صلب و ترائب در قرآن: آبی که از میان پشت و سینه بیرون نمی‌آید

صلب و ترائب در قرآن نام دو جای تن است که، به گفته سوره طارق، «آب جهنده» از میان آن‌ها بیرون می‌آید. پیش از هر تفسیری، مسیر این آب را در تن دنبال کنیم.

اسپرم در لوله‌های پیچ‌خورده درون بیضه ساخته می‌شود، بیرون از شکم و پایین‌تر از لگن. در دم اپیدیدیم، چسبیده به بیضه، انبار می‌شود. هنگام انزال از مجرای دفران بالا می‌رود و به درون لگن می‌آید. پشت مثانه، کیسه‌های منی مایع خود را به آن می‌افزایند، که حدود شصت درصد حجم منی است. مجرا از میان پروستات می‌گذرد و به پیشابراه می‌رسد. خود اسپرم تنها پنج درصد آن چیزی است که بیرون می‌ریزد.

همه این مسیر پایین‌تر از ناف است. میان ستون مهره‌ها و استخوان‌های سینه، دل و شش و جگر و معده نشسته‌اند، و هیچ‌کدام در ساختن منی کاری ندارند.

این نوشته از مجموعه «زیست‌شناسی و پزشکی» در مرتدین (Mortadin) نتیجه را اول می‌گوید. آیه تصویری دارد که در پزشکی باستان رایج بود: منی از مغز می‌آید، از مغز تیره پشت پایین می‌رود و از تن بیرون می‌ریزد. مفسران کهن همین را فهمیدند و با همین واژه‌ها شرح دادند. ملحدان سده ششم هجری، به گزارش فخر رازی، نادرستی‌اش را گفتند. و «معجزه»‌ای که امروز از آن ساخته‌اند، یعنی اشاره به جای بیضه و تخمدان در دوره جنینی، ایرادی دارد که خود صاحب تفسیر نمونه نوشته است.

فهرست مطالب

آیه‌ها چه می‌گویند؟

«فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ مِمَّ خُلِقَ ﴿۵﴾ خُلِقَ مِنْ مَاءٍ دَافِقٍ ﴿۶﴾ يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ ﴿۷﴾»

«پس انسان باید بنگرد که از چه آفریده شده است؟ (۵) از آب جهنده‌ای خلق شده، (۶) [که‌] از صلب مرد و میان استخوانهای سینه زن بیرون می‌آید. (۷)» (طارق، ۵ تا ۷؛ ترجمه فولادوند)

جمله ساده است. انسان از آبی جهنده آفریده شده، و این آب يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ، از میان صلب و ترائب بیرون می‌آید. فاعل «یخرج» همان آب است. فعل مضارع است: آب بیرون می‌آید، اکنون و هر بار. آیه از جایی که اندامی سال‌ها پیش در آن بوده حرف نمی‌زند. از جایی حرف می‌زند که مایع از آن می‌آید.

دو واژه «مرد» و «زن» که در ترجمه فارسی زیر آیه دیده می‌شود در متن عربی نیست. مترجم تفسیری کهن را به درون آیه برده است، و این را در قرآن و علم نشان داده‌ایم. خود متن فقط دو نام دارد: صلب و ترائب.

دو واژه: پشت و گردن‌بندگاه

«صلب» پشت است و ستون مهره‌ها. قرطبی می‌نویسد: مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ أَيِ الظَّهْرِ. قرآن همین واژه را برای تبار به کار می‌برد. پسران «صلبی» پسرانی‌اند که از پشت خود مرد آمده‌اند: أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ. در آیه پیمان نخستین هم خدا فرزندان آدم را مِنْ ظُهُورِهِمْ، از پشت‌هایشان، بیرون می‌کشد. در زبان قرآن فرزند از پشت پدر می‌آید.

«ترائب» جمع «تریبه» است و لغت‌نامه درباره‌اش تردیدی ندارد:

وَقَالَ أَهْلُ اللُّغَةِ أَجْمَعُونَ: التَّرَائِبُ مَوْضِعُ الْقِلَادَةِ مِنَ الصَّدْرِ

«و اهل لغت همگی گفته‌اند: ترائب جای گردن‌بند است بر سینه.» (لسان العرب، ماده «ترب»)

شاهدش بیتی است از معلقه امرؤالقیس در وصف زنی سپیدتن: تَرَائِبُهَا مَصْقُولَةٌ كَالسَّجَنْجَلِ، سینه‌اش صیقلی است مثل آینه. طبری هم پس از شمردن همه قول‌ها همین را برمی‌گزیند، با این دلیل: لِأَنَّ ذَلِكَ هُوَ الْمَعْرُوفُ فِي كَلَامِ الْعَرَبِ، وَبِهِ جَاءَتْ أَشْعَارُهُمْ، چون در سخن عرب همین شناخته است و شعرهایشان با آن آمده.

پس آیه می‌گوید آب جهنده از میان پشت و بالای سینه بیرون می‌آید. همین روشنی مفسران را به زحمت انداخت.

نخستین خوانندگان: شش قول برای یک جای تن

طبری ذیل آیه شش قول درباره ترائب آورده است.

قول گوینده، به نقل طبری
جای گردن‌بند بر سینه زن ابن‌عباس، عکرمه، سعید بن جبیر
میان دو شانه و سینه مجاهد
گلوگاه مرد؛ آب از میان پشت و گلوگاه او می‌آید قتاده
دو دست و دو پا و دو چشم ابن‌عباس، به روایتی دیگر
دنده‌های پایین پشت سعید بن جبیر، به روایتی دیگر
«عصاره دل، و فرزند از آن است» معمر بن ابی‌حبیبه

شش قول برای یک واژه یعنی کسی نمی‌دانست آب جهنده با سینه چه کار دارد. رایج‌ترین راه‌حل این بود که آیه را میان مرد و زن بخش کنند. ابن‌کثیر از ابن‌عباس می‌آورد:

صُلْبُ الرَّجُلِ وَتَرَائِبُ الْمَرْأَةِ، أَصْفَرُ رَقِيقٌ، لَا يَكُونُ الْوَلَدُ إِلَّا مِنْهُمَا

«پشت مرد و سینه زن، [آبی] زرد و رقیق؛ فرزند جز از این دو پدید نمی‌آید.»

این همان نظریه دو منی است که در جنین‌شناسی در قرآن دیدیم: مرد آبی سفید از پشتش می‌ریزد و زن آبی زرد از سینه‌اش. قرطبی سهم هر کدام را هم می‌گوید. به نقل او از اعمش، از آب مرد که از پشتش می‌آید استخوان و پی آفریده می‌شود، و از آب زن که از ترائبش می‌آید گوشت و خون.

این راه‌حل دو ایراد دارد و رازی هر دو را نوشته است. اگر آب مرد فقط از پشت بیاید و آب زن فقط از سینه، دیگر آبی نیست که «از میان» این دو بیرون بیاید. و «آب جهنده» وصف منی مرد است، نه زن. صاحب تفسیر نمونه هم در سده بیستم به همین جا رسید: آیه فقط از نطفه مرد حرف می‌زند و «شرکت دادن زن در این بحث قرآنی مناسب به نظر نمی‌رسد».

چرا پشت؟ منی از مغز می‌آید

اگر زن را کنار بگذاریم، پرسش می‌ماند: منی مرد با پشت و سینه او چه کار دارد؟ مفسران پاسخ را از پزشکی روزگارشان آوردند، و آن پزشکی یونانی بود. قرطبی می‌نویسد:

وَقِيلَ: إِنَّ مَاءَ الرَّجُلِ يَنْزِلُ مِنَ الدِّمَاغِ، ثُمَّ يَجْتَمِعُ فِي الْأُنْثَيَيْنِ. وَهَذَا لَا يُعَارِضُ قَوْلَهُ: مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ؛ لِأَنَّهُ إِنْ نَزَلَ مِنَ الدِّمَاغِ، فَإِنَّمَا يَمُرُّ بَيْنَ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ

«و گفته‌اند آب مرد از مغز پایین می‌آید و سپس در دو بیضه گرد می‌شود. این با «از میان صلب» ناسازگار نیست، چون اگر از مغز پایین بیاید، از میان پشت و سینه می‌گذرد.»

دو دلیل هم می‌آورد. نطفه از همه اندام‌های تن گرفته می‌شود، و برای همین فرزند به پدر و مادرش می‌ماند و پس از بیرون آمدن منی باید همه تن را شست. و کسی که در آمیزش زیاده‌روی کند کمردرد می‌گیرد: وَلَيْسَ ذَلِكَ إِلَّا لِخُلُوِّ صُلْبِهِ عَمَّا كَانَ مُحْتَبِسًا مِنَ الْمَاءِ، و این جز برای آن نیست که پشتش از آبی که در آن انبار بود خالی شده است.

این تصویر نزدیک هزار سال از قرآن کهن‌تر است. افلاطون در «تیمایوس» می‌نویسد خدایان راهی گشودند به «مغز فشرده‌ای که از سر، از راه گردن و در درازای تیره پشت پایین می‌آید»، و می‌افزاید: همان که «پیش‌تر تخمه نامیدیم». مغز سر، مغز تیره پشت و منی برای او یک ماده‌اند در سه جا. منی از سر می‌آید و از ستون مهره‌ها می‌گذرد.

زبان‌های سامی همین تصویر را در واژه‌هایشان دارند. در سفر پیدایش خدا به یعقوب می‌گوید: «پادشاهان از کمر تو بیرون خواهند آمد» (۳۵: ۱۱). فرزند «از کمر» و «از پشت» پدر می‌آید، در عبری و در عربی. آیه سوره طارق این تعبیر را یک قدم دقیق‌تر کرده و دو سر مسیر را نام برده است: از پشت تا بالای سینه. دقیق‌تر شدنش آن را آزمودنی کرد، و نادرست.

ملحدان سده ششم: چهار ایراد و یک پاسخ

فخر رازی، که در ۶۰۶ هجری درگذشت، گزارش می‌دهد که منتقدان روزگارش همین آیه را نشانه گرفته بودند:

وَاعْلَمْ أَنَّ الْمُلْحِدِينَ طَعَنُوا فِي هَذِهِ الْآيَةِ

«بدان که ملحدان بر این آیه خرده گرفته‌اند.»

ایرادشان چهار شاخه دارد و رازی آن را بی کم و کاست می‌آورد. اگر مراد این است که منی از آن جاها جدا می‌شود، چنین نیست، چون منی از همه اندام‌های تن فراهم می‌آید. اگر مراد این است که بیشتر منی آنجا ساخته می‌شود، بیشترش در مغز پرورده می‌شود. اگر مراد جای انبار شدن است:

لِأَنَّ مُسْتَقَرَّ الْمَنِيِّ هُوَ أَوْعِيَةُ الْمَنِيِّ، وَهِيَ عُرُوقٌ مُلْتَفٌّ بَعْضُهَا بِالْبَعْضِ عِنْدَ الْبَيْضَتَيْنِ

«چون جایگاه منی ظرف‌های منی است، و آن رگ‌هایی است در هم پیچیده، نزدیک دو بیضه.»

و اگر مراد جای بیرون آمدن است، الْحِسُّ يَدُلُّ عَلَى أَنَّهُ لَيْسَ كَذَلِكَ: حس نشان می‌دهد که چنین نیست.

دو شاخه نخست از پزشکی نادرست همان روزگار می‌آید. اما شاخه سوم و چهارم درست است، و هشت قرن پیش از کالبدشناسی جدید گفته شده. «رگ‌های در هم پیچیده نزدیک بیضه» وصف خوبی است برای اپیدیدیم و مجرای دفران. منتقدان بی‌نام رازی می‌دانستند منی کجا انبار می‌شود و از کجا بیرون می‌آید، و می‌دیدند آیه چیز دیگری می‌گوید.

پاسخ رازی دو بخش دارد. بخش اول، علم روزگار خودش:

لَا شَكَّ أَنَّ أَعْظَمَ الْأَعْضَاءِ مَعُونَةً فِي تَوْلِيدِ الْمَنِيِّ هُوَ الدِّمَاغُ، وَالدِّمَاغُ خَلِيفَةٌ وَهِيَ النُّخَاعُ، وَهُوَ فِي الصُّلْبِ، وَلَهُ شُعَبٌ كَثِيرَةٌ نَازِلَةٌ إِلَى مُقَدَّمِ الْبَدَنِ وَهُوَ التَّرِيبَةُ

«شکی نیست که یاری‌رسان‌ترین اندام در ساختن منی مغز است، و جانشین مغز نخاع است که در پشت جای دارد، و شاخه‌های بسیاری از آن به پیش تن، یعنی سینه، فرود می‌آید.»

بخش دوم، وقتی علم کم می‌آورد: سخن شما درباره چگونگی ساخته شدن منی مَحْضُ الْوَهْمِ وَالظَّنِّ الضَّعِيفِ است، پندار و گمانی سست، وَكَلَامُ اللَّهِ تَعَالَى أَوْلَى بِالْقَبُولِ، و سخن خدا به پذیرفتن سزاوارتر.

این دو جمله با هم نمی‌سازد. اگر کالبدشناسی پندار است، پاسخ اول هم پندار است. و اگر آیه را باید با کالبدشناسی فهمید، کالبدشناسی امروز می‌گوید مغز در ساختن منی کاری ندارد. رازی آیه را با علم روزگارش آشتی داد. آن علم نادرست درآمد. آشتی هم با آن رفت.

نجات امروزی: بیضه‌ای که روزی نزدیک کلیه بود

ادبیات اعجاز علمی راه تازه‌ای یافته است. بیضه و تخمدان در دوره جنینی در پشت شکم، نزدیک کلیه‌ها، شکل می‌گیرند و بعد پایین می‌آیند. بیضه در ماه هفتم جنینی از دیواره شکم می‌گذرد و به کیسه‌اش می‌رسد. پس، به گفته مدافعان، آیه به خاستگاه جنینی غده‌های جنسی اشاره کرده است. فتوای شماره ۱۱۸۸۷۹ پایگاه «اسلام سؤال و جواب» از پزشک سعودی، محمدعلی البار، نقل می‌کند که بیضه و تخمدان «درست در همین ناحیه، یعنی میان ستون مهره‌ها و دنده‌ها» ساخته می‌شوند و خون و عصب خود را از همان‌جا می‌گیرند، و نتیجه می‌گیرد: «این آیه معجزه‌ای کامل است.»

تفسیر نمونه همین خوانش را می‌آورد، با این وعده که از حقیقتی خبر می‌دهد که «در آن روز برای هیچ کس شناخته شده نبود». و بلافاصله ردش می‌کند:

«اشکال مهم این تفسیر این است که: قرآن می‌گوید: آن آب جهنده از میان صلب و ترائب خارج می‌شود، یعنی به هنگام خروج، آب از میان این دو می‌گذرد، در حالی که طبق این تفسیر، در حال خروج، آب نطفه چنین نیست.» و می‌افزاید که معنا کردن ترائب به «آخرین دنده پایین، خود خالی از بحث و گفتگو نیست».

مدافع، ایراد اصلی را خودش نوشته است. چهار ایراد دیگر هم هست.

یک. ترائب دنده‌های پایین نیست. به اجماع اهل لغت جای گردن‌بند است، بالای سینه. برای آنکه خاستگاه بیضه «میان صلب و ترائب» بیفتد، باید واژه را از گلوگاه تا کمر پایین کشید.

دو. خاستگاه جنینی بیضه در پشت شکم است، جلوی ستون مهره‌ها و کنار کلیه. با همین حساب کلیه و غده روی آن و بخشی از روده هم «میان صلب و ترائب»‌اند، و آیه درباره هیچ‌کدام چیزی نگفته است. نشانی‌ای که به همه اندام‌های شکم بخورد، نشانی هیچ‌کدام نیست.

سه. آیه از آب حرف می‌زند، نه از غده. بیضه جنین منی نمی‌سازد. منی از بلوغ ساخته می‌شود، ده پانزده سال پس از آنکه بیضه آن ناحیه را ترک کرده است. و تخمدان هیچ‌گاه «آب جهنده» ندارد.

چهار. این خوانش را هیچ‌کس پیش از جنین‌شناسی جدید در آیه ندید. اگر آیه چنین می‌گفت، چهارده قرن خوانندگانش را به پشت و سینه فرستاد و سرگردان کرد.

صاحب تفسیر نمونه شش خوانش می‌شمارد و خودش ساده‌ترین را برمی‌گزیند: صلب و ترائب «قسمت پشت و پیش روی انسان است، چرا که آب نطفه مرد از میان این دو خارج می‌شود». این خوانش نادرست نیست، چون چیزی نمی‌گوید. همه اندام‌های تنه میان پشت و جلوی تن‌اند. و آخر کار دری را باز می‌گذارد: «ممکن است حقیقت مهم‌تری در این آیه نیز نهفته باشد، که در حد علم امروز برای ما کشف نشده.» آیه‌ای که معنایش را علم آینده باید پیدا کند، به علم چیزی نیاموخته است. این الگو را در خطای پس‌نگرانه در تفسیر قرآن باز کرده‌ایم.

کارنامه «صلب و ترائب» در جدول آزمون

هشت معیار این جدول در معیارهای معجزه علمی شرح داده شده است.

معیار نتیجه
۱. تعین مردود. طبری شش قول برای ترائب دارد و تفسیر نمونه شش خوانش برای کل آیه.
۲. تقدم مستند مردود. مفسران کهن پشت مرد و سینه زن فهمیدند، یا منی‌ای که از مغز پایین می‌آید. خاستگاه جنینی غده‌ها در سده بیستم پیدا شد.
۳. نوبودن مردود. افلاطون منی را مغز تیره پشت می‌دانست که از سر پایین می‌آید، و سفر پیدایش فرزند را «از کمر» پدر.
۴. دقت انطباق مردود. منی در بیضه و کیسه‌های منی و پروستات ساخته می‌شود و از لگن بیرون می‌آید. میان پشت و بالای سینه دل و شش است.
۵. حسابداری متقارن مردود. «صلب» را به حساب معجزه می‌گذارند. آب زرد و رقیق زن، که ابن‌عباس از سینه او می‌آورد، به حساب نمی‌آید.
۶. ابطال‌پذیری مردود. اگر هیچ خوانشی درست درنیاید، «حقیقت مهم‌تری» هست که علم آینده کشف خواهد کرد.
۷. باروری پیش‌بینانه مردود. کالبدشناسی را منتقدان آیه پیش بردند. ملحدان سده ششم جای انبار شدن منی را درست گفتند و رازی با آیه در دست آن را «پندار» خواند.
۸. آزمون کنترل مردود. با همین روش، «تیمایوس» افلاطون هم جنین‌شناسی غده‌های جنسی است.

قوی‌ترین دفاع: ««بین» یعنی ناحیه، نه نقطه»

دفاع فنی‌تر این است که «از میان صلب و ترائب» نشانی دقیق نیست. قرآن به زبان مردم حرف می‌زند، و مردم ناحیه میانی تن را چنین می‌نامند. کیسه‌های منی و پروستات هم جلوی انتهای ستون مهره‌ها نشسته‌اند، پس منی به معنایی از «جلوی صلب» می‌آید.

این دفاع بهایی دارد. اگر عبارت فقط می‌گوید «از درون تن»، آیه دیگر خبری نمی‌دهد که کسی نداند، و معجزه‌ای در کار نیست. اگر نشانی می‌دهد، نشانی نادرست است: ترائب بالای سینه است، نه لگن. مدافع نمی‌تواند هر دو را با هم داشته باشد، یعنی عبارتی چنان گشاد که هیچ‌گاه نادرست درنیاید و چنان دقیق که معجزه باشد.

استدلال چهارپایه‌ای که هر ادعای اعجاز باید بر آن بایستد در اعجاز علمی قرآن چیست؟ آمده است. اینجا پایه اول می‌لنگد، چون خود مدافعان بر سر اینکه آیه چه می‌گوید شش قول دارند. و پایه سوم وارونه است: علم نشان نداده که منی از میان پشت و سینه می‌آید. نشان داده که نمی‌آید.

جمع‌بندی: نشانی‌ای که به جای دیگری می‌رسد

سوره طارق می‌گوید انسان از آبی جهنده آفریده شده که از میان صلب و ترائب بیرون می‌آید. صلب پشت است و ترائب، به اجماع لغت‌شناسان، جای گردن‌بند بر سینه. منی از آنجا نمی‌آید. در بیضه و غده‌های لگن ساخته می‌شود و از همان پایین بیرون می‌ریزد.

آیه تصویر روزگار خودش را دارد. فرزند از پشت پدر می‌آید، چنان‌که در آیه‌های دیگر قرآن و در کتاب مقدس عبری هم می‌آید، و منی از مغز و تیره پشت سرازیر می‌شود، چنان‌که افلاطون نوشته بود. مفسران همین را فهمیدند و با پزشکی یونانی شرحش دادند. وقتی منتقدان گفتند منی در رگ‌های پیچیده کنار بیضه انبار می‌شود، پاسخ شنیدند که کالبدشناسی پندار است.

امروز همان آیه را به جای بیضه در شکم جنین می‌بندند. ایراد این خوانش را بزرگ‌ترین تفسیر فارسی معاصر خودش نوشته است: آیه از بیرون آمدن آب حرف می‌زند، نه از جای قدیم غده. آنچه از پرونده صلب و ترائب می‌ماند یک جمله نادرست است و شش کوشش برای آنکه چیز دیگری بگوید.

پرسش‌های رایج درباره صلب و ترائب

صلب و ترائب یعنی چه؟

صلب پشت و ستون مهره‌هاست. ترائب، به نوشته لسان العرب و به اجماع اهل لغت، جای گردن‌بند بر سینه است. طبری همین معنا را برمی‌گزیند.

آیا منی از میان پشت و سینه بیرون می‌آید؟

نه. اسپرم در بیضه ساخته و در اپیدیدیم انبار می‌شود. بیشتر حجم منی را کیسه‌های منی و پروستات در لگن می‌سازند. همه مسیر پایین‌تر از ناف است.

مفسران قدیم آیه را چگونه فهمیدند؟

بیشترشان گفتند آب مرد از پشت او و آب زن از سینه او می‌آید. قرطبی و رازی توضیح دادند که منی از مغز می‌آید و از راه نخاع پایین می‌رود.

آیا آیه به جای جنینی بیضه و تخمدان اشاره دارد؟

این خوانش سده بیستمی است. آیه از آبی حرف می‌زند که بیرون می‌آید، نه از غده‌ای که روزی جای دیگری بود. تفسیر نمونه همین ایراد را بر آن گرفته است.

چرا در ترجمه فارسی «مرد» و «زن» آمده است؟

این دو واژه در متن عربی نیست. مترجم تفسیر ابن‌عباس را، که صلب را به مرد و ترائب را به زن می‌دهد، به درون ترجمه برده است.

ملحدانی که رازی از آنان نقل می‌کند چه گفتند؟

گفتند منی از پشت و سینه جدا نمی‌شود، آنجا انبار نمی‌شود و از آنجا بیرون نمی‌آید. جای انبار شدنش را «رگ‌های در هم پیچیده نزدیک دو بیضه» دانستند، که درست است.

منابع

منابع اولیه و سنتی

  • قرآن، متن عربی و ترجمه محمدمهدی فولادوند، از پایگاه AlQuran Cloud.
  • محمد بن جریر طبری، «جامع البیان»، ذیل طارق ۶ و ۷. آیه ۶ · آیه ۷
  • فخرالدین رازی، «مفاتیح الغیب»، ذیل طارق ۷. متن در tafsir.app
  • محمد بن احمد قرطبی، «الجامع لأحکام القرآن»، ذیل طارق ۷. متن در tafsir.app
  • اسماعیل بن عمر ابن‌کثیر، «تفسیر القرآن العظیم»، ذیل طارق ۷. متن در tafsir.app
  • ابن‌منظور، «لسان العرب»، ماده «ترب». متن
  • ناصر مکارم شیرازی و همکاران، «تفسیر نمونه»، ذیل طارق ۵ تا ۷. متن
  • سفر پیدایش ۳۵: ۱۱. متن در سفاریا

منابع پژوهشی و گزارش‌ها

  • Plato, Timaeus 91a–b, trans. R. G. Bury, Loeb Classical Library, 1929. Text
  • Islam Question & Answer, Fatwa no. 118879, “Commentary on the verse ‘He is created from a water gushing forth, proceeding from between the back-bone and the ribs’.” Text
  • OpenStax, Anatomy and Physiology 2e, section 27.1, “Anatomy and Physiology of the Testicular Reproductive System.” Text

مطالعه بیشتر در مجموعه زیست‌شناسی و پزشکی

پایه روشی این مجموعه در چهار نوشته «مبانی و روش نقد اعجاز قرآن» آمده است: اعجاز علمی قرآن چیست؟، قرآن و علم، معیارهای معجزه علمی و خطای پس‌نگرانه در تفسیر قرآن. دو مجموعه پیشین این دسته «کیهان‌شناسی و آفرینش» است، که با آیا قرآن به بیگ بنگ اشاره کرده است؟ آغاز می‌شود، و «زمین، دریا و پدیده‌های طبیعی»، که با ابرها، باران و چرخه آب در قرآن آغاز می‌شود. درباره منطق کلی استدلال از معجزه، نقد برهان معجزه؛ چرا خبر شکافتن ماه، وجود خدا را ثابت نمی‌کند؟ را بخوانید.

مطالب مرتبط

2 دیدگاه‌

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *