خدا و ردپای جامعه مردسالار و بردهدار
در قرآن نه آیه هست که میگوید «زنان شما». آیهای نیست که بگوید «شوهران شما» و روی سخنش با زنان باشد. تنها زنانی که این کتاب مستقیم خطابشان میکند همسران پیامبرند، و آن هم برای اینکه بگوید در خانههایتان بمانید.
این یک نکته دستوری است و همه چیز را درباره گوینده میگوید. «شما»ی قرآن مرد است. مردی آزاد، صاحب خانه، که زن دارد و میتواند کنیز داشته باشد. زن و برده در این متن حضور دارند، ولی در جایگاه سومشخص: کسانی که دربارهشان با «شما» حرف میزنند.
این نوشته از مجموعه «نقد خدای اسلام» در مرتدین (Mortadin) ردپای جامعه مردسالار و بردهدار را در خود خدای قرآن دنبال میکند، نه فقط در احکامش. نتیجه را اول میگویم. خدایی که از چشم مرد آزاد به جهان نگاه میکند، برای اثبات یگانگیاش از نابرابری برده و ارباب مثال میآورد، و والاترین نسبت انسان با خود را «بندگی» مینامد، در همان جامعهای ساخته شده که برده میخرید و زن را کشتزار میدانست. ردپا روی قانون نیست؛ در خود تصویر خداست.
فهرست مطالب
- «شما» در قرآن کیست؟ جامعه مردسالار در ضمیرها
- مالک: آنچه «دست راست» به دست آورده است
- برده بهعنوان بدیهی: مثالی که خدا برای اثبات خودش میزند
- رب و عبد: الهیاتی که از بازار برده آمده است
- نصف: سهم زن در ارث، گواهی و عدالت
- قویترین دفاع: «قرآن وضع زن و برده را بهتر کرد»
- جمعبندی
- پرسشهای رایج
- منابع
«شما» در قرآن کیست؟ جامعه مردسالار در ضمیرها
«نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّىٰ شِئْتُمْ ۖ وَقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ مُلَاقُوهُ ۗ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ»
«زنان شما کشتزار شما هستند. پس، از هر جا [و هر گونه] که خواهید به کشتزار خود [در]آیید، و آنها را برای خودتان مقدم دارید، و از خدا پروا کنید و بدانید که او را دیدار خواهید کرد، و مؤمنان را [به این دیدار] مژده ده.» (بقره، ۲۲۳؛ ترجمه فولادوند)
گوینده با مردان حرف میزند، درباره زنان. زن کشتزار است و مرد کشاورز، و اختیار اینکه کی و چگونه به کشتزار درآید با اوست. همین ساخت در آیههای دیگر تکرار میشود. در شبهای روزه «همخوابگی با زنانتان بر شما حلال گردیده است» (بقره، ۱۸۷). «از زنان شما» آنان را که مرتکب زنا شوند در خانه نگه دارید تا مرگشان برسد (نساء، ۱۵). «زنان شما» که از حیض نومیدند سه ماه عده نگه دارند، و همینطور آنان که هنوز خون ندیدهاند (طلاق، ۴). آیه آخر، بی هیچ درنگی، از طلاق دخترانی حرف میزند که به سن بلوغ نرسیدهاند.
در همه این آیهها زن موضوع حکم است، نه مخاطب آن. به او نمیگویند چه کند؛ به مرد میگویند با او چه کند. تنها استثنا آیههایی است که با «ای همسران پیامبر» شروع میشود، و آنها را در وحی در خدمت مسائل روزمره پیامبر دیدهایم.
این را زنان همان روزگار هم دیدند. ام عماره انصاری نزد پیامبر آمد و گفت:
«مَا أَرَى كُلَّ شَيْءٍ إِلَّا لِلرِّجَالِ، وَمَا أَرَى النِّسَاءَ يُذْكَرْنَ بِشَيْءٍ»
«میبینم همه چیز برای مردان است و نمیبینم از زنان یادی بشود.» (جامع ترمذی، ۳۲۱۱)
جواب، آیهای بود که ده بار پشت سر هم میگوید «مردان و زنان»: مردان و زنان مسلمان، مردان و زنان باایمان، مردان و زنان شکیبا (احزاب، ۳۵). این آیه را امروز گواه برابری میآورند. ولی ببینید چه میدهد و چه نمیدهد. پاداش آخرت را میان هر دو تقسیم میکند و به هیچ حکمی در این دنیا دست نمیزند. ارث همان نصف میماند، شهادت همان نصف، و اختیار طلاق و زدن همانجا که بود. زن گله کرد که در کتاب نیست، و نامش را در فهرست ثواب نوشتند.
بهشت هم از همین چشم دیده شده است. پاداش پرهیزگاران «دخترانی همسال با سینههای برجسته» است (نبأ، ۳۳) و زنانی که خدا خودش آنان را «دوشیزه» ساخته است (واقعه، ۳۵ و ۳۶). درباره اینکه به زن پرهیزگار چه میرسد، متن چیزی همسنگ این ندارد. تاریخ این تصویر را در بدن، لذت و جاودانگی در بهشت: تاریخ تصویرهای پاداش آوردهایم.
مالک: آنچه «دست راست» به دست آورده است
«شما»ی قرآن فقط شوهر نیست. مالک هم هست.
«۞ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ۖ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ ۚ وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَٰلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ ۚ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً ۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ ۚ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا»
«و زنان شوهردار [نیز بر شما حرام شده است] به استثنای زنانی که مالک آنان شدهاید؛ [این] فریضه الهی است که بر شما مقرر گردیده است. و غیر از این [زنان نامبرده]، برای شما حلال است که [زنان دیگر را] به وسیله اموال خود طلب کنید -در صورتی که پاکدامن باشید و زناکار نباشید- و زنانی را که متعه کردهاید، مهرشان را به عنوان فریضهای به آنان بدهید، و بر شما گناهی نیست که پس از [تعیین مبلغ] مقرر، با یکدیگر توافق کنید [که مدت عقد یا مهر را کم یا زیاد کنید]؛ مسلما خداوند دانای حکیم است.» (نساء، ۲۴؛ ترجمه فولادوند)
زن شوهردار بر مرد مسلمان حرام است، مگر زنی که «مالک» او شده باشد. سبب این استثنا را ابوسعید خدری گفته است. پس از نبرد حنین، سپاهی به اوطاس رفت و زنانی را اسیر کرد. کسانی از یاران پیامبر تَحَرَّجُوا مِنْ غِشْيَانِهِنَّ مِنْ أَجْلِ أَزْوَاجِهِنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ؛ از همبستری با آنان پرهیز داشتند، چون شوهرانشان، که مشرک بودند، زنده بودند. آیه نازل شد و آن زنان حلال شدند (صحیح مسلم، ۱۴۵۶).
در این ماجرا وجدان چند مرد عرب سده هفتم از خدایشان جلوتر بود. آنان در همبستری با زن شوهردار اسیر تردید داشتند. آیه آمد که تردید را بردارد.
روایت دوم از همین راوی است. در غزوه بنیمصطلق زنانی اسیر شدند. ابوسعید میگوید دوری از همسران سخت شده بود، فَاشْتَهَيْنَا النِّسَاءَ، زنان را خواستیم، و میخواستیم عزل کنیم، یعنی جلوی بارداری را بگیریم. از پیامبر پرسیدند. جواب داد اگر هم نکنید باکی نیست؛ هر جانی که باید تا قیامت پدید آید، پدید میآید (صحیح بخاری، ۲۵۴۲). پرسش درباره شیوه بود و جواب هم درباره شیوه. اینکه میشود با زنی که تازه خانوادهاش را کشته یا اسیر کردهاند همبستر شد یا نه، اصلا پرسش نبود.
قرآن این را در تعریف پاکدامنی هم گنجانده است. مؤمنان رستگار کسانیاند که دامن خود را نگه میدارند «مگر در مورد همسرانشان یا کنیزانی که به دست آوردهاند» (مؤمنون، ۶؛ معارج، ۳۰). پاکدامنی مرد با داشتن کنیز جمع میشود. عبارت مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ، آنچه دست راستتان مالک شده، با صورتهای گوناگون در چهارده آیه آمده و هیچجا با نکوهش همراه نیست.
یک آیه نشان میدهد سقف اخلاقی متن کجاست:
«وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّىٰ يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ ۗ وَالَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتَابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْرًا ۖ وَآتُوهُمْ مِنْ مَالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ ۚ وَلَا تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۚ وَمَنْ يُكْرِهْهُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِكْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِيمٌ»
«و کسانی که [وسیله] زناشویی نمییابند، باید عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خویش بینیاز گرداند. و از میان غلامانتان، کسانی که در صددند با قرارداد کتبی، خود را آزاد کنند، اگر در آنان خیری [و توانایی پرداخت مال] مییابید، قرار بازخرید آنها را بنویسید، و از آن مالی که خدا به شما داده است به ایشان بدهید [تا تدریجا خود را آزاد کنند]، و کنیزان خود را -در صورتی که تمایل به پاکدامنی دارند- برای اینکه متاع زندگی دنیا را بجویید، به زنا وادار مکنید، و هر کس آنان را به زور وادار کند، در حقیقت، خدا پس از اجبار نمودن ایشان، [نسبت به آنها] آمرزنده مهربان است.» (نور، ۳۳؛ ترجمه فولادوند)
آیه دو بخش دارد. اول میگوید اگر بردهای خواست خودش را بازخرید کند و خیری در او دیدید، قرارش را بنویسید؛ آزادی به صلاحدید مالک و به بهای پول خود برده. بعد میگوید کنیزانتان را به تنفروشی وادار نکنید، با یک قید: «در صورتی که تمایل به پاکدامنی دارند». و اگر کسی وادارشان کرد، خدا آمرزنده و مهربان است. کیفری برای مالک در کار نیست. بالاترین چیزی که خدای قرآن برای زن برده میخواهد این است که صاحبش او را به دیگران کرایه ندهد. همه آیههای این موضوع را در بردهداری در قرآن؛ همه آیات برده، کنیز و ملک یمین و آنچه واقعا میگویند یکجا آوردهایم.
برده بهعنوان بدیهی: مثالی که خدا برای اثبات خودش میزند
تا اینجا احکام بود. حالا به استدلالهای خود خدا نگاه کنیم.
«ضَرَبَ لَكُمْ مَثَلًا مِنْ أَنْفُسِكُمْ ۖ هَلْ لَكُمْ مِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ شُرَكَاءَ فِي مَا رَزَقْنَاكُمْ فَأَنْتُمْ فِيهِ سَوَاءٌ تَخَافُونَهُمْ كَخِيفَتِكُمْ أَنْفُسَكُمْ ۚ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ»
«[خداوند] برای شما از خودتان مثلی زده است: آیا در آنچه به شما روزی دادهایم شریکانی از بردگانتان دارید که در آن [مال با هم] مساوی باشید و همان طور که شما از یکدیگر بیم دارید از آنها بیم داشته باشید؟ این گونه، آیات خود را برای مردمی که میاندیشند، به تفصیل بیان میکنیم.» (روم، ۲۸؛ ترجمه فولادوند)
این آیه برهان توحید است و ساختش چنین است: شما بردگانتان را در مالتان شریک نمیکنید و با خود برابر نمیدانید؛ پس چگونه آفریدههای خدا را شریک او میدانید؟ مقدمه استدلال، بدیهی بودن نابرابری برده و ارباب است. اگر شنونده بگوید «چرا، برده من با من برابر است»، برهان فرو میریزد.
همین مثال سه بار دیگر هم آمده است. خدا بعضی را در روزی بر بعضی برتری داده و برتران روزی خود را به بندگانشان نمیدهند «تا در آن با هم مساوی باشند» (نحل، ۷۱). بندهای «زرخرید که هیچ کاری از او برنمیآید» با مرد آزاد توانگر یکسان نیست (نحل، ۷۵). و بردهای که چند ارباب ناسازگار دارد با برده یک ارباب یکسان نیست (زمر، ۲۹). در هر چهار مثال خدا در جایگاه ارباب است و بتها یا مشرکان در جایگاه برده.
متنی که میخواست روزی بردهداری را برچیند، نمیتوانست درستی مهمترین آموزهاش را بر عادلانه بودن آن بنا کند. خدای قرآن نابرابری برده و آزاد را تحمل نمیکند؛ به آن استناد میکند.
رب و عبد: الهیاتی که از بازار برده آمده است
ریشهدارترین ردپا در خود واژههاست. نام اصلی خدا در قرآن، پس از «الله»، رَبّ است: ارباب، مالک، صاحباختیار. این واژه با ضمیرهایش بیش از نهصد بار در قرآن آمده است. نام انسان در برابر او عَبْد است؛ همان واژهای که برای برده زرخرید به کار میرود. قرآن میگوید جن و انس آفریده نشدند جز برای بندگی (ذاریات، ۵۶) و هر که در آسمانها و زمین است «جز بندهوار» نزد خدا نمیآید (مریم، ۹۳).
در این الهیات، بردهداری استعارهای حاشیهای نیست؛ الگوی رابطه درست میان آفریده و آفریدگار است. فضیلت یعنی بنده خوب بودن: فرمانبری بیچونوچرا، نداشتن ارادهای در برابر اراده مالک، و خرسندی به سهمی که او میدهد. نام دین هم همین است: تسلیم.
اینجا گرهی هست که مدافعان کمتر میبینند. اگر مالکیت انسان بر انسان زشت باشد، استعارهای که خدا را مالک و انسان را مملوک میکند هم زشت میشود. دینی که میخواهد «عبد» شریفترین لقب آدمی بماند، نمیتواند بگوید عبد بودن در ذات خود خواری است. تا وقتی بندگی آرمان است، بردهداری زمینی هم دستکم نهادی طبیعی میماند. زبان این فرمانروایی را در رب، ملک، عرش: تصویر فرمانروا در زبان خداشناسی بررسی کردهایم.
نصف: سهم زن در ارث، گواهی و عدالت
آنچه از این نگاه به قانون رسید معروف است و فهرستش کوتاه. سهم پسر از ارث دو برابر سهم دختر است (نساء، ۱۱). در گواهی، یک مرد برابر دو زن است، تا اگر یکی فراموش کرد دیگری یادش بیندازد (بقره، ۲۸۲). مرد میتواند تا چهار زن بگیرد، به شرط عدالت (نساء، ۳)؛ و همان سوره صد و بیست و چند آیه بعد میگوید «شما هرگز نمیتوانید میان زنان عدالت کنید هر چند [بر عدالت] حریص باشید» (نساء، ۱۲۹). شرطی گذاشته میشود، خود متن میگوید برآوردهشدنی نیست، و اجازه سر جایش میماند.
در حقوق خانواده هم همان نگاه مالک هست. کارین باور در پژوهش خود درباره تفسیرهای این آیهها نشان میدهد مفسران قدیم برتری مرد را امری بدیهی و آفرینشی میدانستند و کوشش برای برابرخوانی آیهها کار دوران جدید است. کشیا علی نشان داده فقیهان نخستین عقد ازدواج را با همان واژگان خرید کنیز صورتبندی کردند: مرد با مهر، «ملک» بهرهبردن از زن را به دست میآورد. جزئیات این احکام در زنستیزی در قرآن (بخش اول): برتری مرد، ارث، شهادت و قوامیت و زنستیزی در قرآن (بخش دوم): بدن زن، کنیزان، حجاب و بهشت مردانه آمده است.
قویترین دفاع: «قرآن وضع زن و برده را بهتر کرد»
این دفاع را باید جدی گرفت، چون بخشی از آن درست است. قرآن زندهبهگور کردن دختران را محکوم میکند (تکویر، ۸ و ۹). به زن سهمی از ارث میدهد. آزاد کردن برده را کار نیک و کفاره گناه میشمارد (بلد، ۱۳) و به نیکی با بردگان سفارش میکند (نساء، ۳۶). مدافع میگوید این گامهایی بود در مسیر برابری، و اگر مسلمانان ادامهاش ندادند تقصیر متن نیست.
چهار اشکال دارد. اول، سنجه «بهتر از جاهلیت» خودش محل تردید است، چون تصویر جاهلیت را بیشتر همان منابعی ساختهاند که میخواستند اسلام را رهایی نشان دهند. خدیجه، به روایت سیره، پیش از اسلام بازرگانی توانگر بود که کاروان میفرستاد، مرد استخدام میکرد و خودش از محمد خواستگاری کرد. زنی با این دارایی و اختیار در جامعهای که میگویند زن در آن هیچ نبود، نمونه ناجوری است.
دوم، بهتر کردن کار مصلحان است و مصلحان انساناند. از خدایی که پایان تاریخ را میداند و آخرین سخنش را میگوید، انتظار نمیرود وضع را کمی بهتر کند و همان را تا ابد قانون بگذارد. او میتوانست بگوید هیچ انسانی مالک انسان دیگر نمیشود. با یک آیه شراب را حرام کرد، با یک آیه ربا را، با یک آیه فرزندخواندگی را. برای مالکیت انسان چنین آیهای نیامد.
سوم، خود تشویق به آزادسازی، بقای نهاد را فرض گرفته است. اگر آزاد کردن برده کفاره قتل خطا و ظهار و سوگند شکسته است، همیشه باید بردهای باشد تا آزادش کنند. منبع تازه هم فراهم بود: اسیران جنگ. با فتوحات، بازار برده در سرزمینهای اسلامی بزرگتر شد، نه کوچکتر. عربستان سعودی بردهداری را در ۱۹۶۲ لغو کرد و موریتانی در ۱۹۸۱، هر دو زیر فشار جهانی، و هیچکدام به استناد آیهای از قرآن.
چهارم، دفاع «گام نخست» دقیقا همان چیزی را میپذیرد که این نوشته میگوید: احکام قرآن پاسخهاییاند در اندازه یک جامعه مشخص. اگر چنین است، دیگر نمیشود آنها را سخن فرازمانی خدا خواند. نمیشود هم گفت متن به اندازه زمانهاش بود و هم گفت برای همه زمانهاست (آیا وحی مستقل از بستر تاریخی است؟).
جمعبندی: خدایی به قامت جامعه مردسالار و بردهدار
نشانهها را در چهار لایه دیدیم. در دستور زبان، «شما» مرد است و زن سومشخص. در احکام، مرد مالک است: کشتزارش را هر گونه بخواهد شخم میزند و با اسیر شوهردار همبستر میشود. در استدلال، نابرابری برده و ارباب مقدمه بدیهی برهان توحید است. و در الهیات، خدا ارباب است و انسان برده، و بندگی نام دیگر فضیلت.
خدایی که بتواند از هر زمان و مکانی به انسان بنگرد، دلیلی ندارد جهان را از دریچه یک مرد آزاد حجازی ببیند. اینکه خدای قرآن دقیقا از همین دریچه میبیند، با همین واژهها حرف میزند و همین نابرابریها را بدیهی میگیرد، یک توضیح ساده دارد: این تصویر را همان مردان ساختهاند. ام عماره این را به زبان خودش گفته بود: همه چیز برای مردان است.
پرسشهای رایج درباره قرآن، جامعه مردسالار و بردهداری
آیا قرآن بردهداری را لغو کرده است؟
نه. آزاد کردن برده را کار نیک و کفاره برخی گناهان میداند، ولی هیچ آیهای مالکیت انسان بر انسان را ممنوع نمیکند، و همبستری با کنیز و اسیر جنگی را روا میشمارد (نساء، ۲۴؛ مؤمنون، ۶).
«زنان شما کشتزار شما هستند» یعنی چه؟
آیه ۲۲۳ سوره بقره خطاب به مردان است و زن را به زمینی مانند میکند که مرد هر گونه بخواهد در آن کشت میکند. مفسران آن را درباره شیوه همبستری دانستهاند. اختیار با مرد است و از خواست زن سخنی نیست.
مگر قرآن نگفته مردان و زنان مؤمن برابرند؟
آیه ۳۵ سوره احزاب پاداش آخرت را برای هر دو میگوید. درباره حقوق این دنیا چیزی را عوض نمیکند: ارث، گواهی، طلاق و سرپرستی نابرابر میماند.
چرا میگویید الهیات اسلام بر بردهداری بنا شده است؟
چون واژههای اصلی آن، «رب» و «عبد»، واژههای ارباب و بردهاند، و قرآن برای اثبات یگانگی خدا چهار بار به نابرابری برده و مالک مثال میزند (روم، ۲۸؛ نحل، ۷۱ و ۷۵؛ زمر، ۲۹).
منابع
- قرآن: بقره ۲۲۳، بقره ۱۸۷، نساء ۱۵، طلاق ۴، احزاب ۳۵، نبأ ۳۳، واقعه ۳۵ تا ۳۷، نساء ۲۴، مؤمنون ۵ و ۶، معارج ۲۹ و ۳۰، نور ۳۳، روم ۲۸، نحل ۷۱، نحل ۷۵، زمر ۲۹، ذاریات ۵۶، مریم ۹۳، نساء ۳، نساء ۱۱، نساء ۱۲۹، بقره ۲۸۲، تکویر ۸ و ۹، بلد ۱۳ و نساء ۳۶؛ ترجمه محمدمهدی فولادوند.
- جامع ترمذی، حدیث ۳۲۱۱ (ام عماره؛ حسن).
- صحیح مسلم، حدیث ۱۴۵۶ (اسیران اوطاس) و صحیح بخاری، حدیث ۲۵۴۲ (اسیران بنیمصطلق).
- Kecia Ali, Marriage and Slavery in Early Islam، Harvard University Press، ۲۰۱۰.
- Karen Bauer, Gender Hierarchy in the Qurʾān: Medieval Interpretations, Modern Responses، Cambridge University Press، ۲۰۱۵.
- Bernard K. Freamon, Possessed by the Right Hand: The Problem of Slavery in Islamic Law and Muslim Cultures، Brill، ۲۰۱۹.
