَى ظَهْرِ مَلَكٍ، وَالْمَلَكُ عَلَى صَخْرَةٍ، وَالصَّخْرَةُ فِي الرِّيحِ

«زمین را بر ماهی‌ای آفرید، و ماهی در آب است، و آب بر پشت تخته‌سنگی، و تخته‌سنگ بر پشت فرشته‌ای، و فرشته بر صخره‌ای، و صخره در باد.»

ماهی تکان خورد، زمین لرزید، و خدا کوه‌ها را بر آن استوار کرد تا آرام بگیرد. خود روایت می‌گوید این ماهی همان «نون» است که سوره قلم با آن آغاز می‌شود. این تفسیر حاشیه‌ای یک قصه‌گو نیست؛ روایتی است که بزرگ‌ترین مفسر سنت در توضیح ترتیب آفرینش به آن استناد می‌کند.

در تاریخ واقعی، زمین حدود ۴٫۵۴ میلیارد سال پیش از به هم پیوستن غبار و سنگ در قرص پیرامون خورشید نوزاد شکل گرفت، بیش از نه میلیارد سال پس از آغاز کیهان. کوه‌ها از بالا روی آن گذاشته نشدند؛ از پایین بالا آمدند و هنوز می‌آیند. هیمالیا حاصل برخورد صفحه هند با آسیا در حدود چهل تا پنجاه میلیون سال پیش است و به گفته سازمان زمین‌شناسی آمریکا همچنان بیش از یک سانتی‌متر در سال بلند می‌شود. کوه محصول جنبش زمین است، نه مهار آن. پرونده این ادعا در کوه‌ها به‌عنوان میخ‌های زمین و آیا کوه‌ها مانع لرزش زمین هستند؟ آمده است.

صحنه سوم: دودی که سقف شد

ثُمَّ اسْتَوَىٰ إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ ﴿۱۱﴾ فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَىٰ فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا ۚ وَزَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ۚ ذَٰلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ﴿۱۲﴾

«سپس آهنگ [آفرینش‌] آسمان کرد، و آن بخاری بود. پس به آن و به زمین فرمود: «خواه یا ناخواه بیایید.» آن دو گفتند: «فرمان‌پذیر آمدیم.» (۱۱) پس آنها را [به صورت‌] هفت آسمان، در دو هنگام مقرر داشت و در هر آسمانی کار [مربوط به‌] آن را وحی فرمود، و آسمان [این‌] دنیا را به چراغها آذین کردیم و [آن را نیک‌] نگاه داشتیم؛ این است اندازه‌گیری آن نیرومند دانا. (۱۲)» (فصلت، ۴۱:۱۱ و ۱۲)

سه چیز در این دو آیه هست که در ادبیات اعجاز معمولا حذف می‌شود.

اول، «دخان» چیست. مفسران نخستین تردیدی نداشتند: بخار همان آب آغازین. ابن‌کثیر: وَهُوَ بُخَارُ الْمَاءِ الْمُتَصَاعِدُ مِنْهُ حِينَ خُلِقَتِ الْأَرْضُ؛ بخار آبی که هنگام آفرینش زمین از آن برخاست. قرطبی: وَكَانَ ذَلِكَ الدُّخَانُ مِنْ تَنَفُّسِ الْمَاءِ حِينَ تَنَفَّسَ؛ آن دود از نفس کشیدن آب بود. و روایت طبری ریشه واژه «سماء» را هم توضیح می‌دهد: خدا از آب دودی بیرون آورد، دود بالای آب رفت و فَسَمَا عَلَيْهِ، فَسَمَّاهُ سَمَاءً؛ بر آن بلند شد، پس نامش را «سماء» گذاشت. فولادوند هم واژه را «بخار» ترجمه کرده است. اینکه چرا این دود را نمی‌شود گاز آغازین کیهان خواند، در آیا قرآن به بیگ بنگ اشاره کرده است؟ آمده است.

دوم، خدا با آسمان و زمین حرف می‌زند و آن دو جواب می‌دهند: «فرمان‌پذیر آمدیم». ابن‌عباس متن فرمان را هم می‌داند: خدا به آسمان گفت خورشید و ماه و ستارگانم را بیرون بیاور، و به زمین گفت رودهایت را بشکاف و میوه‌هایت را بیرون بده. طبری فعل «استوی» را هم ساده معنا می‌کند: ثُمَّ ارْتَفَعَ إِلَى السَّمَاءِ؛ سپس به سوی آسمان بالا رفت. صاحب کار از طبقه پایین به طبقه بالا می‌رود.

سوم، حساب روزها. زمین و کوه و خوراکی چهار روز می‌برد و هفت آسمان با همه چراغ‌هایش دو روز. دو سوم زمان آفرینش آسمان و زمین صرف زمین می‌شود. برای مردمی که زمین زیر پایشان بزرگ‌ترین چیز جهان بود و آسمان سقفی بر آن، این تناسب طبیعی است. در کیهانی با صدها میلیارد کهکشان، که زمین در آن یکی از سیاره‌های یک ستاره معمولی است، این تناسب وارونه است.

ترجمه فولادوند در همین سه آیه ناخواسته چیزی را لو می‌دهد. «یومین» در آیه ۹ شده است «دو هنگام»، «اربعة ایام» در آیه ۱۰ شده «چهار روز»، و «یومین» در آیه ۱۲ دوباره «دو هنگام». یک واژه عربی، در یک روایت پیوسته، دو ترجمه. مترجم میان معنای روشن واژه و نیاز به جا دادن میلیاردها سال در آن مردد مانده است.

صحنه چهارم: سقف، ستون نادیدنی و چراغ

نتیجه آفرینش آسمان و زمین در قرآن یک بناست و متن بارها آن را با واژگان بنایی وصف می‌کند:

أَأَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاءُ ۚ بَنَاهَا ﴿۲۷﴾ رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا ﴿۲۸﴾

«آیا آفرینش شما دشوارتر است یا آسمانی که [او] آن را برپا کرده است؟ (۲۷) سقفش را برافراشت و آن را [به اندازه معین‌] درست کرد، (۲۸)» (نازعات، ۷۹:۲۷ و ۲۸)

آسمان «بنا» است و زمین «فرش» (بقره، ۲:۲۲). «سقفی محفوظ» است (انبیاء، ۲۱:۳۲). بی‌ستون برافراشته شده، یا با ستون‌هایی که دیده نمی‌شوند (رعد، ۱۳:۲). شکاف ندارد (ق، ۵۰:۶). و آسمان نزدیک با چراغ آراسته شده است (فصلت، ۴۱:۱۲). زمخشری و رازی این تصویر را بی‌هیچ تعارفی به زبان می‌آورند: معنای آیه چراغ‌ها این است که زَيَّنَّا سَقْفَ الدَّارِ الَّتِي اجْتَمَعْتُمْ فِيهَا بِمَصَابِيحَ؛ سقف خانه‌ای را که در آن گرد آمده‌اید با چراغ آراستیم.

جهان قرآن یک خانه است: کفی گسترده، سقفی برافراشته، چراغ‌هایی آویخته، و صاحب‌خانه‌ای بر تخت، بالای سقف. در کیهان‌شناسی امروز هیچ‌کدام از این اجزا معادل ندارد. بالای سر ما سقف نیست، فضاست؛ ستاره‌ها چراغ یک سقف نیستند، خورشیدهایی‌اند در فاصله‌های متفاوت؛ و زمین کف جهان نیست. جزئیات این سقف در سقف محفوظ در قرآن، طبقه‌هایش در هفت آسمان در قرآن و چراغ‌هایش در ستارگان در قرآن بررسی شده است.

شش روز: دوره کیهانی یا روزهای هفته؟

قرآن هفت بار می‌گوید آفرینش آسمان و زمین در شش روز انجام شد. تاریخ این عدد، از سبت یهودی تا جدل قرآن با یهودیان بر سر خستگی خدا، در آفرینش در شش روز؛ وقتی تقویم هفته تاریخ کیهان شد آمده است. اینجا فقط دو نکته لازم است.

اول، مفسران نخستین این روزها را با نام می‌شناختند. در همان روایت طبری، زمین در یکشنبه و دوشنبه آفریده می‌شود، کوه‌ها و خوراکی‌ها در سه‌شنبه و چهارشنبه، و هفت آسمان در پنجشنبه و جمعه؛ و جمعه از آن رو «جمعه» نام گرفته که آفرینش آسمان و زمین در آن جمع شد. روزی که نام دارد دوره زمین‌شناسی نیست.

دوم، خوانش «شش دوره» به جای شش روز مشکلی را حل نمی‌کند. اگر دوره‌ها هم‌اندازه باشند، چهار دوره از شش دوره به زمین رسیده است، در حالی که زمین در دو سوم نخست تاریخ کیهان اصلا وجود نداشت. اگر هم‌اندازه نباشند و مرزشان را مفسر پس از دانستن نتیجه بکشد، عدد شش دیگر هیچ خبری درباره جهان نمی‌دهد؛ فقط می‌گوید تاریخ را می‌شود به شش تکه برید، همان‌طور که می‌شود به پنج یا نه تکه برید.

روایت آفرینش در قرآن از کجا آمده است؟

مدافعان می‌گویند مردی درس‌نخوانده در مکه نمی‌توانست داستان آفرینش آسمان و زمین را بداند. فخر رازی، هشت قرن پیش، خلاف این را نوشته است. او ذیل همین آیه‌های فصلت می‌پرسد استدلال به آفرینش زمین در دو روز چه سودی برای قانع کردن کافران دارد، و جواب می‌دهد:

أَوَّلُ التَّوْرَاةِ مُشْتَمِلٌ عَلَى هَذَا الْمَعْنَى، فَكَانَ ذَلِكَ فِي غَايَةِ الشُّهْرَةِ بَيْنَ أَهْلِ الْكِتَابِ

«آغاز تورات همین مضمون را در بر دارد، و این نزد اهل کتاب در نهایت شهرت بود.»

و ادامه می‌دهد که کافران مکه اهل کتاب را صاحبان دانش می‌دانستند و الظَّاهِرُ أَنَّهُمْ كَانُوا قَدْ سَمِعُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ هَذِهِ الْمَعَانِيَ؛ ظاهرا این مضمون‌ها را از اهل کتاب شنیده بودند. درباره داستان آب و دود هم می‌گوید این قصه در قرآن نیست و در آغاز کتابی آمده که یهودیان آن را تورات می‌دانند. رازی این‌ها را برای دفاع از قرآن می‌نویسد، اما آنچه می‌گوید این است: روایت آفرینش آسمان و زمین در محیط مکه شناخته بود، از راه اهل کتاب.

هم‌پوشانی با سفر پیدایش و سنت یهودی پیرامون آن صحنه به صحنه است:

صحنه قرآن و تفسیرهای نخستین سنت کتاب مقدسی و یهودی
پیش از آفرینش عرش بر آب؛ آب بر پشت باد تاریکی بر ژرفا و باد خدا بر آب‌ها (پیدایش ۱:۲)؛ خدا بر سیلاب بر تخت (مزمور ۲۹:۱۰)
ماده آسمان دودی که از آب برخاست آسمان از آتش و آب ساخته شد (تلمود بابلی، حگیگا ۱۲الف)
نقطه آغاز زمین خانه کعبه دو هزار سال پیش از زمین بر آب بود و زمین از زیر آن گسترده شد جهان از صخره بنیاد در صهیون آفریده شد (تلمود بابلی، یوما ۵۴ب)
آسمان سقف و بنا، بی‌ستون دیدنی رقیع، گنبدی میان آب‌های بالا و پایین (پیدایش ۱:۶ تا ۸)
اجرام آسمانی چراغ‌هایی بر سقف نزدیک روشنایی‌هایی در رقیع «تا بر زمین بتابند» (پیدایش ۱:۱۷)
مدت شش روز شش روز

روایت کعبه را طبری از عبدالله بن عمرو نقل می‌کند: خَلَقَ اللَّهُ الْبَيْتَ قَبْلَ الْأَرْضِ بِأَلْفَيْ سَنَةٍ، وَمِنْهُ دُحِيَتِ الْأَرْضُ؛ خدا خانه را دو هزار سال پیش از زمین آفرید و زمین از آنجا گسترده شد. تلمود همین نقش را به صخره زیر معبد اورشلیم می‌دهد. هر جماعت مرکز مقدس خودش را ناف جهان کرده است.

این جدول ثابت نمی‌کند که آیه‌ای از روی متن معینی رونویسی شده است؛ قرآن جدول روزبه‌روز پیدایش را ندارد و جزئیاتی مثل استراحت خدا را عمدا کنار گذاشته است. اما چیزی را که ادعای اعجاز به آن نیاز دارد از میان می‌برد: نوبودن. ژولین دشارنو در پژوهشی مفصل نشان داده که کیهان‌شناسی قرآن با سنت‌های مسیحی سریانی سده‌های پیش از اسلام در گفت‌وگوست. هر صحنه از این روایت آفرینش جهان پیش از قرآن در خاور نزدیک گفته شده بود، و مخاطبان قرآن، به شهادت رازی، آن را شنیده بودند.

کارنامه ادعا در جدول آزمون

ادعای «توافق کامل» درباره آفرینش آسمان و زمین را با جدول آزمون معجزه علمی بسنجیم:

معیار نتیجه
۱. تعین مردود. «دود» و «روز» آن‌قدر کش می‌آیند که با بخار آب و سحابی، با یکشنبه و دوره کیهانی، هر دو جور شوند.
۲. تقدم مستند مردود. مفسران نخستین در روایت آفرینش آسمان و زمین بخار آب، ماهی زیر زمین و روزهای هفته دیدند، نه اخترفیزیک.
۳. نوبودن مردود. آب آغازین، تخت بر آب، گنبد آسمان، چراغ‌ها و شش روز در سنت کتاب مقدسی هست، و رازی می‌گوید مکیان آن را شنیده بودند.
۴. دقت انطباق مردود. آب پیش از ستاره، زمین کوه‌دار پیش از آسمان، دو سوم زمان برای زمین، سقف و چراغ.
۵. حسابداری متقارن مردود. «دخان» علمی خوانده می‌شود و «فرمان‌پذیر آمدیم» آسمان و زمین در همان آیه تمثیل.
۶. ابطال‌پذیری مردود. هر ناسازگاری با «زبان تمثیل» یا «ترتیب بیانی» کنار گذاشته می‌شود.
۷. باروری پیش‌بینانه مردود. هیچ بخشی از تاریخ کیهان از روایت آفرینش در قرآن استخراج نشد.
۸. آزمون کنترل مردود. با همین روش، هم‌خوان‌سازان مسیحی سفر پیدایش را با علم «کاملا سازگار» می‌کنند.

قوی‌ترین دفاع: «قرآن خطاهای سفر پیدایش را تکرار نکرده است»

این استدلال بوکای است و از بقیه جدی‌تر است. سفر پیدایش گیاه را در روز سوم و خورشید را در روز چهارم می‌آفریند، روز و شب را پیش از خورشید دارد، و خدایش در روز هفتم استراحت می‌کند. قرآن هیچ‌کدام را نگفته است. اگر محمد از اهل کتاب گرفته بود، چرا خطاها را نگرفت؟

سه پاسخ هست و هر سه در خود متن‌ها دیده می‌شود.

اول، قرآن خطاها را حذف نکرد؛ جزئیات را حذف کرد. روایت قرآن از آفرینش آسمان و زمین چند آیه پراکنده است، نه یک فصل. متنی که نمی‌گوید گیاه کی آفریده شد، درباره زمان آفرینش گیاه خطا هم نمی‌کند. این ایمنی از کم‌گویی می‌آید، نه از دانش، و جایی که قرآن جزئیات می‌دهد، مثل ترتیب زمین و آسمان در فصلت، با همان مشکل سفر پیدایش روبه‌رو می‌شود. این مشکل در آیا قرآن ترتیب علمی آفرینش جهان را می‌داند؟ جدا بررسی شده است.

دوم، جاهای خالی را سنت اسلامی خودش پر کرد، و با همان مصالح. حدیث صحیح مسلم (۲۷۸۹) خاک را در شنبه، کوه را در یکشنبه، درخت را در دوشنبه و نور را در چهارشنبه می‌آفریند: درخت دو روز پیش از نور، با سند «صحیح». روایت طبری زمین را بر پشت ماهی می‌گذارد. اگر کم‌گویی قرآن درباره آفرینش جهان نشانه دانش برتر بود، نخستین خوانندگانش باید این را می‌فهمیدند. نفهمیدند، چون برایشان متن کوتاه‌شده همان داستانی بود که می‌شناختند.

سوم، آنچه حذف شده دلیل الهیاتی دارد، نه علمی. استراحت خدا حذف شد چون قرآن در جدل با یهودیان آن را توهین به خدا می‌دانست: «و احساس ماندگی نکردیم» (ق، ۵۰:۳۸). این اصلاح کلامی یک داستان است، نه اصلاح فیزیکی آن. و چارچوب داستان دست‌نخورده ماند: آب آغازین، شش روز، زمین زیر پا، سقف بالای سر.

جمع‌بندی: خانه‌ای با کف و سقف، نه کیهانی با تاریخ

آفرینش آسمان و زمین در قرآن، وقتی کامل و به ترتیب خود متن خوانده شود، داستان ساختن یک خانه است. پیش از آغاز آبی هست و تختی بر آن. زمین اول ساخته می‌شود و کوه‌ها از بالا بر آن می‌نشینند. بخار آب بالا می‌رود و هفت سقف می‌شود. سقف پایینی چراغ می‌گیرد. کار شش روز طول می‌کشد و چهار روزش صرف زمین می‌شود. مفسران نخستین این را همین‌طور فهمیدند، با ماهی زیر زمین و نام روزهای هفته، و رازی نوشت که مردم مکه چنین روایتی را از اهل کتاب شنیده بودند.

تاریخ واقعی کیهان داستان دیگری است: نزدیک چهارده میلیارد سال، بدون آب آغازین، با ستاره‌هایی که میلیاردها سال پیش از زمین درخشیدند و عنصرهای سازنده زمین را ساختند، و زمینی که کوه‌هایش هنوز بالا می‌آیند. میان این دو داستان آفرینش جهان «توافق کامل» نیست؛ یک واژه مشترک هم به‌سختی پیدا می‌شود. آنچه بوکای توافق نامید حاصل دو کار بود: برداشتن تکه‌ها از قاب، و خواندن سکوت متن به حساب دانش آن.

پرسش‌های رایج درباره آفرینش آسمان و زمین در قرآن

قرآن می‌گوید پیش از آفرینش آسمان و زمین چه بود؟

آیه ۷ سوره هود می‌گوید عرش خدا بر آب بود، و حدیث بخاری همین را پیش از آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌گذارد. ابن‌عباس در پاسخ به اینکه آب بر چه بود گفت: بر پشت باد.

آیا «شش روز» در قرآن یعنی شش دوره طولانی؟

مفسران نخستین روزها را با نام روزهای هفته، از یکشنبه تا جمعه، می‌شناختند. خوانش «دوره» در قرن بیستم رایج شد و مشکل اصلی را هم حل نمی‌کند، چون چهار دوره از شش دوره به زمین می‌رسد.

«دخان» در آیه ۱۱ فصلت چیست؟

به گفته ابن‌کثیر و قرطبی بخار آب آغازین است که بالا رفت و آسمان از آن ساخته شد. در همان آیه، زمین با کوه‌هایش پیش از این دود ساخته شده است.

آیا روایت قرآن از آفرینش با سفر پیدایش فرق دارد؟

در جزئیات بله: قرآن جدول روزبه‌روز و استراحت خدا را ندارد. در چارچوب نه: آب آغازین، گنبد آسمان، چراغ‌های آسمانی و شش روز در هر دو هست.

منابع

منابع اولیه و سنتی

منابع پژوهشی

  • Maurice Bucaille, The Bible, the Qur’an and Science (French original: Paris, Seghers, 1976). English text
  • Planck Collaboration, “Planck 2018 results. VI. Cosmological parameters,” Astronomy & Astrophysics 641 (2020), A6. DOI
  • G. Brent Dalrymple, “The age of the Earth in the twentieth century: a problem (mostly) solved,” Geological Society, London, Special Publications 190 (2001): 205–221. DOI
  • E. M. Burbidge, G. R. Burbidge, W. A. Fowler and F. Hoyle, “Synthesis of the Elements in Stars,” Reviews of Modern Physics 29 (1957): 547–650. DOI
  • U.S. Geological Survey, “The Himalayas: Two continents collide,” in This Dynamic Earth. Text
  • Julien Decharneux, Creation and Contemplation: The Cosmology of the Qur’ān and Its Late Antique Background, Berlin: De Gruyter, 2023. DOI
  • Mohammad Ali Tabataba’i and Saida Mirsadri, “The Qur’ānic Cosmology, as an Identity in Itself,” Arabica 63, no. 3–4 (2016): 201–234. DOI
  • Damien Janos, “Qur’ānic cosmography in its historical perspective: some notes on the formation of a religious worldview,” Religion 42, no. 2 (2012): 215–231. DOI

مطالعه بیشتر در مجموعه کیهان‌شناسی و آفرینش

پایه روشی این مجموعه در چهار نوشته «مبانی و روش نقد اعجاز قرآن» آمده است: اعجاز علمی قرآن چیست؟، قرآن و علم، معیارهای معجزه علمی و خطای پس‌نگرانه در تفسیر قرآن.

مطالب مرتبط

3 دیدگاه‌

  1. 0

    […] است با زمین در پایین و آسمان بر فراز آن، و همین تصویر در آفرینش آسمان و زمین در قرآن و هفت آسمان در قرآن هم دیده […]

  2. 0

    […] جهان را خیمه‌ای بزرگ می‌دیدند. جزئیات این جهان را در آفرینش آسمان و زمین در قرآن و سقف محفوظ در قرآن […]

  3. 0

    […] است و هم چیزی که پیش از جهان بود. آن آب نخستین را در آفرینش آسمان و زمین در قرآن بررسی […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *